فوت آخـر
منیو رودرروی اینتر؛ این نمایشي ناگهانی، نیست. کریس رونالدو برابر زلاتان ابراهیموویچ، مانند دیگر بازیکنان که در هر نبرد مقابل یکدیگر قرار میگیرند. در ادامه لیگ قهرمانان با نبردی روبهرو میشویم که نشان میدهد چه کسی حرف اول را در جهان فوتبال میزند، انگلیس، صبر کنید! نه، ایتالیاست، اما همه این مسائل کمی بیمحتوا به نظر میرسد.
به نوشته وطن امرور، تنها فاکتوری که توجهات را به خودش جلب میکند یک نبرد تمامعیار میان دو تن از بهترین مربیان جهان است، نبردی که سطح باشگاههایشان را به رخ میکشد.
فکر میکنید چه کسی میتواند حرف اول را بزند، سرالکس فرگوسن یا ژوزه مورینیو. این نبرد بزرگ قوانین خاصی را از گذشته به همراه دارد ولی چیزی که اهمیت دارد زمان است، نه آینده و نه گذشته و حالا ژوزه روی لبه تیغ حرکت میکند، اغلب نبردهایی که بین این دو درگرفته بود پایان عادلانهای داشت ولی این بار شرایط کمی فرق میکند، به گذشته نگاه کنید؛ مربی جوان پرتغالی توانسته به کرات سرالکس را شکست دهد و مربی اسکاتلندی تنها یک بار از سد او گذشته و سهم تساویهایشان به عدد شش میرسد. (در مرحله رفت یک بازی بدون گل در سنسیرو و حالا نوبت به بازی برگشت رسیده است).
فرگی باید هر چه زودتر از سد ژوزه عبور کند، شاید به نظر برسد این نبرد تفاوت زیادی با گذشته دارد و آیا جدلی که به پا شده همتای همان جنگهای قدیمی خواهد بود؟ اما چیزی که در اینجا نمایان شده، این است که نبرد در لیگ برتر از حساسیت بیشتری برخوردار بود، در آنجا فاکتورهایی وجود داشت که ارزش این رقابت را بالا میبرد، شاید حضور آبراموویچ و قرار دادن پول هنگفتی در جیب ژوزه، جرات او را بیشتر میکرد و جنگ را تا حدودی به سهشاخه میکشاند. این بدان معناست که مورینیو به تنهایی در میدان نبرد قرار نمیگرفت و همیشه کسی بود تا او را حمایت کند.
البته نمیتوان این مساله را عنوان کرد که او توانایی نبرد تن به تن را ندارد نه، ولی در لندن شرایط همه جوره برای او مهیا بود و نتیجه آن، دو قهرمانی در لیگ برتر، دو قهرمانی در جام اتحادیه و صدرنشینی مداوم در جزیره بود. حالا برای استدلال جملات بالا باید نگاهی به موفقیت فرگی در آن دوران بیندازیم. حضور ژوزه سبب شده بود تا مرد اسکاتلندی گوشهنشین شود!
ژوزه حتی طعم فتح لیگ قهرمانان را چشیده است و اگر کمی خوششانس بود (و اگر خیلی زود اخراج نمیشد) فصل گذشته هم در فینال مسکو حضور پیدا میکرد! اگر بخواهیم به گذشته آقای خاص نگاهی بیندازیم فاصله دوری را باید بپیماییم. ولی در عوض حالا میخواهیم تا شکوفایی کریس رونالدو را جستوجو کنیم، باید نگاهی به پل اسکولز، گیگز، ویدیچ و پاتریک اورا بیندازیم، همینطور شماره 9. دیميتری برباتف، بهترین خریدی بود که منیو میتوانست انجام دهد و این انتقال انجام شد تا دارودسته فرگی نسبت به گذشته به مراتب بهتر شوند، حالا میتوان با دیدی بازتر به این نبرد نگاه کرد، نبردی تن به تن میان سرالکس و ژوزه؛ نبردی متفاوت.
ممکن است در پایان به تساوی صفر – صفر برسند ولی یک تیم از دیگری اعتماد به نفس و شور و هیجان بیشتری خواهد داشت و حالا این مورینیو است که میخواهد پرقدرت ظاهر شود و فکر میکنید چه چیزی میتواند انگیزه او را در اولدترافورد بالا ببرد.
درست حدس زدید؛ شاگردان او در خانه هیچ گلی دریافت نکردند و حالا به راحتی میتوانند با یک تساوی به رویاهایشان نزدیک شوند تنها تساوی هم کافی است وهیچ احتیاجی نیست تا خودشان را به زحمت بیندازند و پیروز شوند. این بهترین رهاوردی است که میتواند نصیب جنتلمن خودخواه شود.
تا اینجای کار برای ما ثابت شده که هر کدام از آنها به خوبی میدانند که چگونه به مبارزه بپردازند و در این راه همیشه یک نوع احترام خاصی میان آنها حاکم بوده و این مساله بیشتر به شخصیت فرگی برمیگردد که هیچگاه وارد جنگ لفظی با آقای خاص نشده است. شاید کاریزمای ویژه او سبب شده تا هیچگاه مردی همانندش را در دنیای فوتبال ندیده باشیم به هر حال فلسفه مربیگری قوانینی است که شاید به سادگی متوجه نشویم.
فرگوسن از اینکه بار دیگر ژوزه را در برابرش میبیند خوشحال است و ژوزه نیز همین احترام متقابل را به فرگی میگذارد. ژوزه ممکن است برنده شود ولی سرالکس یک اسطوره است.
ژوزه شاید بتواند فرگی را در اولدترافورد در نبردی تن به تن از دور خارج کند و رکورد پیروزیهایش را بهبود بخشد، اما باز هم نمیتواند تاریخ پرافتخار او را تغییر دهد تنها یک راه میماند تا ژوزه به فرگی برسد و به میراث جاوید دست پیدا کند.
او چندین سال است که این برنامه را در سرمیپروراند؛ از مسیر انگلیس تا ایتالیا و حالا دوباره به جزیره بازمیگردد تا نقشهاش را اجرا کند. آیا او میتواند؟ یا بهتر است بگوییم او خواهد توانست؟ خب اجازه دهید تا همه چیز در چهارشنبه شب مشخص شود، نبردی تماشایی میان پیرمرد روستایی و جنتلمن مغرور؛ جنگی میان دوستان قديمي که به حرفهای تند پایان میدهد.



