صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

جدال فيفا با سرمايه گذاران خارجي

کد خبر: ۴۳۳۵۶
| |
1867 بازدید

همواره در بخش مالي اين مشکل وجود داشته که آيا حقيقتاً اين مردم هستند که با گرداندن بازي در مسائلي از قبيل مالکيت يا بدهي سهيم مي شوند يا خير؟ پرداختن به اين بحث هر چقدر دير باشد بهتر از اين است که براي هميشه فراموش شود.

به نوشته اعتماد، سپ بلاتر رئيس فيفا گرفته تا ميشل پلاتيني رئيس يوفا به ما هشدار دادند که ميزان بدهي ها و معاملات گردش مالي بسياري از باشگاه ها از حد انتظار فراتر رفته است.

کار به آنجا کشيده که شايد يوفا با مداخله خود از حضور باشگاه هايي با قرض هاي سنگين در رقابت هايي مثل ليگ قهرمانان يا جام يوفا جلوگيري کند. مشکلي که در لابه لاي پيغام آنها وجود دارد اين است؛ بخش هاي هوشمندانه و قابل باور با اندکي عوام فريبي، آشوب طلبي و به عقيده من نوعي مبارزه طلبي آميخته شده است.

حتي در اين بين شايد بتوان رگه هايي از بيگانه ترسي را هم درک کرد. بگذاريد از قسمت احمقانه ماجرا شروع کنيم. روز دوشنبه بلاتر درباره مالکان خارجي ليگ برتر زخم زبان مي زند. روز چهارشنبه پلاتيني همان بحث را با گفتن اينکه «اگر شما فردي ثروتمند در قطر هستيد، پس بايد در همان قطر سرمايه گذاري کنيد، نه در باشگاه هاي خارجي» ادامه مي دهد. اين صحبت ها بيش از آنکه سودمند باشد، مضر هستند زيرا باعث مي شوند به جاي آنکه به مسائل و مشکلات واقعي توجه کنيم به حواشي بپردازيم.

دليل نمي شود به صرف خارجي بودن يک شخص او را مالک بدي بدانيم همان طور که بومي بودن يک مالک، ملاک خوب بودن او نيست. در اقتصاد جهاني مردم آزادند هر کجا دوست دارند سرمايه گذاري کنند. ممنوعيت مالکيت خارجي يا حتي خرده گرفتن به آن به هيچ عنوان صحيح و عادلانه نيست.

اين کار به منزله زير پا گذاشتن اصول سرمايه داري است. از طرفي ديگر هشدار آنها در مورد بدهي باشگاه هاي بزرگ بايد به دقت مورد توجه قرار گيرد، البته در اينجا هم لازم است تمايزاتي قائل شويم. بدهي بالاي 170 ميليون دلاري چلسي تماماً به رومن آبراموويچ مربوط مي شود که صاحب باشگاه هم است.

اين قضيه درست مثل اين است که شما به خودتان مقروض باشيد و مشکل بتوان آن را بدهي ناميد و اما بدهي آرسنال که حدود 550 ميليون دلار است بيشتر به ساخت ورزشگاه جديد مربوط مي شود که البته قابل ارزيابي هم بود. در اين مورد مي توان گفت با موردي شبيه رهن طرف هستيم تا بدهي که اين هم موضوع پيچيده يي نيست.

معضل اصلي، بدهي باشگاه هايي مثل منچستريونايتد و ليورپول است. دليل بالا آمدن چنين رقم هايي وجود افرادي است که براي تصاحب باشگاه و سر زبان انداختن نام خودشان وام هاي سنگين گرفته اند و بعد پرداخت آن را به باشگاه يا بعضاً به شرکتي که ارتباط نزديکي با باشگاه دارد، واگذار کرده اند.

در نظر بگيريد بدهي 3/1 ميليارد دلاري منچستر چيزي حدود سه برابر درآمد سالانه باشگاه است. اين وام براي خريد چيز باارزش و مفيدي هزينه نشده (مثل ساختن استاديوم يا خريد بازيکنان بزرگ)؛ چه در آن صورت بايد رقمي پايين تر از اين مي بود، پس معلوم مي شود مالکوم گليزر و خانواده اش بدون اينکه لازم باشد از جيب خود هزينه زيادي صرف کنند، باشگاه را خريده اند.

