ليگ كمرمق، چشم و چراغ دووميداني
هر سال تازه كه ميآيد، دستاندركاران فدراسيون دووميداني دربهدر به دنبال باشگاههاي ورزشي ميروند تا چند باشگاهي را متقاعد كنند كه تيم دووميداني تشكيل دهند و مسابقههاي چندمرحلهاي ليگ روي زمين نماند. راستي چرا گردانندگان دووميداني ايران اين همه به برگزاري ليگ اصرار دارند و در نهايت ليگ، دستوپاشكسته و كمرمق برگزار ميشود؟
به نوشته جام جم، برگزاري مسابقه هاي ليگ دووميداني به چندسال پيش و زماني برميگردد كه راهاندازي ليگهاي باشگاهي در رشتههايي غير از فوتبال رونق گرفت و فدراسيونهاي مختلف به دنبال سازماندهي ليگهاي باشگاهي خودشان افتادند. حركت رشتههاي ورزشي از آماتوري به سمت حرفهاي و نيمهحرفهاي شدن، فدراسيونها را به فكر انداخت تا با راهاندازي مسابقههاي ليگ، منابع درآمدي براي بازيكنان و ورزشكاران پيدا كنند كه اين ميتوانست علاقه نسل جوان را به رشته ورزشي مورد نظر جلب كند.
در سالهاي دور بيشتر فدراسيونها مسابقات قهرماني كشور برگزار ميكردند. براي ورزشكار، كسب يك مدال و عنوان قهرماني اوج آرزوها بود و كمتر كسي به كسب درآمد از راه ورزش فكر ميكرد، اما امروز نه تنها در ايران، بلكه در همه جهان، ورزش آماتوري فقط ويژه افرادي است كه براي سلامت خود و علاقه به ورزش، به فعاليت ورزشي ميپردازند و ورزش حرفهاي، در عرصه ورزش قهرماني حرف اول را ميزند. از اين قرار ميبينيم كه از حدود 2 دهه پيش فدراسيون بينالمللي دووميداني آماتوري، نام خود را به اتحاديه بينالمللي فدراسيونهاي دووميداني تغيير داده تا ورزشكاران راحت و بدون دغدغه و هراس دووميداني را حرفه خود قرار دهند.
دووميداني ايران نيز براي ادامه بقاي خود و جذب نوجوانان و جوانان به ورزش دووميداني چاره را در اين ديد كه ليگ باشگاهي داشته باشد تا از طريق ليگ و مسابقههاي چندمرحلهاي آن و قراردادهايي كه با ورزشكاران امضا ميشود، آنها به درآمدي دست يابند و انگيزه ادامه كار در ورزش مادر دووميداني را داشته باشند. در واقع ليگ دووميداني تنها منبع درآمد اصلي قهرمانان دووميداني است.
اگر ليگ برگزار نشود، دووميدانيكاران مليپوش با دستمزد مختصري كه فدراسيون به آنها ميدهد، دور ورزش مورد علاقه خود را خط ميكشند و سراغ رشتهاي ميروند كه درآمدزا باشد و كم و بيش آينده آنها را تامين كند. پس بيعلت نيست كه مسوولان دووميداني در آغاز هر سال يك دغدغه بزرگ دارند و آن ليگ دووميداني است.
حمايت شعاري
برگزاري ليگ دووميداني حتي به همين صورت كنوني و پردستاندازش، دشواريهاي زيادي دارد و توان زيادي از فدراسيون ميگيرد. فدراسيوني كه بايد تمركز خود را روي تيمهاي ملي و مسابقههاي بينالمللي قرار دهد، مجبور است به ليگ بيش از وظايف اصلياش توجه كند. چون خوب ميداند بدون ليگ نيمي از قهرمانان كنوني از دووميداني خداحافظي ميكنند. براي مثال ورزنده، ركورددار ماده پرش طول ايران، از وضع موجود دووميداني انتقاد كرده و خواهان توجه باشگاهها به اين ورزش است. او ميگويد با وضع موجود، بهتر است براي كسب درآمد به دنبال حرفه ديگري برود. وقتي پاي صحبت دووميدانيكاران مينشينيم همه كم و بيش با ورزنده اتفاقنظر دارند.
اما راضي كردن باشگاهها براي تشكيل تيم دووميداني مثل اين است كه از هفتخوان بگذريم. اگر پاي فوتبال در ميان باشد، باشگاهها كه بيشترشان دولتي و وابسته به كارخانجات و شركتهاي بزرگند صف ميكشند تا نوبتشان برسد. آنها حاضرند چند ميليارد تومان خرج كنند تا تيمي در ليگ برتر داشته باشند. آنها خوب ميدانند فوتبال ابزاري تبليغاتي و موثر برايشان به حساب ميآيد.
رسانهها به فوتبال توجه ميكنند و نام شركت يا كارخانه مربوطه با تيم فوتبال مرتب تبليغ ميشود. اما در وضع كنوني ورزش ما، تشكيل تيم دووميداني برايشان سودي ندارد. اين كه ميگوييم دووميداني مادر ورزشهاست، امروز براي خيليها معنايي ندارد، چون آنها از ورزش چيز ديگري ميخواهند. حتي مادر ورزشها و البته شنا و ژيمناستيك هم كه به نوعي مادر ورزشهايند، سرشان بيكلاه مانده و در دستگاه ورزش كشور نيز اعتبار و جايگاه فوتبال يا ورزشهاي رزمي را ندارند.
فقط در شعارهاي زيبا از آنها حمايت ميشود.با وضع موجود تنظيم و تصويب تقويم ورزشي فدراسيون دووميداني چندان دشوار نيست، اما اجرايش با هزار اما و اگر توام ميشود. وقتي بيايند و برنامه زماني مسابقههاي ليگ را تنظيم و اعلام كنند، اگر باشگاهها كنار بكشند و نخواهند تيم بدهند، آن وقت مگر ميشود مسابقه ليگ را در زمان تعيين شده اجرا كرد؟
فدراسيون دووميداني قصد داشت ليگ امسال را از اواسط ارديبهشت آغاز كند. قرار بود محل برگزاري مرحله اول ليگ شهر اهواز باشد كه از محدود شهرهايي است كه پيست تارتان مناسب دارد. اما پس از اعلام رسمي زمان برگزاري ليگ، چند روز بعد خبر دادند كه برگزاري اولين مرحله ليگ يك ماه به تعويق افتاده است.
صادق داداشي، دبير فدراسيون، علت تعويق ليگ را درخواست شماري از قهرمانان و باشگاهها اعلام كرد و البته پذيرفت كه فدراسيون درخصوص ليگ كوتاهيهايي هم كرده است. فدراسيون از چند ماه پيش تلاش كرده بود تا باشگاه سايپا تيم دووميداني تشكيل دهد.
اينكه ميگوييم دو و ميداني مادر ورزشها است امروز براي خيليها معنايي ندارد چون آنها از ورزش چيز ديگري ميخواهند
دلخوشي فدراسيون به اين بود كه حميد سجادي، چهره نامآشناي دووميداني و ركورددار چند ماده اين رشته و قهرمان سابق آسيا، مديرعامل باشگاه ورزشي سايپاست و ميتواند يك تيم خوب دووميداني را جمع و جور كند. اما سجادي در فضايي كه فوتبال و چند رشته ديگر حرف اول را ميزند، كار دشواري را پيشرو داشت تا اين كه بالاخره اعلام شد سايپا تيم دووميداني تشكيل ميدهد.
ذوبآهن يك پاي هميشگي ليگ امسال هم تيم دارد. فدراسيون با چند باشگاه ديگر هم مذاكره كرده كه ليگ امسال پررنگتر و بهتر از سالهاي پيش راهاندازي شود. اما تا زمان آغاز ليگ نميتوان پيشبيني كرد واقعا چند تيم باشگاهي شركت ميكنند.
