نگاه شما: فوتبال مهمتر است يا آموزش و پرورش ؟!
بخش «نگاه شما» برای ارائه و معرفی «نگاه» مخاطبان «تابناک» به همه موضوعات است. هر مخاطب «تابناک» میتواند با مد نظر قرار دادن شرایط همکاری با این بخش، «نگاه» خود را ارسال کند تا در معرض دید و داوری دیگر مخاطبان قرار گیرد.
مسعود اسدي/دبير آموزش و پرورش – تهران: دريافتهاي ميلياردي توپ بازان فوتبال در جامعه تأثيرات منفي مستقيم و غير مستقيمِ زيادي دارد . يكي از آثار بنيادي بسيار منفي اين است كه بسياري از كودكان و نوجوانان و جوانان جامعه با شنيدن چنين اخباري در اين توهم به سر ميبرند كه بايد همهي كارها ( حتي درس خواندن معمولي روزانه ) را كنار بگذارند به اميد اينكه ( شايد ) روزي يكي از اين ميلياردرها بشوند كه هم پول دارند و هم شهرت و هم ... !
اما حتي اگر مسائلي همچون رشوهبازي و دلالبازي و پارتيبازي و ... را در نظر نگيريم و همه چيز به طور طبيعي و واقعي پيش برود ، اصولاً چند درصد از فرزندان كشور ميتوانند به عضويت فلان تيم در آيند و يا جزو توپ بازان پر در آمد كشور باشند . چند درصد از والدين حاضرند بپذيرند كه فرزندشان تمام عمر ، همهي اصول و واقعيات زندگي را رها كند و در اين توهم به سر ببرد كه به احتمال مثلاً ( يك در صد هزار ) شايد روزي به عنوان يكي از توپ بازان مشهور يا نيمه مشهور ! كشوري مطرح بشود ؟!
مسألهي دوم اين است كه بسياري از اهالي علم و فرهنگ و هنر و محققين و اساتيد دانشگاه و ... با شنيدن چنين اخباري اغلب در كار خودشان به نوعي يأس و ناراحتيِ ناشي از تبعيض و بيعدالتي و بيقانوني و ... دچار ميشوند و در جديت و وجدان كاري آنها تأثيرات بسيار منفي ميگذارد . در ميان مردمي كه متأسفانه از كار در رفتن و زرنگي كردن و سمبل كاري و ... به شكل يك فرهنگ در آمده است ، اخبار منتشره از دريافتهاي ميلياردي توپ بازان و رانت خواران و ... اين فرهنگِ منفي را بيشتر تشديد ميكند و اقشاري كه بيشترين سنگيني بار حركت و زندگي اجتماعيِ جامعه را بر دوش دارند ، در خلوت و جلوت چنين زمزمه ميكنند كه : ما پس از سالها زحمت و مطالعه و ... و دود چراغ خوردن و انواع فشارهاي روحي و رواني و اقتصادي و ... را تحمل كردن و ... ، فلان مبلغ در ماه دريافت ميكنيم و در مقابل ، كسي كه از كل دنيا و ما فيها ، فقط يك توپ چرمي را ميشناسد و بس ! دريافتهاي ميلياردي دارد و به عشق و عيش شبانه روزي مشغول است و به ريش و ريشهي ما ميخندد ؟! كه تو دلت خوش باشد كه: « همه قبيلهي من عالمان دين بودند»
اين پولها از هر حسابي كه داده شود جاي سؤال دارد ؛ اگر از حساب دولتي پرداخت شود مسأله اين است كه از پول ماليات يا نفت مردم ( از حق الناس ) با توجيهات غلط به جيب و مرام اشخاص معدودي پرداخت كردهايم . { یکی از متخصصین علوم دینی در اظهار نظری ، الزام به پرداخت مالیات را از زیر مجموعه های تفسیری عبارت « و انفقوا فی سبیل الله » آورده بودند و حتي ادامهي اين آيه: « و لا تلقوا بايديكم الي التهلكه » را هم در تحكيم آن تفسير كرده بودند. اگر تفسير ايشان درست باشد، آيا اين گونه خرج كردنهاي ماليات اخذ شده از كاسبان و زحمت كشان جامعه ، در مسير في سبيل الله است ؟! و اگر نيست چه كسي بايد پاسخگو باشد ؟ ... . }و اگر از جيب مردم ( به باشگاه هاي خصوصي و ... ) يا درآمد رسانه و تبليغات و پيامك و ... به روشهاي مختلف اين پولها را بيرون كشيده و به عدهاي خاص دادهايم باز هم مردم را تـَلَكه كردهايم و همان فلسفه و توجيهي كه در تحريم درآمدها و اقتصاد ربوي وجود دارد ، به نظر ميرسد در چنين مواردي هم ميتواند مصداق داشته باشد و علما و مجتهدين بايد به عنوان مسائل مستحدثه اين مسائل را هم مورد بحث قرار دهند و حل و فصل نمايند . گاهي در رسانهها و از جمله در تلويزيون از توليد بازي كن و فروش آن و درآمد زايي و ارز آوري براي كشور صحبت ميكنند . در اينجا يك سؤال جاي طرح دارد : آيا هر كاري كه درآمد خوبي براي شخص يا نهاد خاص داشته باشد ، خوب است ؟ احتمالاً تن فروشان هم درآمد خوبي داشته باشند آيا مجاز به تشويق و ترويج آن هستيم ؟!
