گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۴۶۷۱۲
| | 2466 بازدید
اعتماد ملي
«آرايش انتخاباتي كانديداها» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي است كه در آن ميخوانيد:
بدون شك يكي از عوامل تاثيرگذار در انتخابات آرايش انتخاباتي كانديداهاست و در مواردي چه بسا يك جريان سياسي كه از وزن اجتماعي بالايي در افكار عمومي برخوردار است به دليل عدم مديريت بر انتخابات و آرايش نامناسب كانديداها در عرصه رقابت پيروز نشود. همچنانكه در انتخابات دوره گذشته رياست جمهوري، بهرغم اينكه مجموع آرايي كه به سبد اصلاحطلبان ريخته شد بيش از 16 ميليون راي بود و در صورت اجماع آنها بر كانديداي واحد ميتوانستند در همان دور اول، گوي سبقت را بربايند، ولي با توجه به مديريت انتخابات خارج از جريان اصلاحات انفعال بزرگان اصلاحطلب و قانع شدن به صرف نقش بازيگري در انتخاباتي كه از سوي جريان مقابل كاملا مهندسي شده بود و با تاييد صلاحيت معين و مهرعليزاده با حكم حكومتي و ماندن آنها در عرصه رقابت كاملا تكميل شد و تقسيم آرا بين كانديداها و اختلاف اندك آرا رقبا، كه امكان اعمال نظر در انتخابات را تسهيل ميكرد، شاهد واگذاري انتخابات به جريان محافظهكار بوديم. حال سوالي كه ممكن است به ذهن خطور نمايد... .
رسالت
«بازي برد- برد براي اصولگرايان» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندري است كه در آن ميخوانيد:
رقابت سياسي مثبت در ايران همزاد با مردمسالاري ديني است. اساسا گريز از منفي گرايي مفرط و قطبيتهاي ستيزآلود در عرصه رقابتهاي سياسي با گفتمان انقلاب اسلامي سازگارتر است. طي سي سال گذشته تلاشهاي بسياري براي ريل گذاري در سياست ايران صورت گرفته تا قطار رقابتهاي سياسي در ايستگاه بي ثباتي و برخوردهاي متنازع حزبي متوقف نشود. در دولتهاي گذشته همواره مهندسي سياسي كشور روي ميز كار دولتمردان و جريانات سياسي قرار داشته كه البته برخي اوقات گرايشات غير بومي و بعضا سكولاريستي در مديريت و مهندسي رقابتهاي سياسي نه تنها به ثبات سياسي منجر نشد، بلكه مولد نوعي بي ثباتي، آنومي و بي هنجاري در رفتار احزاب و جريانات سياسي گشته است.
دكتر احمدي نژاد نيز كه امروز نماينده قوي ترين گفتمان مسلط در جامعه است با وقوف به اين رسالت و مسئوليت كليدي كه مسلما به تقويت كيفيت مردمسالاري ديني در دهه چهارم انقلاب مي انجامد در حاشيه نمايشگاه كتاب ضمن دعوت رقباي انتخاباتي به جدال احسن گفت: كسي حق ندارد به بهانه طرفداري از من عليه نامزدها حرف بزند. وي تاكيد كرد: هر چيزي كه ملت تصميم بگيرد همه بايد تبعيت كنند.
