تأكید امام(ره) بر برگزاری سریعتر رفراندوم
روایت صادق طباطبایی از روز جمهوری اسلامی
کد خبر: ۴۱۷۵۶
| | 3838 بازدید
حسين كاوشي
دكتر صادق طباطبایی، كه از مجریان برگزاری رفراندوم بوده است میگوید: «12 روز از پیروزی انقلاب نگذشته بود كه مرحوم حاج احمد آقا خمینی گفتند، امام میگویند رفراندوم باید هرچه زودتر برگزار شود. من با آقای دكتر صدر حاج سید جوادی در وزارت كشور دیدار كردم و پیام امام را به ایشان دادم. وزیر كشور گفت ما الان تشكیلات سالم اداری در كشور نداریم. حتی پاسبانها نه میتوانند با لباس و اونیفورم سابق سركار بروند و نه ابزار بیسیم و ماشین دارند، كلانتریها هم اكثر در روزهای آخر به شدت آسیب دیده است.
در مراكز استانها و شهرها هم استانداران و فرمانداران هنوز مستقر و مسلط به اوضاع نشدهاند. انجام امر امام چند ماهی فرصت نیاز دارد. من مطلب را به احمد آقا طی یك تماس تلفنی اطلاع دادم. كمی بعد ایشان تلفن كرد و گفت امام میفرمایند، اگر كمی بجنبید، این كار انجام میشود. دو روز بعد احمدآقا مجددا زنگ زد و گفت امام میگویند قصه رفراندوم به كجا رسید؟ من گفتم مطلب تازهای ندارم.ایشان گفت امام معتقدند خود شما به وزارت كشور بروید و با تجربه كار سازمانی كه از انجمنهای اسلامی دارید، سامان دادن به این امور را خود بر عهده بگیرد. كمی فكر كردم و گفتم من كه نمیتوانم فردا صبح به دیدار وزیر بروم و بگویم صبح به خیر، آمدهام رفراندوم برگزار كنم. گفت من ترتیب كار را میدهم و مطلب را به امام منتقل كرد. امام با هوش و درایتی كه داشتند متوجه شدند و ظاهرا توسط سید احمد آقا یا كس دیگری به مهندس بازرگان و ایشان هم به آقای صدر حاج سید جوادی ـ وزیر كشور ـ گفتند.
همان شب به قم رفتم و اوضاع نامساعد را كه منظور وزیر كشور بود برای ایشان شرح دادم و ضمنا گفتم آقا، حالا كه دنیا شما و رهبری شما و این انقلاب به این عظمت را پذیرفته و به رسمیت شناخته است، چه نیازی به رفراندوم داریم؟ من مطمئن هستم اگر شما "جمهوری اسلامی" را به عنوان نظام سیاسی كشور اعلام كنید، هم مردم ما و هم دنیا آن را خواهند پذیرفت.
امام: شما الان نمیفهمید
امام: شما الان نمیفهمید
ایشان در جواب گفتند شما الان نمیفهمید. پنجاه سال دیگر خواهند گفت با سوء استفاده از احساسات مردم، نظام مورد نظر خود را بر مردم تحمیل كردند. نه حتما باید رأیگیری شود و دقیقا تعداد مخالف و موافق معین شود. من وقتی از قم برگشتم، منزل خالهام بودم كه آقای صدر تماس گرفت و مرا به وزارت كشور دعوت كرد. من به اتفاق دكتر حسن حبیبی به دیدار ایشان رفتیم و بعد از كمی گفت و گو، معاونت سیاسی و اجتماعی را به من و معاونت اداری و عمران را به ایشان واگذار كرد. از آن تاریخ هر دوی ما در وزارت كشور شروع به كار كردیم.
تقریبا اواسط اسفند 57 بود كه احمد آقا گفت یك سری بیا قم و رفتم و گفت آقا پایش را كرده است توی یك كفش و گفته است كه باید خیلی زود رفراندوم برگزار بشود . برای جمهوری اسلامی. به ایشان گفتم خیلی خوب، اما خیلی زود یعنی چه؟ گفت امام میگوید همین روزهای آینده، گفتم قبلا توضیح دادم كه این كار تشكیلات لازم دارد و نظم میخواهد، فرمانداریها، استانداریها، صندوق، جمعآوری تهیه تعرفه و ارسال، ستاد مركزی و اینها همه به این سرعت نمیشود، گفت كه نمیدانم دیگه آقا اصرار دارد كه این انجام بشود.
