صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

حاج رضوان؛ از طلوع تا عروج

گزارشي كوتاه از زندگينامه شهيد مغنيه
کد خبر: ۳۹۸۵۴
| |
7805 بازدید
عماد مغنيه مردي بود كه مي‌دانست، نمي تواند علني وارد جامعه بشود، مگر بعد از شهادتش. او همچنين مي‌دانست كه جزئيات عملكرد خود را بايد براي هميشه در سينه خود نگاه دارد. وي كسي بود كه مي‌گفت بايد از خيانت ترسيد ولي از مرگ يا جنگ رو در رو نبايد ترسيد.

دوران رشد
جنگ داخلي شروع شده بود. در آن زمان عماد مغنيه، 14 ساله شده بود. وي در آن موقع در محله شياح در حومه بيروت زندگی می‌کرد. در آن زمان محله شياح، شيعياني كه از محله‌هاي نبعه و كرنتينا اخراج شده بودند را مورد استقبال قرار داده بود. وي مسائل ديني را از مادرش فرا گرفته بود و خيلي زود اين مفاهيم در روح وي نفوذ كرد و برخلاف هم سن و سال‌هاي خود، وي با هم‌رزماني حشر و نشر داشت كه خيلي بزرگ‌تر از وي بودند.

وي در آن موقع برخلاف جو موجود، از انديشه‌هاي چپي تاثير نپذيرفت. در آن موقع، تنها راه براي مبارزه با رژيم اشغالگر و ظالم اسرائيل، ملحق شدن به مقاومت فلسطيني بود كه در مناطق مرزي جنوب لبنان عليه اسرائيل عمليات انجام مي‌داد. اين وضعيت ادامه يافت تا زماني كه انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني پيروز شد.

در سال 1978 اسرائيل اولين هجوم زميني خود را به لبنان آغاز كرد و عماد مغنيه در سايه گروه‌هاي مقاومت فلسطيني كه در كنار مرزها متمركز شده بودند، به مبارزه با رژيم اشغالگر پرداخت. ورود وي به میان گروه‌هاي فلسطيني بدون هيچ اهداف سياسي رايج در آن دوره بود و تنها هدفي كه دنبال مي‌كرد، مبارزه با اشغالگران بود. به عبارتي ديگر آرمان فلسطين تنها موضوعي بود كه پيوستن عماد مغنيه به گروه‌هاي مقاومت را توجيه مي‌كرد.

حمله اسرائيل به جنوب لبنان باعث شد بسياري از پرده‌هاي شك و شبهه دريده شود و بسياري از گروه‌ها عليه اسرائيل جبهه‌بندي كنند كه بسياري از اين درگيري‌ها به صورت خودجوش و مستقل صورت گرفت و تنها بخشي از آن در سايه احزاب و گروه‌هاي مدعي مشهور فلسطيني و چپي بود. خيلي از اين عمليات‌ها توسط جوانان مسلمان شيعي صورت مي‌گرفت كه در پوشش جنبش فتح عليه اسرائيل ولي بدون هماهنگي با مافوق صورت مي‌گرفت.
در اين راستا بود كه عماد مغنيه به همراه تعدادي از جوان مذهبي، در منطقه خلده قبل از شهر بيروت با نيروهاي اسرائيل درگير شدند. حاج عماد جراحت‌هاي مختصري را در اين درگيري‌ها برداشت ولي همين درگيري‌هاي جدي، در بسيار با بركتي را به روي وي باز كرد كه تا آخرين روز حياتش به روي وي باز بود.

