صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
زرینچه:

دلالي در فوتبال ريشه‌ جهاني دارد

بخشي از اين مسائل هم به مديريت‌ها برمي‌گردد، يعني اگر تيم‌هاي ما خصوصي باشند و مديران عامل‌ها هم در جايگاهي قرار بگيرند که خودشان در باشگاه سهم داشته باشند، به نظر من مشکلات کمتر خواهد شد؛ اگر در يونتوس دلالي هم وجود داشت از بخش خصوصي هزينه مي‌شد، درايران هم اگر باشگاه‌ها خصوصي شوند، کسي اجازه نمي‌دهد پول‌هاي ناصحيح رد و بدل شود، البته جاي خوشحالي دارد که امروز به جايي رسيده‌ايم که مسوولان و نهادهاي مربوطه به اين مشکلات آگاه شده‌اند و حداقل براي مربياني که سالم کار مي‌کنند و زحمت مي‌کشند و به دنبال پيشرفت فوتبال هستند، اميدوار کننده و دلگرم‌کننده است.
کد خبر: ۴۸۶۵۱
| |
2506 بازدید

بدون شک يکي از مربيان پرحاشيه و موفق اين فصل فوتبال ايران جواد زرينچه بوده است؛ درحالي که کمتر کسي فکر مي‌کرد اين بازيکن دهه 70 تيم ملي و باشگاه استقلال در اولين تجربه سرمربي‌گيري خود، تيم هميشه قعرنشين آلومينيوم (صنايع) اراک را به يک مدعي در ليگ آزادگان تبديل کند و اين تيم را در آستانه صعود به ليگ برتر قرار دهد، جواد زرينچه که دوران موفقي در زمان بازيگري داشت، ثابت کرد که مي‌تواند در عرصه مربيگيري هم موفق ظاهر شود.

حضور 12 ساله در باشگاه استقلال، حضور خاطره‌انگيز در ديدارهاي حساس تيم‌ملي در اسراليا و جام‌جهاني فرانسه و شرايط کار در تيم آلومينيوم اراک، از جمله مباحثي بود که جواد زرينچه درباره آنها صحبت کرد. گفت‌وگوي تفصيلي او با ايسنا در زير مي‌آيد:

- آقاي زرينچه، ابتدا بيشتر خودتان را به فوتبال‌دوستان معرفي کنيد؟

متولد يک مرداد 1345 در تهران هستم؛ از سال 60 به طور رسمي از باشگاه لوکومتيو کارم را شروع کردم، سال 64 بوتان بودم و از سال 65 به مدت دو سال در ژاندارمري بازي کردم و سال 66 عضو باشگاه استقلال شدم. سال 70 از اين تيم جدا شده و سال‌هاي 71 و72 در باشگاه کشاورز بازي کردم، سال 73 زماني که استقلال به دسته سوم سقوط کرده بود، به اين تيم آمدم و تا سال 81 در اين تيم بازي مي‌کردم. پس از حضور 12 ساله در استقلال، يک فصل در صباباطري بودم و از سال 83 در کنار پرويز مظلومي کار مربيگري خود را در صباباطري شروع کردم و پس از آن در خدمت نفت آبادان بودم و پس از حضور يک‌ساله در استقلال جنوب تهران، سال گذشته هدايت تيم آلومينيوم را بر عهده گرفتم؛ در مورد سوابق باشگاهي و ملي هم بايد بگويم 450 بازي در 12 سال براي استقلال و 82 بازي رسمي هم براي تيم ملي انجام دادم.

- بحث را از تيم آلومينيوم اراک شروع مي‌کنيم، آيا در اين مقطع قول صعود تيمتان به ليگ برتر را مي‌دهيد؟