من دوباره به قم رفتم و به ایشان گفتم آقا خود شما نظام جمهوری اسلامی را اعلام كردهاید، این كافی است و دنیا هم كه مشروعیت شما را قبول كرده است، این هیچ ایرادی ندارد. ایشان گفتند شما الان را نگاه نكنید، آن چیزی كه در تاریخ میماند، واقعیتهای تاریخی است. شما سعی كنید كه هر چه زودتر دولت این كار را برگزار كند. آن موقع من در هیأت وزیران هیچ نقشی نداشتم و گاهی اوقات در جلسات دولت به درخواست دوستان شركت میكردم.
به ایشان گفتم برگزاری یك چنین كاری خیلی تداركات میخواهد، از وزارت كشور كه باید یك ستادی تشكیل بدهد در شهرستانها و در مراكز استانها، بخشداریها، یك بسیج تشكیلاتی و عمومی باید صورت بگیرد، الان در صورتی كه پاسبانها جرأت نمیكنند با لباس پاسبانی بیرون بیایند و سر چهار راهها بمانند برای نظم عمومی چطوری میخواهید این كار برگزار بشود.
ایشان گفتند نه این كار امكانپذیر است، شما بروید و كار را به سبك انجمن اسلامی در بیاورید. من آمدم تهران و آن شب مطلب را به آقای صدر حاج سید جوادی اطلاع دادم، ایشان گفت شما اولویت كارتان را روی برگزاری رفراندوم بگذارید. گفتم بسیار خوب ولی این بیعتی نباشد برای انجام كار دائم در وزارت كشور چون من الان تهران را هنوز بلد نیستم، چطوری میتوانم معاون سیاسی و اجتماعی وزارت كشور بشوم. به هر حال فایده نكرد و من در آنجا مشغول كار شدم و این دقیقا 14 یا 15 اسفند سال 57 بود.(1)
تشكیل ستاد برگزاری رفراندوم
در عرض كمتر از 3 روز به سبك انجمن اسلامی ما یك ستاد برگزاری رفراندوم در وزارت كشور تشكیل دادیم و به تعداد استانداریها افرادی را از انجمن اسلامی و دوستان دیگر گرد آوردیم. البته تشكیلات ستاد انتخاباتی وزارت كشور كه از زمان گذشته با یك مدیریت كل اداره میشد، خدمات ستادی به ما ارائه میداد و تجربههای تشكیلاتی خود را در اختیار ستاد رفراندوم میگذارد.
قرار شد 3 نفر در مركز بمانند و بقیه به مراكز استانها اعزام بشوند، در آنجا نیز یك ستاد مركزی به تعداد شهرستانها افرادی را با كمك ائمه جمعه كه مورد اعتماد احمد آقا بودند در اختیار گرفتند. در مركز شهرها نیز همینطور به تعداد روستاها و بخشها افراد انتخاب شدند.
تقریبا بیستم اسفند بود كه ستاد رفراندوم كل كشور تشكیل شد. آن موقع تشكیلات كشوری از هم پاشیده بود، استانداریها سر و سامان نداشت. بعضی از استانداران كه به تازگی به محل كار خود اعزام شده بودند، مورد اعتراض اهالی بودند. یك بار در یكی از روزنامهها نوشته بود: "آقای بازرگان آن انقلاب كجا و این انتصابات كجا؟!"
در خیلی موارد تودهایها و نیروهای چپ و عناصر ضد انقلاب در ایجاد بلوا و نارضایتی نقش داشتند. استانداران هنوز مجال زیادی برای تسلط به كار پیدا نكرده بودند، در حوزههای كوچكتر فرمانداری و شهرستانها و بخشداریها نیز به همین شكل بود و سازمان منظمی كه عهدهدار اجرای صحیح و بدون دغدغه رفراندوم بشود، وجود نداشت. با وظیفه سنگینی روبه رو بودیم و چارهای ندیدیم كه یك جلسه مشتركی با روحانیون معتمد امام در مراكز استانها بگذاریم و از آنها تقاضا كنیم كه تسهیلاتی را فراهم كنند. در این زمینه با كمك حاج احمد آقا با روحانیون سرشناس مراكز استانها مانند آقای صدوقی در یزد هماهنگیهایی كردیم. آئیننامه اجرائی رفراندوم تدوین و به دولت و به شورای انقلاب جهت تصویب فرستاده شد.(2)
شورای انقلاب و تصویب قوانین رفراندوم
برنامهریزی و تصویب قوانین مربوط به رفراندوم تعیین شكل حكومت ایران بر عهده شورای انقلاب بود. این رفراندوم، هم به آن دلیل كه رفراندوم شكلگیری نظام بود و هم به سبب آن كه اولین رفراندوم عمومی، پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود، اهمیت فراوانی داشت و به همین دلیل، تصویب قوانین مربوط به آن نیز، دارای اهمیت بسیار بود.
