صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

عابديني؛ به ما گفتند کفاشيان کوتاه مدت رئيس است

کد خبر: ۳۹۹۵۶
| |
1331 بازدید

امير عابديني در همه اين سال ها مديري جنجالي بوده که نگاهي نقادانه به سيستم داشته است. او در روزهايي که همه تاييد مي کنند ناگهان چهره منتقدي جدي به خود مي گيرد و هرگاه همه به موضوعي معترض هستند او از مدير مربوطه يا سيستم حمايت مي کند.

به نوشته اعتماد، «تفاوت»، اين بهترين واژه است که مي توان به امير عابديني اطلاق کرد؛ مردي که انگار نمي خواهد آرام و قرار داشته باشد و البته زيرکي خاص در لحن و نگاهش وجود دارد. همکلام شدن با او خاصيتي ويژه دارد. عابديني اهل پرده پوشي نيست و حرف هاي جديدي از پشت پرده فوتبال دارد و انگار خودش را «مستقل» از هر جريان و سيستمي مي بيند. مديرعامل داماش که اين روزها حرف از استعفا مي زند و به نشانه اعتراض در مجمع عمومي فدراسيون فوتبال هم شرکت نکرد به شدت از داوري ها شکايت دارد و البته سيستم و بستر فوتبال را «نامناسب» مي داند اما مطمئناً او نيز در اين سيستم سهمي بزرگ دارد که نبايد به همين راحتي فراموشش کند. فوتبالي که 300 ميليارد تومان هزينه دارد و از اين مقدار فقط 100 ميليارد تومانش در خود فوتبال هزينه مي شود و مابقي نصيب ويروس هايي مي شود که مشخص نيستند. امير عابديني اين بار هم در مصاحبه هايش پس از جشن يک سالگي فدراسيون فوتبال مسائل پشت پرده جديدي را رو مي کند که خواندنش خالي از لطف نيست.

---

-اعتراضات امير عابديني براي سلامت فوتبال است يا نگه داشتن داماش در ليگ برتر که با اين روش ها به خوبي جواب مي دهد؟

ببينيد، من قبل از اينکه داماش را بگيرم خيلي از حرف ها را زدم، يعني دغدغه هاي خودم را درباره مسائل فوتبال مطرح کردم. شايد بسيار وسيع تر تمام ورزش را ديدم. هميشه اعتقاد داشتم بستر ورزش ما براي رشد مساعد نيست و دلايل خاص خودم را گفتم.

-منظورتان چهار سال حضور علي آبادي در راس ورزش است؟

شما اگر به مصاحبه هاي من در چند سال گذشته نگاه کنيد مرتب درباره اين رويه حرف زدم. بحث من اين دوره نيست، زمان مهرعليزاده بدترين انتقادات از طرف من بود، حتي در دوره هاشمي طبا من شديداً با سازمان مساله داشتم. بحث من دوره خاص نيست. همه آن مصاحبه معروف من را يادشان هست. موقعي که رئيس فدراسيون شدم اين جمله را گفتم؛ «اگر ما فرمان بنز را روي پيکان بگذاريم، باز هم پيکان سواريم.» اين مصاحبه در آن زمان به خاطر اين بود که آقاي هاشمي طبا اصرار داشتند مربي داخلي براي تيم ملي بياوريم و حتي اسم مي دادند، گزينه شان هم آقاي ذوالفقارنسب بود. گروهي هم از بچه هاي روزنامه نگار و خبر و کساني که مجريان ورزشي بودند مثل جهانگير کوثري به من فشار مي آوردند که فيروز کريمي سرمربي تيم ملي بشود، کميته ملي المپيک هم اعتقاد داشت مربي خارجي. در زمان آقاي صفي زاده رفتند سراغ آري هان و مربي هايي از اين رديف، زماني که من رئيس فدراسيون شدم، قرار شد در کار من دخالت نکنند.

-اين قول از طرف چه کسي بود؟

رئيس سازمان تربيت بدني. من شدم رئيس فدراسيون که البته آن زمان ها انتخابي نبود بلکه انتصاب مي شدند. گرچه الان هم رئيس فدراسيون انتصابي است. آن زمان يک نفر بيشتر کانديدا نبود و همه از گود خارج مي شدند، اين هم همان معني را دارد.

-شکل فرق کرده اما محتوا يکي است.

بله، دقيقاً، شکل فرق کرده است. سه ماه بعد از اينکه رئيس فدراسيون شدم بايد به هيروشيما مي رفتيم. من استانکو را آوردم اما از همان جا مخالفت رئيس سازمان شروع شد حتي تا جايي در برنامه هاي ما دخالت کرد که به ما مي گفت چرا به اين اردو مي رويد، چرا آن اردو را برگزار مي کنيم؟ از اردوي رشت تا اردوي مجارستان، ما را زيرسوال برد.