در كشورهايي كه به اقتضاي منافع « مَلأ » و « مُترفين » ، « رها بودن » را به نام « آزادي » به مردم قالب كردهاند و حتي عمل زشت همجنس بازي را به صورت قانون در آوردهاند ، شايد هر نوع درآمدي هم قابل قبول باشد ... ! اما صحبت من در اين است كه ما به چه توجيهي بايد كودكان و نوجوانان را با سحر و جادوي تبليغات ، شست و شوي مغزي بدهيم و قبل از اينكه به قدرت تشخيص لازم برسند و خودشان براي آيندهي خود تصميم بگيرند ، او را تا آخر عمر دنبال توپ چرمي روانه كنيم ؟! آيا ما به عنوان مسؤولين و مديران جامعه ، سرمايههاي انساني و اموال ملي را اين گونه بايد مديريت بكنيم ؟ آيا شريعت و قانون اين اجازه را به ما ميدهد ؟! تأكيد من بر اين است كه اگر در يك جريان عادي زندگي كه به آزادي تمام جريان داشته باشد ( نه زير بمباران تبليغات و مغزخواري و ... ) اشخاصي با انتخاب عاقلانه و غير احساسي تصميم بگيرند دنبال ورزش فوتبال يا هر ورزش ديگري بروند ، هيچ مانعي وجود ندارد . اما امكانات و سرمايههاي انساني و مديريتي و مالي كشور و ملت نبايد در راستاي احمقسازي و ايجاد هيجانات كاذب و در نتيجه ، انتخابهاي تحميلي در انسانها ، مخصوصاً كودكان و نوجوانان و جوانان به كار گرفته شود . ... .
براي اينكه تصور نشود كه من مخالف ورزش و تحرك جسماني و ... هستم ، به اين نكته اشاره ميكنم كه در خانهي شخصي خود انواع وسايل ورزشي ازجمله : ميل زورخانه ، ميلهي بار فيكس ، دنبل ، فنر دراز و نشست ، چرخانك ، دوچرخه درجا ، ترد ميل و ميز پينك پنك و ... دارم و به طور مستمر از آنها استفاده ميكنم . و انجام تمام ورزشهاي همگاني و عمومي از جمله ورزش فوتبال را قبول دارم ( اگر چه شخصاً به ورزش واليبال بيشتر علاقه دارم ) اما با هر نوع عوامفريبي و احمقسازي و سوءاستفاده از احساسات و هيجانات مردم به ويژه افراد زير 20 سال جامعه كه در حال رشد هستند و هنوز به قوام فكري لازم نرسيدهاند ( و متأسفانه فريب دادنشان راحتتر است ) به شدت مخالف هستم .