آفتاب يزد
«فرصتي كه از دست رفت» عنوان سرمقاله روزنامه ي آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
روز هفتم ارديبهشت سال 1384 در هواي باراني تهران، سيد محمد خاتمي براي شركت در يك نشست به دانشگاه تهران دعوت شده بود. آن روز مانند بسياري از روزهاي باراني ديگر، ترافيك تهران آنقدر سنگين بود كه رئيسجمهورِ وقت، ديرتر از زمان تعيين شده به محل سخنراني خود رسيد. او در ابتداي صحبت براي پوزشخواهي از حضار گفت: با اينكه مسئول ساماندهي شهر، مستقيماً دولت نيست اما باز هم به خاطر گناهان ناكرده و قصورهاي نداشته از طرف كساني كه اينچنين وضعي را نميتوانند اداره كنند از شما معذرت ميخواهم. اين اظهارات، واكنش فوري و شديد شهردار وقت تهران - محمود احمدينژاد - را به دنبال داشت: از اينكه رئيس جمهور -خاتمي - بالاخره يكبار در ترافيك تهران معطل شد و از نزديك مشكلات مردم تهران را لمس كرد، هم خوشحاليم و هم متاسف. خوشحال از اينكه رئيس جمهور، يكبار هم كه شده از ميان مردم عبور كردند... و متأسف از اينكه بسيار دير با اين معضل آشنا شدند. البته اگر دفتر ايشان در همان خيابان پاستور باقي ميماند شايد زودتر با مشكلات مردم آشنا ميشدند.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله پنجشنبههاي جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
هفته جاري برپاشنه علم و دانايي چرخيد از يكسو طليعه هفته با روز معلم همراه بود و از ديگر سو مهم ترين رويداد فرهنگي كشور يعني نمايشگاه بينالمللي كتاب در آن آغاز شد.در ابتداي هفته مردم شريف ايران روزي را گرامي داشتند كه به عنوان سالروز شهادت استاد شهيد مرتضي مطهري معلم انقلاب به نام روز معلم نامگذاري شده است.
واقعيت اينست كه به لحاظ منابع مديريتي نيروي انساني و تربيت نيروهاي كارآمد يكي از مهمترين سرمايههاي تحول آفرين جامعه محسوب مي شود و اين امر مهم در مدارسي صورت مي پذيرد كه محور آن معلم است . بنابر اين توجه به مسائل اين قشر مولد و درعين حال محوري مي تواند موجب تربيت نيروهاي انساني خلاق و كارآفرين در آينده باشد. البته اذعان به اين نكته ضروري است كه متاسفانه عليرغم تحول عمده اوليه اي كه انقلاب در بخشهاي بنيادين جامعه از قبيل آموزش و پرورش ايجاد كرد ولي عدم برنامه ريزي مناسب ما را درگير مشكلاتي كرد كه امروزه در نظام فرهنگي و اجتماعي شاهد آن هستيم.
كيهان
«ديدبانى جنگ احزاب» يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
انتخابات، مجال زودگذر آمد و شد نامزدها است. نامزدها مي آيند، مي گويند، گفته مي شوند و با همه هيجان، بسياري از آنها تمام مي شوند ومي روند. نيازي به نام بردن از نامزدها نيست. برگرديد و به گذشته نگاه بکنيد. فهرست بلندي از چهرهها که گاه حتي نام آنها هم- با وجود نام آوري و سر زبانها بودن در روزگار نامزدي شان- با زحمت به خاطر مي آيد. بنابراين فراتر و مهم تر از نامزدها، صحنه اي است که از گذشت روزگار و رقم خوردن حوادث خوب و بد پديد آمده است مانند سيماي امروز همين کره خاکي ما که از تابش آفتاب و ذوب شدن يخها و رانده شدن خشکيها و فشرده شدن آنها در هم يا ارتعاشات و لرزشهاي دروني زمين و ايجاد شکافها و گسلهاي تازه پديد آمده است. کوهها در کنار درهها سر بر آورده و رودها و درياها، خشکيها را از هم جدا ساخته اند تا زمين، آن گونه که امروز مي بينيم نقش بسته است.
سرمايه
«شائبه سياسي اقدامات حمايتي» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم محمدحسين شريف زادگان است كه در آن ميخوانيد:
سياستگذاري اجتماعي همواره دو وجه مشخص دارد؛ يکي منافع استفاده کنندگان و ديگر مصلحت اجتماعي ناشي از آن. هر سياستي که به منافع اجتماعي قشر وسيعي از جامعه مرتبط است بايد تضمين کننده منافع بلندمدت آنان باشد و ناظر بر رفع تقاضاي زودگذر آنان نباشد.