براساس قانون مصوب شورای انقلاب، در هر برگ رأی، حروف رأی موافق (آری) با رنگ سبز و حروف رأی مخالف (نه) با رنگ قرمز چاپ شده بود. بخش بالای این دو قسمت كه حروف آن به رنگ قرمز بود، تعرفه رفراندوم بود و رأی دهندگان، پس از دریافت برگ رفراندوم، نظر خود را به صورت مخفی برای یكی از دو حالت زیر اعلام میكردند:
1- تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی كه قانون آن از تصویب ملت خواهد گذشت. (آری)، با رنگ سبز.
2- تغییر رژیم سابق به جمهوری اسلامی كه قانون آن از تصویب ملت خواهد گذشت. (نه)، با رنگ قرمز.(3)
هم چنین شورای انقلاب دو لایحه قانونی مهم درباره رفراندوم جمهوری اسلامی به تصویب رساند كه به شرح زیر بودند:
1- لایحه قانونی مربوط به لغو مقررات و تشریفات دست و پا گیر موجود در ارتباط با برنامه رفراندوم و تسریع در انجام امور مربوط به آن، مصوب 17/12/1357:
ماده واحده ـ چون مقررات و تشریفات دست و پا گیر موجود، به خصوص مقررات قانون محاسبات عمومی مصوب 15 دی ماه 1349، موجبات بطئی امور تداركاتی برنامه رفراندوم جمهوری اسلامی را فراهم مینماید، لذا به وزارت كشور اجازه داده میشود از محل اعتبار تصویبی، یك صد میلیون ریال هزینههای مربوط به انجام رفراندوم كه برای تهیه لوازم و وسایل و انجام امور چاپی اوراق و دیگر هزینههای مربوط به آن در نظر گرفته شده است، بدون رعایت كلیه تشریفات و مقررات موجود با تشخیص و تصویب وزیر كشور، كلیه مخارج رفراندوم پرداخت و اسناد مربوط را به هزینه قطعی منظور دارد.
چون شرایط انقلابی و ضرورت ایجاد نهادهای سیاسی كشور ایجاب مینمود كه رفراندوم جمهوری اسلامی، هر چه زودتر برگزار گردد تا كشور از حالت بلاتكلیفی خارج شد، نظام جمهوری اسلامی رسمیت و قانونیت بیاید، ماده واحده فوق به تصویب رسید.(4)
2- لایحه قانونی راجع به شرط سنی رأیدهندگان رفراندوم انقلاب اسلامی ایران، مصوب 27/12/1357:
ماده واحده ـ به منظور مشاركت ملت رزمنده در تعیین شكل حكومت ایران، شرط سنی رأی دهندگان در رفراندوم انقلاب اسلامی ایران 16 سال ( متولدین قبل از سال 1342 ) خواهد بود.(5)
مطابق ماده واحده مذكور، سن رأیدهندگان به 16 سال تقلیل پیدا میكرد كه به معنای تحولی در سن رأیدهندگان بود. تدوین كنندگان با كم كردن سن رأی دادن قصد داشتند كه اولا، سن بلوغ اجتماعی و سیاسی را به سن بلوغ جسمانی و فقهی نزدیك سازند. ثانیا، بر تعداد رأی دهندگان بیفزاید. زیاد بودن تعداد رأی دهندگان در همهپرسی جمهوری اسلامی ایران، كه نظامی مردمی و وابسته به مردم است، از لحاظ سیاسی و اعتبار بینالمللی بسیار اهمیت داشت.(6) همچنین بنا به دستورالعمل وزارت كشور كه در تاریخ 6 فروردین 1358 منتشر شد، رأی دهندگان باید ایرانی میبودند و محجوران از دادن رأی محروم بودند. (7)
اظهارنظرها درباره نوع نظام سیاسی ایران
اظهارنظرها درباره نوع نظام سیاسی ایران
پس از مطرح شدن انجام رفراندوم، بر سر نام و عنوان نظام سیاسی ایران كه باید در رفراندوم مورد سؤال قرار گیرد، اختلافاتی بروز كرد. دولت موقت سعی داشت مفهوم "دموكراتیك" را به "جمهوری اسلامی " اضافه كند كه با مخالفت جدی امام و نیروهای انقلابی مواجه گردید. بازرگان در مصاحبهای در تاریخ 4 بهمن 1357 به این مسأله اشاره كرد.
