عليآبادي و دادكان منتظر يك ملاقات هستند
كدورت ميان رئيس ورزش و رئيس سابق فدراسيون فوتبال به پايان راه خود رسيده و طرفين تنها نياز به قرار ملاقاتي دارند تا اختلافات خود را براي هميشه فيصله دهند.
به نوشته جام جم، از قرائن پيداست كه، ارادهاي مافوق از هر دو طرف خواسته است دلهايشان را صاف كرده و با يكديگر آشتي كنند. اين مساله در شرايطي است كه ديروز محمد دادكان با همان ويژگيهاي گفتاري (رك، پوستكنده و بيملاحظه) با خبرگزاري ايسنا مصاحبه مبسوطي داشت و طي آن بدفعات از مديريت عليآبادي در ورزش انتقاد كرد و حتي هيچ ابايي از بيان اين مساله نداشت كه اگر 3 افتخار ورزشي داشته باشد، قطعا يكياش اين است كه در دوره مديريت عليآبادي از فدراسيون فوتبال بركنار شده است، اما همه حرفهاي تند دادكان در كمال تعجب با واكنش مثبت محمد عليآبادي مواجه شد تا مشخص شود رئيس ورزش نيز نگاه گذشته را ندارد و مجبور شده حتي با مخالفانش، وارد تعامل و گفتوگو شود.
دادكان مديريت ورزش را ناكارآمد خوانده و گفته است: وقتي سيستم قدرتمندي وجود نداشته باشد، موفقيتي نيز به دست نميآيد.
او در عين حال با تمام اين صحبتهاي تند چنين اظهار كرد كه با عليآبادي قهر نيست و اگر او را در خيابان ببيند به وي احترام خواهد گذاشت؛ موضوعي كه از دريچه نگاه رئيس ورزش بسيار خوش آمد تا وي نيز از آخوندي سخنگوي سازمان بخواهد كه در ارتباط با اين بخش از اظهار نظر دادكان از وي تشكر كند.
آخوندي درباره بحث آشتي عليآبادي و دادكان همچنين گفت: مدتهاست افراد مختلفي همچون شهنازي و هدايتي و برخي ديگر كه راضي نيستند نامشان مطرح شود، پيگير اين ماجرا بودند. اين اواخر هم هدايتي با جديت بيشتر موضوع را پيگيري ميكرد، اما در حالي كه عليآبادي به اين مساله رضايت داده بود، عدهاي كه در دوران رياست دادكان باعث شده بودند با مصاحبهها و اظهارنظرهايشان اين مشكلات به وجود آيد، دوباره به ميان آمدند و باعث شدند جلسه برگزار نشود. من اينجا شهادت ميدهم كه عليآبادي هرگز و حتي در مقطعي كه دادكان كنار گذاشته شد، اهانتي به وي نداشت.
سخنگوي سازمان تربيت بدني با بيان اين كه دادكان از خانواده ورزش است، ادامه داد: او از افراد با سواد و با تجربه ورزش است و قرار نيست اين افراد هميشه از ورزش دور باشند. امثال او از صاحبان ورزش هستند و بايد روزي دوباره به ورزش كمك كنند.
به نوشته این روزنامه نزدیک به سازمان ورزش، به هر حال سوي اصلي ماجرا محمد دادكان است كه وقتي كل حرفهاي انتقادياش را مطرح كرد و به نوعي سبك شد، از منظري ديگر جملاتي بر زبان آورد تا دل رئيس ورزش را به دست آورده باشد: من انتقادي به رئيس سازمان ورزش و جايگاه معاون رئيس جمهور ندارم. تنها ميگويم كسي كه به اين جايگاه ميآيد، بايد اين فاكتورها را داشته باشد. الان هم همين حرفها را تكرار ميكنم. مگر ميخواهند مرا دار بزنند. اين حرفهاي من ضد دولت است؟ ضد مجلس است؟
واقعيتهايي است كه كسي آنها را نميگويد. بايد مسوولان بدانند. مگر اينجا تنها جايگاهي است كه مدير فقط شكستها را ببيند؟ نبايد تنها مديران را به اين علت كه از ما نيستند، بركنار كرد. اگر مدير ما نظراتي برخلاف نظام و دولت داشت آن موقع بايد او را بركنار كرد نه اينكه تنها به دليل اينكه مسائل را مطرح ميكند، او را كنار بگذاريم. اگر مديري پيدا ميشود و شما را نقد ميكند و اين نقدهايش براساس فاكتورهاي تخصصي ورزش دنياست، بايد اين نقدها را پذيرفت.
من نميگويم هر كس دكتري ورزش دارد بيايد و رئيس سازمان تربيت بدني شود. امثال كساني كه دكتري ورزشي دارند هم در راس كار بودهاند و من متاسفم كه از اين لفظ استفاده ميكنم؛ اما بايد بگويم اين افراد آمدند و نوكري كردند... (كنايه به دكتر قراخانلو، رئيس سابق كميته ملي المپيك) من هيچ انتقادي به شخص عليآبادي نداشته و ندارم و او برايم قابل احترام است و اگر بيرون از محيط ورزش عليآبادي را ببينم به او احترام ميگذارم.
ايشان هم بايد مرا بيشتر از همه دوست داشته باشد. او بايد خوشحال باشد كه مديري هم پيدا ميشود كه ميگويد اگر شما در اين كار تخصص نداري، از 4 مديري در كنارت استفاده كن كه بتواند شما را هم بالاتر بياورد.
شنيدهام كه عليآبادي هم به اين مساله رسيده است كه ميتوانست با مديريت و سابقهاي كه داشته موفقتر عمل كند. به خدا من به عليآبادي هيچ بياحترامي نكردهام، ولي اگر توقع خلاف عرفي بوده من آنها را هم انجام ندادهام. مثلا اگر گفته باشند فلان داور را ببخش يا بازي پرسپوليس سپاهان رفت و برگشت باشد يا اينكه دايي، گلمحمدي و بختياريزاده را از تيم ملي كنار بگذاريد، من اين حرفها را منطقي نميدانستم.
دادكان در عين حال در ارتباط با بحث بازگشتش به مديريت ورزش و فوتبال چنين توضيح داد: بارها گفتهام كه براي هر كس، بزرگترين افتخار خدمت به كشورش است. من هم از اين قاعده مستثنا نيستم حالا هر كس كه ميخواهد در راس باشد؛ ولي بايد جايگاه افراد را در جامعه در نظر گرفت.
بارها گفتهام كه به صحنه ورزش برنميگردم، اما اگر به اين نتيجه برسم كه امروز ميتوانم خدمتي كنم قطعا از تصميمم صرفنظر ميكنم. با اين حال هيچ تفاوتي در شيوه كاري من به وجود نيامده.
اگر بار ديگر به ورزش بازگردم استقلال كاريام را حفظ خواهم كرد. اگر اتاق نگهباني سازمان تربيت بدني را هم به من بسپارند همچنان استقلال كاري و فكريام را حفظ خواهم كرد. بايد واقعيتي را هم بگويم و آن اين كه مهندس عليآبادي هم قصد نداشته با من دعوا كند يا من با او دعوا كنم.
آيا براستي اين پايان ماجراست و علي آبادي و دادكان ديگر بار دست در دست هم و هم شانه با رئيسجمهور در تمرينات تيم ملي فوتبال كنار هم خواهند دويد؟ طي يكي دو روز آينده جواب اين پاسخ را خواهيد گرفت.


