افروغ: با آمدن محسن رضايي اميدوار شدم
کد خبر: ۴۶۳۱۶
| | 10341 بازدید
عماد افروغ از جمله اصولگراياني است که در مجلس هفتم اعلام مستقل بودن کرد و حاضر نشد زير بيرق اصولگرايان عضو فراکسيون اکثريت و تصميمات آنها و حمايتهايشان از دولت نهم برود. او که اکنون مدير گروه علم و دين پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي است، همچنان بر مستقل بودن خود تأکيد داشته و اذعان دارد که «مسأله من با رئيسجمهور فعلي روشن است». حضور او در برخي جلسات ميرحسين موسوي موجب شده تا او را اصولگراي حامي موسوي بنامند.اما وي در گفتوگو با «خبرآنلاين» تأکيد دارد که «از سوي ستاد انتخاباتي موسوي از بنده دعوت شد و من هم پذيرفتم و نظرات و تجربيات خود را ارایه کردم»، البته او ميافزايد که «الحقوالانصاف که موسوي، مسائلي را که مطرح کردم، تأييد کرده و ديدهام که در موضعگيريهاي بعدي او نمود داشته است.» او که وظيفه شرعي، ديني، ملي و روشنفکرياش ميداند که نظرات و تجربياتش را در اختيار مسئولان و مديران اجرايي کشور بگذارد، يادآور ميشود که اگر ديگر نامزدهاي حاضر در انتخابات هم از وي دعوت کنند به جلساتشان خواهد رفت و توصيههاي خود را گوشزد ميکند، به همين منظور هم ميگويد: «اگر اين کار را نکنم، چه کنم.»
او يکي از دغدغههاي خود را رعايت اخلاق انتخاباتي و سلامت انتخابات عنوان ميکند و ميافزايد: «خدا را شکر گفتمان اخلاقي، گفتمان غالب شده و هماکنون فضاي انتخابات به لحاظ روحي و رواني سالم است و تخريبهايي که عدهاي درصدد بودند با لطايفالحيل و انواع و اقسام ابزارها نسبت به نامزدها انجام دهند، سست شده يا حداقل مشهود نيست.»
او در پایان تأکيد ميکند: «در حالحاضر موضعگيري صريح و مستقيمي درباره حمايت از هيچ نامزدي نکردهام.»
بخشي از اين گفتوگو به اين شرح است:
چگونه مانع تخريب شدهايد؟ در حالي که در انتخاباتهاي گذشته و اکنون هم تخريب نامزدها صورت ميگيرد.
بنده سه دغدغه درباره انتخابات داشتهام که خدا را شکر، دو دغدغه محقق شده و يکي ديگر در حال تحقق است. يکي از اين دغدغهها بحث اخلاق انتخابات و سلامت اخلاقي آن است که امروزه به لطف خدا گفتمان اخلاقي، گفتمان غالب شده است و ميبينم که همه نسبت به وجهه اخلاق تذکر ميدهند و در واقع گفتمان اخلاقي و رعايت اخلاق در انتخاب گفتمان غالب است.
دغدغهاي که هنوز محقق نشده و به قول شما در حال تحقق است، چيست و در چه مرحلهاي است؟
اين دغدغه ارایه برنامه از سوي نامزدهاست؛ يعني نامزدها برنامه خود را بدهند و مردم انتخاب برنامهاي داشته باشند نه فردي و شخصي، زيرا انتخاب از روي شور و هيجان و احساس هميشه وجود دارد چه انتخابات رايج باشد و چه انتخاب مسئول و مديري باشد، مردم ما معمولاً وقتي ميخواهند از چيزي فرار کنند، عقلاني تصميم ميگيرند اما وقتي ميخواهند به سوي چيزي بروند و انتخابي انجام دهند، هيجاني انتخاب ميکنند. برای همین، ما وظيفه داريم گرايش به چيزي و انتخاب را نيز عقلاني کنيم که براي آن بايد افکار عمومي را دعوت و تحريک کنيم که برنامه محور تصميمگيري کرده و پيش بروند و به اصطلاح مطالبات برنامهاي از نامزدها داشته باشند که اين در حال تحقق است و به فشار افکار عمومي و نامزدها برميگردد که برنامههاي خود را مکتوب بدهند که بنده نسبت به تحقق اين مسأله اميدوار هستم.
و دغدغه ديگري که محقق شده؟
در مورد اين دغدغه تقريباً نااميد شده بودم که با آمدن آقاي محسن رضايي اميدوار شدم که همان حضور حداکثري بود و در واقع اين دغدغه هم برطرف شد.
