صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

ماراتن هسته‌ای و الزامات بازی برد ـ برد

صاحب صادقی
کد خبر: ۴۱۳۷۶۳
| |
5181 بازدید
بمب‌های «دالتون‌ها» در کارتون لوک خوش‌شانس را به یاد آورید. این موقعیت به نحو مطلوبی درگیری با نتیجه مطلق برد و باخت را به تصویر می‌کشد. یکی از طرفین کسب منفعت خود را در تضرر منافع طرف مقابل می‌بیند و دغدغه اصلی‌اش، ‌دست نیافتن حریف به خواسته‌هایشان‌ است. این نگاه بیانگر بازی با حاصل جمع صفر و رهیافت رئالیستی در روابط بین‌الملل است. در نگاه رئالیستی منافع نسبی است. هر بازیگری در تعامل با دیگر بازیگران، بیش از آنکه دغدغه میزان سود خود را داشته باشند، دغدغه آن را دارد که دیگر بازیگران سود بیشتری نبرند. با چنین رویکردی بازی برد ـ  برد معنا ندارد و یک سر هر بازی بین‌المللی برد و سر دیگر آن باخت است.

‌بمب‌های دالتون‌ها از این نظر شباهت تامی به «کارتون نتانیاهو» در صحن مجمع عمومی سازمان ملل دارد. اسرائیل هر گونه پیشرفتی در برنامه هسته‌ای ایران را با تضرر منفعت و امنیت خود تفسیر می‌کند و قائل به این است که توقف ایران در نقطه a از بروز فاجعه علیه خود در نقطه b جلوگیری خواهد کرد و بنابراین، نابودی همه ظرفیت‌های بالقوه و بالفعل برنامه هسته‌ای ایران، تضمین کننده حداکثری امنیت این رژیم خواهد بود.

ایالات متحده آمریکا نیز در گذشته این رهیافت را دنبال کرده ‌و شواهد نشان می‌دهد که راهبرد‌های این کشور در قبال ایران بر مبنای الزامات یک بازی برد ـ باخت تنظیم شده بود. محافظه‌کاران در رویکردهای دیپلماتیک و یا در اعمال تهدید‌های نظامی‌شان، همواره به این رویکرد قائل بودند و از منظر آنان میزان امتیازاتی که آمریکا باید به دست آورد، باید برابر امتیازات از دست رفته ایران باشد.

انجماد در مذاکرات هسته‌ای و افزایش تنش‌ها و تقابل‌ها در جبهه‌های غیر هسته‌ای به نحو آشکاری پسامد‌های این نگاه تنگ‌نظرانه را آشکار ساخت. نه ایالات متحده به دستاورد خاصی در زمینه آنچه «توقف ایران» می‌نامید، دست یافت و نه اسرائیل به خیال خود، امنیت هستی‌شناسانه خود را تقویت کرد. این تنها ایران بود که فارغ از نگرانی در مورد گزینه‌های روی میز و زیر میز به توسعه برنامه هسته‌ای خود پرداخت و در مدت کمی، چرخه سوخت هسته‌ای و تأسیسات پیشرفته غنی‌سازی خود را تکمیل کرد و البته از تحریم‌ها و فشار‌های اقتصادی طرف مقابل دچار برخی ضعف‌ها و چالش‌ها نیز شد.

هرچند شواهد‌ نشان‌‌دهنده این است که در نگاه و رویکرد طرف مقابل تغییراتی پدید آمده است، باید این نکته را در نظر داشت که نگاه عمومی ایالات متحده آمریکا به مسائل جهانی بر اساس پروتکل نانوشته میان سیاستمداران، احزاب و کنگره آمریکا بنا بر‌ بازی با حاصل جمع صفر تنظیم می‌شود؛ این بدان معناست که در چهارچوب مسأله هسته‌ای ایران نیز این نوع نگاه غلبه ماهوی و معنوی دارد.

چنانچه به سخنان و مواضع آمریکایی‌ها در ماه‌های اخیر دقت کنیم، مسأله روشن‌تر می‌شود، زیرا در بیشتر این اعلان مواضع، تأکید بر امتیاز‌گیری از ایران بر ارائه یک پیشنهاد متوازن و منطقی برتری دارد. این رویکرد کما اینکه در گذشته هم دنبال شده است، مطلوبیت چندانی برای هیچ کدام از طرف‌ها نخواهد داشت و بلکه شاید بر پایه منطق رئالیستی به گسترده شدن حوزه بحران بینجامد.

