روايت لاريجاني از پشتپرده مذاكرات هستهاي
رييس مجلس شوراي اسلامي در ديدار با جمعي از اهالي رسانه هاي جمهوري چک ، از پشت پرده مذاکرات هسته اي در دوران مسووليتش در شوراي عالي امنيت ملي سخن گفت.
به گزارش اداره اخبار و رسانههاي گروهي مجلس شوراي اسلامي؛ جمعي از سردبيران و خبرنگاران رسانههاي گروهي جمهوري چک شب گذشته ضمن ديدار با علي لاريجاني رييس مجلس شوراي اسلامي به طرح سوالات خود پرداختند.
متن کامل اين مصاحبه بدين شرح است:
لاريجاني در ابتداي مصاحبه گفت: جمهوري اسلامي ايران و جمهوري چک ارتباطات خوبي دارند، روابط اقتصادي ما در سالهاي اخير روبه رشد بوده است. جمهوري چک يکي از کشورهاي عضو اتحاديه اروپاست که ما با او ارتباط نزديک داريم. اصولا ايران مناسبات نسبتا خوبي با اتحاديه اروپا دارد، در زمينههاي مسايل اقتصادي و هم رايزنيهاي سياسي، البته در زماني که آمريکاييها دنبال مديريت يکجانبهگرايي بودند، اتحاديه اروپا تلاشهايي داشت که موفق نبود. ما همچنان بهخاطر داريم موضع آلمان و فرانسه را در زمان اشغال عراق که با رفتار آمريکا مخالفت ميکردند. ولي گذر زمان نشان داد که رفتار امريکا در عراق موفق نبود. اما بههر حال آن رفتار يکجانبهگرايي نگذاشت صداي اروپا بهخوبي شنيده شود. در مسايل هستهاي هم اروپاييها با ايران مذاکرات طولاني داشتند ولي غالبا هرگاه ميخواست به جايي برسد عنصر اخلالگر مانع ميشود. البته الان شرايط جهاني تغيير کرده، شايد اتحاديه اروپا از نظر زماني بهنفعش است که نقشآفريني مثبت در منطقه داشته باشد، شرايط بهنظر اينگونه است، البته نميتوان نظر قاطع داد.
ميخال موک، سردبير روزنامه پرتيراژ پراوو پرسيد: در مذاکرات هستهاي جمهوري اسلامي ايران که جنابعالي نقش فعالي داشتيد ولي مشاهده ميشود بعد از گذشت سالها هنوز به نتيجه نرسيده و برخي نگرانيها در آمريکا و اروپا وجود دارد، شما با توجه به وضعيت کنوني، شرايط را چگونه ميبينيد؟ اقدامات ايران براي رفع نگرانيها چه خواهد بود؟
لاريجاني: مذاکرات با اروپا چند مقطع داشته، يک مقطعي سهوزير اروپايي، آلمان و انگليس و فرانسه، به ايران آمدند و تفاهمنامهاي در سعدآباد امضا شد. آنجا سه وزير اروپايي گفتند، شما UCF اصفهان و غنيسازي نطنز را متوقف کنيد، ما ظرف چند هفته مساله را حل ميکنيم، بعد شما کارتان را ادامه دهيد. اما فکر ميکنم درست حرف زده نشده چون بعدها به من گفتند که مقصد ما تعطيلي هميشگي بود. و اين يک بي اعتمادي در ايران بهوجود آورد. مخصوصا يک حوادثي هم در اين بين رخ داد. مثلا اقاي بلر در همين فاصله زماني از سربازان خودش در بصره سان ديد و آنجا گفت، ما ميوه اشغال عراق را در تهران چيديم. فکر ميکنم يک اشتباه محاسباتي رخ داد، تصور ايران اين بود که ما ميخواهيم اعتمادسازي کنيم ولي آنها موضوع را طور ديگر فهميدند. بعد از مذاکرات بروکسل و پاريس از ايران خواستند همه فعاليتهاي اتمي را تعطيل کند تا ظرف چند ماه به يک اوبجکتيو گرانتي برسيم. در مرحله بعد ظرف