گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۴۳۹۸۱
| | 4640 بازدید
جمهوري اسلامي
«ارتش ايمان» عنوان سرمقاله روزنام جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
بيست و نهم فروردين ماه هر سال براساس يك سنت ارزشمند تاريخي كه ريشه آن به دوران رهبري امام خميني مي رسد «روز ارتش» نام گرفته و فرصتي طلائي براي مروري بر كارنامه پرافتخار ارتش جمهوري اسلامي ايران پديد آورده كه بايستي آنرا روز تجديد پيمان با پيشتازان جبهه حق دانست.
آنچه اين روز بزرگ را در تاريخ معاصر كشور شاخص مي كند يادآوري اين نكته است كه معاندين و منافقين طرحهاي شيطنت آميزي براي «انحلال ارتش» داشتند و مامور اجراي برنامههاي خطرناكي بودند كه به لطف خدا و با هوشياري امام خميني و با پشتيباني ملت همه آن برنامهها و توطئهها نقش برآب شد....
جام جم
«روز جاودانه شدن رشادتها» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم فاطمه اميري است كه در آن ميخوانيد:
بيستو نهم فروردين ماه، مصادف با روز ارتش جمهوري اسلامي و بزرگداشت حماسهآفريني دلاور مرداني است كه با قهرماني، نام خود را در راه وطن جاودانه ساختند.
همصدايي و همدلي با امت در براندازي رژيم ستمشاهي و ستيز بيامان با دشمنان داخلي و خارجي باعث شد امام خميني(ره) بيستو نهم فروردين را روز ارتش نامگذاري فرمايند.
بر مبناي اصل 143 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران وظيفه ارتش پاسداري از استقلال و تماميت ارضي و نظامي كشور تعيين شده است و اين نيز بر مبناي اين اصل تاكنون نشان داده كه در انجام ماموريت قانوني خود از هيچ فداكاري دريغ نداشته است....
اعتماد
«مگر انتخابات است؟» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد به قلم جعفر گلابي است كه در آن ميخوانيد:
شايد اگر يک صاحب نظر خارجي اين روزها سري به کشور ما بزند و گاهي تلويزيون را روشن کند باورش نشود که کمتر از دو ماه ديگر در ايران انتخابات رياست جمهوري برگزار مي شود و بسياري از شئون جامعه و زندگي روزمره مردم تحت تاثير اين انتخابات قرار مي گيرد. راديو و تلويزيون به عنوان بزرگ ترين رسانه کشور کمترين تلاشي در جهت انتخاباتي کردن فضا از خود بروز نمي دهند و تريبونهاي رسمي هم که دستي در کار آرايش اذهان مردم دارند بي علاقگي خاصي به اين موضوع سرنوشت ساز نشان مي دهند. جالب اينکه مي دانيم همين صدا و سيماي محترم و همين تريبونهاي پرصدا يکي دو هفته مانده به انتخابات چنان به تبليغ شرکت مردم مي پردازند و چنان در لزوم اين شرکت داد سخن مي دهند که گويي در عالم تکوين و هستي ناسوت هيچ حادثه يي مهم تر از انتخابات ايران نيست و عالم و آدم به آن چشم دوخته اند و شرکت ايرانيان در آن اوجب واجبات و افضل از نماز و... است.
