تعرض به زن جوان توسط 2 سارق منزل
دوسارق که حین دستبردزدن به منزلی به زن صاحبخانه تعرض کرده بودند، دستگیر شدند.
به گزارش شرق، مردی روز 21مرداد با مراجعه به کلانتری مهرآبادجنوبی به ماموران گفت: «وقتی در محل کارم بودم دوسارق جوان با تهدید سلاح سرد وارد خانهام شدند و ضمن آزارواذیت همسرم، وجوه نقد و طلا و جواهرات داخل خانه را سرقت کردند.»
این پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ
قرار گرفت. زن جوان در این مرحله به ماموران گفت: «مردی ساعت 10 روز حادثه زنگ خانه ما را زد و گفت: «طوطی ما در پشتبام خانه شماست.»
از او خواستم زنگ طبقه سوم را بزند. پس از چنددقیقه همین شخص، مجددا زنگ زد و گفت: «واحد طبقه سوم پاسخگو نیست لطفا در را باز کنید. من همسایهتان هستم.» من نیز به تصور اینکه این شخص واقعا همسایه است در را باز کردم. بعد از چند لحظه، زنگ واحد ما زده شد و همان شخص کلید پشتبام را خواست بدون آنکه در واحد را باز کنم درخواست کردم کلید پشتبام را از واحد طبقه چهارم بگیرد اما بعد از چنددقیقه دوباره زنگ خانه زده شد و همین شخص گفت طبقه چهارم او را نزد من فرستاده است. بهمحض اینکه در واحد را باز کردم، جوانی حدودا 24-22ساله وارد خانه شد و با تهدید چاقو من را مجبور به سکوت کرد. آن جوان با تهدید طلا و جواهراتم را گرفت. وقتی سارق مشغول بررسی طلاها بود تصمیم گرفتم از خانه فرار کنم اما این شخص بهزور و با تهدید چاقو مانع خروج من از خانه شد و با تهدید گفت: «اگر سروصدا کنی، تو را میکشم.» بعد من را به یکی از اتاقها برد و مورد تعرض قرار داد. پس از آن و از طریق پنجره مشرف به کوچه نفر دوم را صدا زد و نفر دوم نیز همین عمل را تکرار کرد. پس از آن من را در اتاق حبس کردند و هر دونفر از خانه خارج شدند. پس از چنددقیقه و در حالیکه بسیار ترسیده بودم، زمانیکه دیگر صدایی نمیآمد از اتاق بیرون آمدم و دیدم آنها رفتهاند.»
کارآگاهان ابتدا از دو متجاوز چهرهنگاری کردند و سپس با بهرهگیری از بانک اطلاعات مجرمان سابقهدار یکی از این افراد را که جوانی 21ساله بهنام «فرشاد.ق» است، شناسایی کردند. فرشاد در سال1391 به اتهام کیفقاپی توسط پلیس آگاهی شهریار دستگیر و روانه زندان شده بود. پس از شناسایی تصاویر «فرشاد» توسط زن جوان، دستگیری وی در دستور کار قرار گرفت و کارآگاهان با انجام تحقیقات پلیسی موفق به شناسایی مخفیگاه فرشاد در منطقه نسیمشهر (اکبرآباد)- خیابان شهید رجایی شدند. در زمان اجرای عملیات دستگیری، فرشاد با اطلاع از حضور پلیس قصد داشت از طریق بالکن و طبقه چهارم فرار کند. او با این هدف به پشتبام ساختمان دوطبقهای در کوچه پشتی پرید اما ماموران که تمامی راههای فرار متهم را پیشبینی کرده بودند، با شلیک چند تیر هوایی موفق به دستگیری وی شدند. متهم بلافاصله پس از دستگیری در همان محل تحت بازجویی قرار گرفت و همدستش را معرفی کرد.
او به کارآگاهان گفت: «همراه یکی از دوستانم بهنام محسن به منزلی رفتیم که زنی جوان در آنجا تنها بود. ابتدا من پایین در کوچه روی موتور منتظر ماندم و محسن بهتنهایی داخل ساختمان رفت. پس از مدتی محسن من را صدا زد و من هم داخل رفتم و به صاحبخانه تعرض کردم.»