افزايش حقوق بازنشستگان و مستمري بگيران تامين اجتماعي عمدتاً کاري است که منافع قشر وسيعي از آنان را تامين مي کند ولي از نظر مصلحت اجتماعي بايد ديد احاله دادن تامين حقوق آنان به يارانهها که عمدتاً فعاليتي حمايتي است نه بيمه اي با فلسفه صندوقهاي تامين اجتماعي که براساس مشارکت مردم شکل مي گيرد مغايرت دارد يا خير. فعاليتهاي حمايتي آن هم پرداخت پول به مردم صرفاً در شرايط بسيار خاص که مردم توانايي کار و توليد را نداشته باشند انجام مي شود در حالي که صندوقهاي بيمههاي اجتماعي و مشارکت مردم در آنها با حمايت از اقشار کم درآمد کاملاً فرق دارد. بيمه شده تامين اجتماعي با عزت نفس و کرامت انساني در صندوقي مشارکت مي کند و حاصل مشارکت مالي خود را به شکل مستمري دريافت مي کند.
دنياي اقتصاد
«ضرورت ايجاد شور مشاركت با نظرسنجيهاي مستقل» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنانصفت است كه در آن ميخوانيد:
هر روزي كه به 22خرداد 1388 نزديكتر ميشويم، موضوع انتخاب دهمين رييسجمهور در ميان گروههاي گوناگون ايران داغتر و جذابتر ميشود.
يك پرسش عمومي نزد علاقهمندان به مساله انتخابات اين است: شانس كدام كانديدا براي كسب اكثريت آرا بيشتر است؟ اين پرسش البته منحصر به ايرانيان نيست و در هر سرزمين و جامعهاي كه انتخابات انجام ميشود، ديده ميشود. از سوي ديگر سايتهاي پرشماري وجود دارند كه در كنار انتشار اخبار و گزارشهاي مرتبط با انتخابات و كانديداها، جايي را براي نظرسنجي از خوانندگان خود گذاشته و اميدوارند با مراجعه به آمار ارايه شده در اين نظرسنجي، تصويري از آينده به دست آورند.
«آرايش انتخاباتي كانديداها» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد ملي است كه در آن ميخوانيد:
بدون شك يكي از عوامل تاثيرگذار در انتخابات آرايش انتخاباتي كانديداهاست و در مواردي چه بسا يك جريان سياسي كه از وزن اجتماعي بالايي در افكار عمومي برخوردار است به دليل عدم مديريت بر انتخابات و آرايش نامناسب كانديداها در عرصه رقابت پيروز نشود. همچنانكه در انتخابات دوره گذشته رياست جمهوري، بهرغم اينكه مجموع آرايي كه به سبد اصلاحطلبان ريخته شد بيش از 16 ميليون راي بود و در صورت اجماع آنها بر كانديداي واحد ميتوانستند در همان دور اول، گوي سبقت را بربايند، ولي با توجه به مديريت انتخابات خارج از جريان اصلاحات انفعال بزرگان اصلاحطلب و قانع شدن به صرف نقش بازيگري در انتخاباتي كه از سوي جريان مقابل كاملا مهندسي شده بود و با تاييد صلاحيت معين و مهرعليزاده با حكم حكومتي و ماندن آنها در عرصه رقابت كاملا تكميل شد و تقسيم آرا بين كانديداها و اختلاف اندك آرا رقبا، كه امكان اعمال نظر در انتخابات را تسهيل ميكرد، شاهد واگذاري انتخابات به جريان محافظهكار بوديم. حال سوالي كه ممكن است به ذهن خطور نمايد... .
