نگاه شما: نقدی بررفتار اقتصادی مردم
بخش «نگاه شما» برای ارائه و معرفی «نگاه» مخاطبان «تابناک» به همه موضوعات است. هر مخاطب «تابناک» میتواند با مد نظر قرار دادن شرایط همکاری با این بخش، «نگاه» خود را ارسال کند تا در معرض دید و داوری دیگر مخاطبان قرار گیرد.
کد خبر: ۴۶۵۹۴۳
| | 2309 بازدید
محمد صادق برادران: آیا نمی شود از مردم انتقاد کرد؟ آیاهمه میتوان انتقاد کرد الا مردم؟ ... مردم ما در زمینه سیاسی (یعنی در زمینه دفاع و پایبندی به حق و حمایت از گروههای محق)، شاید یکی از فرهیختهترین مردمان کل تاریخ باشند. اما همین مردمان، در زمینههای اقتصادی و اجتماعی دارای رفتارهای عجیب و غریبی هستند که این نوشتار به دنبال نقد مواردی از آنها است.
هر دو رییس جمهور اخیر کشورمان در ابتدای دولت خویش، بر مبنای اعتقاد و اعتماد به مردم، سعی نمودند تا اصلاحات اقتصادی انجام دهند اما به علت عدم «همراهیِ مورد انتظار»توسط مردم، دچار شکست شدند. شکستی کهتا مدتها نوعیدلخوری و درماندگی برایشان فراهم آورد (و دولت فعلی همچنان در همان حالت به سر میبرد).
منظورم «طرح بنگاههای زودبازده»در دولت آقای احمدینژاد و «ثبت نام مجدد یارانهها به منظور انصراف داوطلبانه افراد غیرنیازمند» در دولت آقای روحانی است. در مورد اول، پنداشت دولتمردان این بود که با ارائه گسترده منابع مالی، چرخ تولید به راه خواهد افتاد اما عدم همراهی باعث شد تا نتیجه این طرح، چیزی جز گرانی زمین نباشد. یعنی نه تنها باعث شکلگیری اقدامات مولد نشد بلکه موجی از فعالیتهای غیرمولد و حتی مضر به راه افتاد. اما مورد دوم شاید جالبتر هم باشد.
مورد دوم یعنی طرح ثبت نام یارانه ها (در دولت آقای روحانی)، یک انتخابات بزرگ یا حتی رفراندوم اقتصادی بود. دولت قصد داشت با این اقدام، منابع مالی آزادشده را صرف پروژههای عمرانی و توسعه بخش بهداشت و درمان کند. اما نتایج طرح کاملا دور از انتظارش بود. نتایج این ثبت نام (نام نویسی حدود هفتاد میلیونی)، بدان معنا است که گرچه مردم ما از نظر سیاسی به دولتاعتماد دارند اما دولت اصلا از نظر اقتصادی مورد پذیرش نیست. وقتی مردم نمیپذیرند که دولت را وکیل صرف منابع مالی نمایند و بر این اعتقادند که باید خودشان این کار را انجام دهند بدان معنا است که دولت را در این زمینه قبول ندارند.بنابراین به نظر بنده، تلاش دولت برای اصلاح اقتصادی بیمعنی است. دولت صرفا باید فعالیتهاییرا مدنظر قرار دهد که مردم او را در آنها قبول دارند و به نوعی وکیل کرده اند.
تلاش اقتصادی دولت در حال حاضر نه تنها مقبول نیست بلکه بسیار هم اشتباه است و در بلندمدت به ضرر کشور است چراکه به مردم، این درک را منتقل میکند که با وجود آنکه مرا (دولت را) در امور اقتصادی قبول ندارید اما من باز هم سعی میکنم تا مشکلات اقتصادی را رفع کنم. این امر باعث میشود تامردم ما باز هم نتیجه رفتارشان را نبینند و متوجه نشوند که بخشی مهم از ضعف اقتصادی، ناشی از کنش خود آنها است. مردم ما به صورت تاریخی دارای مرکز کنترل خارجی شدهاند. یعنی بر این باور هستند که مسوولیت زندگی آنها تا حد زیادی به شرایط محیطی وابسته است. دائما منبع و منشا مشکل را دولت، حکومت، مجلس، قوه قضائیه، کشورهای خارجی و از این دست قلمداد میکنند. مشکلات را به تعاملات خارجی یا ناکارامدی داخلی موکول میکنند و هیچگاه دیده نشده که کوچکترین عیبی در خود بیابند!!!