مسألهي طرفداري از تيم خاص كه ابتدا از كشورهاي اروپايي شروع شده و به تدريج در كل دنيا با تلقينات و تبليغات ويژه شايع و رايج شده است ( همان مسألهي آبي و قرمز و ... ) فعلاً جزو رازهايي است كه كشف آن بسيار دشوار مينمايد . مثلاً اگر از چنين اشخاصي بپرسيم كه شما چرا ادعا ميكنيد كه طرفدار تيم پيروزي يا استقلال هستيد ؟! معمولاً دليل و علتي براي توجيه ندارند ؛ پس از كلي تحقيق و پرس و جو ، هيچ جوابي براي اين يقه پاره كردنها نمييابيم جز اين كه بگوييم احتمالاً برخي از انسانها از نظر علم روانشناسي با توجه به روحياتي كه دارند ، به رنگ خاصي حساسيت دارند ، مثلاً وقتي رنگ قرمز يا رنگ آبي را در مقابل چشمانشان به جولان درميآورند ، آنها احساساتشان به غليان درميآيد . در علم جامعه شناسي در موارد خاصي اصطلاح اليناسيون ( از خود بيگانگي ) را به كار ميبرند كه به نظر ميرسد بسياري از هواداران خياليِ امثال آبي و قرمزها ( در كل دنيا ) به چنين حالتي دچار ميشوند : مثلاً جواني كه خودش دچار انواع گرفتاريها از جمله : نداشتن مهارت كاري خاص در زندگي ، ناموفق بودن در تحصيل علم ، بيكار بودن ، ازدواج نكردن به موقع و ... ميباشد ، دردهاي خود را از ياد برده و شديداً نگران آن است كه فلان بازي كن يا فلان مربي كه سالهاست از جيب ملت و دولت پولهاي باد آوردهي كلاني خورده است ، مثلاً در فلان بازي بدشانسي آورده و توپ چرمي به مرادش نچرخيده و در جدول رده بندي ، يك رديف سقوط داشته است . ... !
و حالا سؤال اين است كه چه كساني اين بيماري مهلك از خود بيگانگي را به نوجوانان و جوانان كشور تلقين و تحميل كردهاند ؟ و آيا اين حالت همچنان بايد ادامه داشته باشد ؟ آيا نبايد فكري به حال آن كرد ؟ ... ! در مطالب پيشين هم اشاره كردهام : در حالي كه بسياري از مدارس كشور از داشتن حتي يك آزمايشگاه متوسط محروم هستند ، مسؤولين مربوطه و غير مربوطه ! در به در دنبال جمع كردن پول از جيب مردم و در آمدنفت و مالياتهاي ملي و ... و تقديم آن به عدهاي مرفّه بي درد هستند تا براي جوانان كشور الگوهاي توهمي درست كنند و جوانان را يك عمر در سبزهزارهاي مصنوعي توهمات دست نايافتني و خيالات زودگذرِ ناپايدار سرگرم كنند و ... .
يك رأس ... را اگر با دست خالي بخواهيم براي كشتن ببريم كار بسيار دشواري است و گاهي چند نفر نيرو لازم است اما با يك دسته علف سبز يك گله را به راحتي ميتوان به قربانگاه برد و همه را از دم تيغ گذراند ، و انواع فيلمها و سريالهايي كه از ماهواره و تلويزيون و بازيهاي رايانهاي و ... و نيز تبليغات و تلقينات برنامهريزي شدهي ورزش فوتبال كه آن هم از جعبهي جادويي تلويزيون پخش ميشود ، همان بستهي علف سبزي هستند كه به راحتي استعدادها و نبوغ و آزادي فكري انسانها و مخصوصاً كودكان و نوجوانان و جوانان را به كشتارگاه ميبرند ... .