-اين دخالت ها کتبي بود يا بحث و دعواي رودررو بود؟

بله، شديداً نظراتش را جلوي من مي داد و شديداً اعتقاد داشت بايد نظراتش اعمال شود. مثلاً تحت فشار آن زمان ليگ را با 24تيم در دو گروه 12تيمي برگزار کرديم. الان هم دنبال همين تفکر هستند، همين دخالت ها وجود دارد.

-اميدي به ترميم اين بستر نامناسب وجود دارد؟

بنده اعتقاد دارم اگر چارچوب ورزش ما بخواهد درست شود بايد چند اتفاق بيفتد. اول اينکه فدراسيون ها کار تخصصي خودشان را مي کنند بدون دخالت ديگران، نخبگاني که در فدراسيون ها کار مي کنند بر اساس شرح وظيفه و چارچوب و آيين نامه ها بايد به وظيفه شان عمل کنند. دوم تقسيم در مديريت هاست. سوم عدم دخالت غيرکارشناسي در امور کارشناسي. چهارم تنظيم يک برنامه که اين برنامه قابل قبول مجامع فدراسيون ها باشد به صورت کوتاه مدت و بلندمدت که اين برنامه همه حرکت هاي فدراسيون را در بر مي گيرد که دخالت هاي فردي منتفي شود. الان برنامه ها تغيير پيدا نمي کند بلکه تخريب مي شوند، مگر قرار نبود ما تا 29اسفند بازي کنيم؟ يک دفعه به هم خورد، فردوسي پور مي گفت من که مي دانم به هم مي خورد اما کسي گوش نمي کرد. تيم ها يک ماه تعطيلند وسط بازي ها يعني چه؟

-اما کلاً قبول کنيد فوتبال هم مقوله يي است که روساي سازمان را ترغيب مي کند در درونش حضور داشته باشند. به هرحال رئيس سازمان احساس خلأ مي کند که رئيس فدراسيون بسيار بزرگ تر از او مي شود؟

بله و مي آيد و خودش را کانديدا مي کند.

-خود علي آبادي در اين ميان بيشترين علاقه را به فوتبال داشته و همين باعث مي شود دخالت ها بيشتر شود.

فوتبال دامنه اش گسترده تر است، به خاطر اينکه تجمع تماشاچي و هوادارانش براساس افکار سنجي هاي صورت گرفته تا 67درصد تخمين زده شده، يعني 60درصد هواداران ورزش نگاه شان معطوف به فوتبال است.

-همين مي تواند بزرگ ترين توجيه براي دخالت ها باشد؟

نه، توجيه ندارد.

-منظور من بحث کارشناسي نيست، من از نگاه رئيس سازمان مي گويم که مساله را بررسي کنيم.

عرض مي کنم رئيس سازمان تربيت بدني بايد به گونه يي عمل کند که 33درصد باقي مانده در المپيک معنا و مفهوم پيدا کند. فوتبال ما سال هاست در المپيک جايگاهي ندارد. ما بايد ببينيم در جام جهاني کجاييم. هر دوره دغدغه صعود داريم. اگر رئيس قائل به اين باشد که 33درصد مهم است و هم اين 67درصد آن وقت مي آيد هدايت عمومي، نه دخالت، را به گونه يي پياده مي کند که ورزش ما اول تحکيم پيدا کند و دوم براي قهرماني رشد کند. آن وقت براي جام جهاني دغدغه نخواهيم داشت.

-اما معروفيت هم چيزي نيست که بتوان به راحتي از کنارش گذشت.

آها، اين بحث ديگري شد. ما اگر به دنبال شهرت هستيم بايد باور کنيم به سادگي به دست مي آيد. اما آن چيزي که کنار شهرت بسيار سخت به دست مي آيد، محبوبيت است. محبوبيت زماني به دست مي آيد که شما کوس خدمت تان به گوش فلک برسد، همه متوجه شوند در حال خدمت هستيد. ما گرفتار اين هستيم که فکر مي کنيم براي محبوبيت بايد شهرت پيدا کنيم و براي همين در قالب هايي قرار مي گيريم که فوري مشهور مي شويم. اما سوالم اين است که چند نفر آمدند در باشگاه هاي مختلف قرار گرفتند؟ دو باشگاه و تيم ملي است که معروفيت و محبوبيت را کنار هم مي آورد. چرا؟ چون دو باشگاه هويت ملي دارند، بقيه هويت بومي دارند. به خاطر همين بازيکنان خيلي زودتر از مديران محبوب مي شوند چون در معرض ديد هستند. مدير بايد کارنامه موفق بگذارد و کارنامه موفق امکان ندارد مگر با تثبيت مديريت. پلان بدون ماکت فايده ندارد. حالا تازه بحث نظارت و کنترل پيش مي آيد، براي اين مسير بستري مي طلبد که خودش از بالا مشکل دارد، اين يک بخش از مشکلات سازمان تربيت بدني ما مي شود که آيا در مسير حرکت مي کند يا نه؟ به چشم انداز نگاه کنيد، ما عقب هستيم. نمي توان با شعار احداث و ساخت وساز ورزش را جلو برد. فکر کنم در دوره هاشمي طبا بود که شعار احداث 2500 سالن ورزشي را دادند، کسي شمرد؟ نمي دانم چقدرش ساخته شد؟ در زمان مهرعليزاده شعارها فرق کرد، کسي کارنامه او را بررسي کرد؟ حالا هم همين طور است، شما چقدر استاديوم نيمه کاره داريد که از دو دوره قبل مانده است؟ قرار نيست آنها تمام شود؟ چقدر از آن دو دوره را افتتاح کرديد؟ اينها به حساب ماست؟ چقدر کلنگ زديم و چقدر افتتاح کرديم؟ اين مي شود ساختار سيستم ما در سخت افزار، در نرم افزار چطور؟ آيا سيستم طوري تعريف شده که بتوانيم رشد را ببينيم؟

-مطمئناً چندان روشن نيست چون نقص هاي فراواني ديده مي شود.

اما من کجا نگران مي شوم؟ همه چيز را رها کرديم و آمديم از اينجا شروع کرديم که سهم تهران را از فوتبال ملي کم کرديم. مي گوييم صبا برود قم، پيکان برود قزوين، پاس برود همدان اما تهران استان 14ميليوني است، نمي شود سهم فوتبالش را کم کنيد، نمي شود نسخه خصوصي سازي را از اعزام تيم ها به شهرستان ها شروع کنيد. برويد سيستمي در قزوين درست کنيد که تيم بومي از ليگ يک بيايد بالا.

-اما اين برنامه ها براي سازمان ورزش و دولت بيشتر جنبه تبليغاتي دارد.

آن وقت همين مي شود، از قالب ورزش بيرون آمده است، پس دستخوش حوادث شد ديگر... اول اينکه پلاني نبود اصلاً و براي همين تصميمي بود آمرانه و اين تصميم آمرانه اتفاق افتاد. آن وقت تيم هاي ديگر احساس وحشت و فکر مي کنند تفکر علي آبادي اين است که تهران فقط دو تيم داشته باشد.

-شما هم براي همين مطرح کرديد سازمان مي خواهد داماش سقوط کند چون ملوان براي استان گيلان مناسب است و تيم ريشه دارتري است؟

بله، من همين را گفتم. براي استان هاي ديگر هم همين نسخه پيچيده شده است. من مي گويم اگر استاني پتانسيل فوتبالش بالاست و پتانسيل کشتي ندارد، نمي توانيم به زور بگوييم بايد حتماً کشتي داشته باشد. اصلاً فيزيک مردم آنجا به کشتي نمي خورد. اصفهان مي تواند تا سه تيم را تغذيه کند، ما نمي توانيم بگوييم حتماً دو تيم داشته باش. نمي توانيم به يزد بگوييم شما تربيت يزد را بياور ليگ برتر، حالا چون نمي تواني، ما کمکت مي کنيم که تيم را بياوري. همين رويه موجب مي شود در فوتبال ايران، سه نوع داوري را ببينيم، تفاوت در صحنه هاي تکراري و براي همين صداي همه درمي آيد. بررسي مي کنند و مي بينند درست است اما هيچ اتفاقي نمي افتد.

-اما وقتي بستر نامناسب باشد چنين اتفاقاتي مي افتد.

بحث من هم همين است، بياييم از بستر فوتبال مراقبت کنيم، نبايد آلوده شود، من شنيدم بعضي از خبرنگاران را گرفتند، آيا اگر بستر فوتبال سالم بود بايد دستگير مي شدند؟ ما در ورزش پيشگيري را فراموش کرديم، مي گذاريم بچه دوپينگ کند بعد محرومش مي کنيم. کساني هم که در راس نشسته اند، تخصصي برخورد نمي کنند. قرار نيست اين حرف ها را نزنيم، قرار نيست اگر اشکالي ديديم، نگوييم.

-اما سيستم سازمان اين است که هر کس حرف بزند جلويش مي ايستد؛ از شوخي فيروز کريمي تا حرف هاي علي کريمي...

ببينيد، فيروز يکدفعه از قرارداد بستن محروم مي شود، آقاي فردوسي پور برنامه اش تا قطع شدن جلو مي رود، بعضي از روزنامه ها بايکوت مي شوند، چند روزنامه براي فحاشي خريده مي شوند، عملاً بيخودي فحش مي دهند، فقط براي اينکه شخصيت تخريب کنند يا بعضي از آدم ها را مي خرند. بروند به فلاني فحش بدهند و پاداش شان هم اين است. اين سيستم هم التماس دعا غمي خنددف ما اعتقاد داريم اگر آقايان حرف شان اين است که ما اشتباه مي کنيم، حاضريم در هر روزنامه يي که آقايان قبول دارند، مناظره کنيم.

-به هرحال علي آبادي نشان داده چندان اهل پاسخگويي نيست و خيلي وقت است از کنفرانس مطبوعاتي اش مي گذرد. نظرتان درباره مديريت علي آبادي در اين سه سال و نيم چيست؟

مشکلي که علي آبادي در ابتدا با آن مواجه بود اين بود که سيستمي که منصوبش کرده بود حمايتش نمي کرد. شخص علي آبادي مديري قوي است، اگر او الان وزير راه بشود پوئن دارد، وزير مسکن بشود پوئن دارد اما ورزش جاي ديگري است. ورزش هنجار زيباي اجتماعي است، در اينجا عواطف هم کار مي کند، مردم حق دارند مستقيماً نظرشان را بگويند، قضاوت مي کنند، ورزش هميشه روي آنتن است. شما ببينيد ما در بخش صنعت چقدر هزينه مي کنيم و چند نشريه داريم؟ در بخش ورزش هم مقايسه کنيد، براي مردم، ورزش روزمرگي شان است، هضمش مي کنند، دوستش دارند. اينجا مردم دخيلند. مديراني بايد بيايند که سياست داشته باشند، محبوب باشند، بيايند و مديريت کنند، هدايت کنند، پاي مطالبي که مي گويند بايستند و شعار ندهند و خطي و سياسي هم برخورد نکنند. فعلاً هم چنين فردي پيدا نمي شود.

-علي آبادي اعتقاد دارد دولت هاي قبلي کار شاخصي نداشتند و چندان مديريت آنها را قبول ندارد.

خب براي خودش را قبول دارد؟ خيلي ها مديريت ايشان را قبول ندارند. حکم ايشان که حکم حکميت نيست؛ نظرشان است. خيلي ها نظرشان اين است که مديريت ايشان ضعيف است. وقتي حرف کارشناسي زده نمي شود مديريت مفهوم پيدا نمي کند.

-عرصه هم براي حرف مديريتي به وجود نمي آيد.

براي اينکه کارنامه نمي دهيم. ما که نبايد خودمان را در مقابل آدم ها قرار دهيم، بايد مقابل برنامه قرار بدهيم. چون برنامه و کارنامه وجود ندارد مجبوريم مقابل علي آبادي بايستيم درحالي که علي آبادي يک فرد است، او که نمي خواهد خيانت کند.

-حالا عملکرد فدراسيون فوتبال را چقدر مستقل از سازمان مي بينيد؟

فدراسيون فعلي به نظر من کارشناسي ترين فدراسيون ادوار مختلف است اما گيرش فقط رياست فدراسيون است. بارها گفتم اگر بخواهيم شخص کفاشيان را بررسي کنيم، شخص خوبي است اما اين شخص خوب براي فدراسيون فوتبال غريبه است. ما از بد حادثه و آمرانه به کفاشيان راي داديم ولي مي دانستيم که قرار است ايشان کوتاه مدت انتخاب شوند، حالا به هر حال رد شد ديگر...

-حتي گزينه جايگزينش را هم گفته بودند؟

نه.

-فقط گفتند کوتاه مدت...

ما فکر مي کرديم وقتي علي آبادي آن حرف را زد اتفاق بعدي اش را ديده و قرار است از فوتبالي ها براي سيستم آدم بياورد. بحث کفاشيان نبود اما بحث اين بود که ايشان بروند در کميته ملي المپيک مسووليت بگيرند و فوتبال را بگذارند کنار، اما هم آن را گرفت و هم اين را. الحمدلله خيرات است ديگر غمي خنددف اگر فدراسيون صفايي را بررسي کنيم، مي بينيم فدراسيون او به خاطر مديريت خودش نمره دارد. در زمان دادکان رئيس فدراسيون ما تخصصي بود که جزء فدراسيون هاي قابل قبول هستند. در زمان کفاشيان، پيکره خوب است اما رئيس فدراسيون ضعيف است، دقيقاً عکس آن دوتا.

