فرصت رقابت براي كانديداها چقدر است؟
يكي از بينندگان «تابناك» كه خود را دانشجوي در حال تحصيل در دانشگاه «تيلبرگ» هلند معرفي كرده، در پيامي نوشته است:
طي روزهاي گذشته بارها خبرهايي از تعدادي از نامزدان رياست جمهوري شنيديم که در شهرها و مکانهاي مختلف از سخنراني ايشان ممانعت صورت گرفته و دليل عمدهاي که ذکر گرديده اين است که ايشان بعد از تأييد شوراي نگهبان و اعلان وزارت کشور ميتوانند به تبليغ بپردازند. اين مسأله دليلي شد تا اينجانب سعي نمايم تا چند نکته را از اين طريق به خوانندگان محنرم منتقل نمايم به اين اميد که مورد توجه قرار گيرد.
از آنجا که بنده مطلع هستم زمان ثبت نام رياست جمهوري در 15 ارديبهشت 88 و زمان انتخابات 22 خرداد است و بي شک حدود نيمي از اين مدت صرف ثبت نام و تأييد شوراي نگهبان و اعتراض به تصميمات و... ميگذرد و زمان مناسب شايد کمتر از يک ماه باشد، آيا اين زمان، زماني کافي براي اعلان برنامهها و شناسايي کانديداي مناسب است؟
اين نکته از آنجا اهميت دارد که در سالهاي گذشته تأکيد زيادي روي انتخاب کانديدا بر اساس برنامه بوده است و نه شخص. بارها شنيدهايم که کشور عزيزمان نياز به مديريت بر اساس برنامه دارد و نه مديريت بر اساس ديدگاههاي کلي، که براي عملياتي شدن نياز به کار کارشناسي دارد.
مثال زنده اش را ميتوان اين روزها با نام برنامه تحول اقتصادي ديد که رئيس جمهور محترم در آخرين ماههاي دوره چهار ساله اش تدوين و ارائه ميکند. حال سؤال اين است که چرا با دانستن اين موضوع چنين برنامه ريزي نامناسبي براي برگزاري انتخابات وجود دارد. نکته جالب ديگر اين است که اين زمان (يک ماه) را مقايسه کنيد با زمان مربوطه (نزديک به يک سال) در کشوري مثل آمريکا که کانديداهاي مختلف طي يک دوره نزديک به يک سال با هم رقابت ميکنند که بيشتر آن صرف اعلان برنامههاي خود، نقد برنامههاي رقبا و ارتباط برقرار کردن با مردم ميشود.
بي شک پرداختن به اين مسائل، که مربوط به سازماندهي و مديريت انتخابات ميباشد، در اين زمان کاربرد چنداني ندارد بنابراين سعي کرده ام در ادامه به صورتي کوتاه چند نکته را که شايد در همين شرايط موجود نيز به کار آيد اشاره کنم.
پس از گذشت 30 سال از انقلاب اسلامي و رشد فکري و علمي جامعه که بارها و به شکلهاي مختلف به حق بيان و برآن تأکيد شده، به نظر ميرسد صاحب نظران و مسئولين کشور در حين انتخابات نيز سعي نمايند روي حرفشان باقي بمانند و سعي نمايند که شرايط را براي انتخاب مناسب مردم حتي اگر از گروه ايشان نباشد فراهم کنند.
يکي از ابزارهاي مناسب جهت تشويق مردم در ايران به ويژه نزديک انتخابات تأکيد بر تبليغات رسانههاي خارحي بر کاهلي مردم و بياشتياقي ايشان به انقلاب و مسئولان و موضوعات شبيه به اين بوده که اگر چه به زعم اين جانب موضوع مهمي بوده و هست اما همه قبول داريم که حضور مردم در انتخابات براي اعتبار کشور و گروه منتخب مهم است ولي کافي نيست چرا که انتخاب گروه ضعيف تر به شکلي منجر به کاهش رشد و به عقب ماندن کشور در رسيدن به اهدافش ميباشد.