در نتيجه يونايتد بايد تنها براي کارمزد اين وام سالي 60 ميليون دلار بپردازد. تا زماني که باشگاه سودده باشد (مثل سال گذشته که قهرمان ليگ برتر و ليگ قهرمانان شد) مشکلي وجود ندارد اما اگر همه چيز درست پيش نرود چه خواهد شد؟ تصور کنيد يونايتد اين فصل چهارم شود و فصل بعد در مرحله مقدماتي ليگ قهرمانان با آث ميلان يا بارسلونا هم گروه شود و حتي نتواند به دور بعد برسد که اين موجب مي شود حداقل 50 ميليون دلار از سود سهام باشگاه کاسته شود. آيا آن زمان يونايتد قادر است پول لازم براي پرداخت وامش را فراهم کند؟ شايد حتي گليزر بخشي را از سرمايه شخصي اش هزينه کند (چيزي که او از انجامش نفرت دارد) يا باشگاه چند بازيکن را بفروشد.

اين مي تواند به همان دور تسلسل باطل منجر شود. در اصل يک سيستم مجوزدهي سختگيرانه تر نسبت به آنچه امروز مطرح مي شود، ايده خيلي خوبي است، به خصوص اگر شما باور داشته باشيد ماهيت باشگاه ها چيزي فراي شرکت هاي پولسازي است که مي توان به راحتي آن را خريد و فروش کرد و البته نبايد باعث شود ريسک ورشکستگي را اين وسط کمرنگ جلوه داد (که خودش مي تواند هدف بزرگي باشد؛ براي اين مالکان باشگاه ها فقط جايي براي سرمايه گذاري هستند در حالي که براي هواداران مسائل مهم تري مطرح است) و يک نکته ديگر طبقه بندي بازيکنان داخل زمين است زيرا بسياري از اين بدهي هاي مهلک به خاطر جذب بهترين هاي دنياي فوتبال به بدنه باشگاه ها تحميل مي شود.

لاتزيو پس از آنکه با ريخت و پاش زياد مطرح ترين هاي آن زمان را جذب کرد، در فصل 2000 - 1999 قهرمان ايتاليا شد اما چند سال بعد ورشکستگي به اين تيم مجال نداد. آيا اين عادلانه است که اجازه دهيم باشگاه چنين بلايي سر خودش بياورد؟

شايد بگوييد ورشکستگي به نوعي تنبيه اشتباهشان بوده اما در اين بين تقصير بازيکنان و تيمي که طبق قوانين به ميدان رفته، چه مي شود؟ آينده مبهمي که در انتظارشان است، چه مي شود؟ اميدوارم يوفا در مورد سيستم مجوزدهي اش جدي عمل کند و باشگاه هايي که مي خواهند در رقابت هاي مهم شرکت کنند، حتماً حاميان مالي مطمئني داشته باشند.

البته منظورم کنار گذاشتن شبانه منچستريونايتد نيست بلکه خواهان کاهش بدهي هاي باشگاه ها به صورت سالانه هستم تا در آينده هيچ کس به خود جرات ندهد کاري را انجام دهد که گليزر با منچستر کرد.

نه به اين خاطر که عمل گليزر غيرقانوني بوده (که نبوده، البته مي توان روي اخلاقي بودن ماجرا بحث کرد) بلکه به اين دليل که آينده خطرناکي در انتظار باشگاه ها و بازي هايشان نباشد. تنها راه يوفا ايجاد سيستم مجوزدهي موثر است، به اين صورت که اگر باشگاه امتياز شفاف سازي مالي لازم را کسب کرد و همه دانستند به طور دقيق هر تيم چقدر درآمد و هزينه دارد، آن وقت بتواند در رقابت ها حضور داشته باشد. پس لازم است استانداردهاي واحدي را براي تمام قاره ابداع کند.

پذيرفتن اينکه در ايتاليا و اسپانيا همچنان بازيکنان را به عنوان اموال باارزش باشگاه به حساب مي آورند، غيرمنطقي است. حالا پولشويي و تقلب در قراردادها را کنار بگذاريد. بايد روي اسناد شفاف و ديدگاه مالي قابل قبول تمرکز کرد. همه ما مبارزه طلبي يوفا را در اينجا تحسين مي کنيم، اين طور نيست؟

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