ابتدا بايد بگويم که تيم ما از همان اول يک هدف داشته و آن صعود به ليگ برتر بوده است؛ البته در اين راه بزرگترين مشکلي که براي ما پيش آمد اين بود که، متاسفانه در اوايل نيم فصل دوم آن طور که بايدوشايد نتوانستيم خودمان را به دليل لغو مسابقات آماده نگه ‌داريم و بازي دوستانه هم برگزار نکرديم، اين مسئله بزرگترين لطمه‌اي بود که به تيم ما وارد شد و به خاطر آن در 5-4 بازي اول نيم فصل دوم ضعيف ظاهر شديم؛ از طرفي اين مسئله باعث شد که يک مقدار نااميدي به تيم وارد شود و به طبع آن يک سري حاشيه‌ها هم وارد تيم شد و همه اين عوامل دست به دست هم داد تا يک مقدار از آن تفکراتي که نيم فصل اول داشتيم و آن شور و عشقي که براي کار کردن وجود داشت، دور شويم اما، خدا را شکر بچه‌ها کار را جدي دنبال کردند و به خصوص بزرگترهاي تيم توانستند تيم را در مقاطع حساس جمع کنند؛ با آنکه برخي بازيکنان هم خيلي مواقع بازي نمي‌کردند اما، همين که کنار تيم با اشتياق کار را دنبال مي‌کردند، براي ما يک حرکت مثبت بود و باعث شد تيم آلومينيوم دوباره راه خود را پيدا کند؛ الان هم سه بازي تا پايان فصل داريم که اميدواريم لطف خدا به ما کمک کرده و اتفاقات هم به نفع ما رقم بخورد تا به بازي شهرداري تبريز در هفته آخر فکر نکنيم و به فکر پلي‌آف باشيم.

-کمي از تيم آلومينيوم فاصله مي‌گيريم؛ علاقه‌مندان حرفه‌اي فوتبال هميشه بازي‌هاي خوب شما را چه در استقلال و چه در تيم‌ملي به ياد دارند، از بهترين‌ خاطره‌ ورزشي‌تان بيشتر صحبت کنيد؟

به نظر من تمام زمان‌هايي که مربي و بازيکن چه در باشگاه و چه در تيم‌ملي به موفقيت مي‌رسد و با اين موفقيت خيلي‌ها خوشحال مي‌شوند، بهترين خاطره براي فرد است؛ بهترين خاطره‌ها را زماني که در تيم ملي و يا در استقلال و يا حتي آلومينيوم تيمم موفق بود داشته‌ام اما، بازي با استراليا وآمريکا با بقيه تفاوت داشت.

- صحبت از بازي با آمريکا شد، از آن دوران چه صحبت باقيمانده‌اي داريد؟

ما خيلي دوست داشتيم به خاطر مردم و به خاطر مسوولان که سال‌ها از نظر سياسي با آمريکايي‌ها مشکلات زيادي داشتيم، نتيجه اين بازي را از آن خود کنيم، آن بازي از اهميت بسيار بالايي براي ما برخودار بود و در پايان 90 دقيقه خيلي خوشحال شديم که توانستيم آمريکا را در فرانسه شکست داده و اين اتفاق در يک ميدان ورزشي افتاد.

- امروز هم وقتي اسمي از يک گل در ميان فوتبال‌دوستان ايراني مطرح مي‌شود، در ذهن خيلي‌ها گل معروف حميد استيلي به آمريکا خاطره مي‌شود. آيا فکر مي‌کرديد آن سانتر شما به يک گل خاطره‌انگيز براي ايراني‌ها تبديل شود؟

واقعا خاطره‌انگيز بود؛ بالاخره حميد خيلي گل زده بود و من هم خيلي پاس گل داده بودم اما، يک اتفاق جهاني در فرانسه افتاد؛ هم من و هم استيلي انگيزه بالايي در آن بازي داشتيم، البته ما اگر همان‌طور که در مقابل آمريکا بازي کرديم، در مقابل يوگسلاوي و آلمان هم بازي مي‌کرديم، قطعا به يک‌هشتم نهايي صعود مي‌کرديم؛ بازيکنان ما در مقابل آمريکا مي‌خواستند پيروز شوند و اين انگيزه در بازي بچه‌هاي ما خيلي موثر بود.

- خيلي‌ها معتقدند در بازي با يوگسلاوي تيم ايران مستحقق باخت نبود. فکر مي‌کنيد اگر آن بازي تکرار شود چه نتيجه‌اي رقم خواهد خورد؟

يوگسلاوي هميشه فوتبال خوب و قابل احترامي داشته است اما، من فکر مي‌کنم جواني نيما نکيسا کار دست ما داد؛ البته آن ضربه ايستگاهي را که مياتوويچ زد و با خوش شانسي گل شد، شايد اگر عابدزاده درون دروازه بود تبديل به گل نمي‌شد با اينکه، نيما نکيسا هم انصافا در آن بازي خيلي زحمت کشيد.

