آنچه در آمریکا گذشت و آنچه در ایران میگذرد؛
رسانهها به مسئولیت حفظ امنیت فردی و عموم متعهدند؟
شاید برای درک بهتر، بتوان به ماجرای پخش ویدئو سر بریدن چند شهروند آمریکایی در عراق به دست داعش اشاره کرد؛ حرکتی که به طور مشخص با هدف ایجاد ترس و وحشت در دل غربیها و همچنین ایجاد جنگ تبلیغاتی انجام شد و در پایاکن ویدئو این حرکت تروریستی در شبکههای اجتماعی نظیر یوتیوب قرار گرفت؛ اما چه واکنشی از سوی رسانههای غربی در پی داشت؟
کد خبر: ۴۴۵۵۰۳
| | 13512 بازدید
فضاسازی رسانهای که توسط رسانههای داخلی و خارجی در ماجرای اسیدپاشی رخ داد، این پرسش را پیش کشید که آیا رسانههای داخلی به نقش خود در حفظ امنیت فردی و عمومی آگاهند و همچنین خود را در این زمینه متعهد میدانند یا همچنان رسانههای دیگر کشورها در این راه متعهدتر خواهند بود و حتی از منافعشان برای حفظ امنیت عمومی کشورشان میگذرند؟به گزارش «تابناک»، حوادث اسیدپاشیِ اصفهان با فضای رسانهای سنگینی همراه شد؛ فضایی که بخشی از آن طبیعی بود، ولی از نقطهای به بعد شکل یک موج به خود گرفت که موجب نگرانی بسیاری از مردم نسبت به امنیتشان شد و بخشی از شایعات غیرواقع درباره اسیدپاشی در دیگر شهرها برگرفته از همین جو کاذب خبری بوده که به مراتب بیش از اصل ماجرا بوده است.
بیگمان هیچ نهادی یا مسئولی حق توقف اطلاع رسانی درباره حوادث معمول کشور را ندارد؛ اما آنچه نمیتوان انکار کرد، جایگاه امنیت فردی و امنیت عمومی و لزوم تلاش برای حفظ این دو ساحت از امنیت به هر طریق ممکن است و بنابراین انتظار منطقی که از رسانهها میرود، پوشش وقایع در ابعاد واقعی و عدم جریانسازی بدون کارکرد درباره حادثهای است که ارشدترین مسئولان امنیتی و قضایی کشور با دستور و پیگیری سران سه قوه کشور در حال پیگیریاش هستند.
در واقع اگر یک اتفاق تلخ و وسیع در کشور رخ دهد که مسئولان کشور نیز در قبالش بیتفاوت باشند، پیگیری رسانهها برای پاسخگویی و واکنش اجرایی متناسب با اتفاق، یک تکلیف است اما هنگامی که تمامی نهادهای مرتبط به شدت در حال پیگیری ماجرا برای شناسایی عوامل و ریشههای ماجرا هستند، فضاسازی چندان قابل هضم نیست و این موضوع هنگامی بیشتر در موضع نقد قرار میگیرد که امنیت عمومی در معرض آسیب قرار میگیرد.
پرداختن افراطی برخی رسانهها به ماجرای اسیدپاشی عملاً باعث شده نگرانی درباره اتفاقی که به تازگی تنها در اصفهان رخ داده (موارد واقعی و نه شایعات) به عنوان نگرانی فراگیر در سطح همه شهرهای کشور شکل بگیرد که شاید این موضوع حتی مطلوب عامل یا عاملان حوادث اخیر نیز بوده باشد و در واقع متأسفانه برخی رسانهها ناخواسته در زمین اسیدپاش یا اسیدپاشان بازی کردند.
در این میان شاید برای درک بهتر، بتوان به ماجرای پخش ویدئو سربریدن چند شهروند آمریکایی در عراق توسط داعش اشاره کرد؛ حرکتی که به طور مشخص با هدف ایجاد ترس و وحشت در دل غربیها و همچنین ایجاد جنگ تبلیغاتی انجام شد و در پایان ویدئو این حرکت تروریستی در شبکههای اجتماعی نظیر یوتیوب قرار گرفت اما چه واکنشی از سوی رسانههای غربی در پی داشت؟
علاوه بر حذف لینک اصلی ویدئو از یوتیوب و دیگر شبکههای اجتماعی که این ویدئو بر آنها همزمان توسط عناصر داعش بارگذاری شده بود، رسانههای غربی به هیچ عنوان صحنه سر بریده را به نمایش نگذاشتند و تنها بخش اول ویدئو که گفتههای آمریکاییها بود را پخش کردند و بدین شکل مانع از وحشت آفرینی شدند که داعش در پیاش بود، حال آنکه بر هیچ کس پوشیده نیست رقابت رسانهای تا چه میزان سنگین است و انتشار ویدئو کامل توسط یک رسانه، تا چه میزان برد رسانههای میان غولهای خبری دنیا داشت اما ظاهراً امنیت عمومی در اولویت بود.
در کنار این اتفاق، میتوان به ماجرای ترور ژنرال «هارولد گرین» معاون ستاد آموزش نیروهای نظامی افغان اشاره کرد. پس از کشته شدن این نظامی آمریکایی که ارشدترین نظامی کشته شده آمریکایی از زمان حادثه حمله به برجهای تجارت جهانی در یازده سپتامبر بود، پنتاگون از اعلام سریع هویت «گرین» خودداری و این موضوع را موکول به زمانی کرد که به خانه این ژنرال اطلاع داده شده باشد. در این شرایط بیشتر رسانههای آمریکایی نیز با این فضا همراهی کردند و به رغم آنکه کشف هویت این ژنرال برای غولهای خبری آمریکا چندان دشوار نبود، از رسانهای کردن هویت «گرین» برای حفظ امنیت و آسایش فردیِ خانه این نظامی پرهیز کردند.
در روزهای اخیر هر خبری ـولو واکنش یک چهره نسبت به حوادث اسیدپاشی ـ در رسانهها منعکس شود، به واسطه افزایش حساسیت عمومی از مخاطب چشمگیری برخوردار است؛ اما آیا وجدان رسانهای اجاره میدهد از این فضا به هر نحو ممکن برای چنین بهرهبرداریهای خامدستانهای بهره برد و روی موجی سوار شد که تنها نگرانی بیمورد را در مردم کلانشهرهای کشور تقویت میکند؟
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


