نصرالله: حکم دادگاه ترور حریری را نمیپذیریم
سيد حسن نصرالله دبير کل حزب الله لبنان جمعه شب طي سخناني که از شبکه تلويزيوني المنار پخش شد ، تاکيد کرد كه دولت مصر با وارد کردن برخي اتهامهاي بي اساس بر ضد حزب الله به هيچ يک از اهداف خود نخواهد رسيد.
به گزارش واحد مرکزي خبر ، دبيرکل جنبش حزب الله گفت: در اين پيام، همانطور که قبلا اعلام شده بود مايل بودم درباره چند مسئله ازجمله: بحران کنوني با نظام مصر، آزاد شدن چهار افسر لبناني و مسئله تحقيقات بين المللي و دادگاه بين المللي (درباره ترور رفيق حريري)، و مانورهاي نظامي اسرائيل و تحولات تازه در اين خصوص صحبت کنم ولي به علت آن که زمان کافي براي پرداختن به همه اين مسائل وجود نداشت و به ويژه اين که مسئله مانورهاي اسرائيل و مسائل مطرح شده در اين زمينه و اظهارنظرهايي که درباره اين مسئله صورت گرفته است و جدي بودن اين مسئله به تنهايي نياز به زمان و فرصت زيادي دارد، بنابراين صحبت کردن درباره اين مسئله را به چند روز آينده موکول کردم. از اين رو صحبتهاي امروز من حول دو محور دور خواهد زد: بحران با مصر و مسئله آزاد شدن چهار افسر لبناني و تحقيقات بين المللي و دادگاه بين المللي و مسئله ترور نخست وزير شيهد رفيق الحريري.
سيد حسن نصرالله افزود: ولي در ابتدا لازم است روز کارگر را به همه کارگران و زحمتکشان در لبنان و ساير مناطق جهان تبريک بگويم و از خدا مي خواهم که اين روز را به مناسبتي براي کارگران و سنديکاها و اتحاديه هاي آنان و دولتها و تشکل هاي سياسي تبديل کند که فعاليتهاي جدي و واقعي براي احقاق حقوق کارگران و حل مشکلات و بحرانها و مسائل آنان آغاز شود و در تحقق خواسته هاي بجاي آنها تسريع گردد. اين کارگران که از نظر پيامبران همانگونه که در حديث پيامبر اسلام (ص) آمده است در حکم مجاهدان في سيبل الله هستند، سزاوار توجه همه ما هستند.
حملات رسانهاي و سياسي عليه حزب الله بي نتيجه است
سيد حسن نصرالله در خصوص بحران بين حزب الله و دولت مصر گفت: همانطور که مي دانيد حدود سه هفته يا بيشتر از زمان آغاز اين بحران و زماني که دادستان مصر اتهامات و ادعاهايي را عليه يکي از برادران ما و گروهي ديگر از افراد مطرح کرد مي گذرد. از آن زمان حملات تبليغاتي و سياسي بسيار گسترده اي اغاز شده است که همچنان ادامه دارد. در اين حملات، نظام مصر از عالي ترين شخص اين نظام تا وزارتخانه هاي ذيربط و دستگاههاي امنيتي و رسانه ها مشارکت دارند و عده اي ديگر نيز از ديگر کشورهاي عربي به اين حملات کمک کردند. در آن زمان من به روشني درباره اين مسئله صحبت کردم. ما از طرف خود در حزب الله صرفا به آنچه من در آن زمان گفتم اکتفا کرديم و وارد رويارويي رسانه اي و سياسي با نظام مصر نشديم و طرفي در اين رويارويي نبوده ايم.