- هنوز هم خيلي‌ها به دليل بازي ندادن عابدزاده در برابر يوگسلاوي به جلال طالبي خرده مي‌گيرند؟ دليل اصلي اين موضوع چه بود؟

عابدزاده در آن 3-2 بازي آخر مقدماتي جام جهاني و به خصوص بازي مقابل استراليا، از جان مايه گذاشته بود و اصلا شرايط بازي کردن را نداشت، من خودم شاهد بودم که دکتر تيم قبل از بازي از دو زانوي احمدرضا نيم‌ ليتر خونابه با سرنگ بيرون کشيد تا به بازي برسد و انصافا عابدزاده با تمام وجود براي خدمت به تيم ملي مايه مي‌گذاشت، اين مسئله خيلي ارزشمند بود و جوانان بايد به اين مسائل بيشتر توجه کنند.

- از بازي رويايي با استراليا صحبت کنيد، چقدر در پايان نيمه اول که از حريف دو گل عقب بوديد، فکر مي‌کرديد آن حماسه در ملبورن براي فوتبال ايران رقم بخورد؟

در آن بازي من در ترکيب اصلي نبودم، در کنار مجيد نامجو مطلق روي نيمکت نشسته بوديم و داشتيم نيمکت استراليا، «تري‌ونبلز» سرمربي حريف، امکانات، استاديوم و تماشاگران را تماشا مي‌کرديم، تا آن 5 دقيقه‌اي که دو گل را خورديم، من و مجيد به هم مي‌گفتيم که خدا کند با همين دو گل بازي تمام شود اما، آنقدر توان بازيکنان ايراني بالاست که در آن بازي ثابت کردند هر موقع بخواهند مي‌توانند در هر شرايطي بازي را برگردانند و به موفقيت برسند. درست در همين مسابقه‌اي که 16 خرداد با کره‌شمالي داريم، به همان لحظه‌ها فکر مي‌کنم که همه چيز دست خداست و در اين ميان فدارسيون و سرمربي فقط مي‌توانند يک هماهنگ‌کننده باشند؛ به نظر من اگر مي‌خواهيم امسال هم به جامجهاني برويم، بازيکنان ما بايد فراتر از انتظار ظاهر شوند، مثل بازي با استراليا و مثل بازي با آمريکا.

- در مورد تيم‌ملي کنوني صحبت کرديد، به نظر شما دليل اصلي ناکامي تيم ما در مقدماتي 2010 چه بوده است؟

تجربه کم مهمترين عامل اين ناکامي بود؛ البته مشکلاتي هم در اين ميان وجود داشت؛ فوتبال ما که اصلا ساختار قدرتمندي ندارد، يک زماني تصميم گرفتند ليگ را 14 تيمي کنند، بعد 16 تيمي شد و بعد 18 تيمه؛ اين پراکندگي‌ها در فدراسيون و در فوتبال ما وجود داشته و دارد؛ سازندگي‌هايي که ما در رده‌هاي سني نوجوانان و جوانان نمي‌بينيم، به خاطر همين نمي‌توانيم هيچ موقع تيم ملي را از پيش برنده و از پيش صعود کرده به جام جهاني بدانيم، به همين دليل است که نمي‌توانيم از پيش خودمان را حتي در جمع چهار تيم برتر جام ملت‌هاي آسيا بدانيم، حتي اگر بهترين تيم ملي را هم در اختيار داشته باشيم؛ به نظر من بالاخره فوتبال ما بايد برنامه‌ريزي خوب و مدون داشته باشد و با تغيير مديران، ديگر نبايد قانون و ساختار فوتبال ما دچار تغيير شود؛ متأسفانه در ايران رئيس فدارسيون‌ها و يا ساير مسوولان که در رأس قرار دارند، با تغيير افکار تغيير مي‌کنند و ثبات ندارند در حاليکه، برخي مديران در فوتبال اروپا حتي چند دهه در کار خود ثبات دارند و اين همان عامل پيشرفت آنهاست؛ البته بايد اشاره کنيم که چون تيم‌هاي ما دولتي هستند و با هر تغييراتي در سطح کلان، مديران باشگاه‌ها هم جابجا مي‌شدند، مشکلات بيشتر بروز مي‌کند؛ تيم که ثبات مديريتي نداشته باشد، طبيعتا نمي‌تواند برنامه‌ريزي کلاني هم داشته باشد و باعث مي‌شود فوتبال ما به اين شکل که امروز است در بيايد.

