صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
چوب معلم گل بود ...؛

معلمان دیروز، سختگیرتر و جدی‌تر از امروزی‌ها

هر دو گروه این شعر را سرلوحه اعمالشان قرار می‌دادند که «چوب معلم گله؛ هر کی نخوره خله». کتک خوردن بخشی از آداب و قواعد دوران مدرسه بود. بچه‌هایی که کتک می‌خوردند خجالت می‌کشیدند، ماجرا را با پدر و مادرشان در میان بگذارند. چون در این حالت باید علاوه بر درد تنبیه، زخم سرزنش خانواده را هم تحمل می‌کردند.
کد خبر: ۴۹۶۶۲۶
| |
11268 بازدید
|
در آستانه روز معلم می‌خواهیم سراغ معلمان دلسوز و زحمتکش دیروز برویم؛ معلمانی که رفتار و کردار و روحیاتشان زمین تا آسمان با معلم‌های امروزی تفاوت داشت. اصلا قصد ارزش گذاری نداریم. نمی‌خواهیم بگوییم که قدیمی‌ها بهتر بودند یا امروزی‌ها. می‌خواهیم آرشیو ذهنتان را تکانی بدهیم و به یادتان بیاوریم در این بیست، سی سال چقدر همه چیز عوض شده و توفان تحولات اجتماعی همه چیز را جابجا کرده ‌است. بچه‌ها دیگر شباهتی به بچه‌های قدیمی ندارند؛ فضای مدرسه و مناسباتش عوض شده و آموزگاران نیز دیگر آن آدم‌های سختگیر دیروزی نیستند.
 
دانش آموزان امروزی شماره تلفن همراه معلم‌ها را دارند. گاهی با آن‌ها در اینترنت چت می‌کنند یا برایشان در وایبر عکس‌ها و فیلم‌های بامزه می‌گذارند. حالا سوار بر قطار خاطرات شوید و سی سال به عقب بروید و به یاد آورید وقتی در دهه ۶۰ معلمتان را در بیرون از مدرسه می‌دیدید؛ چقدر می‌ترسیدید و خجالت می‌کشیدید.

نفس‌ها در سینه حبس می‌شد


معلم‌های قدیمی را می‌توان به سه گروه خشن، معمولی و مهربان دسته بندی کرد. ممکن است بعد از خواندن این جمله با خودتان بگویید از کرامات شیخ ما چه عجب! خب این دسته بندی را که همه جا می‌شود انجام داد. پزشکان و رانندگان را هم می‌توان در همین سه دسته جای داد. بله. درست است. در بین معلمان فعلی هم معلم خشن و مهربان و معمولی یافت می‌شود؛ اما مسأله این است که در بین قدیمی‌ها کفه خشونت سنگین‌تر بود. یعنی اینکه درصد بیشتری از معلمان زمخت و تندخو بودند و‌‌ همان معلم‌های مهربان نیز وقتی لازم می‌شد لطافت را کنار می‌گذاشتند.

معلمان دهه شصتی ابهتی داشتند که وقتی به کلاس پا می‌گذاشتند نفس‌ها در سینه حبس می‌شد. آن‌ها برای اداره کلاس از عنصر تهدید استفاده می‌کردند و اگر تهدید جواب نمی‌داد، برای تنبیه دست به کار می‌شدند. آن زمان معلمان گرامی و دانش آموزان عزیز هیچ کدام تنبیه را بد نمی‌دانستند. هر دو گروه این شعر را سرلوحه اعمالشان قرار می‌دادند که «چوب معلم گله، هر کی نخوره خله». کتک خوردن بخشی از آداب و قواعد دوران مدرسه بود. بچه‌هایی که کتک می‌خوردند خجالت می‌کشیدند، ماجرا را با پدر و مادرشان در میان بگذارند، چون در این حالت باید علاوه بر درد تنبیه، زخم سرزنش خانواده را هم تحمل می‌کردند.

این جور مواقع جواب بزرگتر‌ها مشخص بود: «خب حتما یه کاری کردی که تنبیهت کردن». معمولا پدر و مادر‌ها یکی از بچه مثبت‌های مدرسه را می‌شناختند و موضوع را به او ارجاع می‌دادند. «چرا رفیقت احمد رو کسی تنبیه نمی‌کنه؟ چون پسر مؤدب و حرف گوش کنیه؛ مثل تو نیست که...». غرولندهای داخل خانه باعث می‌شد که داستان کتک و تنبیه بدنی مثل یک راز بین معلم و دانش آموز بماند. وقتی جای درد خوب می‌شد، بچه‌ها خاطرات تنبیه‌هایشان را با هم مرور می‌کردند و کلی هم می‌خندیدند.