در اصول فقه اسلامي اصطلاحي وجود دارد به عنوان « سد ذرايع » ، ( در فقه شيعه: مقدمهی حرام ) ذريعه هر امري است كه ظاهر آن جايز و احتمال رسيدن به ممنوع در آن قوي مي باشد . من شخصاً جايز نميدانم كه هر امر اجتماعي در حوزهي حلال و حرام شرعي برده شود ، اما با توجه به اينكه مباني نظري مباحات و ممنوعات شرعي ، همواره توجه به مصالح فردي و جمعي بشر ميباشد ، عقلاي بشر دوست نبايد با شنيدن چنين اصطلاحاتي اوقاتشان تلخ بشود . مثلاً در همان ممالك غربي كه يكي از ارمغانهاي تمدن فوق مدرن خود را به تك تك خانوادههاي جهان سوم و در حال توسعه هديه كردهاند ( ديشهاي ماهواره و ... ) فرزندان خود را با اصول علمي مديريت ميكنند ، اغلب كودكان خود را به مطالعه در اتاقي ساكت و خالي از انواع لوازم صوتي و تصويري ترغيب ميكنند تا متفكر و انديشمند پرورده شوند ، و كبير و صغير ما شرقيها را فعلاً دنبال « نخود سياه » روانه كردهاند ... !؟
هم اكنون برخي از علماي اسلامي ، تلويزيون و مشتقات آن را به دليل غلبهي پخش موسيقي حرام در آن و برخي هم به دليل اينكه جنبهي استعداد كشي و احمق سازي آن بيشتر از جنبهي تعليمي و تربيتي آن است ، استفاده از آن را تحريم كردهاند . قطعاً بسياري از انسانها كه به اين جعبهي جادويي معتاد گشتهاند ، در حال حاضر تحريم آن را به عنوان يك نظريهي افراطي تلقي ميكنند . من شخصاً نه فقيه هستم و نه قصد اظهار نظر فقهي و ... دارم و فعلاً استفاده بسيار محدود و با مديريت صحيح آن را براي « مغزهاي زنده و جوان و هدفدار » به طور ميانگين در حدود 30 دقيقه الي يك ساعت در روز قابل تحمل ، و بيشتر از آن را مضر ميدانم . و تصور ميكنم كه مانند گندم سن زده ، قدرت تفكر عقلي را از كار مياندازد و ضايع ميكند . و به نظر ميرسد خانوادهها نبايد تربيت فرزندان خود را در بست به گروههاي زر و زور و تزوير در اقصا نقاط جهان بسپارند . و پيوسته نگويند كه اگر تلويزيون و ماهواره بد است چرا همهي مردم داخل و خارج استفاده ميكنند و ... . خداوند متعال در قرآن مجيد ميفرمايد :
« و اِن تٌطِع اَكثَرَ من في الأرض يُضلّوكَ عن سَبيل الله إن يَتّبعونَ الّا الظنّ و إن هم الا يَخرُصون »
« و اگر پيروي كني از اكثر مردم روي زمين تو را از راه خدا گمراه خواهند كرد كه اينان جز از پي گمان نميروند و جز انديشهي دروغ و باطل چيزي در دست ندارند . »
اما حتي اگر مسائلي همچون رشوهبازي و دلالبازي و پارتيبازي و ... را در نظر نگيريم و همه چيز به طور طبيعي و واقعي پيش برود ، اصولاً چند درصد از فرزندان كشور ميتوانند به عضويت فلان تيم در آيند و يا جزو توپ بازان پر در آمد كشور باشند . چند درصد از والدين حاضرند بپذيرند كه فرزندشان تمام عمر ، همهي اصول و واقعيات زندگي را رها كند و در اين توهم به سر ببرد كه به احتمال مثلاً ( يك در صد هزار ) شايد روزي به عنوان يكي از توپ بازان مشهور يا نيمه مشهور ! كشوري مطرح بشود ؟!
مسألهي دوم اين است كه بسياري از اهالي علم و فرهنگ و هنر و محققين و اساتيد دانشگاه و ... با شنيدن چنين اخباري اغلب در كار خودشان به نوعي يأس و ناراحتيِ ناشي از تبعيض و بيعدالتي و بيقانوني و ... دچار ميشوند و در جديت و وجدان كاري آنها تأثيرات بسيار منفي ميگذارد . در ميان مردمي كه متأسفانه از كار در رفتن و زرنگي كردن و سمبل كاري و ... به شكل يك فرهنگ در آمده است ، اخبار منتشره از دريافتهاي ميلياردي توپ بازان و رانت خواران و ... اين فرهنگِ منفي را بيشتر تشديد ميكند و اقشاري كه بيشترين سنگيني بار حركت و زندگي اجتماعيِ جامعه را بر دوش دارند ، در خلوت و جلوت چنين زمزمه ميكنند كه : ما پس از سالها زحمت و مطالعه و ... و دود چراغ خوردن و انواع فشارهاي روحي و رواني و اقتصادي و ... را تحمل كردن و ... ، فلان مبلغ در ماه دريافت ميكنيم و در مقابل ، كسي كه از كل دنيا و ما فيها ، فقط يك توپ چرمي را ميشناسد و بس ! دريافتهاي ميلياردي دارد و به عشق و عيش شبانه روزي مشغول است و به ريش و ريشهي ما ميخندد ؟! كه تو دلت خوش باشد كه: « همه قبيلهي من عالمان دين بودند»