كيهان
«نيم پروژه!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
درويشي را حکايت کنند که از روستايي مي گذشت و اهل روستا را ماتم زده و گريان ديد، علت را پرسيد، پاسخ دادند کدخدا در بستر بيماري است و پزشکان از معالجه او قطع اميد کرده اند، درويش به دلداري نشست و گفت؛ علاج کدخدا در کف با کفايت من است که دم مسيحايي دارم و روح گريخته از جسم به کالبد باز مي آرم. خاطر آسوده داريد، اطعمه و اشربه پرقوت فراهم آريد و مرا با بيمار در حجره اي تنها بگذاريد. روستائيان به وجد آمده، آنچه درويش فرموده بود فراهم آوردند و او را با کدخدا در حجره اي تنها گذاردند. ساعتي بعد، درويش «لاحول» گويان از حجره بيرون آمد و روستائيان هلهله کنان و کف و سوت زنان!! گرد او حلقه زدند، با اين گمان که کدخدا شفا يافته و رياست از سرخواهد گرفت اما، درويش را چهره درهم کشيده يافتند. با نگراني پرسيدند؛ کدخدا چه شد؟ آيا عمرش به دنيا بود؟ درويش گفت؛ پيش از آن که بر بالينش حاضر شوم مرده بود! پرسيدند؛ پس اطعمه و اشربه براي چه خواستي؟ «لاحول» چرا گفتي؟ و اين چه معالجت بود که کردي؟ درويش گفت؛ اگر اطعمه و اشربه نخواسته بودم، من نيز مرده بودم و «لاحول» به حکمت خداي سبحان گفتم که کدخداي بي جان را وسيله نجات من نيمه جان کرد....
آفتاب يزد
«گفتي باور كردم...» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن مي خوانيد:
رفتار همراه با دستپاچگي و نـگـرانـي بـرخي از حاميان دولت، يادآور اين ضربالمثل عاميانه است كه»گفتي باور كردم، اصرار كردي شك كردم و قـسم خوردي يـقين كردم دروغ ميگويي!«چـنـد مـاه پـيش كـه مدعيان اصولگرايي، فعاليتهاي انتخاباتي خود را كليد زدند، رفتار آنها القا كننده نوعي» اعتماد به نفس «و اطمينان به قطعيت پيروزي كانديداي محبوب آنها در انتخابات بود. امـا از وقـتـي كـه تـهـديـدهـاي مـخـتلـف از جـملـه «تاكيد بر رد صلاحيت خاتمي» را آغاز كردند اين ترديد در ميان بعضي افراد ايجاد شد كه تظاهر به «اعتماد به نفس» تنها با هدف ترميم «روحيه تضعيف شده حاميان» است. اوج دسـتـپـاچـگـي ايـن گـروه، آنـجـا آشكار شد كه «روحاني فاضل مورد تاييد امام» و سرنوشت او را به نخستوزير ترور شده پاكستان و سرنوشت او تشبيه كردند. در آن زمان، عدهاي تصور ميكردند كه مشكل، فقط خاتمي است. اما «كنارهگيري خاتمي» نشان داد كه مشكل دوستان آنطرفي، نگراني قطعي آنها از سـرنـوشـت انتخاباتي كانديداي مورد علاقه ايشان ميباشد و گويي دسـتـرسـي بـه آمـار و اطلاعات قطعي - اما مخفينــگـه داشته شده - آنها را مطمئن ساخته است كه «اگر كانديداهاي اصلاحطلب، در عرصه حاضر باشند خروجي صندوقهاي راي، مفهومي نخواهد داشت جز باطل شدن بسياري از ادعاها در خصوص محبوبيت روز افزون رئيس جمهور فعلي»....
رسالت
«اشكوب بر مفاصل معيوب»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد حسين ملايري است كه در آن ميخوانيد:
-1 آقاي سعيد حجاريان در بدايت تازهترين شماره ماهنامه حزب مشاركت، مقالهاي تحت عنوان «انقلاب اسلامي ايران؛ آخرين انقلاب كلاسيك يا اولين انقلاب نرم» نگاشته و پس از صغري و كبري كردنها، نهايتا به اين نتيجه رسيدهاند كه: «انقلاب اسلامي ايران، يك پا! در انقلابهاي كلاسيك دارد و يك پا در انقلابهاي رنگي!»