در آن روزها حزب‌الله از لحاظ تشكيلاتي به شكل حزب منظمي در نيامده بود؛ ولي عمليات‌هاي افراد آن، بدون اينكه آن را اعلام كنند، شروع شده بود. بخصوص در سايه آموزش‌هایي كه سپاه پاسداران ايران در بعلبك آغاز كرده بود و پايه‌هاي فعاليت‌هاي تشكيلاتي و منظم را آغاز كرده بودند. بايد گفت كه ويژگي‌هاي امنيتي و نظامي حاج عماد مغنيه از همان زمان، توجه همگان را جلب كرده بود. در زماني كه اسرائيل بيشتر مناطق جنوب لبنان را اشغال كرده بود، وي به انجام عمليات‌هاي تعيين‌كننده توجه داشت كه كتاب عمليات‌هاي مقاومت اسلامي را آغاز مي‌كرد.

در اين راستا اولين عمليات، عمليات شهيد احمد قصير بود كه آغازگر عمليات‌هاي شهادت‌طلبانه بود. وي از جوانان مؤمن و با اعتقادي بود كه حاج عماد برنامه‌ريزي و تهيه مقدمات و لوازم عمليات شهادت‌طلبانه وي را برعهده گرفته بود. اين عمليات شهادت‌طلبانه در سال 1985 رخ داد و مركز فرماندهي نيروهاي اسرائيلي در جنوب را هدف قرار داد و بيشترين تعداد تلفات از بين سرباز اسرائيلي را تا آن لحظه در يك عمليات از دشمن گرفت.

در آن روز عماد مغنيه عمليات‌هايي از نوع ديگر را دنبال مي‌كرد. عمليات‌هایي كه برنامه‌ريزي دقيق و هوشمندانه داشت. وي گروه‌هاي خبره و زبده‌اي را تشكيل مي‌داد كه بدون اعلان از هويت خود اقدام به عمليات مي‌كردند و از آنجا كه ناشناخته عمل مي‌كرد، دشمن فكر مي‌كرد كه گروه‌هاي فلسطيني مسئول اين عمليات‌ها هستند و در نتيجه براي مدت‌ها اين نيروهاي داخلي از تعقيب اسرائيلي‌ها راحت بودند. در ميان اين افراد، فعالاني از گروه‌هاي حزب دعوه شاخه لبنان، جنبش امل و گروه‌هاي نزديك به مدرسه فكري شهيد مطهري شركت داشتند كه توسط سپاه پاسداران آموزش ديده مي‌شدند. در آن روزها سيد حسن نصرالله در دره بقاع براي هماهنگي بين نيروهاي مقاومت فعاليت مي‌كرد و در همانجا بود كه با حاج عماد نيز آشنا شد.
همه كساني كه از نزديك با حاج عماد مغنيه آشنايي داشتند، اراده، تصميم‌گيري و مديريت وي را ستودند. شنيدن آراء مختلف، بررسي ديدگاه‌هاي مخالف و يا كه راه‌حل‌هاي كه مي‌تواند از ديدگاه‌هاي ديگران استنتاج شود از ويژگي‌هاي حاج عماد بود. وي دقت، احتياط و اعتماد متوازن نسبت به كساني داشت كه قرار بود به آنها مسئوليتي واگذار کند.

در سال‌هاي 1982 اسرائيل عقب‌نشيني خود را از مناطق گسترده‌اي كه در لبنان اشغال كرده بود، آغاز كرد و در سال 1985 اين منطقه اشغالي به يك كمربند امنيتي محدود شد. حاج عماد با مديريت ده‌ها جواني كه همراه وي بودند، توانست عمليات نظامي را عليه پايگاه‌هاي اسرائيلي كه در اطراف اين كمربند امنيتي ايجاد شده بودند، تاسيس نمايد. در اين راستا وي بين مناطق اشغال شده و حومه بيروت و بقاع براي انجام انواع هماهنگي‌ها رفت و آمد مي‌كرد و در اين زمان برنامه‌ريزي و تهيه مقدمات مطلوب براي خيلي از اين عمليات‌ها را خود شخصا بر عهده گرفته بود. وي توانست عنصر امنيتي و غافلگيري را بر جنبه نظامي عمليات‌ها چيره نمايد، اما بعد از مدتي رفت و آمد بخاطر ملاحظات امنيتي دشوار شد و دامنه عمليات‌ها از گسترش بيشتري برخوردار شد.