او افزود: آنچه در چند هفته اخير شاهد آن بوديم و همچنان نيز شاهد هستيم، جنگ رسانه اي و سياسي و تبليغاتي يکجانبه است. در رابطه با اين حملات مايلم بگويم: اگر ادعاهايي که از آن حرف مي زنند واقعي بود و کلا اگر اين پرونده واقعي بود، نياز به اين حملات رسانه اي و تبليغاتي نداشتند. اگر آنها منطقي داشتند که به آن استناد مي کردند نياز به اين دشنامها و اين اظهارات بي نتيجه و بي فايده نداشتند که متاسفانه مسئولان بلندپايه نظام مصر و سردبيران و روزنامه نگاران ارشد در جاهاي مختلف به آن متوسل شده اند. آنها از ابتدا گفتند که اين مسئله اي قضايي است. اگر واقعا اين مسئله قضايي بود پس چه نيازي به اين همه تلاش رسانه اي و سياسي داشتند؟ من اين سئوال را مطرح مي کنم که نظام مصر از حملات مستمر خود عليه حزب الله چه چيزي عايد خود کرده است؟ به نظر من نظام مصر هيچ چيزي به دست نياورده است. آيا هيچ يک از اهداف مورد نظر تحقق پيدا کرده است؟ ايا نظام مصر با اين حملات گسترده توانست تصوير مورد نظر خود از حزب الله و مقاومت لبنان را به ملتهاي عربي به ويژه مردم مصر بقبولاند؟
به نظر من خير. من به آنها توصيه مي کنم به مراجع بي طرف که در مصر و جهان عرب به نظرسنجي مي پردازند مراجعه کنند تا اين واقعيت را دريابند. من از نتايج برخي نظرسنجي ها در اين زمينه مطلع شدم. آنها مي توانند از طريق اين نظرسنجي ها بپرسند که آيا مردم، اتهامات (عليه حزب الله) را باور کردند؟ در اين صورت آنها در خواهند يافت که مردم مصر و ساير ملتهاي عربي اين اتهامات را باور نکرده اند.
دبيرکل جنبش حزب الله گفت: سئوال ديگر اين است که بعد از بازداشت سامي شهاب و حملات رسانه اي و سياسي و تبليغاتي، آيا نظام مصر اين اطمينان را به دست آورده است که توطئه سرنگون کردن نظام که حزب الله را به دست داشتن در آن متهم مي کردند خنثي شده است؟ ايا نظام مصر با اين حملات جايگاه منطقه اي و بين المللي خود را باز يافته است؟ قطعا خير. آيا نظام مصر واقعا توانست وجهه حزب الله را براي هميشه مخدوش کند؟ من مي گويم خير. در مواردي گفته شده است که هدف نظام مصر از اين حملات، تاثير گذاشتن بر انتخابات لبنان از طريق در تنگنا قرار دادن حزب الله و متحدانش بوده است. آيا اين نظام توانست با اين اقدامات بر انتخابات لبنان تاثير بگذارد؟ حزب الله اصلا با اين اتهامات در تنگنا قرار نگرفت و پاسخ من به اين سوال، منفي است. بنابراين تاکنون هيچ يک از اهداف پيش بيني شده براي اين حملات نظام مصر عليه حزب الله تحقق پيدا نکرده است و بعد از اين نيز هم تحقق پيدا نخواهد کرد. اگر آنها قصد دارند به اين حملات ادامه دهند به خودشان مربوط است. ولي ما از همان ابتدا گفتيم که وارد رويارويي رسانه اي و سياسي (با نظام مصر) نمي شويم. البته در زمان جنگ غزه ما موضع گيري کرديم و موضع گيري ما صحيح و طبيعي بود.
