پرسشی از مسئولان برای سال تحصیلی جدید؛
چرا بخش خصوصی را به کار نگرفته و اوضاع را سامان نمیدهید؟!
وقتی میبینیم فلان روزنامه پر تیراژ برای حذف هزینههای سنگین توزیع سراسری، ترجیح داده که چاپخانهای در برخی مناطق دایر کند، آیا توقع زیادی است که از آموزش و پرورش بخواهیم غول چاپ و نشر کتب درسی را به بخشهای کوچکتر تقسیم کرده و دستکم هزینههای حمل و نقل و توزیع آن را کاهش دهند؟
چگونه میشود مشکلی که در گذشته کمتر بروز میکرد، اکنون فراگیرتر بروز و ظهور یابد؟ آیا این نشان فرسودگی نیست؟به گزارش «تابناک»، هر چه در سالهای اخیر محتواهای کتابهای درسی تغییر کرده و به تناسب آن، حتی تصویرگری این کتابها نیز به روز شده و بهبود یافته، کتابهای جدید به ضعفی مبتلا هستند که آنها را در قیاس با انواع دو دهه پیش هم بیکیفیتتر نشان میدهند.
این ایراد که برای پدرومادر دانش آموزان بسیار شناخته شده است، به صحافی کتابها برمیگردد که اینقدر بیکیفیت است که بیشتر مجبورند از سیمی کردن یا منگنه زدن برای حفظ اوراق کتابهای درسی بهره بگیرند، زیرا کیفیت صحافی اینقدر پایین است که یک بار ورق زدن صفحات این کتابها برای تبدیل شدنشان به مجموعهای از کاغذهای پراکنده کافی به نظر میرسد.
اگر این معضل را به تأخیر طولانی مدتی که چاپ و عرضه کتابهای درسی با آن روبهروست بیفزاییم، درخواهیم یافت که سیستم چاپ و نشر این کتابها اشکال بزرگی دارد؛ اشکالی که اگر جمعیت دانش آموزان را به مانند دهه شصت بیش از امروز تصور کنیم، قطعا میتوانست بحرانآفرینی کند.
هنگامی که به مشکلات بخش دولتی که چاپ و نشر کتابهای درسی را عهده دار است، توجه کرده و میبینیم که حاصل گردآوری امکانات کلان و هزینههای سنگین سالانه در یک سیستم نتوانسته افزایش کیفیت را به همراه آورد، چارهای نمیماند، جز اینکه به فرسودگی سامانه به کار گرفته شده اذعان کرده و برای رفع مشکلات آن چارهای بیندیشیم.
به عبارت بهتر، وقتی میبینیم آموزش و پرورش در سالهای متمادی سامانه چاپ و نشری فراهم آورده که با هزینهای گزاف و بهره گیری از یارانههای ویژه آموزش و پرورش، کتابهای درسی برای کل کشور چاپ کرده و پس از این، در کار بزرگ دیگری، توزیع آن در کل کشور را عهده دار میشود و البته در تمامی این مسیر مشکلاتی به چشم میخورد، برای رفع ایرادات چارهای نمیماند، جز اینکه در ساختار موجود بازنگری کنیم.
با اندکی تدقیق در ماجرا، نخستین نکتهای که به ذهن میرسد، بهره بردن از تجربیات مشابه است؛ وقتی میبینیم فلان روزنامه پر تیراژ برای حذف هزینههای سنگین توزیع سراسری، ترجیح داده که چاپخانهای در برخی مناطق دایر کند، آیا توقع زیادی است که از آموزش و پرورش بخواهیم غول چاپ و نشر کتب درسی را به قسمتهای کوچکتر تقسیم کرده و دست کم هزینههای حمل و نقل و توزیع آن را کاهش دهند؟
البته این پیشنهاد زمانی میتواند تکمیل شود که راهکاری برای رفع مشکلات هم اندیشیده شود که در غیر این صورت، با چند مجموعه پر ایراد چاپ کتابهای درسی مواجه خواهیم بود. بیگمان یکی از بهترین راهکارها برای حذر کردن از تکثیر مشکلات و بهبود کیفیت، بهره گیری از بخش خصوصی است که قانون نیز بر آن تأکید دارد.
با این مدل، اگر تهیه محتوای کتابهای درسی را دولتی بدانیم و حتی برای متحدالشکل کردن کتابها، تیم طراحی کتابها را به بخش نظارتی تجهیز کنیم، آن زمان میتوان چاپ کتابهای درسی را به مزایده یا مناقصه گذاشت و از بخش خصوصی خواست در آن سهیم شوند که در این صورت، مدیریت کار دولتی خواهد ماند و در سایه رقابت بخش خصوصی، قطعا کیفیت کتابها افزایش خواهد یافت.
