عابدينى: قطبى فقط هنرپيشه خوبى بود
امير عابدينى مديرعامل باشگاه داماش گيلان اصلاً از شرايط حال حاضر فوتبال ايران راضى نيست.
به نوشته ابرار، اما به هر صورت با شرايط كنار آمده و به هيچ وجه هم قصد ندارد از راهى كه انتخاب كرده كنار برود.
• اوضاع داماش را چطور ارزيابى مى كنيد؟
- بعد از اين ۳ بازى خيلى حرف داريم كه بزنيم، راجع به داماش، رشت، كمك ها، مديريت ها، هدايت ها، فدراسيون و برگزارى مسابقات خيلى حرف ها داريم اما به هر حال چيزى كه هست در برنامه ما تغييرى ايجاد نمى شود.
• يعنى اگر در ليگ برتر هم نباشيد كارتان را ادامه مى دهيد؟
- ليگ برتر هويت خاص خودش را دارد اما اگر خداى ناكرده سقوط هم كنيم سازمان و برنامه ما به هم نمى خورد. از روز اول كه تيم را تحويل گرفتيم فكر مى كرديم كه كار سختى داريم. الان هم خيلى هنر كرده ايم كه بيش از ۲ برابر آن زمان كه ما نبوديم امتياز گرفته ايم اما كسى اين چيزها را نمى بيند. يك سرى ها دنبال اين هستند كه ببينند ما ابقا مى شويم يا نه، خيلى ها دنبال اين بودند كه بگويند مديريت ما تمام شده است اما براساس آمار و ارقام كار ما كارستان بوده و براى تيم ته جدول بهتر از اين نمى شد كار كرد.
• فكر مى كنيد در ۳ بازى پايانى ليگ چه نتايجى بگيريد؟
- مهم اين است كه ديگران هم ۳ بازى دارند و امتيازگيرى ما به امتيازگيرى ديگران هم ربط دارد. سايپا ۶ امتياز به ۲ رقيب ما مى دهد و توجيه آقاى مايلى كهن هم در برنامه ۹۰ اين است كه كار ما تمام شده و براى سال آينده برنامه ريزى مى كنيم. اين معنى و مفهوم دارد. مگر مى شود بروى و به سادگى ببازى و پرستيژ تيمى و شخصيت بازيكنان از دست برود كه جوانان تيم براى فصل بعد بازى كنند. كارى به اين مسائل ندارم اما اينها كليشه اى است و در داد و ستدهاى معنوى يك كارهايى مى كنند. مايلى كهن آدم سالمى است و اهل داد و ستد مالى نيست.
• در مورد تيم ملى صحبت كنيم. در رابطه با كنار گذاشتن على دايى چه صحبتى داريد؟
- آنهايى كه دايى را از اول گذاشتند بايد خودشان را بررسى كنند. آنها به ۲ دليل دايى را گذاشتند. اول اينكه دايى كارنامه خوبى در مربيگرى داشته و دوم اينكه پرستيژ بالايى در سطح بين المللى دارد اگر برنامه ريزى را بفهميم، اگر فوتبال را بفهميم بايد مى دانستيم كه فوتبال شكست هم دارد. مى گوييم ما پتانسيل بالايى داشتيم پس مربى ضعيف است كه نتيجه نگرفتيم اين يعنى كار كارشناسى، آقاى مايلى كهن مى گويد ما فقط سربينى مان را مى بينيم يعنى اگر باختيم مرا عوض نكنيد چون جام ملت ها و جام جهانى بعدى هم هست. اگر اين طورى است كه دايى هم بود پس چرا او را عوض كردند.
• حضور مايلى كهن را در رأس هدايت تيم ملى را چطور مى بينيد؟
- مايلى كهن خيلى بهتر از قطبى بود. بين ۳ ۴، تا گزينه اى كه بودند بهترين انتخاب بود. قلعه نويى را كه نبايد بياورند چون درگير ليگ و آسيا بود. ياورى هم چون در كميته تيم ملى بود نمى توانست انتخاب شود و فقط مايلى كهن و قطبى مى ماندند. قطبى فقط هنرپيشه خوبى بود. مايلى كهن اصلاً قابل مقايسه با قطبى نبود و خيلى بهتر از او است.
• چقدر شانس صعود به جام جهانى براى تيم ملى متصور هستيد؟
- اگر شانس صعودمان بالا بود كه سرمربى را عوض نمى كرديم. سرمربى تيم ملى را عوض كرديم كه ايجاد شانس كنيم. شانس در فوتبال دخيل هست اما خيلى چيزهاى ديگر هم در فوتبال دخيل هستند. برنامه، تدارك، سازماندهى و كار علمى كردن خيلى مهم است. اگر برنامه ريزى نداشته باشيم خيلى در كارمان تأثير مى گذارد.
• تيم ملى با مايلى كهن به جام جهانى مى رود؟
- بحث مايلى كهن نيست. سرمربى يك آيتم است اما شرايط مطلوب بازيكنان، تداركات، تغذيه، زمين خوب، روانشناسى، بازيكنان و شناخت حريف خيلى مهم است. بالاخره كار، كار سنگينى است. نظر من اين است كه كار بسيار سنگينى است اما نشدنى نيست.