آیا اگر مردم اشتباهی کردند نباید نتیجه رفتار اشتباهشان را درک کنند تا بتوانند خود را اصلاح نمایند؟ آیا مردم ما معصومند و بینیاز از یادگیری؟
***
آیا تا به حال فکر کرده اید که اگر در گذشته بودم سعی می کردم جلوی عقد عهدنامه ترکمنچای و گلستان را بگیرم؟ با خود نمی گویید چرا گذاشتند به راحتی خاکی از این سرزمین جدا شود؟ با خود نمیگویید سعی میکردم جلوی سوختن تخت جمشید را بگیرم؟ سعی میکردم اجازه ندهم مغولها کشورم را ویران کنند؟ آیا رویاهای تاریخ ندارید؟ ...
میدانید که در حال حاضر قطر چند برابر ما از میدان مشترک پارس جنوبی برداشت میکند و با سرمایهگذاریهای فعلی، ما روز به روز وضعمان بدتر هم خواهد شد. این در حالی است که طرحهای سرمایهگذاری در پارس جنوبی به شدت سودده هستند و بازگشت سرمایه آنها حدود یک سال است. اما به دلیل آنکه دولت در حال حاضر دچار کمبود مالی است و با این وجود باید ماهانه به حساب هفتاد میلیون نفر، مختصری پول تو جیبی واریز نماید، امکان سرمایه گذاری در این میدان مشترک را ندارد.
بیشک امروزِ ما هم روزی جزو تاریخ، حکایت خواهد شد. ... روزگاری بعد، شاید خیلی نزدیک، فرزندان ما در کتاب تاریخشان بخوانند ایرانیان آن روزگار باعث شدند تا منابع این مملکت نه توسط امپراتوری شوروی و نه توسط ارتش مغول، که توسط کشوری کوچک مثل قطر به تاراج رود و حاضر نشدند از ماهانه 45 هزار تومان بگذرند.
***
به نظر شما، اگر کل مخزن گاز پارس جنوبی را به قطر ببخشیم و به جای آن، مردم ما مسوولیتپذیری اقتصادی پیدا کنند آیا ارزشش را ندارد؟ ...
بگذار پارس جنوبی را هم همچون پارههای خاک این وطن که در طول تاریخ جدا شده، برای خویش بردارند. اما نگذاریم که درس نگیریم. این بار عهد ببندیم که از این به بعد، کنشهای اقتصادی خود را، نه به عنوان یک فرد مجزا بلکه به عنوان عضوی از ایران تنظیم نماییم.
غصه گذشته را نخوریم. فرصتهای دیگری نیز پیشرویمان خواهد بود. ...
(اگر قدری از انصاف خارج شدم از مردم بزرگوارم عذرخواهی میکنم).
هر دو رییس جمهور اخیر کشورمان در ابتدای دولت خویش، بر مبنای اعتقاد و اعتماد به مردم، سعی نمودند تا اصلاحات اقتصادی انجام دهند اما به علت عدم «همراهیِ مورد انتظار»توسط مردم، دچار شکست شدند. شکستی کهتا مدتها نوعیدلخوری و درماندگی برایشان فراهم آورد (و دولت فعلی همچنان در همان حالت به سر میبرد).
منظورم «طرح بنگاههای زودبازده»در دولت آقای احمدینژاد و «ثبت نام مجدد یارانهها به منظور انصراف داوطلبانه افراد غیرنیازمند» در دولت آقای روحانی است. در مورد اول، پنداشت دولتمردان این بود که با ارائه گسترده منابع مالی، چرخ تولید به راه خواهد افتاد اما عدم همراهی باعث شد تا نتیجه این طرح، چیزی جز گرانی زمین نباشد. یعنی نه تنها باعث شکلگیری اقدامات مولد نشد بلکه موجی از فعالیتهای غیرمولد و حتی مضر به راه افتاد. اما مورد دوم شاید جالبتر هم باشد.