نخستوزیر صراحتا از نظریه جمهوری دموكراتیك اسلامی پشتیبانی كرد و روزنامههای وابسته و نزدیك به گرایش او، به اظهارات وی دامن زدند. مثلا كیهان با تیتر درشت نوشت: «بازرگان: به جمهوری اسلامی، صفت دمكراتیك را باید اضافه كرد.»(8) استدلال بازرگان این بود كه نباید انتخابهای متعدد را از مردم سلب كرد و آنان را تنها بر سر دو راه قرار داد بلكه مفهوم دموكراتیك جنبه عامتری است كه حتی میتوان اسلام و هر نوع نظام حكومتی دیگر را بعدها در آن جا داد.
در راستای سخنان بازرگان، دیگر چهرههای دولت موقت نیز از نظریه دموكراتیك اسلامی دفاع نمودند. احمد صدر حاج سید جوادی، وزیر كشور، نیز گفت اگر بناست ما حكومت دموكراتیك داشته باشیم، چرا این دموكراسی از آغاز رعایت نشود، یعنی از نخستین قدم دوران جدید پس از نظام استبدادی، مردم در انتخابات نوع جمهوری مختار باشند و رفراندوم ما از نظر سندیت و مشروعیت دارای استحكام و قوام قانونی مطلق باشد.
سید جوادی حتی از بازرگان نیز قدم جلوتر گذاشت و به كلی كلمه اسلام را حذف نمود و گفت: «مناسب آن است كه فقط مفهوم جمهوری دمكراتیك باشد تا در تدوین قانون اساسی بتوانیم آن را به هر شكلی در آوریم.»(9)
امام خمینی شدیدا با نظریه دموكراتیك اسلامی به مخالفت برخاستند و آن را نشانی از نفوذ و نماد غربزدگی به حساب آوردند. ایشان فرمودند: فقط "جمهوری اسلامی"، نه یك كلمه زیاد و نه یك كلمه كم.
همچنین در مصاحبهای با حامد الگار به سیاستهای دولت موقت در القا كردن مفهوم دموكراتیك حمله كردند و فرمودند:
«تا توانستند راجع به جمهوری اسلامی مخالفت كردند. مثلا جمهوری باشد، اسلام میخواهیم چه كنیم. جمهوری دمكراتیك باشد، اسلامش نباشد، آخرش كه آن خوب خوبهایشان كه درست و خوب صحبت میكند، میگفت: جمهوری اسلامی دموكراتیك، ملت ما این را قبول نكرده گفتند آنچه ما میفهمیم اسلام را میفهمیم و جمهوری را هم میفهمیم چیست اما *دموكراتیكی كه در طول تاریخ پیراهنش را عوض كرده است هر وقت به یك معنی الان هم این دموكراتیك در غرب یك معنی دارد و در شرق یك معنی دیگر است ... آن دموكراتیك را حتی پهلوی اسلام هم بگذارید ما قبول نداریم، علاوه بر این من این را در یكی از حرفهایم گفتم كه این كه ما قبول نداریم برای این كه این اهانت به اسلام است. شما این را پهلویش میگذارید معنایش این است كه اسلام دموكراتیك و حال آن كه از همه دموكراسیها بالاتر است ... »(10)
«تا توانستند راجع به جمهوری اسلامی مخالفت كردند. مثلا جمهوری باشد، اسلام میخواهیم چه كنیم. جمهوری دمكراتیك باشد، اسلامش نباشد، آخرش كه آن خوب خوبهایشان كه درست و خوب صحبت میكند، میگفت: جمهوری اسلامی دموكراتیك، ملت ما این را قبول نكرده گفتند آنچه ما میفهمیم اسلام را میفهمیم و جمهوری را هم میفهمیم چیست اما *دموكراتیكی كه در طول تاریخ پیراهنش را عوض كرده است هر وقت به یك معنی الان هم این دموكراتیك در غرب یك معنی دارد و در شرق یك معنی دیگر است ... آن دموكراتیك را حتی پهلوی اسلام هم بگذارید ما قبول نداریم، علاوه بر این من این را در یكی از حرفهایم گفتم كه این كه ما قبول نداریم برای این كه این اهانت به اسلام است. شما این را پهلویش میگذارید معنایش این است كه اسلام دموكراتیك و حال آن كه از همه دموكراسیها بالاتر است ... »(10)