اين چند ماه هيچ پيشنهادي بهعنوان اوبجکتيو گارانتي به ما ندادند. اين در حالي بود که همه تاسيسات اتمي ما تعطيل شده بود. بعد ما يک پيشنهاد به آنها داديم، ظرف چند ماه به ما پاسخ منفي دادند. مرحله سوم ايران به اين نتيجه رسيد که از اين مسير به نتيجهاي نميرسيم لذا ما به آژانس گفتيم، ما فعاليت اتمي خود را زير نظر آژانس آغاز ميکنيم و ضمنا مذاکره ميکنيم براي اينکه به يک نتيجه هم برسيم. آنها رفتند به سمت اينکه عليه ايران قطعنامه صادر کردند. اما در سال 2006 مذاکرات را آغاز کردند، ما در مذاکرات فعال و جدي وارد شديم، حداقل در سه مرحله نزديک شديم به يک تفاهم، اما عوامل ديگري اين را بهم ميزد. مثلا ما با آقاي سولانا داشتيم مذاکره ميکرديم که حادثه حمله اسراييل به لبنان رخ داد. آنجا کسينجر مقالهاي نوشت که در همين شلوغي يک قطعنامه عليه ايران بدهيم. آنها مذاکرات را قطع کردند و ظرف 48 ساعت قطعنامه صادر کردند. آقاي سولانا به من زنگ زد و گفت: متاسفم که خرابکاران کار خودشان را کردند. بنابراين مساله هستهاي نبود، عامل بيروني بود. شايد ميخواستند به ما پيام دهند که نبايد از حزبالله دفاع کنيد. اما اينها دو موضوع است. من آنچه که ميتوانم بعد از سالها مذاکره به شما بگويم، مساله آنها ذاتا به مساله هستهاي برنميگردد. بارها به من گفتند که ما ميدانيم شما بمب اتمي نداريد، ولي شما يک کشور تاثيرگذار در منطقه هستيد و موازنه را در منطقه داريد بههم ميزنيد. من نميدانم اين حرفها چقدر منطقي است ولي ميخواهم ذهن شما را روشن کنم که مساله، مساله هستهاي نيست. ما الان هم مثل گذشته آماده مذاکره هستيم، اما نبايد تصور کنند و انتظار داشته باشند که براي ما قوانين جديد بينالمللي خلق کنند. ما چارچوب (NPT) را قبول داريم، نظارت آژانس را ميپذيريم، ولي نميپذيريم دانشمندان ما محروم شوند از دانش هستهاي. بنابراين در اين چارچوب ميتوان مذاکره کرد.
پاول نووتني: در مورد تهديد نخست وزير اسراييل مبني بر حمله به سايتهاي هستهاي ايران، اين را چگونه ارزيابي ميکنيد؟ آيا براي دفاع از اين سايتها انديشيدهايد؟
لاريجاني: البته اينگونه رجزخوانيها تازگي ندارد، بايد توجه داشت که اسراييليها کشور کوچکي هستند و با توجه به مشکلات داخليشان، براي ما خيلي مورد توجه نيستند.
مخصوصا که مشکلات دروني آنها کم نيست، بهويژه بعد از دو شکست که در جنگ 33 روزه و 22 روزه خوردند. اما آنچه که بايد مورد توجه آمريکا باشد، همان طور که خودشان گفتهاند، آمريکا متحد اسرييل است، گفتهاند ما مسئوليت امنيت اسراييل را بهعهده داريم. بنابراين از نظر ما آنها بايد پاسخگو باشند. فکر ميکنم اسراييليها با اين اقدامات و حرفها ميخواهند رفتار جديد آمريکاييها را به بنبست برسانند. پاسخگويي ما در چنين مجموعهاي است. من نظرات صاحبنظران جهان را به دقت مطالعه ميکنم. مخصوصا نظرات ژنرالهاي اسراييلي را، همچنين آمريکاييها، در حرفهاي آنها نديدهام که آنها حدس درستي راجع رفتار ايران داشته باشند.