رسالت
«بازي برد- برد براي اصولگرايان» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسكندري است كه در آن ميخوانيد:
رقابت سياسي مثبت در ايران همزاد با مردمسالاري ديني است. اساسا گريز از منفي گرايي مفرط و قطبيتهاي ستيزآلود در عرصه رقابتهاي سياسي با گفتمان انقلاب اسلامي سازگارتر است. طي سي سال گذشته تلاشهاي بسياري براي ريل گذاري در سياست ايران صورت گرفته تا قطار رقابتهاي سياسي در ايستگاه بي ثباتي و برخوردهاي متنازع حزبي متوقف نشود. در دولتهاي گذشته همواره مهندسي سياسي كشور روي ميز كار دولتمردان و جريانات سياسي قرار داشته كه البته برخي اوقات گرايشات غير بومي و بعضا سكولاريستي در مديريت و مهندسي رقابتهاي سياسي نه تنها به ثبات سياسي منجر نشد، بلكه مولد نوعي بي ثباتي، آنومي و بي هنجاري در رفتار احزاب و جريانات سياسي گشته است.
دكتر احمدي نژاد نيز كه امروز نماينده قوي ترين گفتمان مسلط در جامعه است با وقوف به اين رسالت و مسئوليت كليدي كه مسلما به تقويت كيفيت مردمسالاري ديني در دهه چهارم انقلاب مي انجامد در حاشيه نمايشگاه كتاب ضمن دعوت رقباي انتخاباتي به جدال احسن گفت: كسي حق ندارد به بهانه طرفداري از من عليه نامزدها حرف بزند. وي تاكيد كرد: هر چيزي كه ملت تصميم بگيرد همه بايد تبعيت كنند.
آفتاب يزد
«فرصتي كه از دست رفت» عنوان سرمقاله روزنامه ي آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
روز هفتم ارديبهشت سال 1384 در هواي باراني تهران، سيد محمد خاتمي براي شركت در يك نشست به دانشگاه تهران دعوت شده بود. آن روز مانند بسياري از روزهاي باراني ديگر، ترافيك تهران آنقدر سنگين بود كه رئيسجمهورِ وقت، ديرتر از زمان تعيين شده به محل سخنراني خود رسيد. او در ابتداي صحبت براي پوزشخواهي از حضار گفت: با اينكه مسئول ساماندهي شهر، مستقيماً دولت نيست اما باز هم به خاطر گناهان ناكرده و قصورهاي نداشته از طرف كساني كه اينچنين وضعي را نميتوانند اداره كنند از شما معذرت ميخواهم. اين اظهارات، واكنش فوري و شديد شهردار وقت تهران - محمود احمدينژاد - را به دنبال داشت: از اينكه رئيس جمهور -خاتمي - بالاخره يكبار در ترافيك تهران معطل شد و از نزديك مشكلات مردم تهران را لمس كرد، هم خوشحاليم و هم متاسف. خوشحال از اينكه رئيس جمهور، يكبار هم كه شده از ميان مردم عبور كردند... و متأسف از اينكه بسيار دير با اين معضل آشنا شدند. البته اگر دفتر ايشان در همان خيابان پاستور باقي ميماند شايد زودتر با مشكلات مردم آشنا ميشدند.
جمهوري اسلامي
«تحليل سياسي هفته» عنوان سرمقاله پنجشنبههاي جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
هفته جاري برپاشنه علم و دانايي چرخيد از يكسو طليعه هفته با روز معلم همراه بود و از ديگر سو مهم ترين رويداد فرهنگي كشور يعني نمايشگاه بينالمللي كتاب در آن آغاز شد.در ابتداي هفته مردم شريف ايران روزي را گرامي داشتند كه به عنوان سالروز شهادت استاد شهيد مرتضي مطهري معلم انقلاب به نام روز معلم نامگذاري شده است.
واقعيت اينست كه به لحاظ منابع مديريتي نيروي انساني و تربيت نيروهاي كارآمد يكي از مهمترين سرمايههاي تحول آفرين جامعه محسوب مي شود و اين امر مهم در مدارسي صورت مي پذيرد كه محور آن معلم است . بنابر اين توجه به مسائل اين قشر مولد و درعين حال محوري مي تواند موجب تربيت نيروهاي انساني خلاق و كارآفرين در آينده باشد. البته اذعان به اين نكته ضروري است كه متاسفانه عليرغم تحول عمده اوليه اي كه انقلاب در بخشهاي بنيادين جامعه از قبيل آموزش و پرورش ايجاد كرد ولي عدم برنامه ريزي مناسب ما را درگير مشكلاتي كرد كه امروزه در نظام فرهنگي و اجتماعي شاهد آن هستيم.
