فصل مشترك دايي و كريمي
از روزي كه علي كريمي عصبانيت خود را با وارد كردن ضربهاي به ساك پزشكي كادر فني تيم ملي هنگام تعويض مقابل پرتغال در جام جهاني 2006 آلمان نشان داد تا امروز كه حداقل دو سه بار اينچنين برآشفته شده است، فاصله زيادي نيست؛ تمام اتفاقات حاشيهاي كه جادوگر فوتبال ايران را تحتالشعاع قرار داده است در همين واژه ساده خلاصه ميشود: عصبانيت.
به نوشته جام جم، علي كريمي خيلي زود عصباني ميشود، در همين عصبانيت تصميم ميگيرد و بدتر اينكه درست در لحظه آشفتگي حرف ميزند و مصاحبه ميكند. گاهي حق داشته و گاهي نه، اما آنچه مهم جلوه ميكند اينكه شايد حقايق بعضي اوقات بايد پشت تاريكيها پنهان بمانند تا گذر زمان آنها را عيان كند.
بين علي كريمي و علي دايي، هرچه بوده و گذشته بدون شك ارزشش از تيم ملي بالاتر نيست، حالا براي هر دو نفر چيزي كه مطرح است، فرصت است؛ فرصتي كه اگر تيم ملي به جامجهاني صعود كند براي علي كريمي از دست ميرود و اگر خداي ناكرده تيم ملي از راهيابي به جامجهاني باز بماند براي سرمربي تيم ملي از دست رفته است.
علي كريمي جامجهاني 2006 آلمان را با كارنامهاي نهچندان درخشان به پايان رساند، همه چيز به همان مصدوميت شديد مربوط ميشد، بازيكن آن روزهاي بايرنمونيخ در دوران اوج قرار داشت، در هواي سرد اليانس آرهنامونيخ بشدت مصدوم شد تا شايد تمام آرزوهايي كه براي درخشش در جامجهاني داشت همان جا رنگ ببازد. هرچند پس از هفتهها دوباره به ميدان بازگشت و حتي آماده جامجهاني شد، اما آخرين حرف پزشك معالجش كه گفته بود ممكن است با كوچكترين ضربه دوباره اسير اين آسيبديدگي شود، شايد برايش كابوش شده بود، اين كابوس پيش از جامجهاني گريبانش را گرفت.
ايران در ديدار تداركاتي برابر كرواسي قرار گرفت، آن زمان كريمي از اميدهاي اول تيم برانكو بود، همه منتظر هنرنمايي او بودند، اما شماره 8 تيم ملي در همين بازي و در آستانه جامجهاني دوباره مصدوم شد. اينچنين شد كه عليكريمي در جامجهاني 2006 آلمان برخلاف تمام انتظارات مقابل مكزيك كريمي تكنيكي نبود، مقابل پرتغال يك بازيكن كاملا معمولي بود، برانكو او را از زمين بيرون كشيد تا همان داستان پرحاشيه هنگام تعويض رخ بدهد. علي كريمي عصباني بود، از خودش، از مصدوميت و شايد از كارنامهاي كه در نهايت با محروميت از حضور در برابر آنگولا به حكم برانكوايوانكوويچ از جام جهاني آلمان با خود آورد، به هر حال او كه پيشبيني ميشد حتي از ستارههاي آسيايي جام باشد، چيزي جز حسرت و افسوس همراه خود نداشت و قطعا از خودش راضي نبود.
هر چند در توصيف شخصيت فردي علي كريمي بارها شنيده شده كه هرگز هنگام كسب موفقيتهاي ورزشي از ته دل نميخندد و شادمان نميشود و اغلب متهم به بيتفاوتي و بيانگيزگي ورزشي است اما شكي نيست كه اين حسرت ناكامي در جام جهاني هنوز او را ميآزارد و بدش نميآيد كه با جبران آن در جامجهاني 2010 آفريقا، با خاطرهاي خوش به سوي روزهاي پاياني فوتبالش پيش برود.
از سويي تيم ملي فوتبال هم در شرايط حساسي است، لحظهلحظههاي پيشرو تعيين كننده هستند، شايد علي كريمي همان ستاره پيش از جامجهاني 2006 نباشد، اما همچنان ميتواند رقم زننده يكي از لحظههاي سرنوشتساز باشد.