نكته جالب درباره ليگ اين است كه باشگاهها بيشتر به فكر جمع كردن دووميدانيكاران و تيمداري آن هم در مقطع زماني كوتاه هستند و عمدتا مساله داشتن رشته دووميداني در باشگاه و پرورش استعدادها برايشان جذابيتي ندارد. اما همين ليگ نيمبند، هم فدراسيون را راضي ميكند و هم ورزشكاران را. مشكل ديگر ليگ محل برگزاري مراحل آن است.
در سالهاي اخير همه مراحل ليگ انحصارا در تهران برگزار شده است. زيرا شهرستانها پيست تارتان استاندارد و سالم ندارند. جاي بسي تاسف است كه ميلياردها تومان هزينه احداث پيست تارتان در چندين شهر شد و اين پيستها خيلي زود فرسوده و از رده خارج شدند كه البته موضوع پيستها خود مجال ديگري را براي بررسي ميخواهد.
در حسرت تماشاگر
ليگ دووميداني ايران از آن ليگهاي كمرمق و كمتماشاگر و نامنظم است كه بودنش تنها براي ورزشكاران و فدراسيون از نبودنش بهتر است كه اين هم جاي شكر دارد.
اكنون اتحاديه فدراسيونهاي دووميداني مسابقههاي ليگ طلايي را در چند شهر اروپايي برگزار ميكند كه از سال آينده به ليگ الماس تبديل خواهد شد و به جاي تنها اروپا مراحل آن در قارههاي مختلف برگزار خواهد شد. برگزاري ليگ طلايي با موفقيت همراه بوده، زيرا دستاندركاران آن ميدانستند مسابقهها را چگونه، با چه تعداد ورزشكار و در چه رشتههايي برگزار كنند. آنها در هر مرحله، چند رشته پرهيجان را انتخاب ميكنند.
زمان برگزاري مسابقات طولاني نيست و معمولا بيش از2ساعت به درازا نميكشد. به اين ترتيب امكان پخش مستقيم تلويزيوني مسابقهها مهياست و تماشاگران را به اوج هيجان ميبرد؛ اما در ليگ ما سعي ميكنند همه مواد دووميداني باشد، حتي پيادهروي و دوهاي استقامت و فوق استقامت. پس مسابقات طولاني و خستهكننده ميشود و حتي تماشاگر علاقهمند ورزش دووميداني حوصله حضور كامل در ورزشگاه را پيدا نميكند.
از اين قرار مسابقات نه درست و حسابي تماشاگر دارد و نه تلويزيون رغبتي به پخش آنها نشان ميدهد؛ اما همان گونه كه گفتيم فدراسيون ترجيح ميدهد همين شيوه را ادامه دهد؛ چون به فكر منافع ورزشكار، باشگاه و خودش است.
استدلال آنها اين است كه ليگ، تنها منبع درآمد ورزشي دووميدانيكاران است. پس همان اندازه كه دونده 100 متر يا 400 متر يا ورزشكار پرش ارتفاع، عرصهاي براي عقد قرارداد و كسب درآمد دارد، ورزشكار رشته 10 هزار متر يا دهگانه هم بايد درآمدي داشته باشد. با چنين ملاحظاتي نبايد انتظار داشته باشيم روزي داراي ليگي چون ليگ طلايي شويم، البته صحبت از مقايسه دو ليگ از لحاظ كيفي نيست؛ بلكه مقايسه در زمينه سازماندهي، برنامهريزي و جذب مخاطب است.
چنين ليگي هرگز هزاران نفر را به ورزشگاه نميكشاند كه مسابقات را تماشا كنند و حتي اگر از تلويزيون هم پخش شود، كمترين بيننده را خواهد داشت؛ اما يك حسن دارد و آن اين كه در آشفتهبازار دووميداني ايران كه هرازگاه خود را در سايه درخشش تكستارههايي چون غياثي، انتظاري يا حدادي مطرح ميكند، در زمان كمفروغي تكستارهها يا نبودن آنها، همين ليگ نبض دووميداني ماست.