كيهان
«ديدبانى جنگ احزاب» يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
انتخابات، مجال زودگذر آمد و شد نامزدها است. نامزدها مي آيند، مي گويند، گفته مي شوند و با همه هيجان، بسياري از آنها تمام مي شوند ومي روند. نيازي به نام بردن از نامزدها نيست. برگرديد و به گذشته نگاه بکنيد. فهرست بلندي از چهرهها که گاه حتي نام آنها هم- با وجود نام آوري و سر زبانها بودن در روزگار نامزدي شان- با زحمت به خاطر مي آيد. بنابراين فراتر و مهم تر از نامزدها، صحنه اي است که از گذشت روزگار و رقم خوردن حوادث خوب و بد پديد آمده است مانند سيماي امروز همين کره خاکي ما که از تابش آفتاب و ذوب شدن يخها و رانده شدن خشکيها و فشرده شدن آنها در هم يا ارتعاشات و لرزشهاي دروني زمين و ايجاد شکافها و گسلهاي تازه پديد آمده است. کوهها در کنار درهها سر بر آورده و رودها و درياها، خشکيها را از هم جدا ساخته اند تا زمين، آن گونه که امروز مي بينيم نقش بسته است.
سرمايه
«شائبه سياسي اقدامات حمايتي» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم محمدحسين شريف زادگان است كه در آن ميخوانيد:
سياستگذاري اجتماعي همواره دو وجه مشخص دارد؛ يکي منافع استفاده کنندگان و ديگر مصلحت اجتماعي ناشي از آن. هر سياستي که به منافع اجتماعي قشر وسيعي از جامعه مرتبط است بايد تضمين کننده منافع بلندمدت آنان باشد و ناظر بر رفع تقاضاي زودگذر آنان نباشد.
افزايش حقوق بازنشستگان و مستمري بگيران تامين اجتماعي عمدتاً کاري است که منافع قشر وسيعي از آنان را تامين مي کند ولي از نظر مصلحت اجتماعي بايد ديد احاله دادن تامين حقوق آنان به يارانهها که عمدتاً فعاليتي حمايتي است نه بيمه اي با فلسفه صندوقهاي تامين اجتماعي که براساس مشارکت مردم شکل مي گيرد مغايرت دارد يا خير. فعاليتهاي حمايتي آن هم پرداخت پول به مردم صرفاً در شرايط بسيار خاص که مردم توانايي کار و توليد را نداشته باشند انجام مي شود در حالي که صندوقهاي بيمههاي اجتماعي و مشارکت مردم در آنها با حمايت از اقشار کم درآمد کاملاً فرق دارد. بيمه شده تامين اجتماعي با عزت نفس و کرامت انساني در صندوقي مشارکت مي کند و حاصل مشارکت مالي خود را به شکل مستمري دريافت مي کند.
دنياي اقتصاد
«ضرورت ايجاد شور مشاركت با نظرسنجيهاي مستقل» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمدصادق جنانصفت است كه در آن ميخوانيد:
هر روزي كه به 22خرداد 1388 نزديكتر ميشويم، موضوع انتخاب دهمين رييسجمهور در ميان گروههاي گوناگون ايران داغتر و جذابتر ميشود.
يك پرسش عمومي نزد علاقهمندان به مساله انتخابات اين است: شانس كدام كانديدا براي كسب اكثريت آرا بيشتر است؟ اين پرسش البته منحصر به ايرانيان نيست و در هر سرزمين و جامعهاي كه انتخابات انجام ميشود، ديده ميشود. از سوي ديگر سايتهاي پرشماري وجود دارند كه در كنار انتشار اخبار و گزارشهاي مرتبط با انتخابات و كانديداها، جايي را براي نظرسنجي از خوانندگان خود گذاشته و اميدوارند با مراجعه به آمار ارايه شده در اين نظرسنجي، تصويري از آينده به دست آورند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


