قلعه نويي را با همکاران بخواهيد!
اگر چه اميررضا واعظ آشتياني، مديرعامل استقلال در واکنش به استعفا يا کناره گيري امير قلعه نويي از اين تيم گفته است که اعلام شفاهي و رسانه اي اين امر از نظر او اعتباري ندارد و به قلعه نويي تا روز دوشنبه فرصت داده تا با مراجعه به دفتر باشگاه، براي ادامه کارش در فصل آتي ليگ برتر پاي ميز مذاکره بنشيند، اما عمق اختلافهاي موجود در استقلال آنقدر هست که هر دو طرف اين ماجرا بدانند آينده اي براي ادامه همکاري متصور نيست.
به نوشته قدس، جدايي امير از استقلال قطعي به نظر مي رسد. او براي اين کار دليل مهمتري هم دارد؛ ترک استقلال او را صاحب خانه بزرگتري در قلب هواداران اين تيم کرده و درست يا غلط همه او را در اين ماجرا طرف مظلوم دعوا حساب مي کنند. بنابراين بازگشت باشکوهي در انتظار اوست و براي اينکه به شيريني اين بازگشت افزوده شود، بد نيست که مدتي به تأخير بيفتد.
در ماه هاي قبل از قهرماني استقلال در ليگ، از محافل ورزشي نزديک به اين باشگاه خبر تنشها و اختلافهاي دروني شنيده مي شد؛ خبري که البته هرگز رسانه اي نشد و بازتاب عمومي پيدا نکرد.
محور اختلافها يا در واقع محملي که مدير باشگاه استقلال روي آن زوم کرده بود تا قلعه نويي را به چالش بکشد علي نظري جويباري سرپرست اين تيم بود؛ فردي که ساليان درازي است نزديک ترين همکار و همراه قلعه نويي محسوب مي شود.
خبرها حاکي از اين بود که مدير باشگاه استقلال عرف بين المللي فوتبال را وسط کشيده و گفته است که در خارج از ايران پستي تحت عنوان سرپرستي، که به ويژه روي نيمکت تيم جلوتر از سرمربي بنشيند وجود ندارد. آنها به نظري جويباري پيشنهاد يک پست جديد با عنوان پرطمطراق اما تو خالي «مدير تيم» را دادند که وظيفه اش رسيدگي به امور تدارکاتي از قبيل رسيدگي به زمين تمرين، فراهم کردن مقدمات سفرها و... بود و البته نبايد روي نيمکت مي نشست که طبعاً نظري آن را نپذيرفت، زيرا حيطه قدرتش را بسيار کوچک مي کرد.
در کنار اين موضوع، همواره بحثهايي پيرامون اينکه روشهاي سنتي و منسوخ در استقلال اعمال مي شود مطرح بود که به نوعي امير قلعه نويي را هدف مي گرفت.
پرتعداد بودن کادر فني استقلال که تعدادي از اعضاي آن رفقاي امير قلعه نويي بودند و به سختي روي نيمکت تيم جا مي شدند، يک بحث ديگر بود که همواره تنش زا مي شد. بديهي است که اين مسايل بار مالي ويژه اي را هم به باشگاه استقلال تحميل مي کرد و البته امير قلعه نويي هم نمي توانست به همه روابطش پشت پا بزند و زير بار همه پيشنهادهاي اين چنيني مديرعامل باشگاه برود، زيرا آن وقت موقعيت خودش متزلزل مي شد.
***
در همان زمان و باز هم از محافل ورزشي نزديک به استقلال اين خبر شنيده مي شد که امير در هر صورت اين تيم را در پايان فصل ترک خواهد کرد و البته پيشنهادهايي هم دارد. نام تيمهاي سايپا و سپاهان به ميان آمده بود و قراردادهايي که چرب و نرم تر از استقلال بود و نقدتر؛ زيرا پول گرفتن از تيمهاي صنعتي متمول بسيار آسانتر از تيمي مثل استقلال است.
اکنون خبر از پيشنهادهاي ديگري هم هست و شنيده مي شود که مذاکراتي هم در حد صحبتهاي مقدماتي انجام گرفته، اما مسأله اين است که امير قلعه نويي به هر جا که برود نهايت تلاش خود را خواهد کرد تا ياران ديرينه خود را به همراه داشته باشد؛ به ويژه در شرايط حاضر که اختلافهاي باشگاه استقلال آنها را نزديکتر به هم کرده است. در واقع هر تيمي امير قلعه نويي را مي خواهد بايد اعضاي کادر فني و البته شايد سرپرست مورد وثوق او را هم بخواهد؛ چيزي که شايد سرانجام بعضي از پيشنهادها را از دستور بررسي خارج کند.
درباره امير قلعه نويي و تيم جديدش اين خبر شنيده مي شود که او به هر جا که برود حتي يک بازيکن هم از استقلال نخواهد گرفت. حتي اگر تعدادي از بازيکنان فعلي اين تيم بعد از جدايي امير، تمايلي به ادامه فعاليت در استقلال نداشته باشند. طبعاً اين موضوع براي هر تيمي که امير قلعه نويي به آن بپيوندد، شانس جذب بازيکنان جدايي طلب استقلال را از بين مي برد که اين هم خود مشکلي است. بايد ديد که امير قلعه نويي و تيم همکارانش فصل جديد را در کجا و چگونه سپري مي کنند.