وي در آن زمان نيروهاي چند مليتي را نيز از دايره حملات خود خارج نساخت. نيروهایي كه به بمباران بيروت و منطقه جبل لبنان پرداختند و براي حمايت از نيروهاي اسرائيلي، نيروهاي خود را در لبنان نيز پياده كرده بودند. در اين راستا حاج عماد توانست تجربيات و امكاناتي كه از گروه‌هاي مقاومت فلسطيني در جنوب لبنان برجاي مانده بود را عليه دشمنان بكار بگيرد. وي استراتژي نظامي داشت كه قائل به انجام حملات ويژه و غير منتظره علیه دشمن بود و اين دكترين را به نحو خاصي عليه اسرائيل اجرا مي‌كرد كه به آنها نشان دهد كه نيرویي وجود دارد كه مي‌تواند ضربات دردناكي به آنها وارد نمايد و در عين حال اين نيرو از تداوم زيادي برخوردار است، به طوري كه بتواند جنگ فرسايشي طولاني مدتي با دشمن داشته باشد.
در سال 1983 حاج عماد و دوستانش توانستند يك سرباز اسرائيلي را در منطقه سعديات به اسارت بگيرند كه اين اولين عمليات اسارت‌گيري بود، ولي به دنبال درگير شدن اين سرباز با يكي از افراد مقاومت به وي تيراندازي شد و در نتيجه اين سرباز اسرائيلي كشته مي‌شود.
عماد بيست و چند ساله خيلي زود در زمينه‌هاي امنيتي و نظامي رشد كرد و روز به روز در اين زمينه‌ها شاخص شد و هر چه نام وي در رسانه‌ها بيشتر مطرح مي‌شد، وي بيشتر از رسانه‌ها دور مي‌شد، تا آنجا كه به يك شبح تبديل شد. بعدها با توجه به ضرورت استفاده از تجارب وي، دوباره به صحنه جامعه بازگشت ولي اين بار با نام حاج رضوان بود.

در بهار 1999، ايهود باراك بيان داشت كه دولت اسرائيل تصميم دارد طي يك سال نيروهاي خود را از لبنان بيرون بكشد. اسرائيل با حمايت بين‌المللي تلاش كرد اين عقب‌نشيني را يك پيروزي جلوه بدهد. شواهد و قرائن نيز نشان مي‌داد كه اسرائيل تصميم دارد اين كار را عملي كند، ولي آنها به دنبال اين بودند كه مزدوران لحد را جايگزين خود كرده و مسئوليت اين منطقه را به آنها واگذار كرده و بدين وسيله واقعيت جديدي را بر مقاومت تحميل كنند. آنها برنامه‌هایي در سر داشتند و مقاومت نيز براي شرایط مختلف برنامه‌ريزي مي‌كرد.

در آن زمان حاج عماد بعنوان فرمانده بخش نظامي حزب انتخاب شده بود. وي در كنار مسئوليت‌هاي نظامي قبل از گسترده شدن حزب‌الله و سپس مسئوليت‌هاي امنيتي مختلف بعد از بزرگ شدن حزب‌الله، اين مسئوليت را نيز برعهده گرفت و مي‌بايستي خيلي زود برنامه‌هایي براي مقابله با اقدامات آينده اسرائيل اتخاذ مي‌شد. وي خوب مي‌دانست كه عقب‌نشيني ارتش اسرائيل، به معناي استراحت و وقت سستي و خمودي نیست؛ بلكه بايد مقاومت طي اين مدت براي تعقيب آخرين سرباز اسرائيلي تا مرز برنامه‌ريزي مي‌كرد و نبايد اجازه ‌می‌داد مزدوران لحد يك روز هم اين سرزمين‌ها را در كنترل خود داشته و بتوانند جايگاه خود را تثبيت كنند.
مقاومت، بعد از بررسي‌هاي مختلف تصميم گرفت اگر عقب‌نشيني تا ماه مي‌صورت بگيرد، يك حمله سرتاسري را طي چند ماه تدارك ديده و در ماه ژوئن با حمله به همه پايگاه‌هاي آنطوان لحد، اين نيروها نيز كنترل منطقه را از دست بدهند و اقدام به فرار نمايند. ديدگاه‌هاي مختلفي در مورد عملكرد نيروهاي انطوان لحد مطرح شد. در آن زمان سيد حسن نصرالله، پيامي از طريق وي به فرماندهان ارسال داشت كه تحت هر شرايطي از تعدي به مزدوران غير مسلح و خانواده‌هاي آنها بايد خودداري نمود. اين پيام در چند روستاي مسيحي‌نشين حاشيه مرز از حساسيت بسيار بيشتري برخوردار بود.