كاش اندكي از خشم مصر را مي ديديم
سيد حسن نصرالله افزود: من چند روز پيش از زبان رئيس جمهور مصر شنيدم که درباره خشم مصر هشدار مي داد. اي کاش زماني که صدها تن از زنان و کودکان غزه کشته مي شدند و هزاران خانه ويران مي شد و غزه در مقابل تجاوز اسرائيل و آمريکا قرار داشت، اندکي از خشم مصر را مي ديديم. در هر حال، ما در صدد رويارويي (با نظام مصر) نيستيم و همانطور که قبلا هم گفته ام ما هيچ تشکلي را در مصر ايجاد نکرده ايم و قصد ايجاد چنين تشکلي را هم نداريم. ما نه مصر و نه امنيت آن و نه نظام آن و نه ثبات آن را هدف قرار نداده ايم و امور داخلي اين کشور هم به ما ارتباطي ندارد. ما در مسير روشن حمايت از برادران فلسطيني خود حرکت مي کنيم و اتهام و جرم و گناه ما هم که بخاطرش مجازات مي شويم همين است. بسياري از رهبران عربي و لبناني خواستار حل و فصل اين بحران با حفظ آرامش و به شکلي عاقلانه شده اند. کار درست همين است. ما از نخستين روز به اين مسئله پايبند بوده ايم. ما خواستار حل و فصل اين مسئله از راههاي قانوني و قضايي هستيم و منتظريم ببينيم اوضاع به کجا ختم مي شود. قطعا طرفهايي که به آنها اعتماد داريم و به انها احترام مي گذاريم براي حل و فصل اين مسئله به شکلي عاقلانه و آرام تلاش مي کنند و اميدواريم اين تلاشها به نتايج مورد نظر برسد. در اينجا لازم است از همه کساني که در سطح عربي و اسلامي و بين المللي با شجاعت از ما دفاع کردند به ويژه کساني که به علت دفاع از مقاومت متحمل آزار شدند به خصوص کساني که در داخل مصر دست به چنين کاري زدند، تشکر و قدرداني کنم. کساني که در داخل مصر از ما دفاع کردند در واقع از مصر دفاع کردند همانگونه که از مقاومت در لبنان دفاع کردند زيرا آنچه اتفاق افتاد صدمه به مصر بود نه به حزب الله. از همه اين افراد تشکر و قدرداني مي کنم. آنها با اين کار در کنار حق و مقاومت و امت اسلامي و وجدان اين امت ايستادند. اينطور نبود که با اين کار در کنار يک حزب يا طرف سياسي يا گروه معيني ايستاده باشند. آنها از خدا و تاريخ حمايت کردند و اين موضع انان بخشي از جدالي واقعي است که امت ما دهها سال است درگير آن است.
دبيرکل حزب الله افزود: به مسئولان مصري مي گويم اگر مي خواهيد به حملاتتان ادامه دهيد به خودتان مربوط است. ولي اين کار فايده اي براي شما نخواهد داشت. با گذشت زمان، اين کار شما خسته کننده خواهد شد. همچنين به شما بگويم که با حملاتتان و اتهاماتتان خدمت بزرگي به ما کرديد از اين بابت از شما تشکر مي کنم. من در اين باره توضيح نمي دهم بلکه با گذشت زمان اين مسئله روشن خواهد شد.
بان کي مون ازاعتبار سازمانملل بهنفع اسرائيلاستفادهکرد
سيد حسن نصرالله گفت: مسئله قابل توجه ديگر در اين رابطه (بحران بين مصر و حزب الله)، ورود بان کي مون دبيرکل سازمان ملل متحد به معرکه بود.وي اظهاراتي قابل تأمل در خصوص آنچه "هسته حزب الله در مصر" ناميده شده است بيان کرد و فرستاده ويژه خود تري رود لارسن را به قاهره فرستاد و لارسن هم به نوبه خود در مصر اظهاراتي مهم در اين خصوص بيان کرد.
دبير كل حزب الله گفت: من در اين جا متن اظهارات بان کي مون را مي خوانم:
بان كي مون گفت: "از نظر من وحشتناک است که حزب الله به طور علني اعتراف کرده است که از طريق خاک مصر به شبه نظاميان در غزه کمک مي کند." دبيرکل حزب الله افزود: دبيرکل سازمان ملل زماني که غزه در معرض کشتار و قتل عام در مقابل چشم همه جهانيان بود، از چنين ادبياتي استفاده نکرد. بيش از يکهزار و سيصد نفر در غزه شهيد شدند که اکثر انها زنان و کودکان بودند.
در غزه فاجعه واقعي روي داد و از سلاحهاي ممنوعه استفاده شد در حالي که مردم فلسطيني در غزه تحت محاصره بودند.
