ورزش نبايد ابزاري براي سياستمداران باشد
ورزش نبايد ابزاري براي سياستمداران باشد، اين جملهاي است كه مهندس ميرحسين موسوي كانديداي دهمين دوره رياست جمهوري در توضيح مواضع ورزشي خود عنوان كرده است، شعاري كه مژدهاي براي نجات ورزش كشور بوده و اگر چه به مزاق عدهاي نيز خوش نيامد.
به گزارش ایپنا، حضور افراد سياسي در راس مديريت ورزش كشور تاريخ بسيار طولاني داشته و شايد بتوان به جرات گفت كه پيش از انقلاب و پس از انقلاب نيز جامعه ورزش كشور شاهد حضور افراد سياسي در بدنه ورزش بوده است.
مديريت ورزش كشور عمري پيش از 70سال دارد و بايد پرسيد آيا نتايج حاصل شده از گزارشات مسئولين پس از تاسيس سازمان تربيتبدني پيشرفتي به شايستگي عمر 70 سال خود داشته است؟ قبل از پيروزي انقلاب اسلامي شاهزادهها و امراي ارتش رياست ورزش كشور را به عهده ميگرفتند بعد از انقلاب اين روند به شکل دیگری خودنمايي كرد در دولت بازرگان يك فرد غير ورزشي رئيس ورزش كشور شد و تا چند سال نيز حضور افرادي چون ششمي و غيره كه افراد سياسي ناآشنا به ورزش بودند نشان از حضور افراد سياسي در راس مديريت كشورمان داده و آن را تبديل به امري طبيعي كرده است البته نباید فراموش کرد که در زمان نخست وزیری مهندس میر حسین موسوی شخصی به نام درگاهی ریاست سازمان تربیت بدنی را بر عهده داشت.
با يك نگاه گذرا متوجه ميشويم از همان ابتدا طيفهاي مختلفي همچون شاهزادهها، امرا، شهردارها و ... رئيس ورزش كشور بودهاند و جاي افراد تحصيل كرده در رياست سازمانهاي ورزشي خالي بوده است. سوالي كه مطرح ميشود اين است كه آيا در ميان اساتيد علم ورزش، مدير توانمند وجود ندارد كه سايرطيفها در راس اين رشته ميايستند؟ آیا علاقهمندي افراد سياسي به حضور دراين سازمانهاي ورزشي به جذاب بودن اين حيطه بر ميگردد و يا عوامل ديگري دخيل است؟
توجه به نيروي انساني، سرمايهها و زيرساختها در ورزش بسيار اهميت دارد، ولي متاسفانه آنچه حالا ميبينيم بي اهميتي به اين مقوله است، نيروي اصلي ورزش، ورزشكارانند يا مربيان، مربيان بايد از دانشكدههاي تربيتبدني بيرون آمده و در راس قرار بگيرند. اما نخستين سوالي كه به ذهن ميرسد اين است كه چند درصداز اين تحصيلكردهها در راس امور قرار ميگيرند؟ عملا هيچ كدام.
در اين شرايط چرا در دانشكدههاي تربيتبدني نيرو تربيت ميكنيم وقتي بازاري براي آنها وجود ندارد.
در حال حاضر بالغ بر 1000 دكتراي تربيت بدني داريم كه اكثر آنها در دانشكدهها تدريس ميكننند و چون از نيروي دانشگاهي استفاده نميشود در واقع اين نيروها خروجي ندارند.
دكتر عليرضا اسدي پيشكسوت ورزش كشورمان در رابطه با حضور سياسون در ورزش و به وجود آمدن مبحث دوشغلهها اظهار داشت: دلايلي چون برقراري ارتباطات سياسي، منابع مالي و سياسي و غيره هيچگاه نميتوانند علت مناسبي براي حضور دوشغلهها در ورزش باشد.
و اگر قصد داريم به سوي رشد قدم برداريم بايد هر چه سريعتر جامعه ورزشي را از حضور افراد سياسي پاك كرده و با تك شغلهبودن درجهت پيشبرد اهداف خود در زمينه ورزش گام برداريم.
عدم بكارگيري نيروهاي متخصص در امورات ورزشي و به روز نبودن علم مديريت در ورزش باعث شده كه ورزش ايران در سطح دنيا به جايگاه واقعي خود نرسد. در حالي كه امروزه در دانشگاههاي، دانشكدههاي تربيت بدني تا سطح دكترا به تربيت نيروي متخصص ميپردازد و اساتيد برجستهاي در راس آنان قرار دارند كه از علم و توانايي آنان در امورات ورزش استفاده نميشود، در عوض با يك آمار سرانگشتي ميتوان ناظر تجمع مديران و مسئولان ورزشي غير متخصص در سازمان تربيتبدني باشیم.
البته حضور افراد سياسي در چهارسال اخير رشد بيسابقهاي داشته است و دولت نهم براي جلوگيري از اين امر حركتي انجام نداد، تاجايي كه درحالحاضر شاهد حضور افراد غير متخصص و سياسي در بدنه ورزش كشور خود هستيم.
شعار مهندس ميرحسين موسوي در رابطه با ورزش "ورزش نبايد ابزاري براي افراد سياسي شود" جاي تامل داشته و نويد روزهاي خوب را به ورزش ايران ميدهد.