مشت آهنین و تیراندازی با گچ


یکی از تفاوت‌های بارز و مشخص آقا معلم‌ها شیوه‌های تنبیهی شان بود. اصلا بعضی وقت‌ها بچه‌ها براساس همین روش‌ها برای معلمان نام و لقب انتخاب می‌کردند. مثلا ما در مقطع راهنمایی معلمی داشتیم که همه به او جاوید کاراته می‌گفتند. فامیلش جاویدنیا بود و برای تنبیه از حرکاتی استفاده می‌کرد که شبیه مشت‌های آهنین کاراته کار‌ها بود. یکی از معلمان نشانه گیری خیلی خوبی داشت و از فاصله دور گچ را به سمت دانش آموز موردنظر پرتاب می‌کرد. پس از آنکه پسر بچه متخلف کلاس ضربه گچ را احساس می‌کرد، بد و بیراهای معلم شروع می‌شد. آقا معلم با این ضربه سهمگین به خیال خودش جلوی حواس‌پرتی بچه‌ها را می‌گرفت و مجبورشان می‌کرد که در ‌‌نهایت سکوت به درس گوش کنند.

البته حالا که دارم دفتر خاطراتم را ورق می‌زنم باید بخش‌های شیرین قصه را هم بگویم. همین آقا معلم داخل جیبش کلی عناب می‌ریخت و به دانش آموزان کوشا و مودب کلاس چند دانه‌ای عناب تعارف می‌کرد. بعضا عناب به دانش آموزان تنبیه شده هم تعلق می‌گرفت. او می‌خواست با این کار کدورت به وجود آمده را برطرف کند. ناظم‌ها بر خلاف معلمان بیشتر به تنبیه «کلاغ پر» علاقه داشتند. چون این کار را صرفا می‌شد در حیاط مدرسه (محل فرمانروایی ناظم) انجام داد.

همان طور که گفته شد هر معلمی روش‌های تنبیهی خودش را داشت. بعضی‌ها خودکار لای انگشتان بچه‌ها می‌گذاشتند و فشار می‌دادند که خیلی هم دردناک بود. بعضا دستشان را مشت می‌کردند و به کله مبارک پسربچه‌ها می‌کوبیدند. استفاده از تسبیح هم خیلی رایج بود. نخ تسبیح را چند دور می‌چرخاندند و در نقطه‌ای از بدن دانش آموز زبان بسته‌‌ رها می‌کردند.

سطل آشغال رو بگیر بالای سرت!


معلم‌های خشن از تمام وسایل دور و برشان برای تنبیه استفاده می‌کردند. گاهی از دانش آموز بیچاره می‌خواستند که کف دست را در معرض دید قرار دهد و در این هنگام خط کش فلزی یا پلاستیکی را به دست او می‌کوبیدند. بچه‌ها چشمانشان را می‌بستند تا درد خط کش را کمتر احساس کنند و... در سطور بالا به تنبیه‌های بدنی اشاره کردیم. برخی تنبیه‌ها به جسم دانش آموز کاری نداشتند و روح و روانش را نشانه می‌گرفتند. مثلا معلم از یکی از بچه‌ها می‌خواست گوشه اتاق بایستد؛ یک پایش را بالا بگیرد و همزمان سطل آشغال را روی سرش نگه دارد. این حرکت آکروباتیک در حالی انجام می‌شد که درس و کلاس هم جریان داشت و بچه‌ها مدام صحنه را می‌دیدند و نیشخند می‌زدند. دانش آموزی که رویش به طرف کلاس بود، زیر رگبار خنده‌های بچه‌ها نابود می‌شد.

پرونده‌ات رو می‌ذارم زیر بغلت!


