«نا-رسمیت» زنان در بازار کار ایران
روایت زندگی زن جوانی به نام شهرزاد بود که برای رهایی از آزار و اذیتهای شوهر معتادش به امید یکزندگی بهتر به تهران میرود. چندینشب را در اتوبوسها به صبح میرساند و پس از سختیها و مشکلات فراوان به مترو پناه میبرد و از راه دستفروشی در مترو موفق میشود خانهای اجاره کند و مخارج خود و دخترش را تامین کند.
کد خبر: ۴۷۵۸۲۵
| | 4350 بازدید
روز دوشنبه، ٢٠بهمن انجمن جامعهشناسی ایران نشستی با عنوان «نا-رسمیت» (Informality) زنان در بازار کار ایران «با سخنرانی آذر تشکر؛ دکترای جامعهشناسی و نمایش بخشهایی از فیلم مستند «تهران، مترو، زنان» به کارگردانی بهاره بهارفر برگزار کرد.
به گزارش شرق، این فیلم روایت زندگی زن جوانی به نام شهرزاد بود که برای رهایی از آزار و اذیتهای شوهر معتادش به امید یکزندگی بهتر به تهران میرود. چندینشب را در اتوبوسها به صبح میرساند و پس از سختیها و مشکلات فراوان به مترو پناه میبرد و از راه دستفروشی در مترو موفق میشود خانهای اجاره کند و مخارج خود و دخترش را تامین کند. در ادامه این جلسه آذر تشکر، جامعهشناس و فعال حوزه زنان، عنوان صحبت خود را «نا- رسمیت» کار زنان در ایران معرفی و اظهار کرد: «نا- رسمیت ترجمهای است با همفکری دوستان در مقابل کلمه informality. میگویم نا-رسمیت چون بخشی است که فقط جنبه اقتصادی ندارد و یک زیست غیررسمی است. درواقع مجموعهای از شرایط است که هم میتواند مربوط به سکونتگاه باشد هم مربوط به موقعیت اجتماعی و کار. بههرحال بحث این است که informality که آن را نا-رسمیت ترجمه کردیم تاکیدی است بر بودن غیررسمی زنان. یعنی جنبههای مختلف زیست آدمها که از جریان رسمی جامعه جدا است و جریان دیگری را میسازد.»
تشکر با اشاره به بحث مفهومی تاریخی informality گفت: «ما در بحثهای اقتصادی، مبحث informal sector را از دهه٧٠ داریم. خیلی از اقتصاددانان میگفتند بخش غیررسمی در اقتصاد در مواقع بحران بسیار کمک میکند. چون ما در اقتصاد یک بخش رسمی و یک بخش غیررسمی داریم که بخش غیررسمی از دهه٧٠ در حال شکلگیری بود و عقیده داشتند این جریان بالش گرمی است برای کسانی که نمیتوانند در جریان رسمی اقتصاد فعالیت کنند و بتوانند از پس بحرانها برآیند. در واقع اقتصاد غیررسمی پتانسیل کاهش فقر را دارد و آدمها میتوانند شغل داشته باشند. از دهه٩٠ به بعد سیاستهای تعدیل اقتصادی در همه دنیا باعث شد بحث اقتصاد غیررسمی متورمتر شود. و کمکم بحث informal sector در مطالعات شهری و حوزههای جامعهشناختی وارد شد. در سال٢٠٠٨ با بحران مالیای که ایجاد شد، informality بسیار تشدید شد و الان در اقتصاد بسیاری از کشورهای دنیا حتی اروپا، بعضا آمریکا و بهخصوص کشورهای درحالتوسعه، مفهوم informality یک نرم است.»
آذر تشکر وجه مشترک زیست غیررسمی در تمام موقعیتها را، زیستی دانست که حمایت قانونی و اجتماعی در آن نیست و نکته مهم آن را پول تعیین میکند و اشاره کرد: «اینکه شما ساعتی را برای کاری میگذارید و فقط در قبال آن ساعت کار به این فکر میکنید که پولی دریافت کنید. بهخاطر ریسک بالایی که در این کار وجود دارد، موقعیت آن را نامطمئن میکند.» این جامعهشناس معتقد بود برخلاف دهه٧٠ که اشتغال غیررسمی موقعیتهای زیادی را برای افراد ایجاد میکرد و فقر را کاهش میداد، الان شرایط بهصورتی است که فقر و نابرابری افزایش مییابد. زیرا بحث بیکاری نیست، کاری است که فقرا انجام میدهند که آن را working poor مینامند. در این حالت تنها دارایی افراد کارشان است و هیچ سرمایه و دارایی دیگری ندارند و تنها داراییشان جنسی است که میفروشند. درواقع موقعیت، موقعیت بقاست. گرایشی هست در بحثهای نظری مبنی بر اینکه آدمها کار میکنند نه برای انباشت بلکه برای اینکه فقط زنده بمانند. یکی از جنبههای مهم آن این است که خودش باعث پایداری خودش میشود، یعنی هرچه آدمها بیشتر وارد این قضیه شوند، عدمامتیازهایی دارند که روی هم انباشت میشوند. به عبارت دیگر هرچه بیشتر کار میکنند درآمد کمتری دارند و نمیتوانند موقعیت خودشان را در آن مجموعه ارتقا بدهند به دلیل اینکه فرصت آموزش و مهارتآموزی از فرد گرفته میشود و حالت تراکمی خواهد داشت.
این جامعهشناس با بیان اینکه در ایران تنها بخشی از کار غیررسمی زنان در فضای اجتماعی دیده میشود، گفت: «کار زنان فقط مختص کار زنان در مترو نیست. بزرگنمایی و غلو نیست اگر بگوییم که در هر محصول شهری، کار یک زن مستتر است؛ زنان در تهیه تمامی لباسها، اقلام خوراکی مانند آجیل و سبزی و...، مونتاژ قطعات الکتریکی، منجوق و ملیلهدوزی، سنگدوزی لباس عروس و... نقش پررنگی دارند که به چشم نمیآید.»
این فعال حوزه زنان راهحل informality را جمعگرایی دانست و گفت: «ما یک حیات و عرصه دولتی و یک حیات و عرصه غیردولتی داریم که روزبهروز گستردهتر میشود و مهمترین مسالهای که اتفاق میافتد تفردی است که بین ما وجود دارد. در تمام دنیا زیست غیررسمی جهتهای خوبی گرفته است، انجمنهایی را تشکیل دادهاند و از یکدیگر حمایت میکنند. برای مثال در فیلیپین زنانی که در خانه کار میکنند، انجمنی دارند که دومیلیونعضو دارد. همچنین سال گذشته قانون حمایت از دستفروشان در هند تصویب شد و طبق آن هر دستفروش به پاس احقاق حق خود، برای یک روز کار یک روپیه به انجیاو خود کمک میکند. این انجمنها از حقوق اعضای خود دفاع میکنند و برای شنیدهشدن صدای آنها با دولت مذاکره میکنند.»
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