اين پولها از هر حسابي كه داده شود جاي سؤال دارد ؛ اگر از حساب دولتي پرداخت شود مسأله اين است كه از پول ماليات يا نفت مردم ( از حق الناس ) با توجيهات غلط به جيب و مرام اشخاص معدودي پرداخت كردهايم . { یکی از متخصصین علوم دینی در اظهار نظری ، الزام به پرداخت مالیات را از زیر مجموعه های تفسیری عبارت « و انفقوا فی سبیل الله » آورده بودند و حتي ادامهي اين آيه: « و لا تلقوا بايديكم الي التهلكه » را هم در تحكيم آن تفسير كرده بودند. اگر تفسير ايشان درست باشد، آيا اين گونه خرج كردنهاي ماليات اخذ شده از كاسبان و زحمت كشان جامعه ، در مسير في سبيل الله است ؟! و اگر نيست چه كسي بايد پاسخگو باشد ؟ ... . }و اگر از جيب مردم ( به باشگاه هاي خصوصي و ... ) يا درآمد رسانه و تبليغات و پيامك و ... به روشهاي مختلف اين پولها را بيرون كشيده و به عدهاي خاص دادهايم باز هم مردم را تـَلَكه كردهايم و همان فلسفه و توجيهي كه در تحريم درآمدها و اقتصاد ربوي وجود دارد ، به نظر ميرسد در چنين مواردي هم ميتواند مصداق داشته باشد و علما و مجتهدين بايد به عنوان مسائل مستحدثه اين مسائل را هم مورد بحث قرار دهند و حل و فصل نمايند . گاهي در رسانهها و از جمله در تلويزيون از توليد بازي كن و فروش آن و درآمد زايي و ارز آوري براي كشور صحبت ميكنند . در اينجا يك سؤال جاي طرح دارد : آيا هر كاري كه درآمد خوبي براي شخص يا نهاد خاص داشته باشد ، خوب است ؟ احتمالاً تن فروشان هم درآمد خوبي داشته باشند آيا مجاز به تشويق و ترويج آن هستيم ؟!
در كشورهايي كه به اقتضاي منافع « مَلأ » و « مُترفين » ، « رها بودن » را به نام « آزادي » به مردم قالب كردهاند و حتي عمل زشت همجنس بازي را به صورت قانون در آوردهاند ، شايد هر نوع درآمدي هم قابل قبول باشد ... ! اما صحبت من در اين است كه ما به چه توجيهي بايد كودكان و نوجوانان را با سحر و جادوي تبليغات ، شست و شوي مغزي بدهيم و قبل از اينكه به قدرت تشخيص لازم برسند و خودشان براي آيندهي خود تصميم بگيرند ، او را تا آخر عمر دنبال توپ چرمي روانه كنيم ؟! آيا ما به عنوان مسؤولين و مديران جامعه ، سرمايههاي انساني و اموال ملي را اين گونه بايد مديريت بكنيم ؟ آيا شريعت و قانون اين اجازه را به ما ميدهد ؟! تأكيد من بر اين است كه اگر در يك جريان عادي زندگي كه به آزادي تمام جريان داشته باشد ( نه زير بمباران تبليغات و مغزخواري و ... ) اشخاصي با انتخاب عاقلانه و غير احساسي تصميم بگيرند دنبال ورزش فوتبال يا هر ورزش ديگري بروند ، هيچ مانعي وجود ندارد . اما امكانات و سرمايههاي انساني و مديريتي و مالي كشور و ملت نبايد در راستاي احمقسازي و ايجاد هيجانات كاذب و در نتيجه ، انتخابهاي تحميلي در انسانها ، مخصوصاً كودكان و نوجوانان و جوانان به كار گرفته شود . ... .
براي اينكه تصور نشود كه من مخالف ورزش و تحرك جسماني و ... هستم ، به اين نكته اشاره ميكنم كه در خانهي شخصي خود انواع وسايل ورزشي ازجمله : ميل زورخانه ، ميلهي بار فيكس ، دنبل ، فنر دراز و نشست ، چرخانك ، دوچرخه درجا ، ترد ميل و ميز پينك پنك و ... دارم و به طور مستمر از آنها استفاده ميكنم . و انجام تمام ورزشهاي همگاني و عمومي از جمله ورزش فوتبال را قبول دارم ( اگر چه شخصاً به ورزش واليبال بيشتر علاقه دارم ) اما با هر نوع عوامفريبي و احمقسازي و سوءاستفاده از احساسات و هيجانات مردم به ويژه افراد زير 20 سال جامعه كه در حال رشد هستند و هنوز به قوام فكري لازم نرسيدهاند ( و متأسفانه فريب دادنشان راحتتر است ) به شدت مخالف هستم .
