خودروسازان و جاي خالي خلاقيت
رحيم محمدی درويشوند، يكي از بينندگان «تابناك» در پيامي آورده است: حتما همه ما پيکانهاي مدل 47 را به ياد داريم و کمابيش براي يک بار هم كه شده سوار آن شدهايم و حتما آخرين مدل پيکان را نيز به خاطر آورده و سوار آن شدهايم. با مرور طرح اين خودروها، چند تغيير ظاهري در طراحي داخلي و بدنه آخرين مدل در مقايسه با اسلافش خواهيم گفت كه شايد در خوشبينانهترين حالت، به بيست مورد هم نرسد.
در تقسيم اين تعداد تغيير به عمر پيکان در ايران، ميبينيم که جاي يک چيز خالي است و آن، مهندسي طراحي و يا خلاقيت در طراحي است؛ دستگيره شيشه در پيکان سال 84، دقيقاً هماني بود که پيکان 54 و پيش از آن بوده و دستگيره دربازکن هم با همان طرح و همان رنگ و همان قيافه كه همه عمر پيکان آن را همراهي کرده است. تغييرات در رنگ داشبرد را هم به آن اضافه کنيد و چندين مورد ديگر که آوردنشان لازم نيست، چون خواننده خود تا آخر قضيه را حدس خواهد زد.
منظور اين بحث، تغييراتي نيست که به خاطر تکنولوژي آن و يا موارد ديگر، قدري مشکل است؛ مانند تغييرات در موتور و يا دنده اتوماتيک کردن و... بلکه بحث بر سر چيزهاي سادهاي است مانند رنگ يا شکل قطعه ساده در طراحي داخلي و يا بيروني اتومبيل که با همين تکنولوژي که قطعههاي حاضر را ميزنيم نير قابل اجراست و تنها نياز به اندکي خلاقيت و حس زيباييشناسي و فهميدن هارموني (هماهنگي) دارد؛ براي مثال، برقي بودن شيشههاي پرايد، يکي از محاسن آن است، امّا طرح دکمه مورد استفاده آن، بسيار مبتديانه و اهرمي است که در مقايسه با ديگر اتومبيلها، حتي اتومبيلهاي وطني مانند سمند و آر.دي، به اين نتيجه خواهيد رسيد.
حال پرسش اين است که آيا تغيير اين قطعه و استفاده از مشابه آن در ديگر اتومبيلها براي پرايد ناممکن است؟ آيا اين تغيير آنقدر به هزينه تمام شده اضافه ميکند که مقرون به صرفه نيست؟ و آيا يک نفر خلاق در بين طراحان اين اتومبيل پيدا نميشود که نياز به اين تغيير را ببيند؟ و يا مواردي مانند هماهنگي رنگ سپر با رنگ بدنه كه تمام سپرها بدون در نظر گرفتن رنگ بدنه خودرو مشکي است، در صورتي که اگر به اتومبيلهاي خارجي نگاه کنيم، اين دو هماهنگي در رنگ دارند و اين در حالي است كه انجام اين کار، هيچ هزينهاي نميخواهد و تنها خلاقيت ميخواهد!).
و يا هماهنگي رنگ تزيينات داخلي با رنگ خودرو، با کمي مرور در ذهنمان، ميبينيم که رنگ تزيينات داخلي همه خودروهاي پرايد، جداي از رنگ بدنه، يکرنگ است، در حالي که در ديگر اتومبيلهاي خارجي، اين به تناسب رنگ بدنه در تغيير است.
حال اين که چرا اينگونه است و چرا شاهد اين تغييرات که هزينهبر نيست و به قيمت خودرو آنچنان اضافه نخواهد، نيستيم، دلايل متعددي دارد که مهمترين آنها جاي خالي خلاقيت و مهندسان طراح خلاق و به روزي است که خود نياز به هماهنگي در رنگ و خلاقيت را در زندگي شخصي و حتي لباس پوشيدنشان حس کرده و در زندگي شخصي نيز به کار ميبندند.