حتي غيرنظاميان فلسطيني در مراکز متعلق به سازمانهاي وابسته به سازمان ملل متحد کشته شدند و آقاي بان کي مون از چنين تعبيراتي استفاده نکرد.
سيد حسن نصرلله تاكيد كرد: فرستاده دبيرکل سازمان ملل نيز در خصوص مسائل داخلي لبنان از حزب الله با لحني توأم با محکوميت و نکوهش سخن مي گويد ولي وقتي از شبکه هاي (جاسوسي) اسرائيل در لبنان سخن به ميان مي آيد در گزارش خود به "تهمت" دولت لبنان در بيست و سوم ماه جاري (آوريل) عليه يک افسر بازنشسته لبناني و سه تن ديگر به اتهام جاسوسي براي اسرائيل اشاره مي کند و مي گويد: "اگر ثابت شود که اين ادعاها درست است، اين کار نقض حاکميت لبنان از طرف اسرائيل محسوب مي شود.
" لارسن در قاهره اظهاراتي مفصل پر از محکوميت عليه حزب الله بيان مي کند ولي از عبارت «اگر اين اتهامات (عليه حزب الله) ثابت شود» استفاده نمي کند هرچند هيچ چيز از نظر قضايي پايان نيافته و مسئله در حد اتهام دادستان و دستگاههاي امنيتي است.
دبيرکل حزب الله افزود: دبيرکل سازمان ملل قبلا هم درباره شبکه مخابراتي (حزب الله) در لبنان صحبت کرده بود.يک سال بعد لبناني ها متوجه شدند که تصميمات عجولانه اي که در آن زمان اتخاذ شده بود نزديک بود به فاجعه بزرگي براي لبنان منجر شود. در هر حال آقاي بان کي مون، سازمان ملل را به طور رايگان و براي خدمت به رژيم صهيونيستي و طرح صيهونيسم وارد رويارويي با حزب الله و جنبشهاي مقاومت در منطقه و ملتهاي منطقه و وجدان ملتهاي منطقه کرد.چنين کاري در شأن سازمان ملل و جايگاه آن نيست. در همين چارچوب ما شاهد حملات گسترده اي از مناطق مختلف جهان هستيم.اين حملات در گذشته هم وجود داشت و در اينده نيز به علت جايگاه و اهميت و موضع ما و اهميت مسئله اي که در خدمت آن هستيم، اين حملات گسترش بيشتري خواهد يافت.
جرم ما دفاع از فلسطين و لبنان است
سيد حسن نصرالله گفت: در اين چارچوب همچنين گزارش وزارت امور خارجه امريکا قابل توجه است که بار ديگر حزب الله را بزرگترين گروه تروريستي توصيف کرده است.اسرائيل، حزب الله را به غرق کردن اسرائيل در مواد مخدر و قاچاق کردن به کشورهاي اروپايي از مکزيک به آمريکا متهم مي کند.هدف اين حملات، معرفي کردن حزب الله به عنوان يک گروه تروريستي و يک باند مواد مخدر و يک گروه قاتل و جعل کننده و يک گروه مافيايي است. اين اتهامات کاملا بي اساس است زيرا حزب الله، گروه مقاومت واقعي و شريف و سالم و صبور و مجاهد و مخلص و صادق است. مشکل آنها اين است که حزب الله يک گروه مقاومت جدي و موفق است. در پايان اين موضوع مايلم به دو نکته اشاره کنم: نخست، برادران و خواهران؛ هدف از همه اين حملات رسانه اي و تبليغاتي و مخدوش کننده، ضربه زدن به جايگاه ما است زيرا ما حاضر نيستيم طرح صهيونيسم را بپذيريم و اسرائيل را که موجوديتي غاصب و اشغالگر است به رسميت بشناسيم و سيطره آمريکا را بر لبنان و منطقه بپذيريم. جرم ما همين است. اگر ما اکنون با امريکايي ها تماس بگيريم و به آنها بگوئيم، بسيار خوب ما به آنچه مناقشه اعراب و اسرائيل ناميده مي شود و به مسئله فلسطين و دفاع از لبنان کاري نداريم و سلاح خود را به سوي دشمنان لبنان و به سوي اسرائيل که دشمن لبنان است نمي گيريم، ديگر هيچ مشکلي نخواهيم داشت. در اين صورت، نام ما از فهرست گروههاي تروريستي خط خواهد خورد و هيچ اتهامي متوجه ما نخواهد بود تمام کارهايي که مي کنيم يا متهم به انجام دادن آن هستيم مجاز خواهد شد.حتي مي توانيم سلاح خودمان را حفظ کنيم و از نظر انها حتي اگر ما از سلاح خود در داخل لبنان استفاده کنيم هيچ مشکلي نخواهد بود.
