دولت بر اساس فشار و تهدید مجلس تصمیمگیری نکند!
هنگامی که میبینیم در سالهای گذشته، بدون کار کارشناسی در منطقهای دورافتاده خودروسازی یا فولادسازی را راهاندازی میکنند و پس از آمدن مواد تولید شده به مرکز فرستاده و قطعات دیگر از جاهای دیگری وارد میشود و به دنبال آن قیمت تمام شده بالا میرود، این انتظار پدید میآید که وقتی در فلان جا میشود کارخانه راهاندازی کرد، پس در منطقه دیگر نیز این امکان هست. اینها نشاندهنده تصمیمگیری تحت فشار است.
ایران یکی از بزرگترین کشورهایی است که ذخایر معدنی بزرگی دارد، به گونهای که هماکنون بیش از ۷۶۰ میلیارد تن ذخیره سنگ آهن در کشور وجود دارد، ولی با وجود این، ایران یکی از بزرگترین واردکنندههای فولاد خام نیز به شمار میآید. به گزارش «تابناک»، هماکنون کشور به بیش از ۲۴ میلیون تن فولاد در سال نیاز دارد، ولی ظرفیت تولید داخل، چیزی حدود ۱۵ میلیون تن است؛ بنابراین، برای اینکه بتوان نیاز داخل را برآورد کرد، نیاز به واردات ۱۰ میلیون تن فولاد وجود داد، دلایلی که کارشناسان برای این وضعیت عنوان میکنند متفاوت است.
در سالهای گذشته با اینکه تأکید بسیاری بر ساخت و نوسازی زیرساختهای کشور شد، متأسفانه به دلیل بیبرنامگیها و مدیریت نادرست و همچنین نبود مطالعات آمایشی، باعث هدررفت سرمایههای عظیمی در کشور شد.
در این باره، سید شریف حسینی، عضو هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با تابناک درباره این موضوع و در پاسخ به اینکه چرا ایران واردکننده ده میلیون تن فولاد وارد میکند، گفت: برای رسیدن به این موضوع باید ابعاد گوناگونی بررسی شود. هماکنون ایران حدود ۱۵/۵ میلیون تن فولاد خام تولید میکند و نیاز کشور حدود ۲۴ میلیون تن است.
هشت طرح کنونی فولاد در مرحله پیشرفت است و میتواند حدود ۲۰ میلیون تن ظرفیت ایجاد کند؛ اما به دلیل تحریمها این روند کند شده است، ولی با توجه به این شرایط، دلایل واردات باید بررسی شود که البته چند دلیل عمده میتوان برای این کار در نظر گرفت؛
یکی از این دلایل، نامناسب بودن فضای کسب و کار و رقابت در این زمینه و در نتیجه عدم جذب سرمایهگذاری به ویژه سرمایههای خارجی در این بخش است.
دوم آنکه باید رقابت بین دولت و بخش خصوصی به حالت معقولتر درآید و نه اینکه شرایط به گونهای باشد که رقابت فقط بین شبهدولتیها و دولتیها باشد.
موضوع بعدی این است که به دلیل وجود برخی الزامات، توجهی به آمایش در صنعت نشده است؛ یعنی ما فولاد را در منطقهای استفاده میکنیم که مشکل آب، حمل و نقل و ... دارد و این کار باعث بالا رفتن قیمت تمام شده و قیمت تمام شده، باعث کاهش قدرت رقابتی میشود.
هنگامی که احساس میکنیم قیمت تمام شده، بالاتر از قیمت جهانی آن است، قطعا شرکتهای خصوصی به سمت واردات مواد اولیه میروند. همچنین بخش صنعت با محدودیتهایی در بحث فناوری و پایین بودن کیفیت مواد تولیدی و مواردی از این دست ـ که از چالشهای موجود است ـ روبهروست؛ البته ما در بخش معدن، بحث خام فروشی نیز داریم که باید اصلاح شود؛ بنابراین، با مدیریت مناسب در این بخش و نیز اختصاص یافتن کمکهای دولت به این حوزه و افزایش رسیدگی و نگاه به بخش خصوصی، میتوان توانمندی کشور را در تولید فولاد افزایش داد.
این نماینده در پاسخ به اینکه چرا وقتی به تولیدکنندگان فولاد، مواد خامی مانند ذغال سنگ و سنگ آهن و... به قیمت دولتی عرضه میشود، اما آنها فولاد تولیدی را به بهای آزاد عرضه میکنند، گفت: دولت برای اینکه نرخ تورم کاهش یابد، به این کارخانجات کمک میکند؛ بنابراین، این کارخانهها حق ندارند مواد تولیدی خود را با بهای آزاد عرضه کنند، زیرا این کار باعث افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم میشود.