پاول نووتني: سوال دوم من در مورد اظهارات آقاي احمدينژاد درباره هلوکاست است، ايشان بعضي وقتها آن را نفي کرده و بعضي وقتها گفته است بايد مطالعه بيشتري شود. نظر شخصي جنابعالي بهعنوان رييس مجلس چيست در اين زمينه؟
لاريجاني: فکر ميکنم آقاي احمدينژاد به اندازه کافي توضيح داده است. موضع نظام ما در مورد فلسطين روشن است. همان طور که رهبر ما گفتهاند ما به يک راهحل دموکراتيک در فلسطين اعتقاد داريم، اينکه همه فلسطينيها رژيم مورد نظرشان را انتخاب کنند، اين مورد قبول ماست، همه کساني که داخل فلسطين هستند و آوارگان. من تعجب ميکنم چرا اين فکر را اروپاييها دنبال نميکند. اين يک راهحل دمکراتيک است. اگر اين عمل شود ديگر مسالهاي وجود ندارد که اين قدر مناقشه ايجاد کند. برداشت من از سخنان آقاي احمدينژاد اين است که اگر آنجا ستمي هم شده به کسي، چرا مردم فلسطين بايد پاسخگو باشند.
پاول نووتني: مطلبي که شما ميگويد به نوعي ارتباط فلسطين و هلوکاست است، من نظر شما را در رابطه با خود واقعه هلوکاست ميخواهم.
لاريجاني: من مورخ نيستم که راجع به آن نظر دهم، مهم نتيجه است، فرض کنيد اين حادثه رخ داده، چرا فلسطينيها بايد غرامت بدهند.
پاول نووتني: آژانس گفته برخي فعاليتهاي ايران بعد نظامي دارد و مخفيانه است، مادامي که چنين گزارشهايي منتشر شود، کار مشکل ميشود.
لاريجاني: تا آنجا که من اطلاع دارم هيچوقت آژانس چنين چيزي نگفته، گفته بعضي موارد را هنوز به نتيجه نرسيديم، نگفته بعد نظامي مشاهده کرديم. من با البرادعي و سولانا توافق کردم که يک مداليتي براي حل موضوع طراحي کنيم، براي گفتگو با آژانس، بيش از 100 ساعت وقت گذاشتيم، ما با البرادعي آن را تدوين کرديم. شش مورد داشت که ما اين شش مورد را مرحله بندي کرديم و آژانس نظرش را کتبا داد که اينها حل شده است.
چيزي که الان مطرح ميکنند چيز جديدي است، حرف آژانس نيست، ادعاي آمريکاييهاست. ما ماموريتي براي اينکه پاسخ آمريکاييها را بدهيم نداريم. هر کشوري ميتواند عليه کشور ديگري ادعايي کند. آمريکاييها حداکثر ميتوانند بگويند ابهاماتي داريم. من شما را راهنمايي ميکنم به گزارشي که گروه امنيتي آمريکاييها منتشر کردند، آنجا ذکر کردند ايران سلاح ندارد. تمام مطالبي که به من گفتند اين بود که اگر شما اين توانمندي را داشته باشيد ممکن است روزي به سمت سلاح برويد مساله آنها براي امروز نيست، نگراني آنها براي آينده است.
از اکنون که نميتوان کسي را براي آينده محاکمه کرد. شما برخوردهاي دوگانه آمريکا را مقايسه کنيد، آيا پاکستان و هند سلاح هستهاي ندارند؟ اما آمريکا چون با اين دو روابط نزديک دارد، مشکلي با آنها ندارد، حتي قراردادهاي اتمي جديد هم با آنها امضا کردهاند. پس مشکل سلاح هستهاي نيست،
مشکل رفاقت با آمريکاست. حالا اين را با کيس ايران مقايسه کنيد.