- با اين تفاسير، چقدر به صعود تيم‌ملي به جام جهاني اميدوار هستيد؟

به نظر من اگر بازيکنان ما همان خواستني که در استراليا داشتند را داشته باشند، اصلا تيم ملي بدون سرمربي هم به جام جهاني خواهد رفت؛ البته فعل خواستن را بايد هم در بازيکنان ايجاد کرد و هم بايد خود بازيکنان آن را بخوهند؛ بالاخره آبروي ورزشي يک مملکت در ميان است، بازي‌هاي ملي، الان به يک جنگ سرد شبيه است، ما اگر مي‌خواهيم قدرت خودمان را نشان دهيم، يکي از ابزار همين ورزش و از جمله فوتبال است، راه براي تيم ملي بسته نشده است؛ خوشبختانه از نظر روحي رواني فکر مي‌کنم افشين قطبي خوب توانسته در تيم کار کند و شرايط گذشته را از ذهن بازيکنان خارج کرده است؛ مطمئنا در بازي با کره شمالي است بازيکنان اگر تصميم بگيرند که شرايط را براي تيم‌ملي عوض کنند، مي‌توانند اين کار را انجام دهند؛ ما هر موقع جلوي کره شمالي چه در نپال، چه در ايران، چه در ژاپن و چه در پيونگ‌يانگ بازي کرده‌ايم، اين تيم را شکست داده‌ايم و تيم ما همواره يک سرو گردن از حريف بالاتر بوده است.

- بحث محروم کردن تعدادي از مربيان در چند روز اخير مطرح شده است؛ دليل اين مسئله هم کوتاه کردن دست دلا‌ل‌ها از قرارداد‌هاي ورزشي عنوان شده است، نظرتان در اين رابطه چيست؟ چه پيشنهادي در اين رابطه داريد؟

اين مسئله يک ريشه جهاني دارد، شما ببينيد چند سال پيش در ايتاليا به خاطر همين موضوع حتي يونتوس را به ليگ سري B فرستادند و مربيان را کنار گذاشتند، جرايم مختلفي هم براي متخلفان در نظر گرفتند، همه جاي دنيا اين اتفاق مي‌افتد اما، برخوردي که بايد شود مهم است؛ نبايد در هيچ کجا از اين مسائل راحت عبور کرد؛ در ايران هم اگر مي‌خواهيم ورزش پاک شود، بايد با اينگونه مسائل هميشه مبارزه کنيم نه اينکه، يک سري را بگيرند و بگويند فوتبال ما پاک شده است. البته به نظر من بخشي از اين مسائل هم به مديريت‌ها برمي‌گردد، يعني اگر تيم‌هاي ما خصوصي باشند و مديران عامل‌ها هم در جايگاهي قرار بگيرند که خودشان در باشگاه سهم داشته باشند، به نظر من مشکلات کمتر خواهد شد؛ اگر در يونتوس دلالي هم وجود داشت از بخش خصوصي هزينه مي‌شد، درايران هم اگر باشگاه‌ها خصوصي شوند، کسي اجازه نمي‌دهد پول‌هاي ناصحيح رد و بدل شود، البته جاي خوشحالي دارد که امروز به جايي رسيده‌ايم که مسوولان و نهادهاي مربوطه به اين مشکلات آگاه شده‌اند و حداقل براي مربياني که سالم کار مي‌کنند و زحمت مي‌کشند و به دنبال پيشرفت فوتبال هستند، اميدوار کننده و دلگرم‌کننده است؛ به نظر من بايد با اين مسائل جدي برخورد شود، اين موارد نه اولين است و نه آخرين خواهد بود. هم مديران عامل‌ها و هم کميته انضباطي و حتي خود بازيکنان بايد دست به دست هم بدهند تا اين معضل حل شود؛ يک راه‌حل اين است که، زماني که باشگاه‌ها مي‌خواهند بازيکن جذب کنند، اگر از يک کميته فني استفاده کنند و در آن کميته قيمت واقعي بازيکن و سابقه بازيکن بررسي شود، کمتر شاهد اين مشکلات خواهيم بود.