اما با آغاز عقب‌نشيني نيروهاي اشغالگر اسرائيلي در 20 مي 2000، مشخص شد خدا برنامه راحت‌تري براي اين پيروزي چيده است. اطلاعات واصله نشان داد كه نيروهاي اسرائيلي از منطقه قنطره و طيبه عقب‌نشيني كرده‌اند و خانواده‌ها با شنيدن اين اخبار، بدون توجه به حضور نيروهاي انطوان لحد، به سمت روستاها و خانه‌هاي خود در منطقه كمربند اشغالي حركت كردند و البته افراد مقاومت نيز براي خنثي كردن هر گونه تلاش اين نيروها، با نيروي مردمي همراه بودند و تمام مزدوراني كه خود را تسليم مي‌كردند توسط افراد مقاومت براي بازجويي منتقل مي‌شدند. تعداد زيادي از مزدوران خود را تسليم كرده و برخي از آنها به اسرائيل پناهنده شدند.

حاج عماد اولين كسي بود كه با ماشينش به پادگان مرجعيون و سپس به بازداشتگاه خيام رسيد. به دنبال اين پيشروي خودجوش مردم بود كه همه كمربند امنيتي از ناقوره تا اطراف شبعا آزاد شد. حاج عماد به دنبال آن به طور مستقيم مسئله جمع‌آوري غنايم و مهمات و تجهيزات نظامي و غير نظامي برجاي مانده از دشمن را برعهده گرفت. در اين راستا خيلي زود نحوه استقرار نيروهاي مقاومت در منطقه آزاد شده را تعيين كرده و گروهي را مسئول منفجر نمودن استحكامات پايگاه‌هاي اسرائيلي تخليه شده نمود تا بعدها مورد استفاده ارتش اسرائيل قرار نگيرد. اين ماموريت‌هاي حساس طي دو هفته اجرا شده بود و مقاومت براي اولين بار بر مسئله خطوط دفاعي فعاليت مي‌كرد، ولي نيروهاي موجود در مزارع شبعا علاوه بر اين بايد ماموريت‌هاي هجومي خود را نيز تكميل مي‌كردند؛ زيرا اين منطقه هنوز تحت اشغال نيروهاي اسرائيل بود و از آنجا كه اسرائيلي‌ها از آزادي اسراي لبناني خودداري مي‌كردند و مقاومت مي‌بايستي براي آزادي آنها تلاش مي‌كرد، بدين جهت از همان لحظات اول استقرار اين نيروها، وي در فكر به اسارت گرفتن اسراي اسرائيلي در اين منطقه در اشغال مانده بود. تلاش‌هاي متعددي طي دو سال صورت گرفت ولي تعدادي شهيد بر جاي ماند.

