تیرهای به سنگ خورده آمریکایی در جریان مذاکرات!
ماراتن مذاکرات هستهای جمهوری اسلامی ایران و ۵+۱ در حالی به ایستگاه وین ۸ رسیده که غرب به رهبری آمریکا، تمام توان خود را برای محدود ساختن ایران در عرصه فنآوری صلحآمیز هستهای و جلوگیری از جهش علمی فرزندان مستعد و بیدار این ملت به کار گرفته است، زیرا به درستی متوجه این مهم شده که خیزش بر هم زننده نظم آمریکایی حاکم بر جهان به رهبری یک ایران مقتدر و رشد یافته در همه عرصههای علم و فنآوری، به مراتب زودتر و سریعتر سرنوشت محتوم تمدن غرب و نظام سلطه را ـ که همانا پیوستن به موزههای تاریخ است ـ رقم خواهد زد.
به گزارش «تابناک»، هرچند در این باره گفتنیها بسیار است، آنچه در این مجال باید بدان پرداخت، یکی از مهمترین راهبردهای جنگ روانی اتاق فکر کاخ سفید برای تحقق این هدف است؛ راهبردی که بازیگران آن در چند سطح تعریف شده و شاید به موازات عملیات پیاده نظام رسانهای، مهمترین بخش آن به موضعگیریهای مقامات سیاسی غربی مربوط باشد؛ موضع گیریهایی با محوریت مقصر جلوه دادن ایران در صورت عدم توافق نهایی.
البته این موضع، هرچند در ابتدای امر و به ظاهر تیم مذاکره کننده را هدف قرار میدهد، در پس پرده و به کمک تحلیلهایی که در ادامه از سوی رسانههایشان ارائه میشود، ایجاد خط تفرقه و بدبینی در داخل و بین صفوف متحد مردم است.
اما این راهبرد تاکنون حداقل به چهار دلیل جواب نداده و اثرگذاری مدنظر را در کشور و افکار عمومی ـ که از سلطه رسانهای غرب رها هستند ـ نداشته است؛
اول اینکه؛ در یک سال گذشته، به بهانههای مختلف و در مقاطع گوناگون، رهبری هشیار و بیدار انقلاب با ارائه راهبردهای لازم در چهارچوب «نرمش قهرمانانه»، ضمن تصریح بر بیاعتمادی به مستأجرین کاخ سفید، حمایتهای جدی خود را از تیم مذاکره کننده جمهوری اسلامی ایران و کلیت عملکرد آنان اعلام کرده و با تبیین محورهای جنگ روانی آمریکا در این پیچ تاریخی حساس، فرزندان انقلاب و سربازان خط مقدم مقابله با نظام سلطه را رهنمون شدهاند.
دوم آنکه؛ علاوه بر حمایتهای رهبر معظم انقلاب، عموم جریانهای سیاسی داخلی هم با وجود برخی انتقادات عمدتا دلسوزانه و از سر دغدغه حفظ منافع ملی، از رویکرد کلی دولت و تیم مذاکره کننده، دفاع صریح کرده و آن را در راستای دکترین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر سه اصل عزت، حکمت و مصلحت ارزیابی میکنند تا جایی که حتی سرسختترین رقبای حسن روحانی در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری نیز در این حمایت دخیل بودهاند.
سوم اینکه؛ با توجه به اشتباه محاسباتی غرب درباره انقلاب اسلامی و اینکه اعتقاد به تعامل و مذاکره به دلیل حقانیت و صداقتی که جمهوری اسلامی ایران از ابتدای انقلاب تاکنون داشته، اعتقادی قلبی نه نمایشی است، لذا رفتارهای مخرب بازیگران نظام سلطه تاکنون موجب ترک میز مذاکره از سوی هیأت ایرانی نشده و به رغم تلاش طرف مقابل پازل آنها تکمیل نشده است.
و آخر اینکه؛ با وجود تلاش بیوقفه غرب در جهت تفرقهافکنی در داخل ایران، نه تنها به لطف خداوند متعال اتحاد صفوف ملت زیر لوای نعمت ولایت شکسته نشده که مکر شیطان به خودش برگشته و عدم انسجام داخلی در هیأت حاکمه آمریکا به روشنی مشهود بوده و دولت دمکرات اوباما را به شدت زیر فشار قرار داده است.