مورد دوم یعنی طرح ثبت نام یارانه ها (در دولت آقای روحانی)، یک انتخابات بزرگ یا حتی رفراندوم اقتصادی بود. دولت قصد داشت با این اقدام، منابع مالی آزادشده را صرف پروژههای عمرانی و توسعه بخش بهداشت و درمان کند. اما نتایج طرح کاملا دور از انتظارش بود. نتایج این ثبت نام (نام نویسی حدود هفتاد میلیونی)، بدان معنا است که گرچه مردم ما از نظر سیاسی به دولتاعتماد دارند اما دولت اصلا از نظر اقتصادی مورد پذیرش نیست. وقتی مردم نمیپذیرند که دولت را وکیل صرف منابع مالی نمایند و بر این اعتقادند که باید خودشان این کار را انجام دهند بدان معنا است که دولت را در این زمینه قبول ندارند.بنابراین به نظر بنده، تلاش دولت برای اصلاح اقتصادی بیمعنی است. دولت صرفا باید فعالیتهاییرا مدنظر قرار دهد که مردم او را در آنها قبول دارند و به نوعی وکیل کرده اند.
تلاش اقتصادی دولت در حال حاضر نه تنها مقبول نیست بلکه بسیار هم اشتباه است و در بلندمدت به ضرر کشور است چراکه به مردم، این درک را منتقل میکند که با وجود آنکه مرا (دولت را) در امور اقتصادی قبول ندارید اما من باز هم سعی میکنم تا مشکلات اقتصادی را رفع کنم. این امر باعث میشود تامردم ما باز هم نتیجه رفتارشان را نبینند و متوجه نشوند که بخشی مهم از ضعف اقتصادی، ناشی از کنش خود آنها است. مردم ما به صورت تاریخی دارای مرکز کنترل خارجی شدهاند. یعنی بر این باور هستند که مسوولیت زندگی آنها تا حد زیادی به شرایط محیطی وابسته است. دائما منبع و منشا مشکل را دولت، حکومت، مجلس، قوه قضائیه، کشورهای خارجی و از این دست قلمداد میکنند. مشکلات را به تعاملات خارجی یا ناکارامدی داخلی موکول میکنند و هیچگاه دیده نشده که کوچکترین عیبی در خود بیابند!!!
آیا اگر مردم اشتباهی کردند نباید نتیجه رفتار اشتباهشان را درک کنند تا بتوانند خود را اصلاح نمایند؟ آیا مردم ما معصومند و بینیاز از یادگیری؟
***
آیا تا به حال فکر کرده اید که اگر در گذشته بودم سعی می کردم جلوی عقد عهدنامه ترکمنچای و گلستان را بگیرم؟ با خود نمی گویید چرا گذاشتند به راحتی خاکی از این سرزمین جدا شود؟ با خود نمیگویید سعی میکردم جلوی سوختن تخت جمشید را بگیرم؟ سعی میکردم اجازه ندهم مغولها کشورم را ویران کنند؟ آیا رویاهای تاریخ ندارید؟ ...
میدانید که در حال حاضر قطر چند برابر ما از میدان مشترک پارس جنوبی برداشت میکند و با سرمایهگذاریهای فعلی، ما روز به روز وضعمان بدتر هم خواهد شد. این در حالی است که طرحهای سرمایهگذاری در پارس جنوبی به شدت سودده هستند و بازگشت سرمایه آنها حدود یک سال است. اما به دلیل آنکه دولت در حال حاضر دچار کمبود مالی است و با این وجود باید ماهانه به حساب هفتاد میلیون نفر، مختصری پول تو جیبی واریز نماید، امکان سرمایه گذاری در این میدان مشترک را ندارد.
بیشک امروزِ ما هم روزی جزو تاریخ، حکایت خواهد شد. ... روزگاری بعد، شاید خیلی نزدیک، فرزندان ما در کتاب تاریخشان بخوانند ایرانیان آن روزگار باعث شدند تا منابع این مملکت نه توسط امپراتوری شوروی و نه توسط ارتش مغول، که توسط کشوری کوچک مثل قطر به تاراج رود و حاضر نشدند از ماهانه 45 هزار تومان بگذرند.
***
به نظر شما، اگر کل مخزن گاز پارس جنوبی را به قطر ببخشیم و به جای آن، مردم ما مسوولیتپذیری اقتصادی پیدا کنند آیا ارزشش را ندارد؟ ...
بگذار پارس جنوبی را هم همچون پارههای خاک این وطن که در طول تاریخ جدا شده، برای خویش بردارند. اما نگذاریم که درس نگیریم. این بار عهد ببندیم که از این به بعد، کنشهای اقتصادی خود را، نه به عنوان یک فرد مجزا بلکه به عنوان عضوی از ایران تنظیم نماییم.
غصه گذشته را نخوریم. فرصتهای دیگری نیز پیشرویمان خواهد بود. ...
(اگر قدری از انصاف خارج شدم از مردم بزرگوارم عذرخواهی میکنم).
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


