پاسخی که رهبر انقلاب به غولهای سیاست خارجی آمریکا داد
چند روز پس از اعلام بیانیه مطبوعاتی لوزان میان ایران و ۱+۵ درباره چهارچوب یک توافق احتمالی هستهای، اختلافنظر غولهای سیاست خارجی ایالات متحده شکل علنیتری به خود گرفت و دو تن از وزرای خارجه سابق آمریکا مقالهای نوشتند که به خوبی چرایی مخالفتهای داخلی در امریکا با توافق هستهای با ایران را توضیح میدهد. مقاله کیسینجر و شولتز اکنون با واکنش قاطع ایران روبهرو شده است.
به گزارش «تابناک»، تنها چهار روز پس از اعلام بیانیه لوزان، هنری کیسینجر ۹۳ ساله و جرج شولتز ۹۵ ساله که اولی در دولتهای نیکسون و فورد و دومی در دولت ریگان مسئولیت وزارت خارجه آمریکا را بر عهده داشتهاند، در مقالهای مشترک در وال استریت ژورنال درباره تبعات توافق هستهای با ایران هشدار دادند.
کیسینجر و شولتز از جمله منتقدان رویکرد دولت اوباما به مسأله هستهای ایران هستند که خود را در مقابل زبیگنیو برژینسکی، دیگر غول سیاست خارجی ایالات متحده در دهههای اخیر میبینند.
برژینسکی ۸۸ ساله که از وی به عنوان مرشد اوباما در سیاست خارجی نام برده میشود، چند هفته پیش، در انتقاد از رویکرد نتانیاهو و همراهان آمریکایی وی به مذاکرات هستهای با ایران تا آنجا پیش رفت که دعوت از نتانیاهو برای سخنرانی در کنگره آمریکا را ننگین و شرمآور خواند، نتانیاهو را به تلاش برای درگیر کردن آمریکا در جنگ با ایران متهم کرد و به صراحت به مقامات آمریکایی یادآور شد که «مسائل منطقه خاورمیانه و آینده آن به دولتهای منطقه مربوط است نه به ما».
یک هفته پس از رسیدن به تفاهم لوزان، برژینسکی باز هم چرایی هواداری خود از یک توافق هستهای با ایران را توضیح داده و گفته است، «آثار راهبردی برای آمریکا در کوتاه مدت این است که احتمال جنگ آمریکا ضد ایران را کاهش میدهد، در حالی که جنگ ضد ایران، میتواند باعث خشونت و بینظمی گستردهتر در کل منطقه شود. معدودی از کشورها در همسایگی و نزدیکی ایران هستند که واقعا خواستار چنین رخدادی (جنگ) باشند. همچنین کشورهای بزرگی هم که در این تفاهم اولیه همراه آمریکا بودند، خواستار جنگ نیستند. اگر این تلاش برای رسیدن به ثبات و همکاری بیشتر با ایران موفقیت آمیز باشد، کمک بزرگی به کاستن از مناقشه در منطقه خواهد کرد. کاملا روشن و مشخص است که هم اکنون گزینهٔ جایگزین این (تفاهم) تشدید آشوب و هرج و مرج است که احتمالا با یک جنگ منطقهای مهمتر، پیچیدهتر خواهد شد. این در حالی است که برخی از منتقدان توافقنامه، بدون نگرانی از پیامدهای جنگ از آن طرفداری میکنند».
در سوی مقابل منتقدان و مخالفان توافق هستهای با ایران قرار دارند که کیسینجر چهره اصلی آنها در حوزه تجارب سیاست خارجی است.
کیسینجر در مقاله مشترک خود با شولتز، با وجود تشکر از تلاشهای اوباما و کری نسبت به عواقب توافق هستهای با ایران ابراز نگرانی کرده است. این دو در ابتدا یادآور میشوند در بیست سال گذشته، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای سیاست رسمی آمریکا در مقابل ایران بوده و مذاکرات در دوازده سال اخیر در همین راستا جریان داشته است، ولی ایران با ترکیبی از سرسختی در برابر شورای امنیت و دیپلماسی، برنامه هستهای خود را گسترش داده و تعداد سانتریفیوژهای خود را به بیست هزار دستگاه رسانده است، تهدید شروع جنگ بر سر برنامه هستهای ایران، بیش از اینکه ایران را بترساند، امریکا را ترسانده و اکنون طرفین به سوی توافقی در حرکت هستند که سیاست آمریکا در دو دهه گذشته را به ناکامی خواهد کشاند.