امام در پیام دیگری كه در 4 فروردین 1358 پخش گردید، صراحتا اعلام كردند كه شما ملت ایران در انتخاب نوع حكومت آزاد هستید. یعنی میتوانید به هر نظام مورد دلخواه رأی دهید اما خود من به جمهوری اسلامی رأی میدهم.(11)
آیتالله مطهری نیز با اضافه كردن مفهوم دموكراتیك به "جمهوری اسلامی" موافق نبود و در این باره گفت: «... در عبارت جمهوری دموكراتیك اسلامی، كلمه دموكراتیك حشو و زاید است ...»(12)
برگزاری رفراندوم در فروردین 58
دكتر صادق طباطبایی روز 17 اسفند 57 به همراه چند نفر از دستاندركاران ستاد مركزی رفراندوم حضور امام رسیدند. وی درباره این ملاقات میگوید: « روز دهم فروردین 58 به عنوان تاریخ برگزاری رفراندوم تعیین شد. امام تأكید داشتند هر چه سریعتر رفراندوم برگزار شود. وقتی مشكلات را عرض كردم، گفتند شما حركت بكنید، مردم هم مردم نجیبی هستند، كمك خواهند كردند و زیاد نگران تحریكات ضد انقلاب نباشید. در جواب ایشان گفتم گاهی ناهماهنگیها مربوط به روحانیون شهرستانهاست. گفتند هر جا با اشكال مواجد شدید به من اطلاع بدهید.»(13)
بدین ترتیب مقدمات برگزاری رفراندوم فراهم شد و در اولین ساعات روز دهم فروردین رفراندوم با شكوه هر چه تمامتر آغاز شد. حضور مشتاقانه مردم از همان ساعات اولیه نمایان بود. بسیاری از مردم برای نخستین بار در طول عمر خود بود كه در رأیگیری شركت میكردند. از اخبار و گزارشها و تصاویری كه وجود دارد میزان شور و حرارت وصفناپذیر مردم، حتی اقلیتهای مذهبی كاملا پیدا است. روز اول آنچنان تراكم جمعیت زیاد بود كه به برخی مناطق، به خصوص مناطق مرزی تعرفه لازم نرسید و نزدیك غروب امام اجازه داد كه 24 ساعت دیگر مدت رأیگیری تمدید شود.
دكتر طباطبایی در اینباره میگوید: « ما یك پل ارتباطی بین مراكز استانها و شهرهای بزرگ برقرار كردیم و با هواپیما و هلیكوپتر و خیلی جاها با قاطر برگهها را به جاهایی كه نرسیده بود رساندیم. باز هم گزارشهایی میرسید كه گروههای ضد انقلاب چریكهای فدایی خلق و مجاهدین خلق اقداماتی كرده بودند و برگهها را از بین برده بودند.
متأسفانه علیرغم تدابیر امنیتی در گنبد و تركمن صحرا و سقز و سنندج و مهاباد، نگذاشتند رفراندوم برگزار شود. حتی به اتومبیل هیأت حسن نیت و نمایندگان آقای طالقانی هم حمله كردند كه خوشبختانه به آنها آسیبی نرسید. در سنندج اكیپی شامل شش پزشك و سه پرستار كه برای مداوای مجروحین رفته بودند مورد حمله قرار گرفته و كشته شدند.
مأموران وزارت كشور با صندوقهای سیار به بیمارستانها و زندانها هم میرفتند، از نكات جالب این كه امیرعباس هویدا در زندان درخواست كرده بود رأی بدهد كه برگه به او داده شد و او هم رأی آری به جمهوری اسلامی داد.
