تقابل نامطلوب سرخ و سبز ورزش به نفع سیاسیون
پس از آنکه گویهای قرعهکشی مشخص ساختن زمان برنامههای کاندیداهای ریاست جمهوری به دست کاندیداها رسید، با توجه به رنگ گوی های تعلق یافته به آنها، فضا رنگ وررزشی به خود گرفت و حامیان دو تن از کاندیداها در اقدامی غیرمنتظره، زمینهساز ورود مسائل سیاسی دامنهدار به ورزش شدند که در هر صورت رقم خوردن هر نتیجه انتخاباتی آثار تخریبی به همراه خواهد داشت.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، آبی، سرخ، سبز و زرد در فوتبال ایران نماد چهار تیم بزرگ و مدعی استقلال، پرسپولیس، ذوب آهن و سپاهان، احتمالاً بر حسب اتفاق، رنگهایی بود که گویهای موجود در قرعهکشی صدا و سیما برای تعیین زمان برنامه کاندیداها در نظر گرفته بود.
همین امر فضای لازم را فراهم ساخت تا حامیان دو تن از کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری دهم که این روزها از تمام ابزارهای ممکن برای حمایت گزینهشان بهره میبرند، این بار بازی با رنگها را به راه بیندازند و علیرغم شعارهایشان مبنی بر لزوم جدایی ورزش از سیاست، شاهد آمیزش این دو مقوله باشیم تا جایی که تقابل دو رنگ از چهار رنگ موجود در قرعهکشی یادآور تقابلی سیاسی باشد.

این تقابل نامطلوب نخستین بار زمانی آغاز شد که روز قرعهکشی، برخی رسانههای حامی دولت در پوشش حواشی این مراسم، تیتر "پيروزي به احمدينژاد رسيد" را برای رسیدن گوی سرخ به احمدینژاد زدند و زمانی شدت گرفت که حساسیت و مانور گسترده و بیسابقه بسیاری از رسانههای حامی احمدینژاد در خصوص صعود پرسپولیس به مرحله حذفی لیگ قهرمانان آسیا مشهود گردید و تصویر توماری که در ورزشگاه آزادی همزمان با بازی حساس این تیم در تهران برای جمع آوری امضاء در حمایت از رئیس جمهور در خصوص واگذاری پرسپولیس منتشر شد.
اما این تقابل هنگامی به اوج خود رسید که پس از پیروزی ذوب آهن، برخی سایتهای حامی میرحسین موسوی نیز با تیتر "نخستین پیروزی هواداران سبز در خرداد" در مطلبی با اشاره به قهرمانی ذوب آهن، عنوان کردند: "در شرایطی سبزپوشان اصفهانی قهرمان جام حذفی شدند که با وجود ممنوعیت پخش رنگ سبز از سیما، شبکه سوم چارهای جز پخش صحنه شادی هواداران سبزپوش اصفهانی نداشت و بارها شادی هواداران سبزپوش اصفهانی از سیما پخش شد."
در پی این دو موضعگیری برخی مسئولان دو تیم تهرانی و اصفهانی که هواداران فراوانی در سراسر کشور دارند، با نگرانی از عواقب چنین برخوردهای سیاسی علیالخصوص پس از مشخص شدن نتایج انتخابات، درصدد برآمدند تا از توسعه دامنه این مانورهای سیاسی جلوگیری کنند اما در فضای پرهیاهوی انتخاباتی کاری از پیش نبردهاند.
در این وضعیت ضروری به نظر میرسد که دو جبهه انتخاباتی فوق الاشاره، ضمن خویشتنداری برای حفظ حریمهای تبلیغاتی، بر روی شعارهای خود پا نگذاشته، ورزش را ابزاری سیاسی نکرده و صرفاً با نقد و تحلیل این حوزه، همچون سایر حوزههای تخصصی، درصدد جلب آراء برآیند تا ترکشهای این رویکردها، پس از انتخابات به این دو باشگاه لطمه وارد نسازد.