مسألهي طرفداري از تيم خاص كه ابتدا از كشورهاي اروپايي شروع شده و به تدريج در كل دنيا با تلقينات و تبليغات ويژه شايع و رايج شده است ( همان مسألهي آبي و قرمز و ... ) فعلاً جزو رازهايي است كه كشف آن بسيار دشوار مينمايد . مثلاً اگر از چنين اشخاصي بپرسيم كه شما چرا ادعا ميكنيد كه طرفدار تيم پيروزي يا استقلال هستيد ؟! معمولاً دليل و علتي براي توجيه ندارند ؛ پس از كلي تحقيق و پرس و جو ، هيچ جوابي براي اين يقه پاره كردنها نمييابيم جز اين كه بگوييم احتمالاً برخي از انسانها از نظر علم روانشناسي با توجه به روحياتي كه دارند ، به رنگ خاصي حساسيت دارند ، مثلاً وقتي رنگ قرمز يا رنگ آبي را در مقابل چشمانشان به جولان درميآورند ، آنها احساساتشان به غليان درميآيد . در علم جامعه شناسي در موارد خاصي اصطلاح اليناسيون ( از خود بيگانگي ) را به كار ميبرند كه به نظر ميرسد بسياري از هواداران خياليِ امثال آبي و قرمزها ( در كل دنيا ) به چنين حالتي دچار ميشوند : مثلاً جواني كه خودش دچار انواع گرفتاريها از جمله : نداشتن مهارت كاري خاص در زندگي ، ناموفق بودن در تحصيل علم ، بيكار بودن ، ازدواج نكردن به موقع و ... ميباشد ، دردهاي خود را از ياد برده و شديداً نگران آن است كه فلان بازي كن يا فلان مربي كه سالهاست از جيب ملت و دولت پولهاي باد آوردهي كلاني خورده است ، مثلاً در فلان بازي بدشانسي آورده و توپ چرمي به مرادش نچرخيده و در جدول رده بندي ، يك رديف سقوط داشته است . ... !
و حالا سؤال اين است كه چه كساني اين بيماري مهلك از خود بيگانگي را به نوجوانان و جوانان كشور تلقين و تحميل كردهاند ؟ و آيا اين حالت همچنان بايد ادامه داشته باشد ؟ آيا نبايد فكري به حال آن كرد ؟ ... ! در مطالب پيشين هم اشاره كردهام : در حالي كه بسياري از مدارس كشور از داشتن حتي يك آزمايشگاه متوسط محروم هستند ، مسؤولين مربوطه و غير مربوطه ! در به در دنبال جمع كردن پول از جيب مردم و در آمدنفت و مالياتهاي ملي و ... و تقديم آن به عدهاي مرفّه بي درد هستند تا براي جوانان كشور الگوهاي توهمي درست كنند و جوانان را يك عمر در سبزهزارهاي مصنوعي توهمات دست نايافتني و خيالات زودگذرِ ناپايدار سرگرم كنند و ... .
يك رأس ... را اگر با دست خالي بخواهيم براي كشتن ببريم كار بسيار دشواري است و گاهي چند نفر نيرو لازم است اما با يك دسته علف سبز يك گله را به راحتي ميتوان به قربانگاه برد و همه را از دم تيغ گذراند ، و انواع فيلمها و سريالهايي كه از ماهواره و تلويزيون و بازيهاي رايانهاي و ... و نيز تبليغات و تلقينات برنامهريزي شدهي ورزش فوتبال كه آن هم از جعبهي جادويي تلويزيون پخش ميشود ، همان بستهي علف سبزي هستند كه به راحتي استعدادها و نبوغ و آزادي فكري انسانها و مخصوصاً كودكان و نوجوانان و جوانان را به كشتارگاه ميبرند ... .