او تاكيد كرد: آمريکايي ها و اسرائيلي ها زماني با سلاح ما مشکل دارند که هدف واقعي آن مقابله با دشمن اسرائيلي و اشغالگري اسرائيل و سيطره اسرائيل باشد.هيچ دليل ديگري وجود ندارد. اگر ما تغيير کنيم و پوست بيندازيم در اين صورت به يک الگوي دموکراتيک تبديل خواهيم شد که همه رسانه هاي امريکايي و غربي به آن افتخار خواهند کرد. من به نيروهاي مقاومت در لبنان و در جهان عربي و اسلامي مي گويم از اتهامات و دشنامهايي که عليه شما و عليه نيروهاي مقاومت در لبنان و فلسطين و هر مکان ديگري مطرح مي شود غمگين نشويد، اين مسئله اي طبيعي است. ماهيت کشمکش چنين ايجاب مي کند.
مسئله ديگر در اين خصوص، اين است که به گردانندگان حملات عليه حزب الله در مصر و در ساير کشورهاي عربي و غيرعربي مي گويم، شما پول و تلاش خود را هدر مي دهيد.اگر گمان مي کنيد دشنامها و لعنت ها و افتراء ها و اتهامات شما در اراده و ايمان و عزم ما خللي ايجاد خواهد کرد کاملا در اشتباه هستيد. از آنچه در جنگ سي و سه روزه روي داد درس بگيريد. در ان زمان ما زير بمباران پياپي بوديم و اکثر جهانيان از جمله اعضاي گروه هشت و شوراي امنيت و دولتها از جمله برخي کشورهاي عربي ما را محکوم مي کردند و حتي فتواهاي خشني عليه ما صادر شد. در شرايطي که ما کشته و بمباران مي شديم و زنان و مردان و کودکان و پدران و مادران ما در داخل لبنان و در سوريه آواره شده بودند ولي در طول اين جنگ، خللي در عزم و اراده و ايمان ما ايجاد نشد. ما به خدا و روز آخرت و آرمان و مسير و درستي راهمان ايمان داريم و گمان نکنيد که آنچه شما انجام مي دهيد مي تواند در عزم اراده و ايمان ما خللي ايجاد کند.
بازداشت افسران لبناني اقدامي کاملا سياسي بود
سيد حسن نصرالله با اشاره به مسئله آزادي چهار افسر بلندپايه لبناني که در ارتباط با ترور رفيق حريري بازداشت شده بودند و اخيرا به حکم دادگاه آزاد شدند گفت: من نمي خواهم فقط از مسئله آزادي چهار افسر لبناني صحبت کنم بلکه مي خواهم از اين مسئله استفاده کنم تا کل پرونده ترور نخست وزير شهيد رفيق حريري و تحقيقات در اين مورد و دادگاه تشکيل شده در اين باره و واقعيت را بازخواني کنم.
او افزود: در ابتدا آزادي اين افسران را به آنها و اعضاي خانواده و دوستدارانشان تبريک مي گويم. من مايلم در اين رابطه با احساس مسئوليت و به دور از هرگونه احساسات و عواطف سخن بگويم زيرا پرونده بسيار حساسي است و به خطرناکترين مرحله تاريخ معاصر لبنان مربوط مي شود و ما همچنان درگير اين مرحله خطرناک هستيم. براي فهم صحيح مسئله آن را از ابتدا مرور مي کنيم. بعد از ترور نخست وزير شهيد رفيق حريري در فوريه 2005 همه لبناني ها يکصدا اين ترور را محکوم کردند و همه يکصدا خواستار مشخص شدن حقيقت شدند و بر لزوم تحقيق جدي و قضايي و پيوسته براي روشن شدن واقعيت و لزوم مجازات قاتلان تاکيد کردند.
