اصولي که بدان پايبند نيستيم
يکي از بينندگان «تابناک» در پيامي نوشت: هر روز که ميگذرد و به قولي انتخابات پرشورتر ميشود، دلمان بيشتر به درد ميآيد.
هر از گاهي ميخوانيم که فلان کانديداي اصلاحطلب گفت که زمين و زمان خراب شده و هر چه بلاست از آسمان بر سر ايران ميبارد و همه اينها به خاطر سيبزميني و پرتقال و ديگر برکات دولت است!
يا در يک نشريه حامي دولت («راه مستضعفين» که در تعداد بالا در دانشگاه تهران و ... منتشر ميشود) ميخوانيم که پرتغالها، اسرائيلي نبوده، بلکه چيني بوده و در اينجا آرمهاي تقلبي روي آنها چسبانده شده است و در زير اين نوشته دو عکس از آرمهاي مثلا «ج ع ل ي» و «اصلي» اين شرکت آورده ميشود که ما هرچه به چشمانمان فشار آورديم، نتوانستيم فرقشان را متوجه شويم (!)
انتخابات شده است، شخصگرايي و حاميان هر چه ميگويند تا رقيب را تخريب کنند و خود را بالا بکشند. مگر ما ايراني نيستيم؟ پس چرا هيچ کدام از ما به برنامه کانديداها توجه نداريم؟ چرا تنها ميانديشيم که شخصي که ما ميخواهيم برنده اين جنگ ناجوانمردانه شود؛ مگر صلاح مملکت مهمتر نيست؟
آيا هيچ کدام از ما، کارهايي که دولت به زيان ملت انجام داد، به ياد ندارد؟
آيا هيچ کدام از ما، برنامههاي ميرحسين موسوي را که ادعاي اصلاحطلبي ميکند، براي اصلاح جامعه شنيدهايم؟
آيا ما غير از کسي که ايستادگي و سازندگي زمان جنگ به نام او ثبت شده است، از ديگري برنامهاي شنيدهايم؟ آيا هم او نبود که با انتقاد از دولت درباره ايجاد مشکلات و رساندن کشور به لبه پرتگاه، برنامههايي ارايه داد که با آنها ميتوان مشکلات مردم را حل کرد؟
روزهاست که دلم به درد آمده است آقا محسن
انگار در اين مرز و بوم هر کسي که بيشتر سر و صدا کند و جنجال راه بيندازد، محبوبتر است و هرکس که آرام و متين فقط برنامههاي خود را ارايه دهد «بيرون از گود».
کسي به اين کار ندارد که تو بودي در جواني، که ايستادگي ميکردي و به اصولت پايبند بودي و به بهانه گرفتن قدرت، اصولت را زير پاي نميگذاشتي.
کسي به اين کار ندارد که تو بودي که براي اصلاح جامعه در پي راهکار بودي.
ميخواستم صدايي باشم براي تو
فرياد بزنم از عمق جان براي تو
اما تو خود ساکتي
آرام
اما مطمئن
ديگر از دست من چه کار بر ميآيد جز دعا براي تو


