«خصوصیسازی» را از اینجا آغاز کنید؛
رسانه ملی با ذائقه مخاطب ایرانی آشناست؟
برونسپاری حوزهای چون افکارسنجی رسانه ملی که حوزه چندان امنیتی نیست، میتواند به افزایش دقت در کشف و ثبت ذائقه واقعی مخاطب ایرانی در هر مقطع زمانی بینجامد و طبیعتاً میتوان امیدوار بود با خصوصیسازی نظرسنجیهای وسیع رسانه ملی، دقت لازم در این حوزه نیز اعمال شود.
از
مهمترین نقدهایی که در سالهای اخیر و به خصوص با گسترش نفوذ شبکههای
ماهوارهای در میان مخاطبان ایرانی نسبت به رسانه ملی وارد بوده، عدم درک
صحیح و جامع از مطالبات مخاطبانی است که در کمترین ساعت مخاطب پذیری تلویزیون نیز شمارشان از میلیونها بیننده عبور میکند اما پاشنه آشیل شکلگیری این وضعیت چیست و نخستین گام برای دستیابی به تصویری حقیقی از آنچه مخاطب میخواهد در کدام ناحیه باید برداشته شود؟به گزارش «تابناک»، رسانه ملی دوران تغییر را پشت سر میگذارد و مدیران و ساختارها توأمان دستخوش تغییر و تحولات شدهاند، ولی تنها تغییرات مدیریتی و ادغام برخی مجموعهها نمیتواند راهگشای تغییر وضعیت فعلی رسانه ملی باشد و گاهی تنها راه تغییر وضعیت، برونسپاری است؛ رویکردی که عملاً به خصوصیسازی برخی روندهای معمول در صداوسیما منجر خواهد شد.
یکی از بخشهایی که مشخصاً باید به سمت خصوصیسازی سوق یابد، مجموعه رسانه ملی در حوزه افکارسنجی است؛ نهادی که گاهی خروجیاش با واقعیتهایش نسبت دقیقی نداشته و به نظر میرسد دقت لازم در رسیدن به آماری دقیق از آنچه مخاطب میخواهد یا نمیخواهد و ارائه این آمار به مدیران نشده است. به همین دلیل، گاه بر مبنای نتایج نظرسنجی برنامهریزی شده که دور از واقعیات بوده است.
این وضعیت نیز علل متعددی داشته که یکی از آنها، سیستم کارمندی سازمان صداوسیماست؛ نهادی که به لحاظ ساختاری در آن پویایی وجود ندارد و بخشی از پرسنلش مشغول امور روزمره کارمندی هستند و طبیعتاً در چنین فضایی، نمیتوان چشمانتظار یک تحول جدی نشست. به همین دلیل، باید به موازات تغییرات ساختاری در رسانه ملی، این فضا نیز شکسته شود و دغدغه تحول در سیستم پررنگتر از قبل باشد.
از این منظر، برونسپاری حوزهای چون افکارسنجی رسانه ملی که حوزه چندان امنیتی نیست، میتواند به افزایش دقت در کشف و ثبت ذائقه واقعی مخاطب ایرانی در هر مقطع زمانی بینجامد و طبیعتاً میتوان امیدوار بود با خصوصیسازی نظرسنجیهای وسیع رسانه ملی، دقت لازم در این حوزه نیز اعمال شود.
البته باید رویکرد عمده مدیران ارشد رسانه ملی بر خلاف برخی مدیران پیشین، بر این محور استوار باشد که محور اصلی تولیدات تلویزیون مبتنی بر ذائقه مخاطب باشد و برخی مسائل دیگر بر ذائقه تماشاچی ـ که به سادگی توان تغییر کانال را دارد ـ ارجحیت نیابد؛ امری که اگر در دستور کار قرار گیرد، وضعیت رسانه ملی از آنچه اکنون شاهدش هستیم، به کلی تغییر مییابد و میتوان به تغییراتی که این مجموعه را در موقعیت ایده آل قرار دهد، امیدوار بود.
نباید فراموش کرد که رسانه ملی -با همه نفوذش- با مخاطب تعریف میشود و مخاطب در دنیای کنونی، به شدت در معرض انتخابهای متعددی است که رسانه را وامیدارد تا برای حفظش، با سلیقه مخاطب همراه شود و به نوعی دوران انحصار در این حوزه به پایان رسیده است؛ بنابراین، اینکه تصور کنیم میتوان به سادگی مخاطب از دست رفته را با تولید فشرده برنامه باکیفیت در یک مدت زمان کوتاه، مشتری ثابت شبکهها کرد، اشتباه است، زیرا نتیجه چنین دیدگاهی، پیش آمدن وضعیتی برای رسانه ملی میشود که سرافراز و همکارانش تحویل گرفتهاند.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۶۳
انتشار یافته: ۲
مثل اینکه برنامه ریزی خوبی نمیشه
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



