محصول مزرعه دايي
تيم ملي ايران در سال 87 بنا به ضرورت و رويكرد سرمربي جوان و تنوعطلب خود دست به نوعي ساختارشكني زد.
به نوشته جام جم، در زماني كه برانكو سرمربي ايران بود، تركيب ثابت تيم ملي در بسياري از ديدارهاي دوستانه و رسمي اين باور را قوت ميبخشيد كه يك مربي خارجي بنا به برداشت حرفهاي و توجه به اصل درخشان كردن كارنامه خود، بيشتر نتيجهگراست تا آيندهنگر.
مربي خارجي، در حيطه و محدوده تاريخ قراردادش عمل ميكند. حال آن كه يك مربي داخلي، براي تداوم و بقاي تيم ملي مملكتاش علاقهمند به تحول در تيم است. قلعهنويي كه در بدترين شرايط تيم ملي را تحويل گرفته بود، موفق به تغييراتي نشد.علي دايي پس از دستيابي به عنوان پرافتخار مربيگري تيم ملي، خود را ملزم به رعايت اصول تازهاي كرد.
دايي كه ميداند فاصله بازيكنان فوتبال ايران، فاصلهاي غيرقابل پر كردن نيست، چشم خود را هم گذاشت و دوستيهاي گذشته را ناديده گرفت تا بتواند، بهترينهاي ليگ را به تيم ملي فرابخواند.
علي دايي، ميداند و ميدانست كه وقتي 80 70 درصد تيم او در خارج بازي ميكنند، عملا تاثير مربيگري او كمرنگ جلوه ميكند.
دايي در شرايط مساوي و حتي با درصدي بالا و پايين بازيكنان داخلي را به بازيكنان خارجي ترجيح داد.
رحمان رضايي، علي كريمي، وحيد هاشميان، مهدويكيا، عنايتي، كاظميان، سامره، خطيبي، مبعلي، معدنچي و... از جمله بازيكناني بودند كه در تيررس و دايره تغييرات دايي قرار گرفتند.
علي دايي، در رويكرد تازه، امنيت بازيكنان هميشه حاضر در اردوي تيم ملي را به خطر انداخت.
علي كريمي، تاب يك چنين برخوردي را نداشت، رحمان با احترام كنار رفت، مهدويكيا يك خط در ميان دعوت شد، عنايتي خود تقاضاي كنارهگيري كرد و فريدون زندي بدون كوچكترين واكنشي، با تيم ملي وداع كرد.
عاقبت كار به جايي رسيد كه امروز در تيم ملي ما تنها در انتظار دو، سه بازيكن خارجي مينشينيم، بازيكناني مثل جواد نكونام و مسعود شجاعي كه خيليها معتقدند، مسعود شجاعي هم بود و نبودش چندان ضربهاي به تيم ملي نخواهد زد.
امروز مهدي رحمتي را ميشود، حاصل نگاه كارشناسانه علي دايي دانست.
دلواپسيهاي ابراهيم ميرزاپور در درون دروازه تيم ملي از ياد طرفداران تيم ملي بيرون نرفته بود كه مهدي رحمتي در چند بازي متوالي، ناجي دروازه تيم ملي شد.
رحمتي امروز، مطمئنترين يار تيم ملي است و در بازيهاي اخير تيم ملي او همواره يكي از بهترينهاي ميدان بوده است، تا جايي كه منتقدان ايراد ميگيرند كه چرا بايد دروازهبان ما در تمام بازيها ستاره باشد و اشاره آنها به ساختار دفاعي تيم ملي است كه موجب تحت فشار قرار گرفتن مهدي رحمتي ميشود.
حسن اشجاري
بازيكن چپ پايي است كه دايي، او را از خط حمله ذوبآهن گرفته و به يك مدافع چپ تبديل كرده است. اشجاري بازي به بازي حرفهايتر عمل ميكند.
اشجاري با بازيهاي قابل قبولش ميتواند يكي از ماندگارترين چهرههاي تيم ملي ايران باشد و ما را براي چند سال صاحب مدافع چپ خوشتكنيكي كند.
اشجاري خوب شوت ميزند، خوب دريبل ميكند و به دليل بازي در ميانه ميدان و خط حمله از اعتماد به نفس بالايي برخوردار است. تيم ملي پس از رفتن مجتبي محرمي سالها در منطقه چپ، بازيكن قابل اعتنايي نداشت و اشجاري در صورت كسب تجربه، ميتواند يك چپ پاي ماندگار در تيم ملي باشد. اقبال بد دايي در اين است كه اشجاري بدون كمترين بازي تداركاتي، ناچار است در بازيهاي رسمي شكل بگيرد.
غلامرضا رضايي
طفل شيريني كه علي دايي، دلبستگي زيادي به او دارد. رضايي بازيكني است كه با برخورداري از فيزيك عضلاني، قادر است با سرعت پا به توپ شده و مسافت زيادي را با حداكثر سرعت طي كند.اين ويژگي، موجب ميشود تا خط دفاعي حريف شكل و سازمان خود را از دست بدهد و فرصتي را براي خلق موقعيت به وجود آورد.
غلامرضا رضايي، با همين ويژگي استثنايي، توانسته است گلهايي را براي تيم ملي در بازيهاي دوستانه و رسمي به ثمر برساند.
محروميت اين بازيكن گريز پا، موجب شد تا تيم كره جنوبي در تهران، به راحتي از پس مهاجمان ما برآيند و تيم ملي ما وزن خود را در خط حمله از دست بدهد.
علي دايي، اميد بسياري دارد تا با حضور رضايي در بازيهاي آينده بويژه دو بازي خانگي در تهران با عربستان و امارات، صاحب حداكثر امتيازهاي اين دو بازي حياتي باشد.
هادي عقيلي
بازيكن خوش قد و قوارهاي كه با موهاي بور و بلندش هيبت «پويول» مدافع متعصب بارسلونا را در ذهنها زنده ميكند.
هادي عقيلي در زمان مربيگري قلعهنويي به تيم ملي دعوت شد، اما از زمان مربيگري علي دايي، او به عنوان مدافعي ثابت در كنار سيدجلال حسيني، زوج مياني تيم ما را تشكيل داد.
عقيلي مدافع سختكوش، دونده پرتلاشي است، اما در پارهاي از اوقات وظايف فردي خود را فراموش و تا حدودي احساسي بازي ميكند.
او داوطلبانه در جاهايي درگير ميشود كه شايد وظيفه او نباشد، عقيلي در اظهارنظرهايي كه در نشريات ميكند، هميشه پز مخالف ميگيرد و اين ميتواند به نصيحتپذيري او خدشه وارد كند و اين مدافع جنگنده را هميشه در موضع دفاع از خود قرار دهد.
حال آن كه او مدافعي است كه داراي ارزشهاي فني بالايي است و به عنوان يكي از ستونهاي خط دفاعي سپاهان داراي تجربهاي بسيار ارزنده است.
هادي عقيلي، در بهترين شرايط به تيم ملي راهيافته، او با مربيان خوبي كار كرده و در صورت تثبيت موقعيت فعلياش ميتواند سالها در مركز دفاعي تيم ملي يك پاي ثابت باشد، مشروط بر آن كه در مقابل منتقدان خود، هميشه ايستادگي نكند.
محمدرضا خلعتبري
هافبك ريزنقش و ريزاندامي كه توانسته است با درخشش در بازيهاي داخلي و تمرينهاي تيم ملي تمام مدعيان پست هافبك چپ را كنار بزند.
خلعتبري در هر ميداني، به اندازه دو بازيكن ميدود، درگير ميشود و در كار حمله و دفاع جزو موثرترين بازيكنان تيم ملي است.
خلعتبري در بازيهاي اخير تيم ملي تمام ترديدها را از بين برده و بويژه پس از بازي خوب و درخشانش برابر كره جنوبي هيچ كس نميتواند حضور او در منطقه چپ تيم ملي را منكر شود.
خلعتبري بازيكني است كه ميتواند در چند پست بازي كند. انتخاب بازيكناني مثل رضايي و خلعتبري حكايت ازاين دارد كه علي دايي، چندان اعتقادي به جثه بازيكنان ندارد و بيشتر خواهان جوهر وجودي آنهاست.
بازيكناني مثل كعبي، رضايي، خلعتبري و حتي اكبرپور ميتوانند براي تيم ملي ما يك ويژگي به حساب آيند. تيم ما با اين نفرات، معدل تازهاي را به دست ميآورد و بايد ديد در آينده ما ميتوانيم با اين قضيه كنار بياييم يا خير. تجربه نشان داده است كه تكنيك و هنر بازيكنان ريزنقش به مراتب بهتر و موثرتر از بازيكناني است كه با داشتن فيزيك مناسب، تاثيرگذاري كمتري دارند.