وي گفت: اين خواسته ها در راهپيمايي هاي هشتم مارس و چهاردهم مارس و قبل و بعد از آنها مطرح بود. هيچگاه لبناني ها در خصوص اين مسائل با هم اختلاف نداشته اند. طبعا اين همدلي مهمترين پشتوانه براي رسيدگي به پرونده ترور رفيق حريري بود و اگر ادامه مي يافت بزرگترين خدمت را به پرونده رفيق حريري مي کرد ولي لبناني ها در خصوص اتهامي سياسي با يکديگر دچار اختلاف شدند. اين اختلاف به اختلاف بر سر طرف رسيدگي کننده به اين پرونده منجر شد. يک جناح سياسي در لبنان از همان نخستين لحظه شهادت رفيق حريري يعني زماني که جسد او به بيمارستان منتقل شد انگشت اتهام را به سمت سوريه و متحدان سوريه و حاکميت و دولت آن زمان لبنان نشانه رفت. آنها به اتهام اکتفا نکردند بلکه از نظر سياسي و رسانه اي و مردمي حکم هم صادر کردند و افراد مورد نظر خود را محکوم و حتي تحت تعقيب قرار دادند تا مجازات کنند.
دبير كل حزب الله اضافه كرد:آنها در تبليغات انتخاباتي سال 2005 از مردم پاک نيت لبنان خواستند که قاتلان رفيق حريري را در پاي صندوقهاي راي مجازات کنند. آنها همه روابط سياسي و ائتلافها و تحرکات خود و دوستي و دشمني هاي خود را بر اساس اين اتهام بنا کردند. آنها حتي با ما هم چنين کردند. مشکل اصلي اين بود که آنها اتهامي سياسي را مطرح کردند و از ما انتظار داشتند که با آنها همراه شويم. زماني که حاضر به چنين کاري نشديم حملات عليه ما و عليه مقاومت و سلاح مقاومت آغاز شد.
طبعا اين اتهام سياسي سريع و تند و شديد و مستمر ممکن بود به جنگ داخلي و طايفه اي در لبنان منجر شود ولي خردمندان و عقلا از رسيدن به چنين وضعي جلوگيري کردند.اين حرکت حتي ممکن بود به جنگ منطقه اي منجر شود و پاي ارتشهاي آمريکا و غرب را به سوريه و لبنان باز کند ولي اين فرصت هم با تصميم رئيس جمهور سوريه بشار اسد به خارج کردن نيروهاي سوري از لبنان خنثي شد. در مقابل، جناح سياسي ديگري در لبنان وجود داشت که مي گفت ما بايد همه احتمالات را در نظر بگيريم و همه فرضيات درباره عامل اين ترورها را مد نظر قرار دهيم و منتظر نتايج تحقيقات بمانيم بدون آن که اتهامي سياسي عليه کسي مطرح کنيم زيرا مطرح کردن اتهام سياسي موجب واکنشهايي خواهد شد که پيامدهاي آن براي لبنان مشخص نيست.اين جناح سياسي که خواستار تحقيق بود و اتهامي سياسي را مطرح نکرد در آن زمان متهم شد که از قاتلان دفاع مي کند و آنان را تحت پوشش قرار مي دهد.بنابراين متاسفانه حملات رسانه اي و سياسي عليه اين جناح آغاز شد.
سيد حسن نصرالله تاكيد كرد: من در سخنراني تلويزيوني و حتي به سعد حريري گفتم که اگر تحقيقات ثابت کند آنگونه شما مي گوئيد که سوريه در پشت اين ترور قرار دارد ما در حزب الله در کنار شما خواهيم ايستاد ولي بايد منتظر نتايج تحقيقات بمانيم. کل حملاتي که در آن زمان عليه ما صورت گرفت نتوانست ما را مجبور و متقاعد کند که وارد اتهامات سياسي شويم.