يعني دغدغه سوم شما حضور حداکثري مردم در انتخابات بود؟
بله، بارها در مصاحبههاي خود اعلام کرده بودم که دغدغه سوم ما حضور حداکثري مردم در پاي صندوقهاي انتخابات است. حضور حداکثري هم جز با تکثر نامزدها امکانپذير نيست. بسياري متوجه عمق اين فضا نميشوند و برداشتهاي جناحي ميکنند، مبني بر اينکه تکثر ممکن است باعث شکست شود، اما ما براي تکثر استدلال داريم و آن اين است که جامعه سياسي ما طيفگونه است و واقعيت سياست در جامعه ما قطبي نيست، بلکه طيفي است. به همين منظور عقل سياسي اقتضا ميکند در درون دو اردوگاه جا افتاده و شناخته شده اصلاحطلب و اصولگرا شاهد تکثر نسبي باشيم. در اردوگاه اصلاحطلب با حضور کروبي و موسوي اين تکثر نسبي دیده شد، اما در اردوگاه اصولگرايان، ميکوشيدند تا هيچ تکثري ديده نشود و رخ ندهد و تلاش ميکردند يک اجلاسي را تحميل کنند.
او در پایان تأکيد ميکند: «در حالحاضر موضعگيري صريح و مستقيمي درباره حمايت از هيچ نامزدي نکردهام.»
بخشي از اين گفتوگو به اين شرح است:
چگونه مانع تخريب شدهايد؟ در حالي که در انتخاباتهاي گذشته و اکنون هم تخريب نامزدها صورت ميگيرد.
بنده سه دغدغه درباره انتخابات داشتهام که خدا را شکر، دو دغدغه محقق شده و يکي ديگر در حال تحقق است. يکي از اين دغدغهها بحث اخلاق انتخابات و سلامت اخلاقي آن است که امروزه به لطف خدا گفتمان اخلاقي، گفتمان غالب شده است و ميبينم که همه نسبت به وجهه اخلاق تذکر ميدهند و در واقع گفتمان اخلاقي و رعايت اخلاق در انتخاب گفتمان غالب است.
دغدغهاي که هنوز محقق نشده و به قول شما در حال تحقق است، چيست و در چه مرحلهاي است؟
اين دغدغه ارایه برنامه از سوي نامزدهاست؛ يعني نامزدها برنامه خود را بدهند و مردم انتخاب برنامهاي داشته باشند نه فردي و شخصي، زيرا انتخاب از روي شور و هيجان و احساس هميشه وجود دارد چه انتخابات رايج باشد و چه انتخاب مسئول و مديري باشد، مردم ما معمولاً وقتي ميخواهند از چيزي فرار کنند، عقلاني تصميم ميگيرند اما وقتي ميخواهند به سوي چيزي بروند و انتخابي انجام دهند، هيجاني انتخاب ميکنند. برای همین، ما وظيفه داريم گرايش به چيزي و انتخاب را نيز عقلاني کنيم که براي آن بايد افکار عمومي را دعوت و تحريک کنيم که برنامه محور تصميمگيري کرده و پيش بروند و به اصطلاح مطالبات برنامهاي از نامزدها داشته باشند که اين در حال تحقق است و به فشار افکار عمومي و نامزدها برميگردد که برنامههاي خود را مکتوب بدهند که بنده نسبت به تحقق اين مسأله اميدوار هستم.
و دغدغه ديگري که محقق شده؟
در مورد اين دغدغه تقريباً نااميد شده بودم که با آمدن آقاي محسن رضايي اميدوار شدم که همان حضور حداکثري بود و در واقع اين دغدغه هم برطرف شد.
يعني دغدغه سوم شما حضور حداکثري مردم در انتخابات بود؟
بله، بارها در مصاحبههاي خود اعلام کرده بودم که دغدغه سوم ما حضور حداکثري مردم در پاي صندوقهاي انتخابات است. حضور حداکثري هم جز با تکثر نامزدها امکانپذير نيست. بسياري متوجه عمق اين فضا نميشوند و برداشتهاي جناحي ميکنند، مبني بر اينکه تکثر ممکن است باعث شکست شود، اما ما براي تکثر استدلال داريم و آن اين است که جامعه سياسي ما طيفگونه است و واقعيت سياست در جامعه ما قطبي نيست، بلکه طيفي است. به همين منظور عقل سياسي اقتضا ميکند در درون دو اردوگاه جا افتاده و شناخته شده اصلاحطلب و اصولگرا شاهد تکثر نسبي باشيم. در اردوگاه اصلاحطلب با حضور کروبي و موسوي اين تکثر نسبي دیده شد، اما در اردوگاه اصولگرايان، ميکوشيدند تا هيچ تکثري ديده نشود و رخ ندهد و تلاش ميکردند يک اجلاسي را تحميل کنند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