رشته "طراحی صنعتی" که بیش از 20 سال سابقه در نظام آموزشی کشور ما و قریب به 60 سال سابقه در کشورهای اروپایی و آمریکایی دارد، بر اساس تطبیق خواسته های مصرف کنندگان با قابلیتهای تولید کنندگان و اصلاح فرم، عملکرد و روشهای تولید محصولات انبوه صنعتی و در یک کلام برای ایجاد هماهنگی بین هنر و صنعت، برای اولین بار در ایالت وایمار آلمان در مدزسه ای به نام باهاوس تاسیس شد.
در کنار این رشته ، رشته قدیمی تری به نام معماری ، از شاخص ترین رشته های این مدرسه می باشند.
طراحی صنعتی ، ضروری ترین رشته برای ایجاد جذابیت سرمایه گذاری برای تولید کننده و جذابیت خرید برای مصرف کننده کالاهای تولید شده در کارخانه ها و به شکل انبوه است .
در سالهای اخیر در دانشگاههای ، هنر،تهران،الزهرا،علم وصنعت،آزاد اسلامی و تبریز این رشته تدریس شده و سطح تدریس در داخل تا کارشناسی ارشد ادامه یافته و چندین نفر هم برای سطوح بالاتر به خارج از کشور اعزام شده اند.
با یک حساب سرانگشتی می توان دریافت که سالانه بیش از 160 نفر فارغ التحصیل به فارغ التحصیلان سالهای قبل که بالغ بر صدها نفر می شوند اضافه می شوند.
تمامی صنایع تولیدی و مونتاژ کشور، به نوعی نیاز شدید و اساسی به فارغ التحصیلان این رشته دارند . این در حالی است که شاید کمتر از 10 درصد فارغ النحصیلان طراحی صنعتی در رشته شغلی مربوط به خود شاغلند و مابقی به کارهایی نظیر گرافیک دستی و رایانه ای ، نقشه کشی ، کارمنتد ساده و ... روی آورده اند.
علت امر در اصل باز می گردد به اینکه وزارت صنایع و یا سازمانهای ذیربط هیچگونه علاقه و یا اشرافی به موضوع اجباری کردن تبعیت تولید کنندگان محصولات صنعتی از مهندسان طراح نداشته و به تبع آن تولید کنندگان نیز میلی به ایجاد دردسر برای اصلاح فرم و عملکرد محصولات تولیدی خود برای جلب رضایت مشتریان ندارند.
در حالی که نظام مهندسی ساختمان، سالیان سال است که در کشور ما اجباری شده و بعضا معماران گرانقدر فقط به امضای نقشه و دریافت مبلغی قابل توجه بسنده کرده و اهمیتی به اصل موضوع نمی دهند.
بخشی از این مشکل به تصدی مسئولیت تدوین واحدهای درسی و قانونگذاری مربوط به رشته طراحی صنعتی توسط مهندسان معمار بر می گردد که بعضا با کم لطفی ایشان در سایه ناآگاهی و مظلومیت قرار می گیرد.
حال سوال این است که اگر لازم است این رشته تدریس شود، چرا فارغ اتحصیلان آن شناسایی ، سازماندهی و بکار گرفته نمی شوند؟
و اگر نیازی به تدریس این رشته نیست ، چرا پول بی زبان بیت المال صرف آموزش در داخل و خارج از کشور برای عده ای می شود که نیازی به ایشان نیست ؟
فراموش نکنید که :
1- علت عدم مقبولیت و خطر آفرین بودن کالاهای بلوک شرق و از جمله شوروی سابق در میان مصرف کنندگان سراسر جهان، نبود جایگاه طرحی صنعتی در آن کشورهاست .
2- مشکلاتی نظیر مطالب به حقی که نویسنده مطلب به آن اشاره کرده اند، به راحتی توسط دانشجویان سال دوم طراحی صنعتی قابل حل است .
