ماجرایی که تأمل در آن پندآموز است؛
کار به آنجا رسیده که مرد اخاذ از رفتن به کلانتری استقبال میکند!
با مراجعه به کلانتری ... (نام کلانتری نزد تابناک محفوظ است) متأسفانه افسر نگهبان حق را به وی داد و رو به ما گفت: «بروید مصالحه کنید» و به این تریب برای من چارهای جز پرداخت 250 هزار تومان پول بی زبان نماند؛ پولی که مجبور شدم نقد بپردازم و برای آن قرض هم بگیرم.
کار به آنجا کشیده که فرد کلاش به سادگی راضی میشود با مال باختگان جر و بحث کرده و پس از به راه انداختن جنجال، با ایشان راهی کالانتری شده و از مأموران قانون یاری بخواهد.به گزارش «تابناک»، از جمله آمارهای نامطلوبی که در سالهای اخیر افزایش یافته و نگرانیهای بسیاری به دنبال داشته، رونق انواع و اقسام کلاهبرداری است؛ نوعی دستدرازی به مال مردم همراه با نیرنگ و دروغ که تشخیص آن در آغاز کار برای بسیاری دشوار است و در بیشتر موارد، مأموران قانون دیرتر از دیگر مردم پی به وجود آن برده و به ماجرا راه مییابند.
همین حقیقت آشکار موجب شده که برخی با طیب خاطر از اوضاع نابسامان جامعه به سود خود بهره برده و با دسترنج دیگران به نان و نوایی برسند. این در حالی است که نهادهای قانونی به قدری اسیر تو در توی شرایط خود هستند که نه تنها نمیتوانند گرهی از مشکلات مردم بگشایند، بلکه گاه ناخواسته به یاری کلاهبرداران شتافته و زمینه زیان دیدن مردم را فراهم میآورند.
از جمله این موارد، داستان اخاذی مردی درشت جثه از خیاطیهای تهران و کرج است که هرچند در قیاس با بسیاری کلاهبرداری رایج در جامعه مطلب قابل عرضی به نظر نمیرسد، به جهاتی نمونه کاملی از این جرم و چرایی تکثیر آن به شیوههای گوناگون است.
خیاطی ساکن کرج که با این مشکل مواجه شده، ماجرا را این گونه شرح میدهد: حوالی ظهر مردی درشت جثه به مغازهام آمد و سراغ لباسش را گرفت. از آنجایی که نه او را دیده بودم و نه لباسی که میگفت را، حدس زدم اشتباه میکند؛ اما مرد عصبانی بود، فریاد میکشید و با بیان اینکه عروسی در پیش دارد، باید به مسافرت برود و بهانههایی مثل این، حاضر به شنیدن حرفهای من نبود.
وی میافزاید: پس از آنکه اینقدر سر و صدا کرد که همسایگان متوجه شدند، با تلفن همراه تماسی گرفت و از فردی که آن سوی خط بود خواست تا به جایی که کت و شلوارش را از آنجا خریدهاند مراجعه کند، ببیند میتواند شلوار جایگزین تهیه کند یا نه و با این تماس کوتاه آمدم و راضی به پرداخت خسارت ۲۰۰ هزار تومانی شدم. البته او معتقد بود که خسارت بیشتر از این است.
تازه پس از پرداخت وجه است که خیاط از چند تن از همکارانش میشنود فریب خورده و مورد اخاذی قرار گرفته تا برایش مسلم شود که رد و بدل نشدن قبض چگونه میتواند بستری برای کلاهبردار فراهم آورد.
البته خیاط دیگری که با این شیوه از او اخاذی شده، بیشتر تلاش داشته تا ته و توی کار را در آورد، چراکه اطمینان داشته لباسی از مرد درشت جثه دریافت نکرده است. او در این باره میگوید: چون میدانستم لباسی از مرد مدعی دریافت نکردهام، زیر بار ادعایش نرفتم اما بعد از یکی دو ساعت زمانی که سر و صدایش را بالا برد و ترسیدم آبروریزی میان در و همسایه به زد و خورد کشیده شده و بیشتر شود، مجبور شدم با ۱۱۰ تماس بگیرم.
