كلاف سردرگم تا روز آخر
تساوي 11 استقلال و ذوبآهن در مهمترين بازي اواخر سال ليگ برتر فوتبال ايران باعث شد آبيها با عنوان صدرنشيني سال 1387 را به پايان برسانند و 14 فروردين 88 كه رقابتهاي فوق پيگيري ميشود، كارشان را از چنان نقطه اي از نو آغاز كنند و مردان ذوب آهن هم البته به عنوان تيم دوم به لطف فقط يك امتياز فاصله باپيشاهنگ آبي، اميدهاي خود را محفوظ نگهدارند.
به نوشته جام جم، ديدارهاي باقيمانده 2 تيم در اين فصل ميتواند نشانههاي روشني را درخصوص نتيجه نهايي به دست بدهد و بگويد كداميك ماندگاري بيشتري دارند و در عين حال از ادامه پيچيدگيها بگويد و وضعيت موجود را كلافي سردرگم جلوه بدهد.
در 4 هفته پاياني ليگ، استقلال تهران با ملوان در تهران، با فولاد در خوزستان، با سايپا در تهران و با پيام در مشهد مسابقه خواهد داد و اين البته برنامه بسيار سختي است؛ زيرا تيم مجيد جلالي حتي سابقه پيروزي بر آبيها در تهران را دارد و پيام اگر تا هفته آخر اميدي براي بقا در ليگ و فرار از سقوط داشته باشد، ديدار سختي را براي آبيها فراهم ميآورد و همه ميدانند سايپا از زمان روي كار آمدن محمد مايليكهن چقدر فرق كرده است.
عصبيتها و نگرانيها
اما ذوبآهن هم جان به لب خواهد شد؛ زيرا به ترتيب با پيام محتاج امتياز در اصفهان، برق تشنه امتياز در شيراز، ملوان در اصفهان و فولاد در اهواز روبهرو خواهد شد. شايد عدهاي بگويند كار ذوبيها قدري آسانتر است؛ اما هم توانايي و انگيزه تمامي حريفان بالاست و هم حالات عصبي و نگرانيهاي تيمهاي پيشتاز به حدي ميرسد كه هر مسابقهاي را برايشان بسيار دشوار ميكند. نمونه استقلال، درس خوبي براي ذوب آهن براي سرمشق قرار دادن آن است؛ زيرا استقلال تا پيش از هفته بيست و پنجم در ليگ جولان ميداد و در هر بازي 3 تا 5 گل ميزد و مثل توده برفي ميماند كه از بالا به سمت پايين در حال حركت است و به تبع آن هر دقيقه بزرگتر و براي افراد مستقر در مسير حركت خود كشندهتر ميشود. اما پس از آن فقط يك برد داشته و آن هم با نتيجه خفيف صفر يك در تهران در برابر پاس همدان و شكست يك 4 آبيها در شيراز در برابر مقاومت سپاسي به اين زوديها از ياد نميرود. از آگاهي و هوشياري منصور ابراهيمزاده حرفهاي زيادي زده شده و او با رساندن تيم ظاهرا نااميد ذوب آهن به نقاط صدر جدول ليگ صحت فرضيه فوق و صلاحيتش را از هر جهت به اثبات رسانده است؛ اما اگر تصور او اين است كه از تشنجها و لرزشهايي مثل آن چه اخيرا دامان استقلال را گرفته است، مبرا خواهد ماند، اشتباه بزرگي كرده است.
دو تيم ستودني
به لحاظ فني بايد هر دو تيم را تحسين كرد. يكي (استقلال) تا پيش از بحران اخيرش سريع، فني و تهاجمي كار ميكرد و بازي زيبا و پر گل از اهدافش بودكه محصول آن خلق يك ركورد جديد گلزني در ليگ است. 65 گل زده از شادابي و طراوت تيمي ميگويد كه هر چند خط دفاعياش هنوز لنگ ميزند؛ اما گاهي مثل آتش به جان حريفان خود افتاده و روحيه و اعتبار تازهاي براي كل ليگ بوده است. امير قلعهنويي طراح اصلي اين به پا خيزي مجدد از هر فرصتي براي ابراز نارضايتياش بابت گرفته شدن پست سرمربيگري تيم ملي از خود سود جسته است. اما اگر اين عيب او و تاكيدش برانداختن اشتباههاي بزرگ خود در زمينه برخي تعويضها به گردن شاگردانش و تاكيد بر قصورهاي فردي آنها را ناديده بگيريم، يك بار ديگر ثابت كرده است كه راه كسب نتيجه در ليگ را بسيار خوب ميشناسد.
از يك ديدگاه ميتوان منصور ابراهيمزاده و تيم وي را از آبيها هم موفقتر دانست؛ زيرا او تيمي را به اين درجات رسانده است كه اصلا به اندازه استقلال پرمهره نبوده و در ابتداي فصل نام و اوصاف بسياري از نفرات زحمتكش و موثر آن براي مردم ناشناخته بود. ابراهيمزاده تيمي يكدست و هدفمند را ساخته است كه ميداند چه ميخواهد و اصولي و حساب شده و منسجم بازي ميكند. نه از امتيازات و سرمايههاي انساني تيمي مثل استقلال بهرهمند است و نه خيل تماشاگران و حمايتهاي غيرمحسوس را پشت سر خود دارد و با اين وجود با حساب و كتاب كار كرده و تيمي را تحويل داده كه به لحاظ بازي گروهي و تيم بودن از بهترينهاي چند ساله اخير است.اين تيم حتي در صورت دوم ماندن در جدول ليگ و واگذاري عنوان قهرماني ميتواند تحسين شود و پديده فصل و يك نوع قهرمان واقعي براي اين مسابقات شمرده شود.رقابت 2 تيم فوق در يك ماه پاياني ليگ به فوتبال ما اعتبار ميبخشد.