بلافاصله پس از اتمام ساعات رأیگیری، شمارش آراء آغاز شد. یادم است در حالی كه نتایج آراء را از نقاط مختلف دریافت میكردیم، اطلاع دادند كه چریكهای فدایی یا عدهای مسلح قصد دارند به ستاد انتخابات حمله كنند. عدهای از كاركنان ترسیده بودند، آقای كیارشی ـ معروف به پیراشكی ـ از دوستان انجمن اسلامی شهر آخن هم آن موقع به وزارت كشور برای دیدار با من آمده بود. من گفتم به نظر میرسد جنگ روانی باشد. ولی بالاخره حركت مذبوحانه و بیثمری انجام دادند. علیرغم آن شمارش آراء ادامه یافت.
ساعت 2-1/5 بعد از نیمه شب بود كه نتایج جمعآوری شد. با وجود این كه در برخی از شهرها رأیگیری انجام نشده بود و به برخی نقاط هم برگه رأی نرسیده بود، اما روی برخی اطلاعات، تخمین ما این بود كه 94 درصد واجدین شرایط در رفراندوم شركت كردهاند، البته سرشماری دقیق جمعیتی نداشتیم، اما براساس تعداد تعرفهها و اطلاعات دیگر جمعیتی این درصد را به دست آوردیم كه خوب یك امر بیسابقهای بود ... و 2/98 درصد رأی آری به جمهوری اسلامی دادند ... .
ضمنا 412 یا 413 نفر هم خواهان جمهوری دمكراتیك خلق [بودند] ... »(14)
نتیجه این همهپرسی به این شرح اعلام شد: شركتكنندگان: 20 میلیون و 288 هزار و 21 نفر، آرای مثبت: بیست میلیون و 147 هزار و 55 رأی و آرای منفی: 140 هزار و 966 رأی.(15)
نتیجه این همهپرسی به این شرح اعلام شد: شركتكنندگان: 20 میلیون و 288 هزار و 21 نفر، آرای مثبت: بیست میلیون و 147 هزار و 55 رأی و آرای منفی: 140 هزار و 966 رأی.(15)
امام خمینی نیز در پیامی كه به مناسبت برگزاری رفراندوم صادر كردند، این روز مبارك را روز امامت و روز فتح و ظفر ملت، اعلام كردند و این رفراندوم را بیسابقه خواندند. در این پیام آمده بود:
«*من به ملت بزرگ ایران كه در طول تاریخ شاهنشاهی، كه با استكبار خود آنان را خفیف شمردند و بر آنان كردند آن چه كردند، صمیمانه تبریك میگویم ... صبحگاه 12 فروردین ـ كه روز نخستین حكومت الله است ـ از بزرگترین اعیاد مذهبی و ملی ماست. ملت ما باید این روز را عید بگیرند و زنده نگه دارند. روزی كه كنگرههای قصر 2500 سال حكومت طاغوتی فرو ریخت و سلطه شیطانی برای همیشه رخت بر بست و حكومت مستضعفین كه حكومت خداست به جای آن نشست ... »(16)
پینوشتها:
1- صادق طباطبایی ، خاطرات سیاسی – اجتماعی دكتر صادق طباطبایی ، تهران : چاپ و نشر عروج ، 1387 ، ج سوم ، ص 274-269
2- همان ، ص 275و274
3- روزنامه كیهان ، 7/1/1358
4- مجید سائلی كرده ده ، شورای انقلاب اسلامی ایران ، تهران : مركز اسناد انقلاب اسلامی ، 1384 ، ص 174-173
5- همان .
6- همان ، ص 175و174
7- روزنامه كیهان 17/1/58
8- همان ، 4/11/57
9- خیرالله اسماعیلی ، دولت موقت ، تهران : مركز اسناد انقلاب اسلامی ، 1384 ، ص 110
10- همان ، ص 111
11- همان ، ص 112
12- مرتضی مطهری ، پیرامون انقلاب اسلامی ، تهران : دفتر انتشارات اسلامی ، 1360 ، ص 78
13- صادق طباطبایی ، همان ، ص 275
14- همان ، ص 304-301 و 275
15- بهمن خدایی ، همان ، ص 68
16- صحیفه امام ، ج 6 ، ص 452
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