-2 از خداوند پنهان نيست از دكتر سعيد حجاريان هم پنهان نباشد وقتي مقاله را خواندم با خود انديشيدم با اين رويكرد نام گرايانه (Nominalastic) كه به تازگي اختيار كرده، دير نيست كه پس فردا، شاهد مقايسه انقلاب اسلامي ايران و انقلاب سفيد شاه هم باشيم و تازه معلوممان شود كه انقلاب ايران، يك پا هم در انقلاب سفيد داشته و ما از آن بيخبر بودهايم....
سرمايه
«جشن خودکفايي سيمان و سوگ سرمايه گذاران زيان ديده» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم عليرضا عسگري ماراني است كه در آن ميخوانيد:
چند روز پيش مراسم جشن پرطمطراق خودکفايي سيمان برگزار شد. سيمان ساروج کنگان نيز همزمان با اين مراسم با سرمايه گذاري 220 ميليارد تومان افتتاح و ظرفيت سيمان يادشده 4000 تن توليد در روز است. با فاصله دو، سه روزه در روز چهارشنبه هفته گذشته نماد سيمان صوفيان در بورس باز شد و قيمت آن که حدود 130 تا 140 ميليارد تومان بود به 80 ميليارد تومان کاهش يافت....
دنياي اقتصاد
«استقبال از هشدار رهبر فرزانه» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمد شريعتمداري است كه در ان ميخوانيد:
پرداخت يارانه گندم و آرد که مالا به مداخله مستقيم دولت در قيمت نان ميانجامد، از پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و بعد از انفجار قيمت نفت در اواخر دهه چهل و اوايل دهه پنجاه، شروع و روند رو به رشدي را آغاز کرد.
در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي خصوصا با بروز جنگ تحميلي و به منظور تثبيت قيمت نان در حدي که گندم و آرد در قيمت تمام شده آن تاثير داشت، به عنوان يک سياست پايدار ادامه يافت و نقش قابل ملاحظهاي را در دوران جنگ در تامين امنيت غذايي ايفا کرد و کمکم اين سياست جزیي از اقتصاد ايران شد... .
«ارتش ايمان» عنوان سرمقاله روزنام جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
بيست و نهم فروردين ماه هر سال براساس يك سنت ارزشمند تاريخي كه ريشه آن به دوران رهبري امام خميني مي رسد «روز ارتش» نام گرفته و فرصتي طلائي براي مروري بر كارنامه پرافتخار ارتش جمهوري اسلامي ايران پديد آورده كه بايستي آنرا روز تجديد پيمان با پيشتازان جبهه حق دانست.
آنچه اين روز بزرگ را در تاريخ معاصر كشور شاخص مي كند يادآوري اين نكته است كه معاندين و منافقين طرحهاي شيطنت آميزي براي «انحلال ارتش» داشتند و مامور اجراي برنامههاي خطرناكي بودند كه به لطف خدا و با هوشياري امام خميني و با پشتيباني ملت همه آن برنامهها و توطئهها نقش برآب شد....
جام جم
«روز جاودانه شدن رشادتها» عنوان يادداشت روز روزنامه جام جم به قلم فاطمه اميري است كه در آن ميخوانيد:
بيستو نهم فروردين ماه، مصادف با روز ارتش جمهوري اسلامي و بزرگداشت حماسهآفريني دلاور مرداني است كه با قهرماني، نام خود را در راه وطن جاودانه ساختند.
همصدايي و همدلي با امت در براندازي رژيم ستمشاهي و ستيز بيامان با دشمنان داخلي و خارجي باعث شد امام خميني(ره) بيستو نهم فروردين را روز ارتش نامگذاري فرمايند.
بر مبناي اصل 143 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران وظيفه ارتش پاسداري از استقلال و تماميت ارضي و نظامي كشور تعيين شده است و اين نيز بر مبناي اين اصل تاكنون نشان داده كه در انجام ماموريت قانوني خود از هيچ فداكاري دريغ نداشته است....