بنابراین، تلاش تیم مذاکراتی ایران برای شکستن انحصار راهبردی بازی برد ـ باخت شاید به عنوان مهم‌ترین حوزه چانه زنی مسأله هسته‌ای به شمار رود. این تلاش در چهارچوب مذاکرات ژنو دنبال شد و طرف ایرانی با تکیه بر این استدلال منطقی که احترام متقابل به خواسته‌ها و توقعات جزء اصلی یک توافق متوازن است، حوزه بازی خود را بر اساس درک نگرانی‌های طرف مقابل، اقدام برای رفع این نگرانی‌ها و همزمان پیگیری خواسته‌های خود بنا نهاد.

اکنون جدال اصلی در فاصله اندک ‌مانده تا پایان ماراتون‌های وین و دستیابی به توافق‌نامه جامع پیرامون محور پایبندی به رویکرد بازی برد ـ برد می‌چرخد. به نظر می‌رسد طرف مقابل از فضای این بازی فاصله گرفته ‌و از روی زمزمه‌های رسانه‌ای و دیپلماتیک می‌شود دریافت که خواسته‌ها و توقعات رنگ و بوی توازن نمی‌دهد. مسأله‌ای که البته ظرافت تیم دیپلماسی را می‌طلبد، چرا که سرنوشت رویدادهای مهم جهانی همواره با چانه زنی رقم خورده است. چانه زنی در فضای یک بازی برد ـ برد تلاش برای به به کرسی نشاندن خواسته‌های حداکثری است و منافاتی هم با بازی با حاصل جمع غیر صفر ندارد.

از این روی الزامات بازی با حاصل جمع غیر صفر، نیازمند رعایت چند نکته از سوی طرفین است؛
 
۱ ـ
‌فرآیند غنی‌‌سازی در برنامه هسته‌ای ایران به منزله جزء حیاتی یک چانه‌زنی پایدار است و توقعات غیر منطقی در این باره پذیرفتنی نیست.
۲ ـ ‌در ادبیات رئال و در صحنه واقعی حق داشتن گریز هسته‌ای مطمئن و ‌تحقق یافتنی برای ایران ضروری است و توافق ‌روی آن در قالب‌های غیر سیاسی باید مد نظر قرار گیرد.
۳ ـ ‌بهره‌مندی از تعداد سانتریفیوژهایی که هم برای مصارف صنعتی و هم تحقیق و توسعه نیاز است فارغ از گمانه زنی‌ها در خصوص تعداد آن، الزامی است. بدیهی است حذف کامل سانتریفیوژهای اضافه بر توافق (هم اکنون فعال) از قدرت چانه زنی درازمدت ما خواهد کاست.
۴ ـ ‌حذف ‌یا تعطیلی تأسیسات هسته‌ای ایران همان گونه که مقامات دیپلماتیک ما اشاره کرده‌اند، کاملا بیرون از فرآیند چانه زنی هستند.
۵ ـ ‌طرح مباحث توان موشکی و دفاعی ایران در چهارچوب مذاکرات هسته‌ای، تهدید امنیت ارضی کشور محسوب شده و نباید مورد توجه قرار گیرد.
۶ ـ ‌توافق فنی برای کنترل و محدودیت عمل نظامی رآکتور اراک بلااشکال است؛ اما تغییر کاربری آن نباید مد نظر باشد.
۷ ـ ‌برنامه نظارتی جامع ‌روی تأسیسات و کارخانه‌ها در چهارچوبی غیر از پروتکل الحاقی هم امکان‌پذیر است. بدیهی است پذیرش نظارت فرا‌تر از پادمان‌های آژانس و در قالب پروتکل الحاقی باید با امتیازگیری متناسب از طرف مقابل صورت گیرد.
۸ ـ ‌هرچند لغو یکباره همه تحریم‌ها، مدنظر و پذیرفته همه نیست، فرآیند لغو تحریم‌ها در برنامه جامع باید مدت محدود و مشخصی داشته و متناسب با نقطه گریز هسته‌ای ما باشد.
۹ ـ ‌ضمانت اجرای ‌باز نگشتن‌ تحریم‌ها با نام بهانه‌های غیر هسته‌ای باید کاملا شفاف و روشن بوده و در متن توافقنامه درج شود. بدیهی است در اینجا نیز طول نقطه گریز هسته‌ای ایران اهمیت پیدا می‌کند.
۱۰ ـ ‌در ‌‌نهایت گام‌های هر یک از طرفین باید کاملا متوازن باشد و به ویژه طرف ایرانی بر اساس قدم‌های طرف مقابل حرکت متناسب را انجام دهد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