گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز ايران
جام جم
«پروژه مظلومنمايي!» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم بيژن مقدم است كه در آن ميخوانيد:
انتخابات هر چه به روزهاي اصلي خود نزديكتر ميشود، علاوه بر شور و هيجان انتخاباتي كه لازمه مشاركت مردم و گروههاست، به آفاتي هم گرفتار ميشود.
تخريب نامزدها و گروهها، استفاده از امكانات غيرقانوني، تبليغات زودرس و خارج از استانداردهاي تعيين شده در قانون و... از جمله اين آفات است....
آفتاب يزد
روزنامه آفتاب يزد در سرمقالهاي با عنوان «تنها عقلاي جهان!» آورده است:
اگر از شما بخواهند دولت نهم را توصيف كنيد، كدام صفت اين دولت را برجسته تر از ساير ويژگيهاي آن خواهيد دانست؟ احتمالاً اكثريتي از مردم، به پاسخهاي مشتركي در اين مورد ميرسند كه متاثر از دستاوردها و پيامدهاي عملكرد اين دولت در 5/3 سال گذشته است. عدهاي از مردم نيز بر اساس سلايق و علايق خود بـه تـوصـيـف دولـت خواهند پرداخت. در اين ميان، تـوصـيـف اعــضــــاي دولــت نـهـم از خــود،مـي تـوانـد براي بسياري از افراد جذاب باشد:
قادر بـه تـصـميم گيريهاي يك شبه نسبت به موضوعاتي كه قبلاً چند سال وقت صرف تعيين تكليف آنهـا ميشـد، پاك دست ترين دولت ايران، قانونمدارترين دولت، مهرورزترين دولت، پركارترين دولت و احتمالاً دهها و صدها» ترين« ديگر. از سوي ديگر مسئولان دولت نهم - كه قريب به اتفاق آنها مسئوليتهاي كوچك و بزرگ در دولتهاي قبلي داشتهاند- گاه براي متفاوت نشان دادن خود، صفتهايي را به دولتهاي پيشين نسبت ميدهند: كساني كه برنامه چهارم را بر اساس ديدگاهها و منافع خود و اطرافيان تنظيم كردهاند، افرادي كه نگاه به آن طرف مرزها دارند، مديراني كه حداكثر چهار تا پنج ساعت در شبانهروز كار ميكردند، سياست پيشگان منفعل، رانت خواران و...
كيهان
«احضار روح در انتخابات» يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
4، 5سال پيش وقتي جک استراو وزير خارجه وقت انگليس به همراه دو همتاي اروپايي ديگر موفق ميشد رضايت ايران براي تعليق فعاليتهاي اتمي را جلب کند و يک بهک بر دامنه تعليقها- حتي مراحل قبل از غني سازي- بيفزايد، هرگز خيال نميکرد بعدها کار به آنجا بکشد که مجبور شود دولتمردان انگليسي را به خاطر 200سال باج خواهي از ملت ايران سرزنش کند. وزراي خارجه اروپايي و کاندوليزا رايس وزير خارجه آمريکا که به تدريج مستقيما در چالش هسته اي ايران درگير شدند، در آن روزگار تعليقها را بي هيچ امتياز دادني يک بهک بر دولت وقت ايران ميقبولاندند و احتمالا در مذاکره پشت پرده، آخر اين خط را چنين برآورد کرده بودند که تاسيسات اتمي ايران را بار ميزنند و با کشتي ميبرند، کاري که با ليبي کردند!
ميز بازي و مذاکره چيده شده حرف نداشت! قدرتها در اين ميز شطرنجي که «تهديد» ، طول و «نشان دادن در باغ سبز» (تطميع) عرض آن بود با حرکاتي پيوسته و پيچيده به طرف ايراني «کيش» ميدادند و چون روند بازي يک طرفه چيده شده بود، حرکتهاي انفعالي، با دادن امتيازهاي جديد و در عين حال تنگ تر شدن عرصه (و نه گشايش) همراه ميشد. اين ميز مذاکره اگرچه بهانه اش چالش هسته اي بود، اما وسعتي به بزرگي مشکلات غرب در خاورميانه بزرگ داشت. گويا آمريکا و غرب براي اولين بار توانسته بودند «خم» ايران را به دست بگيرند و با حرکتها و تاکتيکهاي مداوم امتياز بستانند و سوداي ضربه فني را نيز در سر بپرورانند. امثال آقاي استراو آن روزها ضرورتي نميديدند به ملامت خويش بپردازند چرا که نه فقط دولت ايران را منفعل و متحير مييافتند بلکه مجلسي را پشت سر اين دولت مشاهده ميکردند که شاکله اصلي آن «ساز اجنبي» ميزد. بنابراين وقتي طرف ايراني به عنوان مثال ميگفت ما نميتوانيم تن به پروتکل الحاقي بدهيم، مذاکره کننده اروپايي پوزخند ميزد و به طعنه ميگفت «بلوف نزنيد! ما خبر داريم که در پارلمان شما طرح 3فوريتي لزوم اجراي پروتکل الحاقي در حال پيگيري است.»