-اما سيستم دروني فدراسيون فوتبال هم مشکل دارد و تقريباً فسيل شده است.

يکسري آدم ها هستند که در فدراسيون رسوب کردند، اينها زحمت بسياري براي فوتبال ايران کشيدند. اما امثال علي کاظمي، آلبرت، نبي، نکوفکر و عنايت که به او برخورده گفتيم بالاي چشمش ابرو است اما آدم سالمي است منتها با گردن کلفتي حرف مي زند که به او گفتند اين طوري حرف بزن، اينها بايد بروند. اينکه سازمان ليگ دستخوش حوادث تيم ملي بشود را قبول ندارم.

-اينها همان استقلالي است که زير سوال رفته چون دستور از بالاست.

به هر حال هست ديگر...

-اما بايد بپذيريم که عابديني هم در اين بازي شريک است چون حرف علي آبادي را قبول کرده که قرار است کفاشيان بيايد و زود کنار برود. در اين انتخابات فرمايشي هم شرکت کرد.

ببينيد، نه. ما بايد صداقت رفتاري همديگر را قبول کنيم. زماني است که فوتبال ما از بيرون مرزها ضربه مي خورد...

-اما ضربه بزرگ تر از درون مرزها بود که تا تعليق هم ما را جلو برد.

اگر فوتبال ما تعليق مي شد خوب بود؟

-مگر تعليق نشديم براي رفتار همين علي آبادي؟

در حال خراب تر شدن اوضاع بود.

-بدتر از تعليق چه بود؟

به جايي مي رسيديم که ديگر کاري نمي توانستيم بکنيم.

-اما همه چيز کنترل شد، آن هم با دخالت صفايي. اصلاً سازمان کاره يي نبود اين وسط...

غآگاهانه مسير بحث را تغيير مي دهد.ف اگر با کفاشيان به انتخابات نمي رسيديم فوتبال تعليق مي شد. تمام جامعه فوتبال نگران شد.

-اما آقاي علي آبادي مي گفت من از انتخابات کنار نمي روم. به نظر شما خارج از مرزها دخالت کردند؟ شما هم به همه چيز تن داديد.

غسکوتف... عرضم اين است که ما دغدغه تعليق داشتيم آن وقت جامعه فوتبال کمک کرد تا اين جريان به وجود نيايد...

-من نظرم اين است که آقاي عابديني در چارچوب فکري اش بايد دخالت را مي پذيرفت حالا هم بايد تقاص پس بدهد و مشکلي هم اگر هست بايد به گردن بگيرد.

نه، ما اصلاً راهي نداشتيم.

-الان راهي داريد؟

آقاي علي آبادي کنار رفت و کسي ديگر هم نبود در نتيجه کفاشيان انتخاب شد که به ما گفتند قرار است برود.

-به هر حال انتخابات را به هر شکلي برگزار کرديد.

به خاطر اينکه انتخابات عملاً در ثبت نام دو مرحله يي شد. مرحله اول با حضور علي آبادي و آجورلو برگزار شد که روي حضور علي آبادي مساله شد. در نتيجه انتخابات به مرحله بعدي رسيد. ثبت نام را هم تغيير دادند و اين بار آجورلو گفت نمي آيد چون مي دانست گرفتن 10امضا ممکن نبود. مي دانست که دوباره نمي تواند 10راي بياورد چون لابي شده بود تا اين کار انجام نشود. دو نفر ماندند که شهنازي خودش گفت به من گفتند کنار بروم و کفاشيان بماند.

-به شما هم گفته بودند به چه کسي راي بدهيد؟

نه، اصلاً کسي نمانده بود.

-براي هيات رئيسه چطور؟

نه، طبيعي است که به من نگويند، ضمن اينکه افراد باقيمانده احتياجي به سفارش نداشتند.

-اين موضوع که گفتيد به شما گفتند کفاشيان خيلي زود برکنار مي شود، چطور؟

اين چيزي بود که به من در جلسه يي که با اعضاي سازمان داشتم گفتند. گفتيم حالا فقط يک نفر بيشتر کانديدا نيست، اين راي مي آورد و اين کاره نيست، آقايان نظرشان اين بود دوره يي که حالا فيفا در مقابل ما ايستاده را بايد بگذرانيم و در انتخابات آينده که حداکثر تا يک سال مي تواند باشد، تغيير خواهد کرد.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...