صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
مروري بر چند سخن از آيت الله بهجت:

گريه بر سيدالشهدا بالاتر از نماز شب

اگر کسی اهلیّت داشته باشد یعنی طالب معرفت باشد و در طلب، جدیّت و خلوص داشته باشد، در و دیوار به اذن الله معلّمش خواهند بود!... بنده خیال می کنم فضیلت بُکاء [گریه] بر سیدالشهداء (علیه السلام) بالاتر از نماز شب باشد...
کد خبر: ۴۵۷۱۸۳
| |
5390 بازدید

زنده یاد آیت‌الله العظمی بهجت از علمای بزرگ شیعه بودند که فقدانشان در میان شیعه در همین مدت کوتاهی که رخت سفر بربستند عیان شده و کلام شیوا و نورانی‌شان یادگاری است که در این ایام، به خوبی می‌تواند برای انس بیشتر جوانان با اهل بیت، به شدت موثر باشد و بدین سان بازخوانی گزیده‌هایی از این گفتارها، حائز اهمیت است.

به گزارش «تابناک»؛ اردیبهشت 1388 بود که زنده‌یاد آیت‌الله بهجت از عرفای به نام و از مراجع تقلید شیعه جان به جان آفرین تسلیم کرد تا رحلت‌شان، منجر به محرومیت شیعیان و به خصوص طلاب ارشد از دانش عمیق و عرفان خالص ایشان شود. ایشان که در اوج مرجعیت تنها با عنوان «العبد» از خود یاد می‌کردند، گنجینه‌ای عظیم از انوار را در دل خود داشتند و به همین دلیل بیانشان مملو از گفتارهای دلنشین بود که هر انسانی را شیفته ایشان و مکتبی می‌کرد که ایشان در آن سرآمد بود.

آیت‌الله بهجت در سخنانشان‌ همراه بر عزاداری بر امام حسین (ع) و اهمیت این عزاداری تاکیدات فراوانی داشتند. «تابناک» به مناسبت ایام اربعین 1436 هجری قمری، اقدام به انتشار بخش‌هایی از گفتارهای این عالم بزرگ درباره اطاعت اوامر الهی، دور از گناه و البته عزاداری برای امام حسین (ع) می‌پردازد؛ گفتارهایی که خواندنش همچنان تازگی دارد و انگار روح ایشان در آن جریان دارد:


خدا کند گرمی باطنی و اُنس باطنی به قرآن و دین و مقدمات و لوازم دینداری داشته باشیم و کتاب و عترت، ما را کافی باشد، تا حقّانیّت دین نزد ما یقینی گردد.

در اطاعت اوامر الهی و نیز در معصیت و به فرمان شیطان و نفس بودن، امر دایر است بین این که: با کسی که حیات و ممات، غنا و فقر و مرض و صحّت و مریض خانه و دکتر و خزانه و ثروت... به دست او است مجالست کنیم، یا با کسی که هیچ ندارد؟

ما در عزم به طاعت، عازم به رفاقت و دوستی و همنشینی با غنیّ قادر و دانای کریم هستیم؛ و در عزم بر معصیت، عازم به رفاقت و همنشینی با فقیر عاجز جاهل و لئیم.

برای تسهیل طاعت، و اجتناب از معصیت، راهی جز این نداریم که متوجه شویم و یقین کنیم که: طاعت، نزدیکی به تمام نعمت ها و خوشی ها و دارایی ها و عزّت ها است. و معصیت، عبارت است از محرومیّت و ناخوشی و نداری و ذلّت...

اگر کسی اهلیّت داشته باشد یعنی طالب معرفت باشد و در طلب، جدیّت و خلوص داشته باشد، در و دیوار به اذن الله معلّمش خواهند بود!

ائمۀ ما (علیهم السلام) به ما یاد داده اند که: به یقینیّات عمل کنیم و هر جا یقین نداشتیم، توقّف و احتیاط نماییم.

هر شب، در عوالمی از بزرخ می رویم که هیچ اختیارش دست ما نیست... با این همه، این گونه از مرگ غافل هستیم!