اعتماد ملي
روزنامه اعتماد ملي در سرمقالهاي با عنوان «شنود اشباح» آورده است:
در داستان مخالفت سيدحسن مدرس با قرارداد 1919 نكته ظريفي نقل كردهاند، وقتي از مدرس سوال كردند چرا اينقدر با قرارداد مذكور مشكل دارد، پاسخ داد، مشكل من بند اول آن است. اينكه آمده است، انگلستان استقلال و تماميت ارضي ايران را به رسميت ميشناسد!
اينكه انگلستان كتبا چنين اعترافي ميكند، معلوم است نقشهاي براي استقلال ايران كشيده است. حال حكايت اصلاحطلبان و روزنامه كيهان است. سوابق اين روزنامه در عصر مديريت اخير آن مشحون از اين رفتارهاي شگفتآور است. اينكه كيهان به سرنوشت اصلاحطلبان و مواضع جناب كروبي حساس شده و گاه و بيگاه به تحريف و انعكاس وارونه آن مبادرت ميكند، نشان علاقه به كروبي نيست، بلكه احساس خطري است كه از ناحيه ايشان ميكنند. كيهان خود بهتر ميداند هر كه به آن منتسب شود، خودبهخود مورد حساسيت جامعه قرار خواهد گرفت....
جمهوري اسلامي
«سفر تاريخ ساز» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
سفر 6 روزه آيت اللههاشمي رفسنجاني به عراق نقطه عطف مهمي در روابط دو كشور ايران و عراق محسوب ميشود. درباره اين سفر مطالب زيادي وجود دارد كه قطعا به تدريج در قالب مقالات عكسها فيلمها سخنرانيها اظهارنظرها و تحليلها ابراز خواهند شد اما اگر بخواهيم فشرده اين مطالب را در يك جمع بندي كلي مطرح نمائيم اين چند نكته را بايد مورد نظر قرار دهيم.
1 ـ اين يك سفر معمولي از قبيل رفت و آمدهاي سياسي دولتمردان كشورها نبود. همانطور كه سردبيران تعدادي از روزنامههاي عراقي نوشتند در اين سفر كسي كه در برابر جنگ 8 ساله تحميلي صدام و حزب بعث بر ايران جبهه ايراني جنگ را فرماندهي كردند رئيس جمهور عراق زير پاي او فرش قرمز پهن كرده و با نواختن سرود جمهوري اسلامي در كاخ رياست جمهوري بغداد از او رسما استقبال ميكند و از صدام ديكتاتور هيچ خبري نيست....
دنياي اقتصاد
روزنامه دنياي اقتصاد در سرمقالهاي با عنوان «درباره پيشبيني نرخ ارز» به قلم مهدي نصرتي نوشته است:
ارزش دلار در برابر ريال از زمان يكسانسازي نرخ ارز در سال 81 تاكنون، به طور متوسط، سالانه 3درصد رشد داشته است.