اعتماد
«مگر انتخابات است؟» عنوان سرمقاله روزنامه اعتماد به قلم جعفر گلابي است كه در آن ميخوانيد:
شايد اگر يک صاحب نظر خارجي اين روزها سري به کشور ما بزند و گاهي تلويزيون را روشن کند باورش نشود که کمتر از دو ماه ديگر در ايران انتخابات رياست جمهوري برگزار مي شود و بسياري از شئون جامعه و زندگي روزمره مردم تحت تاثير اين انتخابات قرار مي گيرد. راديو و تلويزيون به عنوان بزرگ ترين رسانه کشور کمترين تلاشي در جهت انتخاباتي کردن فضا از خود بروز نمي دهند و تريبونهاي رسمي هم که دستي در کار آرايش اذهان مردم دارند بي علاقگي خاصي به اين موضوع سرنوشت ساز نشان مي دهند. جالب اينکه مي دانيم همين صدا و سيماي محترم و همين تريبونهاي پرصدا يکي دو هفته مانده به انتخابات چنان به تبليغ شرکت مردم مي پردازند و چنان در لزوم اين شرکت داد سخن مي دهند که گويي در عالم تکوين و هستي ناسوت هيچ حادثه يي مهم تر از انتخابات ايران نيست و عالم و آدم به آن چشم دوخته اند و شرکت ايرانيان در آن اوجب واجبات و افضل از نماز و... است.
كيهان
«نيم پروژه!» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حسين شريعتمداري است كه در آن ميخوانيد:
درويشي را حکايت کنند که از روستايي مي گذشت و اهل روستا را ماتم زده و گريان ديد، علت را پرسيد، پاسخ دادند کدخدا در بستر بيماري است و پزشکان از معالجه او قطع اميد کرده اند، درويش به دلداري نشست و گفت؛ علاج کدخدا در کف با کفايت من است که دم مسيحايي دارم و روح گريخته از جسم به کالبد باز مي آرم. خاطر آسوده داريد، اطعمه و اشربه پرقوت فراهم آريد و مرا با بيمار در حجره اي تنها بگذاريد. روستائيان به وجد آمده، آنچه درويش فرموده بود فراهم آوردند و او را با کدخدا در حجره اي تنها گذاردند. ساعتي بعد، درويش «لاحول» گويان از حجره بيرون آمد و روستائيان هلهله کنان و کف و سوت زنان!! گرد او حلقه زدند، با اين گمان که کدخدا شفا يافته و رياست از سرخواهد گرفت اما، درويش را چهره درهم کشيده يافتند. با نگراني پرسيدند؛ کدخدا چه شد؟ آيا عمرش به دنيا بود؟ درويش گفت؛ پيش از آن که بر بالينش حاضر شوم مرده بود! پرسيدند؛ پس اطعمه و اشربه براي چه خواستي؟ «لاحول» چرا گفتي؟ و اين چه معالجت بود که کردي؟ درويش گفت؛ اگر اطعمه و اشربه نخواسته بودم، من نيز مرده بودم و «لاحول» به حکمت خداي سبحان گفتم که کدخداي بي جان را وسيله نجات من نيمه جان کرد....