ميگويند شما سلاح نداريد، ممکن است روزي به اين سمت برويد، به اين دليل امروز بايد مجازات شويد. اين نظام زورگويانه است و ما زير بار آن نميرويم.
ميخال موچک: من گزارش شوراي حکام را ديدهام، اشاره کردهاند که دلايلي ندارند که ايران فعاليت نظامي دارد و نميتوانند ثابت کنند که ميتواند داشته باشد، ايران هم نتوانسته ثابت کند که نميخواهد داشته باشد، ذکر اين موضوع دليلي براي آمريکا شده که ايران را به عنوان يک خطر معرفي کند.
لاريجاني: گزارش آژانس در مورد هند و پاکستان ابهامي دارد؟ ظاهرا خيلي روشن است که آنها سلاح دارند چرا از نظر آمريکاييها اين دو کشور خطرناک نيستند. البته ما با هند و پاکستان مشکلي نداريم، ميخواهم منطق رفتارهاي آمريکا روشن شود. اما گزارش شوراي حکام که گفتيد، درست است آنها گفتهاند شواهدي هست که ما نميتوانيم ثابت کنيم. ما به البرادعي گفتيم شواهد را به ما بدهيد، گفت: آمريکاييها گفتهاند نميتوانيم بدهيم. پس ما به چه چيزي بايد جواب بدهيم، ما که با تخيلات نميتوانيم زندگي کنيم. آنچه که روشن است تمام فعاليتهاي ما زير نظر آژانس است. خود آمريکاييها هم در گزارشي اطلاعاتي گفتهاند ايران سلاح هستهاي ندارد.
بنابراين حرفشان راجع به چيست؟
ميخال موچک: شايد من گزارشي را به شما بدهم. ادبيات آنها ملايمتر شده ولي اين مسايل را در گزارشها ميآورند. اسراييل هم چنين ادعاهايي دارد.
لاريجاني: ما مسئول رفع نگراني ديگران نيستيم. ما هم خيلي نگرانيم نسبت به رفتار آمريکا. ما بايد تابع مقررات بينالمللي باشيم. من به شما حق ميدهم که کيس پاکستان و هند را مقايسه کنيد، به روشني به استانداردهاي دوگانه پي ميبريد. مثلا ما از رفتار امريکا در عراق و افغانستان نگرانيم، اطلاعات داريم آمريکاييها پشت صحنه با طالبان مذاکره ميکنند، اطلاع دقيق داريم خليلزاد با تروريستها مذاکره کرده و گفته بود، ما به شما کمک ميکنيم به شرطي که شما سلاحتان را به سمت شيعيان و ايرانيها بگيريد. مثلا ما اطلاع داريم آمريکاييها در جنگ غزه 300 کانتينر سلاح به اسراييل دادند. بنابراين ما خيلي مسايل روشنتري داريم که در منطقه بايد حل شود، فرصت براي اينکه تخيلات را دفع کنيم نداريم. حداکثر حرف آنها اين است که حدسياتي دارند، ولي ما فکت داريم در مورد رفتار آنها.
واسلاء مولر، دبير بخش سياسي شبکه تلويزيوني Z.1: چرا به ما اجازه نميدهند از تاسيسات بوشهر ديدار کنيم.
لاريجاني: من اطلاع ندارم، ولي بارها خبرنگاران از آنجا بازديد کردهاند، چيز پنهاني نيست، قاعدتا.
واسلاء مولر: راجع به رکسانا صابري، سرنوشت او چه خواهد شد؟
لاريجاني: اين مسئوليت قوه قضاييه است، به قوه مقننه خيلي مربوط نيست. به نظرم يک مسير طبيعي قضايي را طي ميکند. ايشان در دادگاه بدوي محکوم شده بهخاطر فعاليتهاي جاسوسي، ميتواند اعتراض کند، تجديدنظر شود، ظاهرا اين مسير در حال طي شدن است. دادگاه تجديدنظر ميتواند نظر ديگري بدهد.