دبيرکل حزب الله افزود: مطرح شدن اتهام سياسي و استفاده سياسي از مسئله ترور حريري منجر به اختلاف بر سر طرفي شد که بايد در اين خصوص تحقيق کند.اختلاف بر سر اين بود که چه کسي رسيدگي به پرونده ترور را بر عهده بگيرد وتحقيقات را انجام دهد و چه کسي بايد محاکمه کند. ما در ابتدا خواستار تحقيق دستگاه قضايي لبنان در اين خصوص شديم. در آن زمان طرف مقابل گفت که دستگاه قضايي لبنان ضعيف و ناتوان و سياسي است و نمي توانيم پرونده اي به بزرگي ترور رفيق حريري را به آن واگذار کنيم. آنها پيشنهاد ما را رد کردند. ما بعد از آن خواستار تحقيقات مشترک لبناني - عربستاني شديم. خانواده حريري و سوريه پذيرفتند و دولت لبنان اعلام کرد مشکلي ندارد ولي عربستان به علت ملاحظاتي اين پيشنهاد را رد کرد.
او گفت: بعد از آن خواستار تحقيق عربي شديم ولي پذيرفته نشد و گفته شد اين يک بدعت است. آنها خواستار تحقيقات بين المللي شدند. ما در ابتدا با احتياط با اين مسئله برخورد کرديم و در خصوص احتمال سياسي شدن پرونده و بي عدالتي در تحقيقات بين المللي ابراز نگراني کرديم ولي براي احترام گذاشتن به نظر جناح مقابل به ويژه به احترام احساسات خانواده حريري و جرياني که رفيق حريري نماينده آن بود، اين مسئله را پذيرفتيم و در گفتگوي ملي موافقت خود را اعلام کرديم و در نشستهاي مختلف دولت لبنان به نفع تشکيل کميته تحقيق بين المللي راي داديم ولي همچنان احتياط خود را حفظ کرديم.
بي طرفي دادگاه بين المللي بعدا مشخص مي شود
وي افزود: ملاحظات و ترديدهاي ما برطرف نشد. به هر حال کميته تحقيق بين المللي تشکيل شد و نخستين رئيس آن "ملتس" بود. بعد از مدت کوتاهي، اين کميته دستور بازداشت چهار افسر لبناني و عبدالعال و چند نفر ديگر را صادر کرد. ما در آن زمان سکوت کرديم و مي دانستيم که عمليات ترور در اين سطح را نمي توانند چهار افسر بلندپايه در کشور انجام دهند. همچنين صحبت از دست داشتن افسران بلندپايه سوريه در اين ماجرا مطرح شد. به هر حال ما منتظر مانديم تا ببينيم کميته بين المللي تحقيق بر چه اساسي حکم بازداشت آنان را صادر کرده است. اندکي بعد، مشخص شد کميته بين المللي تحقيق به شهادت فردي به نام محمد زهير الصديق و چند شاهد ديگر مثل او استناد کرده است. چند هفته بعد، من با تعدادي از مسئولان بلندپايه دولتي از جناح مقابل ديدار کردم و آنها به من گفتند که مشخص شده است محمد زهير الصديق که شاهد اصلي پرونده محسوب مي شد فردي دروغگو و شاهدي دروغين است. چند روز بعد از آن اين مسئله در رسانه ها مطرح شد و شاهد اصلي ناپديد شد. اينجا اين مسئله مطرح است: اگر کميته بين المللي تحقيق واقعا به شکلي قانوني و فني و به دور از سياسي کاري و به دور از نفوذ برخي طرفهاي عضو جناح 14 مارس و کشورهاي حامي اين جناح فعاليت مي کرد،بايد چهار افسر لبناني و ساير بازداشت شدگان را در همان روز آزاد مي کرد نه بعد از گذشت حدود چهار سال از اسارت آنها. شخص ملتس و يا کسي که جانشين وي شد بايد از همان ابتدا مي گفتند مدرکي عليه افسران در دست نيست و کميته تحقيق بايد آنها را آزاد کند. اگر هم روزي مدرکي عليه آنان پيدا شد بار ديگر آنها را براي بازجويي احضار مي کنيم. عدالت حکم مي کرد چنين مي شد نه اين که افسران و بقيه بازداشت شدگان اين مدت طولاني بدون هيچ تحقيقي و بدون مصاحبه با شاهدان و به رغم اثبات دروغگو بودن شاهدان، در بازداشت باقي مي ماندند. اين افراد آزاد نشدند زيرا در آن زمان آزاد شدن آنها پيامدهاي سياسي و رواني زيادي بر طرح جناح مقابل و آنچه در منطقه جريان داشت مي گذاشت. اين افراد به دلايل صرفا سياسي در زندان نگه داشته شدند. در اين باره که چه کسي مسئول اين بازداشت سياسي است چيزي نمي گوييم و در آينده براي حل و فصل اين مسئله همکاري خواهيم کرد.