ماموران با شناسایی مخفیگاه «محسن. الف» (22ساله) در منطقه نسیمشهر، شهرک اورین، به این شهرک رفتند و در حالیکه محسن قصد داشت سوار بر موتوسیکلت از شهرک خارج شود، وی را شناسایی و دستگیر کردند.
محسن پس از انتقال به پلیس آگاهی در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: «با موتور همراه فرشاد در منطقه مهرآبادجنوبی در حال پرسهزنی بودیم که متوجه بازبودن در پارکینگ یک خانه شدیم. فرشاد پیش موتور ماند و من زنگ یکی از طبقات را زدم و به زن صاحبخانه گفتم: «طوطیام به پشتبام ساختمان شما آمده است، لطف کنید کلید پشتبام را بدهید.» چندبار اول زن صاحبخانه از من خواست کلید پشتبام را از سایر واحدها بگیرم اما در نهایت به اصرار من در خانه را باز کرد و من نیز با چاقویی که همراه داشتم او را تهدید کردم و داخل خانه رفتم. دیدم بهجز آن زن، شخص دیگری داخل خانه نیست. به او گفتم: «پولها و طلاهایت را نشان بده» او در کمد را باز کرد و من تمامی طلاها را سرقت کردم.»
محسن درباره آزار و اذیت شاکی نیز به کارآگاهان گفت: «آن زن را پس از سرقت طلاها، مورد آزار و اذیت قرار دادم و بعد از طریق پنجره، فرشاد را صدا کردم و او نیز بالا آمد. بعد از آن، تمامی طلا و جواهرات داخل خانه را برداشتیم و با موتور فرار کردیم.»
کارآگاهان در بازرسی از مخفیگاه متهمان، موفق به کشف تعدادی گوشی تلفنهمراه شدند که با بررسی سوابق آنها مشخص شد تمامی گوشیها مسروقه است.
متهمان در ادامه اعترافات خود عنوان کردند در مناطق «غرب» و «جنوب غرب» شهر تهران، اقدام به کیفقاپی، موبایلقاپی و گردنبندقاپی کردهاند. با بررسی سوابق سرقتهای مشابه تعدادی از شکات پروندههای سرقت در شهرک آزادی، خیابان پیامبر، بلوار فردوس شناسایی و به اداره شانزدهم دعوت شدند.
سرهنگ آریا حاجیزاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تایید این خبر عنوان کرد: «هردو متهم پرونده متاهل هستند و «محسن.الف» سهفرزند دارد.»
سرهنگ حاجیزاده گفت: «مجوز انتشار بدون پوشش تصاویر هر دومتهم توسط مقام قضایی صادر شده و از شکات و مالباختگان احتمالی که موفق به شناسایی تصاویر متهمان شدهاند، دعوت میشود برای طرح و پیگیری شکایات خود به اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ واقع در خیابان وحدت اسلامی مراجعه کنند.»

البته منم میگم اعدام ولی نقش دولت اینجا کجاست ؟ اجتماع ؟ مردم ؟
بهتر نیست بعد اعدام فکری کرد
درسته همه عوامل نقش خودشون رو بازی می کنند ولی بازدارندگی مجازات ها هم یکی از عوامل مهمه
شما فرض کن هر کسی این کارا رو انجام بده هیچ کاری به کارش نداشته باشن و از طرفی بیان میلیاردها هزینه کنند سر هر کوچه یه پلیس بذارن! به نظرت باز هم میشه این موارد تموم بشه؟
که میفرمایید چند بار اعدام انجام شده و جواب نمیده.جواب داده مطمئن باش. اگه جواب نداده بود چندین جانی بیشتر الان روی زمین بودند.