در اصول فقه اسلامي اصطلاحي وجود دارد به عنوان « سد ذرايع » ، ( در فقه شيعه: مقدمهی حرام ) ذريعه هر امري است كه ظاهر آن جايز و احتمال رسيدن به ممنوع در آن قوي مي باشد . من شخصاً جايز نميدانم كه هر امر اجتماعي در حوزهي حلال و حرام شرعي برده شود ، اما با توجه به اينكه مباني نظري مباحات و ممنوعات شرعي ، همواره توجه به مصالح فردي و جمعي بشر ميباشد ، عقلاي بشر دوست نبايد با شنيدن چنين اصطلاحاتي اوقاتشان تلخ بشود . مثلاً در همان ممالك غربي كه يكي از ارمغانهاي تمدن فوق مدرن خود را به تك تك خانوادههاي جهان سوم و در حال توسعه هديه كردهاند ( ديشهاي ماهواره و ... ) فرزندان خود را با اصول علمي مديريت ميكنند ، اغلب كودكان خود را به مطالعه در اتاقي ساكت و خالي از انواع لوازم صوتي و تصويري ترغيب ميكنند تا متفكر و انديشمند پرورده شوند ، و كبير و صغير ما شرقيها را فعلاً دنبال « نخود سياه » روانه كردهاند ... !؟
هم اكنون برخي از علماي اسلامي ، تلويزيون و مشتقات آن را به دليل غلبهي پخش موسيقي حرام در آن و برخي هم به دليل اينكه جنبهي استعداد كشي و احمق سازي آن بيشتر از جنبهي تعليمي و تربيتي آن است ، استفاده از آن را تحريم كردهاند . قطعاً بسياري از انسانها كه به اين جعبهي جادويي معتاد گشتهاند ، در حال حاضر تحريم آن را به عنوان يك نظريهي افراطي تلقي ميكنند . من شخصاً نه فقيه هستم و نه قصد اظهار نظر فقهي و ... دارم و فعلاً استفاده بسيار محدود و با مديريت صحيح آن را براي « مغزهاي زنده و جوان و هدفدار » به طور ميانگين در حدود 30 دقيقه الي يك ساعت در روز قابل تحمل ، و بيشتر از آن را مضر ميدانم . و تصور ميكنم كه مانند گندم سن زده ، قدرت تفكر عقلي را از كار مياندازد و ضايع ميكند . و به نظر ميرسد خانوادهها نبايد تربيت فرزندان خود را در بست به گروههاي زر و زور و تزوير در اقصا نقاط جهان بسپارند . و پيوسته نگويند كه اگر تلويزيون و ماهواره بد است چرا همهي مردم داخل و خارج استفاده ميكنند و ... . خداوند متعال در قرآن مجيد ميفرمايد :
« و اِن تٌطِع اَكثَرَ من في الأرض يُضلّوكَ عن سَبيل الله إن يَتّبعونَ الّا الظنّ و إن هم الا يَخرُصون »
« و اگر پيروي كني از اكثر مردم روي زمين تو را از راه خدا گمراه خواهند كرد كه اينان جز از پي گمان نميروند و جز انديشهي دروغ و باطل چيزي در دست ندارند . »
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۷
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۵
مربی که ملیاردها میگیرد که آموزش بدهد در زمان مسابقه دنبال فتوبالیت اموزش دیده خارج از ایران میگردد که بیان در تیم ایران بازی کنند
مسیولین ما به کیا پول میدهند کاری که شاید خودشون هم بتونند انجام بدهند البته شاید
مطمئنا منعكس نميشه ولي درد دلم بود
پاسخ ها
ناشناس
| ۰۹:۳۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۱
ناشناس
| ۱۷:۰۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۲۱
برادر گرامی !!! شما از کجا تشخیص دادی معلم ها یک سوم سال کار می کنند در تمام دنیا تعطیلات سه ماهه برای مدارس وجود دارد و تازه این خواسته معلم نیست بلکه خواسته سیستم آموزشی دستگاه آپ می باشد.
خواهشا بدون منطق صحبت نکنید همین شماها با این اظهار نظرهای غیرواقعی موجب شدید که اکثر مردم فکر دیگری بکنند یه مقدار قدرشناس باشید مثلا شما یه زمانی شاگرد همین معلم ها بوده اید این طرز ادای احترام به معلم نیست.
یا شاید هم خاطره خوبی از معلمان خودت نداری و شاید دلایل شخصی دیگری دارد.
ولی مطمئنا در اشتباهی عزیز دل برادر!! در افکارت تجدید نظر کن!! تا زیاد عذاب نکشی!
یا حق
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