اين دو نکته را يادآور شدم تا موضوع را منتقل کنم که مسئولين و صاحبنظران شايسته است تا در فکر ايجاد مکانيزمها و شرايطي باشند که به مردم کمک کنند تا نه از روي هيجان يا بر اساس قيافه کانديداها و شايعات دوران انتخابات رأي ندهند بلکه بر اساي سابقه اجرايي و برنامههاي ايشان قضاوت نمايند. در همين راستا دانشگاه ها، روزنامهها و رسانه ملي نقشي مهم بر عهده دارند:
• سعي نمايند تا از نمايندگان گروههاي مختلف دعوت نمايند تا در فضاي مناسب و در زماني کافي به ارائة برنامههاي خود بپردازند، مشکلات و نکات ضعف کشور را در زمينههاي مختلف بازگو کنند و بگويند که سعي دارند با چه برنامههايي مشکلات را بر طرف کنند و به وضعبت مطلوب مورد نظر خود برسانند.
• و مزيت برنامههاي ايشان در برابر برنامههاي ديگر رقبا چيست و ضعفهاي ديگران را در چه ميبينند. در دفاع از عملياتي بودن برنامة خود سخن بگويند، و علاوه بر اين سعي کنند تا از سابقه (رزومة ) خود دفاع کنند و بگويند که چرا و با چه نقاط قوتي (در مقايسه با ديگران) ميتوانند برنامهها را پياده سازند. بي شک سرفصلهاي برنامههاي گروههاي مختلف تقريبا همه مشترک هستند (!) بنابراين پسنديده است که سعي شود تا نکات افتراق برنامهها شناسايي شود و از آنان دليل افتراق و آثار آن بر کشور پرسيده شود. بي شک چند ساعت حضور در تلويزيون و راديو کافي نيست بلکه لازم است تا افراد فرصت انتقال همه مطالب بالا را داشته باشند.
• به نظر اين جانب کشور ما بهاندازة کافي نهادهايي براي جلوگيري از راه يافتن مزدوران و جاسوسان در پروسة انتخابات دارد بنابراين رسانهها ميبايد سعي کنند در مأموريت و فعاليتهاي خود بازنگري کنند و به جز متهم کردن گروهها به ارتباط با طالبان و صهيونيزم، به موضوعات بهتري را براي پرداختن در جهت رشد فکري و درکي مردم بپردازند.
• در اين ميان قشر جوان و تحصيل کرده کشور علي الخصوص در محيطهاي علمي همچون دانشگاهها و حوزههاي علميه ميتوانند هم خود و هم در رشد مردم (خانواده و فاميل و مردم محل و ...) تأثير گذار باشند. بنابراين برگزاري برنامههاي ارائة برنامهها و پاسخ به سؤالات از اهميت زيادي برخوردار ميباشد. البته به نظر ميرسد اين برنامه هر چه به صورت منظم تر و سيستماتيک تر برگزار شوند بهتر است. بنابراين پيشنهاد ميشود مسئولان مربوطه سعي نمايند تا علاوه براينکه در مورد حضور کانديداها تصميم گيري ميکنند زمان و انرژي بيشتري برا ي شکل دهي فرآيندي مناسب براي بيان برنامهها و نقد برنامهها فراهم کنند.
پرداختن به مسائل بالا و ديگر موضوعات مفيد به کانديداها کمک ميکند تا هم در هنگام تصميم گيري براي حضور يا عدم حضور و هم در شکل دهي گروه انتخاباتي و برنامههاي خود رشد و بهبود ايجاد کنند و هم به مردم کمک ميکند تا شخص و گروه مناسب را براي سپردن مديريت کشور به ايشان انتخاب نمايند. براي مثال در رسانهها ديده ميشود که تورم بعد از اجراي طرح تحول اقتصادي بيش از سال جاري خواهد بود. خوب با اين اوصاف کانديداها بايد به شکلي منطقي و معقول ميبايد اعلان کنند که چگونه هم خود فکر ميکنند فرد مناسب براي تغيير اوضاع و بهبود آن هستند و هم اينکه گروه همراه ايشان گروه مناسبي بدين منظور هست يا خير!!
نکته آخر اين است که اگر بر مردم فرض است تا در انتخابات حضور داشته باشند بر مسئولان نيز فرض است تا شرايط را براي انتخاب صحيح ايشان فراهم کنند.