سيد حسن نصرالله ادامه داد: رهبران جناح 14 مارس در زمان بازداشت اين افسران اظهارات بسيار زيادي مطرح کردند و حتي در روز چهارشنبه (روز آزادي افسران) نيز اکثر آنها با حمايت از دستگاه قضايي لبنان گفتند که تصميم به بازداشت اين افراد را کميته بين المللي تحقيق اتخاذ کرده است و درباره ادامه بازداشت آنان نيز همين کميته راي داده است. هدف اين بود که بگويند دستگاه قضايي لبنان مسئول چنين رويدادي نيست.
دبيرکل حزب الله لبنان در اين خصوص به اظهارات سمير جعجع در کنفرانسي مطبوعاتي استناد کرد که گفته است: "کسي که تصميم به بازداشت چهار افسر گرفت، امين جميل يا سمير جعجع يا سعد حريري يا وليد جنبلاط نبود بلکه قاضي تحقيق آلماني« دتلف ملتس» چنين تصميمي اتخاذ کرده است." جعجع در جاي ديگري مي گويد: "کساني هستند که تلاش مي کنند از اين رويداد براي انتقاد از دولت يا حاکميت لبنان استفاده کنند در حالي که دتلف ملتس تصميم به دستگيري اين افسران گرفته است و بعد از او سرژ برامرتس و دانيال بلمار خواستار آزادي اين چهار افسر نشدند."
دبيرکل حزب الله افزود: از نظر ما تصميم کميته بين المللي تحقيق براي دستگيري افسران لبناني و در اسارت باقي ماندن اين افسران به مدت سه سال و هشت ماه و سپس آزادي آنان در روز چهارشنبه با حکم قاضي مقدماتي دادگاه بين المللي که با پيشنهاد قاضي تحقيق بلمار يا دست کم بدون مخالفت وي صورت گرفت، دليل قاطعي است که نشان مي دهد کميته بين المللي تحقيق در عملکرد گذشته اش سياسي کاري کرده و ناسالم و غيرعادلانه بوده و استانداردهاي قانوني و فني و قضايي را رعايت نکرده است. ملاحظاتي که مانع آزادي اين افسران در سه سال و هشت ماه اخير شد، ملاحظاتي صرفا سياسي بوده است. اين که مي گويند آزاد شدن افسران نشان دهنده سالم بودن تحقيقات بين المللي و دادگاه بين المللي و بي طرف بودن و عادلانه بودن آن است از نظر ما قابل تقدير است ولي در همان حال اين مسئله ثابت مي کند که مسير کميته بين المللي تحقيق در چهار سال اخير مسيري اشتباه بوده و بازداشت اين چهار افسر و ساير بازداشت شدگان، بازداشتي سياسي بوده است. اين که تصميم به آزادي اين افسران نشان دهنده سالم بودن و بي طرف بودن دادگاه بين المللي است، بعدا مشخص خواهد شد.