وی میگوید: با مراجعه به کلانتری... (نام کلانتری نزد تابناک محفوظ است) متأسفانه افسر نگهبان حق را به وی داد و رو به ما گفت: «بروید مصالحه کنید» و به این تریب برای من چارهای جز پرداخت ۲۵۰ هزار تومان پول بیزبان نماند؛ پولی که مجبور شدم نقد بپردازم و برای آن قرض هم بگیرم، چون فرد کلاهبردار مدعی بود کارت بانکی و مدارکش را گم کرده و تا ساعاتی دیگر باید به فرودگاه رفته و رهسپار شهرستان شود و... .
روایت چند نمونه دیگر از این دست در برخی مناطق کرج و تهران، حکایت از آن دارد که ظاهرا قبض ننوشتن خیاطان بلای مال بسیاری از ایشان شده، ولی جالب اینجاست که تکثیر این روش کلاهبرداری هم نتوانسته موجب زنهار و هشداری به ایشان شده یا تلاشی برای دستگیری کلاهبرداران رقم بزند.
اما ماجرا هنگامی عجیبتر میشود که حکایت یکی دیگر از این خیاطان درباره پیگیری قضایی ماجرا را میشنویم. او که توانسته تقریبا نیمی از شماره پلاک خودروی فرد کلاهبردار را بخواند، در این باره میگوید: چند روز است که دادسراها و دادگاهها را بالا و پایین میروم اما یکجا میگویند «حقوقی» است و دست رد به سینهام میزنند و جای دیگر میگویند «کیفری» است و جوابم میکنند تا در نهایت معلوم نشود که چه باید بکنم؟
بدین ترتیب نه تنها آشکار میشود اطلاع موارد متعددی از یک نوع کلاهبرداری نتوانسته پلیس را هشیار به جلوگیری از تداوم این روند کند، بلکه در دستگاه قضا هم روند بهبود نیافته و چه بسا سردرگمیهای بیشتری مییابد تا در سایه این همه تعلل، کلاشان و کلاهبرداران آسودگی خیال یافته و به سادگی به بسط و توسعه کار خود بیندیشند!
بدین ترتیب میتوان دریافت که چرا کلاهبرداریها افزایش یافته، روش انجامشان متنوع شده و هر روز در قالبی جدید میتوان از آنها شنید و ابراز نگرانی کرد و در کنار همه اینها، دریافت که چرا نمیتوان توقع داشت روزی بساطشان برچیده شده و کلاهبرداریهای خردی از این دست به فراموشی سپرده شوند!
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱۳
در انتظار بررسی: ۲۵۳
انتشار یافته: ۸۱
پاسخ ها
محمد
| ۱۸:۳۸ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
ناشناس
| ۱۹:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
ناشناس
| ۱۹:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
فيروز
| ۲۰:۳۷ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
فقط شما خیاطان نیستید که مورد ازار و باجگیری شده اید
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۸:۲۳ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
ناشناس
| ۱۸:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
ناشناس
| ۱۸:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
3904
| ۱۸:۳۹ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
ناشناس
| ۱۸:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
خیاط باشی
| ۱۸:۵۰ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
نتها کاری که ما در مقایل این کلاهبرداری ها میتونین بکنیم، همیمه:
ایران قهرمانه
خیاطا رو ولشون کن.
محمد
| ۲۱:۱۱ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
فـــــــقـــــط اعـــــــدام ...
ناشناس
| ۲۱:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
ناشناس
| ۲۳:۱۵ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
ناشناس
| ۲۳:۲۰ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۸:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
ناشناس
| ۱۸:۵۱ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
جواد
| ۲۳:۱۲ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
مسعود سعیدی
| ۲۳:۱۳ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۹:۵۳ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۹:۰۱ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
پاسخ ها
ناشناس
| ۱۹:۱۰ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
پاسخ ها
حامد
| ۱۸:۴۷ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
ما خونمونو دزد زده بود رفتیم کلانتری مگیه دزدی پیدا کردی زنگ بزن بیایم.این شد جواب آخه؟
ناشناس
| ۱۸:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
صراف پول ما رو گرفت و حوال نکرد . کار به شکایت کشید و دادگاه و ...
اما جالب اینکه دادگاه حکم به نفع صراف میداد .
نمیدونم واقعا چرا اینجوریه اینجا . دزد میاد خونت میزنی سر دزد رو میشکنی باید دیه سر شکسته دزد رو هم بدی .
آدم میمونه به کی پناه ببره تو این موقعیت ها . دادگاه به جای خمایت از مظلوم به حمایت از ظالم روی آورده .
پاسخ ها
مسعود سعیدی
| ۲۳:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۴/۰۹
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟




