خانه تکاني شب سال نو ميلادي؟؛ از وبلاگستان
خانم معصومه ابتکار در وبلاگ خود نوشته است: ظاهرا رسم خانه تکاني آخر سال، مختص ما ايرونيها نيست و آمريکاييها هم در اين روزهاي پايان سال ميلادي مراسم مشابهي در نيويورک به راه انداخته و نام آن را روز دور ريختنها يا riddance day گذاشتهاند. براي اين کار هم يک دستگاه بزرگ کاغد خرد کن در يکي از ميادين شهر نيويورک قرار داده شده تا هر کس بخواهد خاطرات بد سال 2007 را فراموش کند، آن را به داخل خرد کن بيندازد.
يکي ميگفت کارنامه نمرات بدم را اينجا انداختم. ديگري با خنده، برگه جريمههاي پرداخت شدهاش را نشان ميداد و آنها را به داخل خردکن ميانداخت و يکي ديگر، ليست قرض و قولهها و مشکلات مالياش را با خوشحالي براي انداختن داخل خردکن آماده ميکرد و گويي در مچاله کردن اين ليست از طلبکارها انتقام ميگرفت. يکي هم با حسي آکنده از اعتماد به نفس و غبغبي برآمده و صدايي به عمد کمي تا قسمتي کلفت شده ميگفت: بله، اين کار باعث ثبات فکري و رواني انسان ميشود و ... خلاصه همه مصمم بودند تا خاطرات تلخ و آزار دهنده سال 2007 را فراموش و با خاطراتي شيرين و خوش، سال جديد را آغاز کنند.
البته اين شب سال نو ميلادي به اينوريها هم سرايت کرده و نميدانم چرا بعضيها را دچار احساس نوروزي کرده است. به گونهاي که عزم را جزم کرده و خاطرات آزار دهنده گذشته را با اعلام انحلال به دور ريختند. خب، منحل کردن سازمانها و مؤسسات هم نوعي دور ريختن است، مگر نه؟ تازه، سال نو هم، سال نوست ديگر. ميخواهد هجري شمسي باشد يا ميلادي. خاطرات آزار دهنده هم دور ريختني است؛ ميخواهد مؤسسه گفتوگوي تمدنها باشد يا کارنامه اشتباهات و نمرات بد.
در هر حال، اين کار واقعا ميتواند به ثبات رواني منجر شود و موضوعات آزاردهندهاي را مثل گفتوگوي تمدنها همان بهتر که به داخل دستگاه خردکن بريزند تا سال نو از اين الفاظ خبيثه دهشتناک در امان باشد! اين لفظ آزار دهنده، اما من را به ياد نحوه شکلگيري مرکز ملي مطالعات جهاني شدن و طرح پيشنهاد آن در يکي از نشستهاي دولت هشتم انداخت که با حمايت آقاي خاتمي و عنايت خاص ايشان نسبت به دکتر نهاونديان انجام گرفت.
حالا ديگر خبري از قالب دولتي مؤسسه گفتوگوي تمدنها نيست؛ چيزي که با توجه به شرايط موجود پيشبيني ميشد. به خاطر همين هم از حدود دو سال پيش، نظريه پردازش آن را به صورت مؤسسهاي غيردولتي با نام مرکز بينالمللي گفتوگوي تمدنها و فرهنگها ايجاد کرد که من هم افتخار عضويت در هيات امناي آن را دارم. اما حتي اگر چنين نشده بود، اين انحلال به اصل و ماهيت موضوع لطمهاي وارد نميساخت، همچنان كه امروز اين مرکز در مسير نظريه مبتکرانه و جهاني گفتوگوي تمدنها، راهي روشن در پيش دارد و مؤسسه وابستهاي به آن نيز در ژنو پا گرفته و فعال است.
جمله معروفي است از ... اين شب سال نويي نميدانم چرا فراموشکار شدهام، هر چه فکر ميکنم نامش را به ياد نميآورم. حتما يکي از انقلابيون بوده است ديگر... شما به نامش چه کار داريد؟ همان را ميگويم که گفته «جسم و جانم را ميتواني منحل کني، نه ببخشيد، نابود کني، ولي انديشهام را هرگز». ملتفت شديد؟