وی در این باره افزود: سیکلی که از آغاز تا پایان کار طراحی شده، باید کاملا با نظارت دولت در کنار تولید و بخش خصوصی قرار گیرد. در واقع بورس و اوراق بهادار به همین منظور تشکیل شده است؛ اما در برخی شرکتها این کار به دلیل بدهی به بانکها و کمبود سرمایه در گردش به این مبالغ نیاز دارند و این توان را برای عرضه در بورس ندارند.
وی همچنین درباره واگذاری فولادسازیها به سهام عدالت گفت: همه شرکتها به سهام عدالت واگذار نشده و تنها بخشی به این سازمان واگذار شده است. شرکتها در سهام عدالت نماینده دارند که حافظ منافع سهامداران است و در کل خصوصیسازی به نمایندگی سهام عدالت در هیأت مدیرههاست.
امکان ندارد همه کسانی که در سهام عدالت سهم دارند، مجمع تشکیل دهند و نماینده انتخاب کنند. البته هر چه حاشیه در این باره کم باشد و شرایط تصمیمگیری سریعتر باشد، بهتر است، چون بازار فولاد، بازار آنی است و اگر تصمیمگیریها تقسیم شود، مدیریت معنا پیدا نمیکند.
وی راجع به کارخانجات غیرفعال نیز گفت: این کارخانهها از لحاظ آمایش سرزمینی در جای خود نیستند. برخی از این کارخانجات مواد اولیه را از جاهای دیگر میآورند؛ بنابراین، ما باید مواد اولیهای را که برای ایجاد یک زیرساخت است، در نظر بگیریم. این درست است که ایجاد اشتغال لازم است، ولی دسترسی برای مواد اولیه باید در نظر گرفته شود.
حسینی همچنین خاطرنشان کرد: نمیتوان یک شرکت را در یک بخش از کشور ساخت و مواد اولیه آن را از قسمت دیگر آورد. طبیعتا قیمت تمام شده بالا میرود و قدرت رقابت از دست خواهد رفت و این شرکت ورشکست یا تعطیل خواهد شد؛ افزون بر اینکه بیشتر این شرکتها از لحاظ فناوری نیز ضعف شدید دارند.
وی گفت: هر نمایندهای دوست دارد در منطقه خود ایجاد اشتغال کند و برای همین به دولت برای ایجاد برخی از کارخانجات فشارهایی وارد میآورد؛ اما دولت باید بنا بر کار کارشناسی تصمیمگیری کند، نه فشار و تهدید از سوی نمایندگان مجلس.
همه نمایندگان میخواهند، خودروسازی و معدن و فولاد را در شهرهای خود ایجاد کنند، ولی هنگامی که میبینیم در سالهای گذشته، بدون کار کارشناسی در منطقهای دورافتاده خودروسازی یا فولادسازی را راهاندازی میکنند و پس از آمدن مواد تولید شده به مرکز فرستاده و قطعات دیگر از جاهای دیگری وارد میشود و به دنبال آن قیمت تمام شده بالا میرود، این انتظار پدید میآید که وقتی در فلان جا میشود کارخانه راهاندازی کرد، پس در منطقه دیگر نیز این امکان هست. اینها نشاندهنده تصمیمگیری تحت فشار است؛ بنابراین، اینکه نمایندگان دیگر با دیدن این مسائل باز هم میخواهند در جای دیگر این کار را انجام دهند، درست نیست و دولت باید جلو این تصمیمات اشتباه را ـ که منجر به از دست رفتن سرمایهها و تعطیلی کارخانجات میشود ـ بگیرد.
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۱
در انتظار بررسی: ۵
انتشار یافته: ۴
معمولا دولتها با فشار و تهدید چند نماینده از هر استان تصمیمات این چنینی می گیرند ومتاسفانه ایف آفت از زمان دولت سازندگی تا کنون بوده است
در دوره های قبلی احداث مراکز درمانی و خدماتی بدون توجیه در زمانهایی احداث فرودگاه های متعدد در یک منطقه و نزدیک به هم
در دولت قبل و اکنون هم بورس احداث پتروشیمی در همه استانها و شهرستانهای متعدد بدون توجیه اقتصادی و فنی لازم
و سریال ادامه دارد ...
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟



