ضرورت طراحي گفتمان دهه چهارم
با نزديکتر شدن به زمان برگزاري انتخابات رياستجمهوري، ميبينيم که بحث غالب در اصحاب رسانه، آن است که سرانجام چه کسي ميآيد و در واقع، خواسته يا ناخواسته فضاي سياسي جامعه به سمتي کشيده شده است که همه به دنبال اين هستند که چه کسي به صحنه ميآيد و ميتواند سکان امور را به دست بگيرد.
نکته آنکه در اين فضاي پررونق و البته جنجالي که بيشتر افراد به دنبال سهمخواهي و تسويهحسابهاي شخصي هستند، آنچه بيش از همه محوريت بحث را يدک ميکشد، جستجوي فردي خاص به عنوان يک ناجي بزرگ است و اينکه در پايان، چه جناح سياسي ميتواند طيف اصولگرا از نوع احمدينژاد را مهار کند، ولي آيا به راستي جستجوي فرد و جناح جانشين، پاسخگوي مسائل و مشکلات جامعه امروز ما خواهد بود؟
فارغ از پرداخت به اين نکته که آيا واقعا مسبب مشکلات و معضلات موجود کيست و آيا اين مشکلات، به قول برخي، تنها برآمده از عملکرد دولت نهم است يا خير، در اينجا ميخواهم به اين نکته بپردازم که آنچه مشخص است، اين که بردن فضا به سمتي که مردم را به انتخاب ميان نامها محدود کند و از اين رهگذر، تنها سلايق و پشتوانه گروهي و جناحي اشخاص را معيار انتخاب معرفي نمايد، بدون شک، دادن آدرس نادرست به افکار عمومي و آحاد جامعه است، چراکه جامعه ايران در اوضاع کنوني به هيچ وجه، قابل اداره به دست يک نفر يا يک گروه محدود و مشخص نيست و نياز به همگرايي، اتحاد و همدلي همه مردم و نخبگان دارد تا بتواند با يک جهش بلند، خلأ کمکاريهاي گذشته را جبران کرده و گام مهمي به سمت آرمانها و اهداف ترسيمشده در چشمانداز آينده خود بردارد.
بنابراين به نظر ميرسد، حاکميت يک چهارچوب مشخص در قالب گفتماني جديد، ميتواند همه تفکرات و سلايق گوناگون را فارغ از نام و نشانها، بر يک محور معين جمع کرده و با تدوين برنامهها و راهبردهاي منسجم و عملياتي از هزينه رقابتهاي شخصي و گروهي کاسته و با همدلي، انرژي و توان همه را به سمت يک ايران آباد و بانشاط رهنمون سازد.
چنانچه پردازش و طرح گفتمان عدالت و پيشرفت از سوي رهبر معظم انقلاب به عنوان گفتمان دهه چهارم انقلاب، ميتواند بار اين خلأ جدي و حلقه مفقوده را به خوبي به دوش کشد که البته اميدواريم اين مسأله نيز همچون بسياري ديگر از رهنمودهاي ايشان به محاق شعارزدگيها و کاغذبازيهاي مرسوم فرو نرود، بلکه بسان گفتمانهاي جهادي دهه 60 ـ که از کلام گهربار حضرت امام(ره) سرچشمه ميگرفت ـ بتواند به حرکتهاي عظيم اجتماعي در راستاي تعالي و پيشرفت کشور منجر شود.
به هر حال در چنين اوضاعي، بدون شک، تدوين و طراحي يک گفتمان جديد با توجه به شرايط و الزامات دهه چهارم انقلاب، کاملا ضروري به نظر ميرسد؛ گفتماني که توحيد، عدالت، تعالي، اخلاقمداري و حضور پرشور نسل سوم انقلاب در ارکان آن، ميتواند از مهمترين شاخصههاي آن باشد؛ گفتماني که بتواند به طور شفاف و مشخص، نسبت خود را نخست با جامعه، حاکميت و قدرت تبيين کند، دوم اين که نسبت و رابطه خود را با انقلاب اسلامي و ايدئولوژي اسلام ناب مشخص کرده و بر اين مبنا موضع و نوع حرکت خود را در واکنش به روندهاي جهاني، اعلام نمايد و مهمتر از همه به روشني بگويد که ميخواهد چه مشکلاتي را از جامعه و حکومت حل کند.