در درجه دوم :
اجباری شدن تحصیل
ایجاد اشتغال زایی
ارائه تسهیلات مناسب و کافی برای ازدواج
افزایش تعداد نیروهای امنیتی کشور همچنین راه اندازی طرح نگهبان محلات
اعدام متجاوز به عنف ، راهکار اسلام برای جلوگیری و کاهش این گونه جرایم است.. پس باید در کنار برنامه ریزی و فرهنگ سازی برای جلوگیری از این گونه جرایم ، این حیوانات را هم اعدام کرد تا کس دیگری را قربانی حماقت خود نکنند
فقط و فقط اعدام
میخای آدرس خونتو بهشون بدیم
بیان سرغت و تو ارشادشون کنی
پاسخ دهنده محترم
اگه بشه جلوی این کار رو گرفت و فقط اگر !!
چاره کار اعدام و اعدام و اعدامه
اعدام راه چاره نیست
امنیت نه اینکه کلن جاریست اما می توان
کمی بدبین باشی و درب منزل نسبت ب صدای ناشناس و مرد غریبه باز نکرد حتی می توان گزارش داد به نیروی انتظامی
- مجهز نبودن ب آیفون تصویری
- همراه داشتن اسپری فلفل یا خاکستر
- آموزش دیدن دفاع شخصی
- ....
سپاس
بماند که حکم اعدان باعث میشود جلو تکرار جرم در سایر افراد هم کرفته شود
کمی باید از پلیس امریکا اقتدار را آموخت !!
(اه دوباره ویرگول رو یادم رفت بذارم)
با اینگونه تخلفات باید برخورد سخت و اشد مجازات را خواستار شد
مثل مردابی که توش پشه مالاریا رشد میکنه،هم باید مرداب رو خشکوند هم پشه ها رو کشت، یکیش جواب نمیده.
طرف رفته طلا ها رو دزدیده خوب باشه چون فقیر بوده، ولی انجام عمل زنا با وجود متاهل بودن این جانی رو چطور با ربط دادن به وضع اقتصادی میشه توجیه کرد!!؟
در ضمن از دوستش هم خواسته که بیاد و این عمل شنیع رو انجام بده
حالا چقدر باید وضع اقتصادی تو کشور درست بشه تا این فرد به آغوش اجتماع برگرده!!؟
ولی با اعدام مشکلی حل میشه؟
ایا بقیه خلافکارا رو سالهای قبل اعدام کردن مشکل حل شد؟
اول اینکه من و شما و دولت هم در این بزهکاری سهمی داریم. اینها از روز اول متجاوز به دنیا نیامدن. اگر در محیط درستی زندگی میکردن اینطور بار نمیومدن.
حالا هم این اتفاق افتاده.
اینها صد البته باید تاوانش رو بدن. اما نه با اعدام.
کاش ایران هم اردوگاه های کار اجباری داشت تا اینها رو میفرستادند اونجا تا به جای اینکه یک لحظه اعدام بشن و تمام لحظه به لحظه زجر بکشن و تاوان کارشون رو تا 20 سال پرداخت کنند و علاوه بر این ازشون در راه سازندگی برای کشور استفاده بشه.
من هم با اعدام این آشغالها موافق هستم اما واقعا راه حله!؟
یه بار هم یه پسر بچه اومده لباس کهنه خواسته که مامانم بی احتیاطی کرده و برده بهش داده، پسره 12-13 ساله داشته میومده توی خونه که مامانم هولش میده بیرون. البته این مورد توی حیاط خونه بوده که خدا به خیر گذرونده.
خلاصه حواستون باشه به گدای دم در خونه و هر کسی که نمیشناسین و به هر بهونه ای طلب کمک میکنه اصلا محل نذارین و در رو باز نکنین. به اینکه من مهمون همسایه بالایی هستم و زنگشون خرابه و نیستن و از این حرفها نباید اهمیت داد.
فرداش فهمیدیم خونه همسایه رو زده بود...
تا آخر ماه هم چند تا خونه دیگه رو...
البته بعدا پلیس دستگیرش کرد کرد... فکر کنم هنوز 20 سالش هم نبود...






