صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
در تحسين استراتژي و تقبيح تاکتيک مايلي کهن؛

پروژه مقابله با توليد مثل دايي جان ناپلئون

کد خبر: ۴۴۸۳۷
| |
2156 بازدید

استراتژي محمد مايلي کهن در برخورد فردي با امير قلعه نويي درست بود اما هيچ کس تاکتيک و نحوه برخورد او را قبول ندارد. نويسنده اين يادداشت نه با انتخاب مايلي کهن براي سرمربيگري تيم ملي موافق بود و نه دوست دارد از پنجره مايلي کهن جامعه را نقد کند.

به نوشته اعتماد، اينجا اما يک بحث ديگر وجود دارد؛ چرا استراتژي مايلي کهن در قبال قلعه نويي درست بود؟ جواد زرينچه مي خواست تا ته خط برود و تباني را ثابت کند. در آخرين لحظه عقب نشيني کرد و تنها دو ميليون تومان جريمه شد.

داود حقي بازيکن راه آهن مي گويد گلر تيمش از دستيار سرمربي استقلال تراول چک گرفته تا به مهاجمان اين تيم راه بدهد. راه آهن پنج گل مي خورد و داود حقي پيگير ماجرا نمي شود؛ جا ميزند. درباره جزييات فينال فصل قبل جام حذفي حرف هاي زيادي زده مي شود. پرونده فرهاد کاظمي که به جرم هاي «غيرشفاف» در فدراسيون فوتبال بود، گم مي شود تا او را دوباره روي نيمکت سپاهان ببينيم. محروم شده بود، يک شبه برگشت.

در هفته هاي پاياني ليگ برتر و ليگ آزادگان، شنيدن اين خبر که فلان تيم با فلان تيم بسته، يک خبر عادي شده است. در اين فصل بارها اين موضوع مطرح شد که استقلالي ها با فلان بازيکن حريف، پيش از بازي با آن تيم مذاکره کرده اند.

مجيد صالح مربي ذوب آهن در مصاحبه کوتاهش که روز يکشنبه 22 فروردين در روزنامه دنياي فوتبال چاپ شده، مي گويد؛ «ما قهرمان مي شويم به شرطي که استقلالي ها با بازيکنان حريف تماس نگيرند.» مديرعامل باشگاه ذوب آهن چند بار در طول اين فصل مصاحبه کرده و با حداقل «شفافيت» از بعضي مسائل پشت پرده گله کرده است. ما بيداريم؟ مگر مي شود اين چيزها را اينقدر راحت گفت و هيچ کس واکنشي نشان ندهد...مثل آنکه بهت بگويند دزد آمده توي خانه ات و تو لبخند بزني و دوباره بخوابي.

محمد مايلي کهن مي گويد؛ «در اين سال ها نه تيمي که قهرمان شده، حقش قهرماني بوده و نه تيم هايي که سقوط کردند، بايد مي افتادند.» در ايتاليا که مهد مافياست، لوچانو موجي مدير يوونتوس پس از «شفاف» شدن فسادش، محاکمه و از فوتبال رانده مي شود. در اين فوتبال اما متولي فوتبال هيچ برخوردي با عاملان فساد ندارد و يکي مثل مايلي کهن مجبور مي شود مثل خلباناني که خود را به اهداف استراتژيک دشمن مي زدند و خودکشي مي کردند، وظيفه ا ش را انجام دهد.

از اين منظر استراتژي محمد مايلي کهن درست بود آن هم در جامعه يي که شفاف نبودن و شفافيت نداشتن، فضيلت است و حاشيه امنيت مربيان و مديران فاسد، بيش از افکار سالم است. تاکتيک مايلي کهن اما او را از پا انداخت و يک جدال مهم را نيز خراب کرد.

بايد با «فرهنگ» به جنگ «ضدفرهنگ» بروي تا ضعف طرف مقابل را نشان بدهي اما مايلي کهن با ضدفرهنگ، پاسخ ضدفرهنگ را داد و يک برگ مهم را در فسادزدايي فوتبال سوزاند، خودش هم کنار رفت. انگار خلبان فداکار، بدون اينکه هواپيما را به هدف استراتژيک بزند، سقوط کرد. بايد استراتژي و تاکتيک مايلي کهن را از هم جدا کنيم. او يک هدف پاک و راهبرد سالم را با راهکاري زشت همراه کرد تا همه چيز خراب شود.

حالا اما ما که از زشتي کار مايلي کهن مي نويسيم، چه وظيفه يي داريم؟ مگر ما مربي که به بازيکنانش آمپول مي زند را نمي شناسيم؟ خب براي چه نشسته ايد؟ کساني که در حال ترور کردن يک پديده هستند، سرشان را بالا گرفته اند و ميان ما و بالاتر از ما دارند زندگي مي کنند.