- از اين بخش که خارج شويم، به بحث جام باشگاه‌هاي آسيا مي‌رسيم، به نظر شما که يکي از بازيکناني هستيد که چند سال در اين مسابقات حضور داشته‌ايد، چرا نمايندگان ايران در اين پيکارها در حد انتظار ظاهر نشدند؟ حتي تيم‌هاي اماراتي در مقابل تيم‌هاي ما حرف براي گفتن داشتند؟

شما نگاه کنيد تيم‌هاي عربي چه بازيکنان خارجي را به خدمت گرفته‌اند، نفراتي در اين تيم‌ها هستند که در زمين براي تيم خود واقعا مفيد بوده و عصاي دست مربيان هستند اما، بازيکنان خارجي شاغل در ايران را تعقيب کنيد و ببينند چه شرايطي دارند؛ خيلي از اين بازيکنان اصلا براي تيمشان بازي نمي‌کنند و خيلي از آنها هم يک قرارداد بسته‌اند و ايستاده روي نيمکت بازي تيمشان را تماشا مي‌کنند، خيلي‌هاي آنها هم از بازيکنان ايراني از نظر فني ضعيف‌تر هستند و اين مساله هيچ کمکي نمي‌تواند به پيشرفت فوتبال ما داشته باشد.

- بار ديگر به اراک بر مي‌گرديم و تيم آلومينيوم. چه شد که تصميم گرفتيد اولين تجربه رسمي سرمربيگري خود را از اراک شروع کنيد؟

سال گذشته رئيس هيأت فوتبال استان مرکزي با من تماس گرفت و گفت که من جزء نفراتي هستم که باشگاه براي سپردن هدايت تيم آلومينيوم مد نظر دارد، من هم به اراک آمدم و با قمري مديرکل تربيت‌بدني استان مرکزي، غفاري و محرابي مديرعامل باشگاه که آن زمان با ايشان آشنا نبودم، صحبت کرديم و بعد به اتفاق با آقاي مرجاني رئيس هيأت مديره نشستي داشتيم؛ من در آن جلسه گفتم چون علاقه‌مند هستم، مي‌خواهم به تيم آلومينيوم کمک کنم؛ از همان ابتدا هم کار را با صداقت شروع کرديم، البته در آن جلسه هيچ‌گاه نگفتم تيم را به ليگ برتر مي‌برم بلکه، اعلام کردم تيمي تشکيل خواهيم داد که در ليگ دسته اول مطرح باشد حال ممکن است جزء 5 تيم اول باشيم يا 6 تيم اول؛ اعلام کردم تيمي درست مي‌کنيم که تيم‌هاي ديگر روي آن حساب باز کنند؛ با صحبت هايي که انجام شد، بعد از يک هفته به من اعلام کردند که شرايط خود را براي هدايت تيم آلومينيوم عنوان کنم و بدين ترتيب بود که در اراک ماندگار شدم؛ البته کار ما اوايل خيلي سخت بود، چون زماني که تيم را تحويل گرفتيم، متأسفانه به جز حسين عبدي و حامد بصيري ديگر بازيکني براي تيم آلومينيوم نمانده بود؛ ما اگر زماني که آمديم 10 بازيکن داشتيم خيلي راحت‌تر مي‌توانستم تيم را جمع کنيم و خيلي زودتر مي‌توانستم کارمان را شروع کنيم؛ البته اصلا منظور من اين نيست که بازيکنان امسال ما خوب نيستند، خوشبختانه پيش از آغاز فصل خيلي سخت‌گيرانه بازيکنان را گزينش کرديم و از سوي خيلي‌ها هم تحت فشار قرار گرفتيم، عده‌اي هم سفارش بازيکن به ما کردند و پس از آن مطالب بدي بر عليه تيم ما منتشر شد اما، با نتايج تيم آلومينيوم همه معادلات به هم خورد و همه ديدند که پروردگار ناظر بر همه چيز است؛ از طرفي براي موفقيت يک تيم بايد عوامل زيادي ايفاي نقش کنند، خوشبختانه شرايط تا حدود زيادي فراهم بود و هر کس وظيفه خودش را مي‌دانست؛ به شخصه زماني که بازيکن بودم، وقتي روي نيمکت مي‌نشستم خيلي ناراحت مي‌شدم اما، در تيم ما اين اتفاق را مشاهده نکرديم و از اين بابت از تک تک نفرات تشکر مي کنم؛ ما يکي از معدود تيم‌هايي هستيم که تمام 25 بازيکن عضو تيم در ليگ بازي کرده‌اند و اين نشان مي‌دهد که با همه بازيکنان برخورد يکساني داريم.