اين در حالي است كه طي اين مدت متوسط نرخ تورم داخلي بين 15 تا 20درصد در سال بوده است كه در مقايسه با تورم حدود 3درصدي در اقتصاد آمريكا و جهان، 12 تا 17درصد اختلاف را نشان ميدهد. طبق نظريه «ارزش واقعي ارز» انتظار بر اين بوده است كه نرخ دلار به اندازه همين اختلاف رشد كند، اما اين اتفاق در سالهاي اخير رخ ندادهاست. بنابراين طبق اين نظريه، پتانسيل زيادي براي افزايش نرخ ارز وجود دارد. سه عامل بالقوه وجود دارد كه ممكن است باعث آزاد شدن اين پتانسيل گردد:
اولا، ثبات نرخ ارز در سالهاي اخير موجب تشديد بيماري هلندي در كشور شدهاست كه علاوه بر اثرات نامطلوب جانبي همچون افزايش شديد قيمت مسكن، موجب كاهش قابل ملاحظه در توان رقابتي صادرات كشور گرديده است. بنابراين براي تقويت توان رقابتي در صادرات كشور افزايش نرخ ارز ضروري به نظر ميرسد....
سرمايه
«سال دشوار 88 » عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم محمد خوشچهره است كه در آن ميخوانيد:
روز گذشته همزمان با اعلام رسمي نرخ 9/25 درصدي براي شاخص تورم 12ماهه منتهي به بهمن ماه 87 از سوي بانک مرکزي، مقطع حساس بررسي لايحه بودجه 1388 کل کشور نيز در صحن علني مجلس آغاز شد و کليات آن هم تا عصر ديروز به تصويب نمايندگان مجلس رسيد.
همچنين در همين راستا طي روزهاي گذشته کليات لايحه هدفمند کردن يارانهها از تصويب نمايندگان مجلس گذشت که مهم ترين فراز آن تصويب بخش پرداخت نقدي يارانهها به مردم (به ميزان 22 هزار تومان در ماه) است و طبق اعلام رسمي مسئولان از تيرماه به اجرا درخواهد آمد. به اين ترتيب مجموعه اين اخبار و رويدادهاي مهم قطعاً موجب مطرح شدن اظهارنظرها و پرسشهاي گوناگوني در اذهان و به ويژه بين کارشناسان و مسئولان و دست اندرکاران نظام تصميم گيري و اجرايي کشور ميشود که نقطه عطف اين پرسشها، وضعيت اقتصادي کشور در سال آينده و به طور مشخص تر، ميزان تورم احتمالي در ماههاي آتي است. در اين خصوص اما آنچه که قطعي مينمايد آن است که به طور حتم سال آينده شرايط رکود تورمي بر فضاي کشور حاکم خواهد بود و وقوع اين اتفاق، سياستگذاريهاي کلان اقتصادي را براي متوليان امر مشکل ميسازد. اين موضوع، کليت جريان است که با توجه به اوضاع بخش مسکن، کاهش شديد درآمدهاي نفتي کشور و به تبع آن کاهش سطح درآمدهاي دولت قطعي و حتمي به نظر ميرسد و همه اين مسائل بيانگر آن است که در سال آينده ما وضعيت سختي خواهيم داشت....
اعتماد
روزنامه اعتماد در سرمقالهاي با عنوان «گروههاي هدف دولت نهم کدامند؛ بخت محمود» به قلم سيد اميرحسين مهدوي نوشت:
مگر مصوبات عمراني سفرهاي استاني دستاوردي مهم يا شايد مهم ترين نقطه عملکرد دولت نيست؟ (آيا کانون منازعه هر ساله دولت و مجلس چيزي جز تمايل دولت به بسط بودجههاي عمراني است؟) تبديل کشور به کارگاهي بزرگ از شعارهاي کدام يک از مسئولان بود؟ اگر هست پس چرا هيچ کدام تصوير محمود احمدي نژاد را با کلنگ و قيچي در حال احداث و افتتاح بهاد نداريم. چرا رئيس جمهور برخلاف اسلاف خود علاقهي به حضور در پروژههاي صنعتي و به رخ کشيدن آباداني کشور ندارد؟ چه حتي در معدود دفعات حضور در سايتهاي صنعتي هم ترجيح او همنشيني با کارگران بود و مواجهه اش با پيمانکاران هم دليلي جز تنبيه براي تاخير در پرداخت دستمزد نداشت.
چگونه است که وقتي از پس سه روحاني يک دکتراي مهندسي عمران به رياست جمهوري ميرسد به جاي اشتياق نسبت به همنشيني با مهندسان و قدم زدن در سولههاي صنعتي و عبور از کلاف لولههاي پالايشگاه ترجيح ميدهد از فقيرترين مردم نامه دريافت کند و براي فرودستترين آنها عروسک و دوچرخه ارسال کند؟...