آفتاب يزد
«گفتي باور كردم...» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن مي خوانيد:
رفتار همراه با دستپاچگي و نـگـرانـي بـرخي از حاميان دولت، يادآور اين ضربالمثل عاميانه است كه»گفتي باور كردم، اصرار كردي شك كردم و قـسم خوردي يـقين كردم دروغ ميگويي!«چـنـد مـاه پـيش كـه مدعيان اصولگرايي، فعاليتهاي انتخاباتي خود را كليد زدند، رفتار آنها القا كننده نوعي» اعتماد به نفس «و اطمينان به قطعيت پيروزي كانديداي محبوب آنها در انتخابات بود. امـا از وقـتـي كـه تـهـديـدهـاي مـخـتلـف از جـملـه «تاكيد بر رد صلاحيت خاتمي» را آغاز كردند اين ترديد در ميان بعضي افراد ايجاد شد كه تظاهر به «اعتماد به نفس» تنها با هدف ترميم «روحيه تضعيف شده حاميان» است. اوج دسـتـپـاچـگـي ايـن گـروه، آنـجـا آشكار شد كه «روحاني فاضل مورد تاييد امام» و سرنوشت او را به نخستوزير ترور شده پاكستان و سرنوشت او تشبيه كردند. در آن زمان، عدهاي تصور ميكردند كه مشكل، فقط خاتمي است. اما «كنارهگيري خاتمي» نشان داد كه مشكل دوستان آنطرفي، نگراني قطعي آنها از سـرنـوشـت انتخاباتي كانديداي مورد علاقه ايشان ميباشد و گويي دسـتـرسـي بـه آمـار و اطلاعات قطعي - اما مخفينــگـه داشته شده - آنها را مطمئن ساخته است كه «اگر كانديداهاي اصلاحطلب، در عرصه حاضر باشند خروجي صندوقهاي راي، مفهومي نخواهد داشت جز باطل شدن بسياري از ادعاها در خصوص محبوبيت روز افزون رئيس جمهور فعلي»....
رسالت
«اشكوب بر مفاصل معيوب»عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد حسين ملايري است كه در آن ميخوانيد:
-1 آقاي سعيد حجاريان در بدايت تازهترين شماره ماهنامه حزب مشاركت، مقالهاي تحت عنوان «انقلاب اسلامي ايران؛ آخرين انقلاب كلاسيك يا اولين انقلاب نرم» نگاشته و پس از صغري و كبري كردنها، نهايتا به اين نتيجه رسيدهاند كه: «انقلاب اسلامي ايران، يك پا! در انقلابهاي كلاسيك دارد و يك پا در انقلابهاي رنگي!»
-2 از خداوند پنهان نيست از دكتر سعيد حجاريان هم پنهان نباشد وقتي مقاله را خواندم با خود انديشيدم با اين رويكرد نام گرايانه (Nominalastic) كه به تازگي اختيار كرده، دير نيست كه پس فردا، شاهد مقايسه انقلاب اسلامي ايران و انقلاب سفيد شاه هم باشيم و تازه معلوممان شود كه انقلاب ايران، يك پا هم در انقلاب سفيد داشته و ما از آن بيخبر بودهايم....
سرمايه
«جشن خودکفايي سيمان و سوگ سرمايه گذاران زيان ديده» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم عليرضا عسگري ماراني است كه در آن ميخوانيد:
چند روز پيش مراسم جشن پرطمطراق خودکفايي سيمان برگزار شد. سيمان ساروج کنگان نيز همزمان با اين مراسم با سرمايه گذاري 220 ميليارد تومان افتتاح و ظرفيت سيمان يادشده 4000 تن توليد در روز است. با فاصله دو، سه روزه در روز چهارشنبه هفته گذشته نماد سيمان صوفيان در بورس باز شد و قيمت آن که حدود 130 تا 140 ميليارد تومان بود به 80 ميليارد تومان کاهش يافت....
دنياي اقتصاد
«استقبال از هشدار رهبر فرزانه» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمد شريعتمداري است كه در ان ميخوانيد:
پرداخت يارانه گندم و آرد که مالا به مداخله مستقيم دولت در قيمت نان ميانجامد، از پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و بعد از انفجار قيمت نفت در اواخر دهه چهل و اوايل دهه پنجاه، شروع و روند رو به رشدي را آغاز کرد.
در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي خصوصا با بروز جنگ تحميلي و به منظور تثبيت قيمت نان در حدي که گندم و آرد در قيمت تمام شده آن تاثير داشت، به عنوان يک سياست پايدار ادامه يافت و نقش قابل ملاحظهاي را در دوران جنگ در تامين امنيت غذايي ايفا کرد و کمکم اين سياست جزیي از اقتصاد ايران شد... .
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