اگر به این نکات مثبت و کاهش تصدیگری دولت، مزایایی چون افزایش سرعت توزیع را بیفزاییم، شاید از اینکه تا کنون چنین اتفاقی رخ نداده، شگفتزده شویم و حتی به این پرسش بربخوریم که چگونه میتوان از خصوصی سازی سخن گفت و از آن دفاع کرد؛ اما اینقدر بر استفاده از بخش دولتی تأکید داشت که نتیجه کتابهایی میشود که از همان روز نخست برای نگهداری آن باید هزینهای دوچندان کرد و کیفیت آموزش و پرورش را با آن مثال زد؟!
این ایراد که برای پدرومادر دانش آموزان بسیار شناخته شده است، به صحافی کتابها برمیگردد که اینقدر بیکیفیت است که بیشتر مجبورند از سیمی کردن یا منگنه زدن برای حفظ اوراق کتابهای درسی بهره بگیرند، زیرا کیفیت صحافی اینقدر پایین است که یک بار ورق زدن صفحات این کتابها برای تبدیل شدنشان به مجموعهای از کاغذهای پراکنده کافی به نظر میرسد.
اگر این معضل را به تأخیر طولانی مدتی که چاپ و عرضه کتابهای درسی با آن روبهروست بیفزاییم، درخواهیم یافت که سیستم چاپ و نشر این کتابها اشکال بزرگی دارد؛ اشکالی که اگر جمعیت دانش آموزان را به مانند دهه شصت بیش از امروز تصور کنیم، قطعا میتوانست بحرانآفرینی کند.
هنگامی که به مشکلات بخش دولتی که چاپ و نشر کتابهای درسی را عهده دار است، توجه کرده و میبینیم که حاصل گردآوری امکانات کلان و هزینههای سنگین سالانه در یک سیستم نتوانسته افزایش کیفیت را به همراه آورد، چارهای نمیماند، جز اینکه به فرسودگی سامانه به کار گرفته شده اذعان کرده و برای رفع مشکلات آن چارهای بیندیشیم.
با اندکی تدقیق در ماجرا، نخستین نکتهای که به ذهن میرسد، بهره بردن از تجربیات مشابه است؛ وقتی میبینیم فلان روزنامه پر تیراژ برای حذف هزینههای سنگین توزیع سراسری، ترجیح داده که چاپخانهای در برخی مناطق دایر کند، آیا توقع زیادی است که از آموزش و پرورش بخواهیم غول چاپ و نشر کتب درسی را به قسمتهای کوچکتر تقسیم کرده و دست کم هزینههای حمل و نقل و توزیع آن را کاهش دهند؟
البته این پیشنهاد زمانی میتواند تکمیل شود که راهکاری برای رفع مشکلات هم اندیشیده شود که در غیر این صورت، با چند مجموعه پر ایراد چاپ کتابهای درسی مواجه خواهیم بود. بیگمان یکی از بهترین راهکارها برای حذر کردن از تکثیر مشکلات و بهبود کیفیت، بهره گیری از بخش خصوصی است که قانون نیز بر آن تأکید دارد.
با این مدل، اگر تهیه محتوای کتابهای درسی را دولتی بدانیم و حتی برای متحدالشکل کردن کتابها، تیم طراحی کتابها را به بخش نظارتی تجهیز کنیم، آن زمان میتوان چاپ کتابهای درسی را به مزایده یا مناقصه گذاشت و از بخش خصوصی خواست در آن سهیم شوند که در این صورت، مدیریت کار دولتی خواهد ماند و در سایه رقابت بخش خصوصی، قطعا کیفیت کتابها افزایش خواهد یافت.
اگر به این نکات مثبت و کاهش تصدیگری دولت، مزایایی چون افزایش سرعت توزیع را بیفزاییم، شاید از اینکه تا کنون چنین اتفاقی رخ نداده، شگفتزده شویم و حتی به این پرسش بربخوریم که چگونه میتوان از خصوصی سازی سخن گفت و از آن دفاع کرد؛ اما اینقدر بر استفاده از بخش دولتی تأکید داشت که نتیجه کتابهایی میشود که از همان روز نخست برای نگهداری آن باید هزینهای دوچندان کرد و کیفیت آموزش و پرورش را با آن مثال زد؟!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۷
انتشار یافته: ۴
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