- مسئله‌اي که در رابطه با مربيگري جواد زرينچه مطرح مي‌شود اين است که، شما بيشتر گرايش به بازي تدافعي داريد، چون يک مدافع بوده‌ايد؟ چقدراين مسئله را قبول داريد؟

شرايط بازيگري با دوران مربيگري خيلي تفاوت دارد؛ ما در اين فصل سعي کرديم همواره نظم تيمي را حفظ کنيم؛ حتي مهاجمان ما در دفاع تيمي وظايفي داشتند و برعکس مدافعان هم در هنگام حمله، بايد نکاتي را رعايت مي‌کردند؛ البته قبول دارم که در برخي بازي‌ها آن نظم مورد نظر را نداشته‌ايم و امتيازاتي را هم از دست داده‌ايم؛ نکته مهم اين است که در فوتبال امروز، دفاع منسجم تيمي بسيار مهم است و ما هم روي اين قضيه تأکيد داشته‌ايم؛ دراين چند ماه هم تجربيات زيادي را بدست آورده‌ايم که سعي مي‌کنيم از اين تجربيات در اين سه بازي باقيمانده استفاده کنيم.

- به طور کل، رمز موفقيت تيم امسال آلومينيوم را در چه مي‌بينيد؟

رمز موفقيت ما بازيکنان بودند، در هرشرايطي آنها در اختيار تيم بودند، انصافا سهم بازيکنان از اين نتايج، هم از باشگاه بيشتر است و هم از کادرفني؛ شايد خيلي از بازيکنان زياد براي بازي نکرده باشند اما، هيچ‌گاه اتحاد تيمي خود را از دست نداديم و اين يک نعمتي بود که نصيب ما شده بود؛ البته از مديريت باشگاه، هواداران و همکارانم در کادر فني به خاطر زحمات چندين ماهه در تيم آلومينيوم تشکر مي کنم؛ تماشاگران هم هميشه با ما يار و ياور بودند و به ما خيلي کمک کردند، هر چند مسائلي در بين فصل رخ داد اما، اين طبيعت فوتبال است؛ در نهايت بايد بگويم که يک کار گروهي خوب در تيم امسال آلومينيوم انجام شد.

- جواد زرينچه اگر به ابتداي فصل بازگردد. چه کار انجام شده‌اي را اصلاح مي‌کند و يا چه کار انجام نشده‌اي را انجام مي‌دهد؟

من سعي مي کنم 3-2 نفر را به کادر خود به عنوان مشاور و روانشناس اضافه کنم، بازي‌هاي دوستانه با تيم‌هاي بزرگ را بيشتر مي‌کنم که امسال نتوانستيم زياد اين کار را انجام دهيم و در آخر با رسانه‌ها بيشتر تعامل برقرار کرده و از انتقادات و مشاوره‌هاي سازنده اصحاب رسانه بيشتر استفاده خواهم کرد.

- پس از حضور 9-8 ماهه در استان مرکزي، وضعيت فوتبال اين استان را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟ براي خيلي‌ها جاي سئوال است که چرا بايد سهم فوتبال استان مرکزي در تيم آلومينيوم 6-5 بازيکن و آن هم اکثرا نيمکت نشين باشد.

من خيلي دوست داشتم که از بازيکنان بيشتري در تيم استفاده کنم، تا آنجايي هم که مي‌توانستيم اين کار را انجام داديم و نفراتي که خوب بودند را انتخاب کرديم؛ من فکر مي‌کنم بازي‌هاي استاني در استان مرکزي بايد با انسجام و برنامه بهتري برگزار شود و استعدادها در اين رقابت‌ها شناسايي شوند.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...