این گونه مسائل ، صدها بار در طی دوره آموزشی توسط دانشجویان بررسی و موشکافی و حل و فصل می شود. غافل از اینکه هیچگونه جایگاهی برای ایشان در صنعت کشور موجود نبوده و آینده غمباری برایشان در زندگی حرفه ای رقم خواهد خورد ، مگر اینکه از طریق ارتباطات "ویژه" دستشان به جایی بند شود.
فارغ التحصیل کارشناسی ارشد و مدرس سابق دانشگاه هنر
1) اولا اجازه دهيد خاطرنشان كنم كه اينكه مثلا همرنگ كردن قطعات پليمري با بدنه هزينه اي در برندارد و صرفا به يك فكر خلاق نياز دارد بايد عرض كنم اينگونه نيست و اتفاقا هزينه بري بالايي دارد زيرا اولا چون اين قطعات پليمري هستند سيستم رنگ آميزي آنها نيز پروسه خاص خود را دارد بعلاوه اينكه درصد ضايعات آن نيز بالاست و اينگونه نيست كه خودرو و سپر و ... را به يكباره در كوره رنگ فرو برده و در آوريم. ثانيا اين سيستم معمولا در شركتهاي خودروسازي موجود نبوده و اين قطعات بايد بصورت مجموعه سازي به شركتهاي خاص اين كار ارسال و پس از رنگ آميزي جهت مونتاژ به خط توليد منتقل شود كه اين پروسه هزينه بري بالايي دارد.
2) اين مسئله نيازي به خلاقيت ندارد زيرا خلاقيت آن قبلا اعمال شده. و در برخي موارد بدلايل استراتژيك از اين خلاقيتها صرفنظر مي شود. مثلا خودرو ريو در ورژن اصلي سازنده با سپرها، آينه ها وساير قطعات تزييني همرنگ به اضافه يكسري قطعات تزييني اضافه مثل زه بدنه و ... ارايه مي شود كه همه اين موارد در انتقال اين محصول به ايران بمنظور كاهش هزينه تمام شده و كاهش قيمت خودرو به ناچار حذف شده است.
3) موضوع ديگري كه بايد متذكر شوم اينكه سواي اين افزايش قيمت مقطعي كه ظرف اين چند ماهه بازار خودرو به خود ديد، بنده قصد دفاع از افزايش قيمت ندارم، اما شما بفرماييد كه ظرف اين چند سال قيمت هر كالايي را كه خودتان در ذهن داريد چند برابر شده و قيمت پايه پرايد ثابت نگه داشته شده است. دقت بفرماييد گنگه داشته شده است" آيا بنظر شما امكانپذير است چطور مي توان به قطعه ساز فشار وارد كرد در شرايطي كه همه قيمتها حتي مواد اوليه كه از خارج تامين مي شود چندين برابر شده، قيمت قطعه ثابت بماند. بله تنها راهكار آن كاستن از كيفيت و خفه كردن خلاقيت مد نظر و خواست شما و بنده و ديگران است. زيرا همه ما مي دانيم تثبيت منطقي قيمتها بسته به ثبات اقتصادي، تورم و ساير عوامل تاثير گذار است.
4 ) اما در نتيجه گيري عرايضم بايد عرض كنم ما هم با نظر شما موافقيم و اميدواريم روزهاي خوش آينده ايران عزيز را شاهد باشيم.
با تشكر.
بنده کارشناس یکی از شرکتهای خودروسازی هستم. باید عرض کنم دقیقا حق با تویسنده محترم مقاله است. هیچ گونه خلاقیتی در تولید این خودروها به کار نرفته است و اینگونه نیست که هر تغییری ولو تغیر رنگ هزینه بالایی داشته باشد. البته این را باید عرض کنم در بسیاری از موارد این پیشنهاد ها توسط خود کارکنان شرکت داده می شود اما مدیران میانی و ارشد ترجیح می دهند این چند صباحی که در پست مدیریت هستند بدون بحران و مشکل سپری شود.