ماهي هاي ريز اسفند سال قبل دستگير شدند؛ ماهي هايي که چند تا از آنها همکاران و نه همراهان خود من بوده اند،همکاراني که در پروژه توليد مثل دايي جان ناپلئون هاي فوتبال نقش داشتند. ماهي هاي درشت اما کجا هستند؟

من به شما مي گويم. روي نيمکت ها. مردم براي آنها هورا مي کشند. پشت ميزهاي مديريت. دايي جان ناپلئون تمام دنيايش خيالات و توهمات نبود. اطرافيان کمک مي کردند توهماتش بيشتر شود. اتفاقاً او بعضي چيزها را همان طور که بود، مي ديد. جامعه و دنياي محيطي بهش کمک مي کرد دنياي درونش پر از ترس و توهم شود. با اين همه فکت و «خبر» و شايعه و ديده ها و شنيده ها و تجربه نديدن شفافيت چرا نبايد بترسيم؟

چرا بايد فکر کنيم مربيگري در ايران حق را به حق دار مي رساند؟ ماهي هاي درشت و ريز، يک پديده اجتماعي به اسم فوتبال را ترور کرده اند و اميد به زندگي ما را پايين آورده اند. افشين قطبي، ضعيف يا قوي يک مرد خوشبين با اميد به زندگي بالا بود. حالا مصاحبه هايش را بخوانيد. همان خنده تلخي را برايت مي سازد که تماشاي دايي جان ناپلئون تحويلت مي دهد؛ «نمي خواستند من موفق شوم. در زمان من فقط يک پنالتي براي پرسپوليس گرفتند و بعد از رفتنم، پشت سر هم دارند براي پرسپوليس پنالتي مي گيرند.»

چند درصد اين ادعاها درست است؟ چند درصدش توهم؟ متولي اين فوتبال کيست؟ مگر نه اينکه دولت؟ وظيفه شفاف کردن اين شيشه با کيست؟ ماهي هاي درشت کجا هستند؟ دايي جان ناپلئون ها قارچ وار در حال رشد هستند. وقتي محيط شفاف نيست، شفافيت از ذهنت گرفته مي شود. در يک محيط پارانوئيد، همه مستعد ابتلا به پارانويا هستند. مشکل، وجود دايي جان ناپلئون نيست. مشکل جامعه يي است که توليد دايي جان ناپلئون مي کند. مگر چسبيده به اگزوز کاميون، بو کشيدن زندگي شدني است؟

شفافيت را از ذهن ما «گرفتند» بايد پسش بدهيد؛ پسش بگيريم. ما همان ذهن سالمي را مي خواهيم که از فوتبال لذت مي برد؛ همان ذهني که وقتي حرف فوتبال مي شود، با انرژي مي پرد وسط بحث و درباره سيستم و تاکتيک و ضدتاکتيک و تعويض ها و جو ورزشگاه حرف مي زند. نه، نگو توي ترافيک يک راننده نامردي کرد و از روي جدول دور زد. نگو بازيکن حريف را خريده بودند. نگو يکي چراغ قرمز را رد کرد و برگشت و به ما خنديد. نه، نمي خواهم بشنوم. جدي مي گويي؟

زرينچه مصاحبه کرده، گفته تباني بود؟ چي؟ حالا زيرش زده؟ کجاييد آدم ها؟ کجاييد مربيان سالم؟ کجايي بازيکن باوجدان؟ من اينجا ايستاده ام، با امضايي که بالاي اين مطلب «روشن» است؛ با دستي که مي خواهد تا آخر عمر بنويسد و ذهني که مي خواهد روي نيمکت فوتبال بنشيند.

فساد نداشتن، شجاعت مي آورد؛ شفافيت. حرف تان را بزنيد. بگوييد چه چيزهايي ديده ايد. سلامت بودن فقط اين نيست که نان حلال به خانه ببري و آن وقت شيشه خانه و آکواريوم را غبار گرفته باشد. زندگي همه ما به هم ربط دارد. بياييد آن ذهن سالم را پس بگيريم؛ همان ذهن سالمي که عاشق فوتبال است، عاشق فرياد پس از رسيدن به گل، معتاد گريه پس از خوردن گل. ماهي هاي درشت، شيشه را کثيف کرده اند. از اين ور آکواريوم خيلي ماهي ها الکي درشت ديده مي شوند. کوچک ها بايد قرباني شوند؟ فقط ماهي هاي کوچک؟ دايي جان ناپلئون انگار همين ديروز ساخته شده...

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