خدا کند در ما عشقی پیدا شود به مجموع قرآن و عترت، تا اوّلاً بتوانیم یگانگی قرآن و عترت و معجون مرکّب از آن دو را بیابیم؛ و ثانیاً در مقام پیروی و عمل، با توجه به آن دو و بر محور آن دو، طواف عاشقانه بنماییم و بدانیم که آنها از هر معشوقی بیشتر شایستۀ عشق ورزی هستند.

ای کاش می فهمیدیم که چارۀ کار ما در یک چیز منحصر است و آن این است که: تکلیف الهی را تشخیص بدهیم و بدانیم که چه کار را باید بکنیم و چه کار را نباید بکنیم!  وظیفۀ ما همین است که در صورت امکان، امر به معروف و نهی از منکر کنیم. اما این که چه طور نتیجه بدهد، مقدّرات دست ما نیست.

بنده خیال می کنم فضیلت بُکاء [گریه] بر سیدالشهداء (علیه السلام) بالاتر از نماز شب باشد.

به هر عملی که به واسطۀ آن و از راه آن، حال ما مساعدتر است و توجه ما به خدا بیشتر است، باید به همان بیشتر بپردازیم و خود را با آن، به ذکر و مراقبه و توجه به حضرت حقّ مشغول سازیم.

آنان که مثل انبیا (علیهم السلام) مأمور تبلیغ هستند و بدون چشم داشت و منّت، کار آنها را انجام می دهند، خدا می داند چه مقاماتی دارند! البته در صورتی که (عالمِ بما یُفعَل و یُترَک و عاملِ بما یَأمُرُ وَ یَنهی: به آن چه باید عمل یا ترک شود آگاه باشد و به آن چه امر یا نهی می کنند، عمل کند.) باشد!

مسلمانان در شأن اهل بيت عليهم السّلام در غايت اختلافند، چنان كه در مورد قرآن نيز چنين هستند. برخى آن قدر ضعيف هستند كه در بوسيدن ضريح آنها شكّ و اعتراض دارند. آقايى ظاهرا به مرحوم شيخ انصارى كه حرم يا ضريح را بوسيد، اعتراض كرد كه آقا شما هم؟! برعكس مرحوم دربندى به ايشان گفت:

آقا، كار شما براى مردم حجّت است، وقتى به حرم مى روى، ضريح حرم حضرت ابوالفضل‌عليه السّلام‌را ببوس.

شيخ در جواب فرمود: عتبه ى درب را مى بوسم كه گرد و خاك پاى زوّار است!

در يكى از زيارات حضرت سيّد الشّهدا‌عليه السّلام‌آمده است: « ثُمَّ قَبِّلِ الضَّريحَ مِنْ أَرْبَعِ جَوانِبِه. » سپس ضريح را از چهار سويش ببوس.

وقتى تأمّل مى كنيم مى بينيم همه‌ى قضاياى امام حسين‌عليه السّلام‌در يك روز واقع شد و وقتى مردم كوفه و بصره از قضيّه ى قتل آن حضرت عليه السّلام مطّلع شدند، ناراحت شدند و از ابتلاى آن حضرت و شهادت اسارت اهل بيت عليهم السّلام، خدا مى داند كه اهل ايمان چه قدر ناراحت بودند، به حدّى كه گويا باورشان نمى شد.

در طول اين مدّت دل اهل ايمان خون بود.

امّا ما بيش از هزار سال است كه گرفتاريم و حضرت حجّت عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف گرفتار است و دشمن ها نمى گذارند بيايد و او را حبس كرده اند.

آيا حبسى از اين بالاتر كه نتواند خود را در هيچ آبادى نشان دهد و خود را معرّفى كند!

در اين ما فوق هزار سال كه آن حضرت در زندان است، خدا مى داند كه قلوب اهل ايمان چه قدر خون است.

آيا شايسته است كه حضرت غائب‌عجّل اللّه تعالى فرجه الشّريف‌در مصايب و گرفتارى شبيه قضيّه ى حسين بن على‌عليه السّلام‌به اين مدّت طولانى گرفتار باشد و ما برقصيم و شادى كنيم؟!

آيا ممكن است ما ائمه ى اطهار‌عليهم السّلام‌را با «هَلْ مِن مَّزِيدٍ»؛ (آيا زيادى هست؟) و با مزايده بفروشيم؟ نه به قيمت كم، كه ممكن است نفروشيم؟!

