در غربت بانوی آب و آئینه
اجرك الله يا بقيه الله في مصيبته جدتك فاطمه الزهراء
«يا مُمتحنه امتحكِِ الله الذي خلقكِ قبلَ أن يخلقكِ فوجدكِ لما امتحنكِ صابره»
چشمان غم بار رسول نور بر كرانه عرش وصال پاره تن خويش را به انتظار نشسته است.
بتول رحمت چه دردناك آه از سينه مجروح بر مي كشد.
آه سردي كه اگر بر قامت روز افكند شام مي شود.
افلاكيان ميان دو محظور مانده اند؛ شوق لقاي حوراي انسيان و غربت مولاي مؤمنان!
شبگرد تنهاي باغهاي مدينه اين بار پس از وداع با چاه خسته دل به كدامين اميد به خانه برگردد؟
كاش آن سيماي پر از مهر باز هم به خانه بود!
كاش آن تنهاترين اميد باز هم به خانه بود!
كاش دستان نوازشگرش بار دگر، غبار غم از رخسار حيدر كرار مي زدود.
دردا كه زبانه هاي حريق بر حريم وحي، يگانه ياور او را گرفته اند!
دردا كه بي فاطمه بايد نفس كشد!
دردا كه بي فاطمه، هستي هنوز هست!
چشمهاي پليد اهل جماعت از اين به بعد، شب ها را به خواب گران سير مي كنند.
ديگر نه شب كه روز هم وقت خفتن است!
آري اينك فاطمه چادر خاكي خويش را برگرفت و آفتاب را در نقاب خاك تيره نهان ساخت.
اما هنوز خاك مدينه از عطر اشك هاي او پر طراوت است.
اشك هايي كه هر قطره اش رحمت از زمين و زمان برگرفته است.
اشك هايي كه موجب اشكهاي سرمدي است.
خاك مدينه هنوز در خجالت است كه چگونه چادر عفت را به گرد خويش آلود!
خاك زمين هنوز در خجالت از مهمان نوازي خويش سرافكنده به پيشگاه مهمان كوثر است.
شهادت اسوه آل محمد ـ زهرا ـ هنوز هم چون داغ ننگ بر پيشاني تاريخ جلوه مي كند.
پژواك اين پرسش بزرگ، در گوش تاريخ تا ابد موج مي زند كه: به كدامين گناه بنت محمد (ص) سزاوار قتل شد؟!
امام صادق(ع) ـ فرزند زهراي مرضيه ـ در وصف مادرش فرمود: «خداوند عزوجل زهرا را از نور عظمت خويش آفريد و چون درخشيد، آسمانها و زمين را با نور خويش روشن ساخت كه چشمان فرشتگان را خيره كرد! آنگاه فرشتگان در پيشگاه خدا به سجده افتادند. گفتند: خداوندا، اي سرور ما! اين چه نوري است؟! خداوند به آنان وحي فرمود: اين نوري است از نور من، آن را در آسمانم قرار دادم. آنرا از عظمت خويش آفريدم. او را از نسل يكي از پيامبرانم خواهم آورد كه بر همه پيامبران او را برتري دهم. من از اين نور اماماني را برآورم كه به امر من بپاخيزند و خلق را به حق هدايت كنند. من آنان را پس از پايان وحي (پايان نبوت) خلفاي خود در زمين قرار خواهم داد.»
(علل الشرايع ج 1 / 180 ح 1)
يا فاطمه! «إنا لكِ اولياءُ و مصدقونَ»






