جدايي، پايان آشنايي در دادگاه خانواده
مرد جوان وقتي ديد كه نميتواند فرزندان همسرش را تحمل كند، به دادگاه خانواده رفت و درخواست طلاق داد.
به گزارش مردم سالاری، چندي پيش مرد جوان با مراجعه به دادگاه خانواده، درخواست طلاق داد.
وي در خصوص علت اين درخواست به قاضي گفت: آقاي قاضي مدتي است که با همسرم ازدواج کردهام. من و همسرم در دادگاه خانواده با هم آشنا شديم. آن زمان ما هردويمان به دادگاه رفته بوديم تا از همسرهايمان جدا شويم. ما پس از جدايي خيلي زود با هم ازدواج کرديم.
مرد جوان ادامه داد: همسرم يک دختر 10 ساله و يک پسر 6 ساله دارد. ما از وقتي با هم ازدواج کرديم فرزندان همسرم مرتب مرا اذيت ميکنند. آنها خيلي بچههاي لوس و بيادبي هستند و هر روز سر و صدا به راه مياندازند و خانه را به ميدان جنگ تبديل ميکنند. اگر هم به آنها حرفي بزنم يا اعتراضي کنم، همسرم شروع به داد و فرياد ميکند و ميگويد که حق ندارم به بچههايش توهين کنم. من ديگر خسته شدم. راستش من ميخواستم دوباره ازدواج کنم که آرامش داشته باشم و به زندگي راحتي برسم. ولي باز ازدواج دومم زندگي من بدتر شد و آرامشم کمتر از قبل شد. براي همين تصميم به جدايي گرفتم.
بعد از حرفهاي اين مرد قاضي همسر او را نيز به دادگاه احضار کرد.
يعني بعضيا يه اشتباه رو بايد چندبار تكرار كنن تا مطمئن بشن اشتباهه!
ماشالله زوج مذکور چقدر خجسته بودن
توی اون گیر و دار دادگاه که آدم از هرچی ازدواجه متنفر میشه
با دل خوش به هم دل بستن
والله من توی اون ایام نکبت بار جدایی که تجربه شو دارم فقط به خلاصی فکر می کردم و بس