چنان كه عمر سعد ملعون هم به مجانى نفروخت، بلكه هر چه كرد از مُلك رى دست بردارد، ديد نمى تواند.

و شمر هم كه از ابن سعد خبيث تر بود، بدون هيچ انفاذ حكمى فروخت و اقدام به قتل آن حضرت كرد و نگذاشت ابن زياد ملعون با امام حسين‌عليه السّلام‌كنار بيايد و صلح كند، لذا وقتى ابن زياد ملعون به شمر لعين گفت به امام حسين‌عليه السّلام‌بگو:

بايد تسليم حكم من و يزيد شوى بدون هيچ شرطى. اگر كرد هيچ، وگرنه كارش را تمام كن، شمر لعين به ابن زياد ملعون گفت: اگر كارش را تمام نكنى بر تو چيره مى شود. او هم پذيرفت و برايش دعا كرد و گفت: «جَزاكَ اللّه‌مِنْ ناصِحٍ أَمينٍ!» (عبارت اين زياد در پاسخ پيشنهاد شمر به اين صورت آمده است: «نِعْمَ ما رَأَيْتَ! الرَّأْىُ رَأْيُكَ.»؛ (چه نظر خوبى! نظر درست رأى تو است.)؛ سخن مذكور در متن، پاسخ ابن زياد به خيرخواهى ظاهرى عمربن سعد است كه مورد پذيرش ابن زياد قرار نگرفت و ابن زياد درباره ى نامه ى او گفت: «هذا كِتابُ ناصِحٍ مُشْفِقٍ عَلى قَوْمِهِ»؛ (اين نامه، نامه ى كسى است كه مى خواهد نسبت به قوم خود با خيرخواهى و مهربانى رفتار شود. خداوند به تو كه شخص خيرخواه و امانت دار هستى پاداش خير دهد! مگر برادرش، امام مجتبى‌عليه السّلام‌صلح نكرد؟ اين حضرت هم صلح مى خواست.

در نقل جريانات امام حسين‌عليه ‏السّلام‌خيلى بايد دقّت شود، چه بسا بسيارى از آن چه گفته مى‏شود درست نباشد، هر چند عيان آن چه واقع شده، فجيع‏تر از سماع آن است! به عكس جهان آخرت است، كه عيان آن بهتر و لذّت‏ بخش ‏تر از سماع آن است.

قبل از وقوع جنگ، طايفه‏اى از جنّ براى نصرت حضرت سيّدالشهدا عليه‏السّلام به خدمت آن حضرت آمدند و عرض كردند: اگر اجازه دهيد، ما مى‏توانيم اين لشكر را از شما دفع كنيم، حضرت فرمود:اگر من در جاى خود بمانم، پس اين خلق نابود شده با چه چيز آزموده و مورد ابتلا واقع شوند؟!... به خدا سوگند، ما بهتر از شما مى‏توانيم آن‏ها را نابود كنيم.

كارى كه به عابس رحمه ‏اللّه‏ نسبت مى‏ دهند كه در روز عاشورا در ميدان جنگ زره را انداخت و لخت شد‌سهل است؛ زيرا تمام اصحاب و خود آن حضرت «مُسْتَميت» و طالب مرگ و شهادت بودند و مى ‏دانستند كه كار تمام است و تنها مسأله ‏ى مردن و شهادت در ميان بود. و عقلاى عالم در چنين مواضعى از خواسته ‏ى خود دست بر مى ‏دارند، يعنى يا تسليم مى ‏شوند و يا فرار مى‏ كنند، مگر اين كه رابطه ‏ى دينى و باعث و رادع‌مذهبى و الهى داشته باشند، چنان كه اصحاب سيّدالشّهدا عليه‏السّلام در كربلا چنين بودند و مرگ نزد آن‏ها «أَحْلى مِنَ الْعَسَلِ» بود. آيا مى‏شود گفت اين جمله خلاف واقع است؟

جمله ى «وَ الشَفآءَ فى تُرْبَتِهِ.»؛ (و شفا را در تربت او [قرار دادى].) كه در زيارت امام حسين عليه السّلام است، آخرين و شديدترين مرحله ى درد و بيمارى را كه همه ى اطبّا از مداواى آن عاجزند، شامل مى شود.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