ما هم باید مثل فرانسویها داستان را از وسط تعریف کنیم؟
شیوه رفتار کشورهای غربی در روزهای پس از حملات اخیر در پاریس ـ که البته در قالب محکومیت شدید و غلیظ این حوادث بازتابی نیز در رسانههای ایرانی داشت ـ نشان میدهد که در آینده، بیش از اینکه منتظر کاهش حوادثی از این دست بود، باید منتظر گستردهتر شدن آن بود.
به گزارش «تابناک»، در جریان حمله به دفتر مجله فکاهی شارلی ابدو ـ که از سالها پیش به خاطر انتشار کاریکاتورهای موهن علیه اسلام در معرض مخالفت و حمله برخی مسلمانان بوده است ـ نام گروههایی مثل القاعده شاخه یمن و رابطه آن با جوانان فرانسوی مورد توجه قرار گرفته است؛ گروهی که چهره برجسته آن در سالهای گذشته، انور العولقی بوده است.
انور العولقی و پسر شانزده سالهاش، عبدالرحمان، اولین و دومین شهروندان آمریکایی بودند که بدون محاکمه در حمله هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی در سپتامبر و اکتبر ۲۰۱۱ در یمن کشته شدند. العولقی چهل ساله که دانشجوی دوره دکترای مدیریت منابع انسانی در آمریکا بود، در دورهای در افغانستان آموزش دیده بود و به دلیل نقش پررنگش در فضای مجازی، بنلادن اینترنت نامیده میشد. وی پسر ناصر العولقی بود که تحت پوشش برنامه فولبرایت به آمریکا رفته و از دانشگاه نبراسکا دکترا گرفته بود و در دورهای نیز وزیر کشاورزی یمن و رئیس دانشگاه صنعا شد. العولقی در کنار ناصر الوحیشی، رهبران شاخه شبه جزیره عربستان یا یمن القاعده هستند. شاخه یمن القاعده اکنون مسئولیت فرماندهی حمله در پاریس را بر عهده گرفته است.
مقامات آمریکایی اعتراف کردهاند، در بین برادران کواشی، سعید ۳۴ ساله چند ماهی را در یمن آموزش نظامی دیده است. هم مقامات آمریکایی و هم فرانسویها میدانستند که این تبعه فرانسه با اصالتی الجزایری در سال ۲۰۱۱ یکی از موج جوانان اروپایی بوده که تحت تأثیر جذابیتهای العولقی به یمن رفته است.
برادر کوچکتر یعنی شریف کواشی نیز که در زمان مرگ در حمله نیروهای فرانسوی پس از چند روز تعقیب و گریز، ۳۲ سال داشت، در سال ۲۰۰۵ مورد توجه مقامات امنیتی فرانسه قرار گرفته بود. او قصد داشت به سوریه و از آن جا به عراق برود تا به صفوف القاعده بپیوندد.
برادران کواشی ریشه الجزایری دارند. سرزمینی که استعمار خونبار آن توسط فرانسویها از سال ۱۸۳۰ آغاز شد و تا استقلال این کشور در ژوئن ۱۹۶۲ ادامه یافت. در این دوره، صدها هزار الجزایری جان خود را از دست دادند. شکنجه و کشتار الجزایریها توسط مهاجمین فرانسوی در این سالها، شکلی سیستماتیک به خود گرفته بود. تکنیکهای شکنجه، قتل و مقابله با شورش مورد استفاده فرانسویها بعدا به کشورهای آمریکای لاتین نیز صادر شد.
در همین روزهایی که دنیا همه توجه خود را صرف محکوم کردن حوادث پاریس و کشته شدن دوازده نفر کرده بود، در کشورهای دیگر، جنایاتی به مراتب خشنتر و وحشتناکتر در جریان بود. انفجار یک خودروی بمبگذاری شده در صنعا، پایتخت یمن در صبح چهارشنبه، هفدهم دی ماه ـ به گفته منابع امنیتی این کشور ـ به مرگ نزدیک به ۳۰ نفر و جراحت بیش از ۵۰ نفر منجر شد. حمله گروه بوکو حرام به یک شهر نیجریه، صدها کشته بر جای گذاشته است؛ هرچند برخی منابع تعداد کشته شدگان را دو هزار تن نیز ذکر کردهاند.
در میان همه این جنایات، ظاهرا این تنها کشتار در پاریس بود که برای شورای امنیت اهمیت داشت. روز پنجشنبه در جریان یکی از جلسات شورای امنیت، کریستین باروس ملت، سفیر شیلی که ریاست دورهای شورا را بر عهده دارد، از حضار در جلسه خواست به احترام قربانیان بایستند و سکوت کنند.
حملات اخیر در پاریس از سوی عدهای، یازده سپتامبر فرانسویها دانسته شده و عدهای دیگر، آن را حمله به آزادی بیان دانستهاند؛ آزادی بیانی که در فرانسه برای توهین به پیامبر یک و نیم میلیارد مسلمان وجود دارد، ولی درباره سؤال در یک پدیده تاریخی به اسم هولوکاست وجود ندارد.
در روایت داستان حوادث پاریس، غربیها مثل همیشه روایت داستان را از وسط داستان شروع کردهاند. فرانسویها در نقش قربانیانی ظاهر شدهاند که چند مسلمان با ریشه الجزایری، تعدادی از آنها را کشتهاند. کسی از شروع رابطه الجزایریها با فرانسویها از سالها جنایت و استعمار و استثمار علیه مردم الجزایر به دست فرانسویها سخن نمیگوید. فرانسویها و دیگر کشورهای اروپایی از ادامه حملاتی از این دست، ابراز نگرانی میکنند، ولی از اینکه تصمیم آنها برای ساقط کردن حکومت سوریه در ایجاد این روند نقش داشته، سخنی بر زبان نمیآورند.
آنها سالها پیش با حمایت از صدام حسین، او را به جان منطقه انداختند و وقتی تصمیم گرفتند او را کنار بگذارند، احساس شرمندگی نکردند که خودشان در به وجود آوردن وی نقش داشتهاند. صدام، القاعده، داعش یا مهاجمان الجزایری هر چه قدر هم باشند، گناه اصلی به گردن غربیهایی است که مستقیم و غیرمستقیم زمینه ظهور آنها را فراهم کردهاند و تا روزی که شورای امنیت تنها به احترام قربانیان فرانسوی از جای خود برخیزد و دهها کشته یمنی و صدها کشته نیجریهای را نبیند، داستان همین است که هست و تا روزی که برخی از برخی دیگر بیشتر آدم حساب شوند، داستان ترور و وحشت ادامه خواهد داشت.
مگر فرانسوی ها در موفق حملات تروریستی منافقین و ریگی هم چین کاری می گردند و یا بالعکس به انها پناه داده است. هموطنان کمی انصاف رو رعایت کنیم
این مقاله سعی در توجیه این حملات کثیف رو دارد...