یک گروه از معلمان هم خیلی نازنازی بودند. وقتی نمی‌توانستند با بچه‌ها کنار بیایند با حالتی قهرآمیز کلاس را ترک می‌کردند و دست به دامان ناظم مدرسه می‌شدند. در این گونه مواقع آقا یا خانم ناظم در حالی که به شدت برافروخته بود وارد کلاس می‌شد و برای بچه‌ها کلی خط و نشان می‌کشید. جمله تکرار شونده‌اش هم همیشه این بود: «اگه کسی یه بار دیگه شلوغ بکنه، پرونده اش رو می‌ذارم زیر بغلش از این مدرسه بره». بچه‌ها زیر و بم قوانین آیین نامه را نمی‌دانستند. فکر می‌کردند واقعا اخراج از مدرسه به همین راحتی است. هیچ کس صحنه پرونده زیر بغل گذاشتن و اخراج را ندیده بود، ولی این تصویر به قدری در گفته‌ها و شنیده‌ها تکرار شد که همه باورش کردند.

یادش بخیر! وقتی مدرسه می‌رفتیم در انشا‌هایمان می‌نوشتیم «معلم چون شمعی است که خود می‌سوزد تا اطرافش را روشن نگه دارد و...» همه معلم‌ها چه مهربان، چه خشن، چه بدنمره، چه خوش نمره در یک ویژگی با هم مشترک بودند. همگی دانش آموزان را دوست داشتند و دلشان می‌خواست آن‌ها در آینده رستگار شوند. در این مسیر هر کدام از شیوه‌های تربیتی خودشان استفاده می‌کردند.

منبع: چمدان (ضمیمه روزنامه جام جم)
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۷
انتشار یافته: ۱۱
مارس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۲۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۲
در مدرسه راهنمایی ماروش خشونت در ان زمان باعث شده بود مدرسه جای دوست داشتنی برای خیلی ازما دهه شصتی ها نباشه و با عث ترک تحصیل خیلی ها شدیادم میاد معلم هایی که مهربان و شاد بودند همیشه دوست داشتیم کلاسشان تموم نشه و وقت بیشتری با انها داشته باشیم یک ناظم داشتیم تو زمستون با چوب انار دانش اموز را میزد و درد تا مغز استخوان میرفت و همیشه هراس و اظطراب تنبیه داشتیم با الان قابل مقایسه نیست
معلم
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۲۶ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۲
ممنون ازاينكه قدر شناس كسانى هستى كه شما را به اينجا رساندهاند.
امیر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۲۸ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۲
سال 60 معلم پنجم ابتدایی یه سیلی به من زد که هنوز احساسش می کنم ، جالب اینکه روز اولش هم بود .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۳۱ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۲
مسخره وبه دور از واقعيات جامعه
معلمی از اردبیل
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۴۰ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۲
آموزش و پرورش خیلی وقته سکته زده جناب/ منی که عاشق معلمی بودم الان از این شغل متنفرم زندگی خودم به جهنم خانواده ام نابود شد خدا باعث و بانیش رو لعنت کنه
اصغر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۰۶ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۲
معلم امروز اگه به دانش آموز دست بزنه همه عالم از دستش شاکی میشن که تنبیه ممنوعه
رضا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۱۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۲
من یکی از همان ها هستم که می گویید .
از بس که دانش اموزان و والدین را با سخنان به اصطلاح دلسوزانه و راهنمایی های مشاوره ای غلط مخصوص ان طرف اب مشاوره دادید
کار به جایی رسیده که به زودی همین حرف ها را که نوشتید در چند سال آینده دانش اموزان بر سر معلمان خواهند آورد .
معلم دبیرستان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۲
آموزش وپرورش ما خیلی وقته نابودشده وصدای شکستن استخوان هایش راهمه می شنوند.ازوزیران ناکارآمد،ساختمان های فرسوده،پول های مداوم تحت عنوان کمک به مدرسه وکتاب های فوری نوشته شده بی محتوا و....من هم با22سال سابقه ازمعلمی پشیمانم.بچه های مظلوم ایران زمین که جای خودداره.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۰۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۲
کار یک دبیر ریاضی ، فیزیک ، شیمی و .. از کار یک مربی در بعضی از رشته های دانشکاه به مرتب سختتر است ولی امیاز یک مربی فوق لیسانس در دانشگاه کجا و یک دبیر دبیرستان کجا طبیعی است که باید سال بسال وضع آموزش متوسطه بدتر شود
حمید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۲ - ۱۳۹۴/۰۲/۱۳
سلام تابناک تو یعنی حالا اظهار وجود کردی ودرروز معلم از معلمین تجلیل کردی ؟
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟
آخرین اخبار