دو وزیر خارجه سابق آمریکا در توضیح نگرانیهای خود چندین موضوع از موضوعات اصلی مورد مذاکره ایران را نادیده گرفته و چند موضوع دیگر را در کانون توجه خود قرار دادهاند. در حالی که اشاره کیسینجر به موضوعاتی مانند فردو، اراک و اندازه برنامه غنیسازی ایران در دوره توافق جامع محدود است، چگونگی تضمین کارایی رژیم بازرسیها در مورد ایران، غیرممکن بودن بازگرداندن رژیم تحریمها علیه ایران در صورت بروز اختلافات آتی، برنامه تحقیق و توسعه ایران و تبعات منطقهای ادامه برنامه هستهای ایران، اصلیترین نگرانیهای کیسینجر و شولتز از توافق هستهای با ایران هستند.
کیسینجر و شولتز مدعی هستند، توانایی فنی و اراده سیاسی کافی برای پیگیری ده ساله رژیم بازرسیها در آژانس وجود ندارد، اگر تحریمهای ایران برداشته شود، بعد از این نمیتوان دیگر کشورها را با تحریم علیه ایران همراه کرد، برنامه تحقیق و توسعه ایران تا حد زیادی بدون مانع خواهد بود و ایران با فراغت از مسأله هستهای توان اقتصادی، سیاسی و نظامی زیادی خواهد داشت که نمیتوان از حرکت نکردن آن به سوی کسب موقعیت هژمونیک در خاورمیانه جلوگیری کرد. به عقیده این دو، این روند یک مسابقه اتمی در خاورمیانه ایجاد خواهد کرد. از سوی دیگر، نمیتوان مطمئن بود که ایران در منطقه نقشی را ایفا کند که از نگاه آمریکا سازنده است.
جالب این است که سخنرانی روز پنجشنبه مقام معظم رهبری، همین مسائل را پوشش داد، شاید به این دلیل که هم ایران و هم آمریکا از مسائل اصلی باقی مانده در مذاکرات و نیز تبعات و نتایج یک توافق هستهای به خوبی آگاه هستند؛ هرچند دو طرف در مورد آینده منطقه دیدگاههای گاه کاملا متضادی هم دارند.
رهبر انقلاب نیز هرچند به موضوعاتی مانند اندازه غنیسازی، فردو و یا اراک اشاره خاصی نداشت، درست در نقطه مقابل ادعاهای دو وزیر خارجه سابق آمریکا، بر ضرورت برداشته شدن فوری تحریمها، ادامه تحقیق و توسعه و محدود ماندن رژیم بازرسیها تأکید کرده و پاسخ جالبی نیز برای ادعای احتمال بروز مسابقه هستهای در خاورمیانه ارائه میکنند.
ایران برعکس ایالات متحده و شرکای غربی آن، قصد محدود کردن پیشرفتهای کشورهای منطقه را ندارد، ولی تهدید شروع مسابقه هستهای در منطقه را هم جدی نمیگیرد. آیتالله خامنهای ضمن تأکید بر ادامه پیشرفتهای برنامه هستهای ایران، تهدیدهای مورد ادعای کیسینجر را ـ که گاهی از زبان مقامات کشورهایی مانند عربستان و امارات نیز بیان شده است ـ این گونه پاسخ میدهد، «صنعت هستهای در دنیا، یک صنعت پیشرفته است، یک صنعت مهم است. این را هم بچّههای ما خودشان به دست آوردند. این انفجار ظرفیّتهای درونی و استعدادهای درونی بچّههای ما بود. حالا فلان کشور عقبافتاده میگوید، اگر ایران غنیسازی داشته باشد، من هم میخواهم غنیسازی داشته باشم؛ خیلی خب برو تو هم غنیسازی کن؛ بلدی برو بکن. ما که غنیسازی را از کسی نگرفتیم، استعداد درونی ما است؛ [اگر] شما هم استعداد درونی در ملّتت داری، برو غنیسازی کن؛ [این] بهانهگیریهای بچّگانه که بعضی از کشورها میکنند».
کمتر از سه ماه تا پایان مهلت تعیین شده برای رسیدن به توافق جامع هستهای باقی مانده است، ولی شواهد نشان میدهد که ایران بر رسیدن به همه آن چیزهایی که کیسینجر و شولتز از آن نگرانی دارند، اصرار دارد و از اینکه سه ماه باقی مانده از مذاکرات، به چهار ماه یا بیشتر هم بکشد، ترسی ندارد.