از سويي ديگر، فراموش نكنيم كه مقاومت طي شش سال بعد از آزادي سرزمين‌هاي اشغال شده، بزرگ‌ترين برنامه براي گسترش مقاومت را به اجرا در آورد كه طي آن تعداد هزاران رزمنده آموزش‌هاي نظامي مختلف ديده و به پاسداري از مرز مشغول شدند و توانستند سلاح‌هاي مختلفي را وارد صحنه معركه نمايند كه از آن جمله نيروي موشكي حزب‌الله بود كه وظيفه نظامي خاصي داشته و عمق جبهه داخلي دشمن را هدف قرار مي‌داد و در مقابله به مثل عليه دشمن مؤثر بود. نظر حاج عماد در اين راستا این بود که مي‌بايستي براي اين منظور تونل‌ها و سنگرهاي نظامي خاصي حفر مي‌شد. ده‌ها نقطه ديدباني علني و غير علني در طول مرز ايجاد شد كه نفس زدن‌هاي سربازان اسرائيلي را نيز مد نظر داشت. وي همزمان بايد دستگاه اطلاعاتي را نيز كنترل مي‌كرد كه شايد در آينده نزديك نيز نتوان از كارآمدي و موفقيت‌هاي آن سخن گفت.

در سايه همه اين تلاش‌ها بود كه مقاومت در پاييز 2000 اقدام به انجام عمليات گرفتن اسير نمود و چهار سال بعد يعني در 2004 دشمن اشغالگر اسرائيلي را مجبور نمود كه تعداد زيادي از اسراي لبناني و غير لبناني را آزاد نمايد؛ ولي ارتش اسرائيل اصرار نمود كه تعدادي از اسرا را در زندان‌هاي خود باقي نگاه دارد. بدين جهت در ژوئن 2006 طي عمليات «وعده صادق» مقاومت توانست عمليات گرفتن اسير ديگري را براي آزادسازي بقيه اسرا به اجرا در آورد كه اسرائيل مجبور شد در جواب اين عمليات، حمله نظامي را كه قرار بود در تابستان به صورت ناگهاني اجرا كند، بدون برنامه پيش انداخته و بزرگ‌ترين حمله خود را علیه لبنان آغاز نمايد كه البته نتايج آن جنگ بر هيچكس پوشيده نيست و برخي از آن را مي‌توان در گزارش وينوگراد ديد.
بعد از پايان گرفتن جنگ، علاوه بر بازسازي مناطق جنگ‌زده ، حاج عماد مي‌بايستي در اسرع وقت امكانات نظامي خود را بازسازي مي‌كرد. بدين جهت به سرعت دست به كار شد تا آنجا كه خود گفته بود ما در اين شش ماه به اندازه‌اي براي جمع‌آوري تداركات نظامي، فعاليت نموديم كه در شش سال قبل از جنگ، اقدام نکرده بوديم.

تنها 9 ماه پس از جنگ 2006، حاج عماد مي‌توانست در كم‌ترين زمان، هزاران رزمنده را به حالت آماده‌باش در آورد و يگان موشكي نيز كه كارآيي خود را در جنگ نشان داد، خيلي زود و به شدت توسعه يافت، به نحوي كه سيد حسن نصرالله با اطمينان زياد از اين توان سخن گفت.
علاوه بر اين موضوع، ده‌ها كميته تشكيل شد تا خسارت‌هاي وارده به منازل و باغ‌ها را محاسبه كرده و خسارت‌هاي وارده را به شهروندان جبران كنند. اصولا مي‌توان گفت كه از 15 آگوست 2006 تا 12 فوريه 2008 حاج عماد استراحت كافي نداشت. برخي اوقات در ماشين در بين مسير استراحت مي‌كرد و برخي اوقات براي چند روز استراحت نمي‌كرد و در نتيجه همين تلاش‌ها بود كه ايده از بين رفتن اسرائيل ديگر يك اميد و آرزو نیست. مقاومت به اهرم‌هاي فشاري دست يافته است كه مي‌تواند پايه‌هاي رژيم اشغالگر اسرائيلي را در هم شكند.
حاج عماد كه آغاز فعاليت‌هايش با قضيه فلسطين گره خورده بود، هيچگاه فلسطين را فراموش نكرد و از هیچ كمكي به گروه‌هاي مقاومت فلسطيني دريغ نمي‌كرد. بدون شك پيروزي مقاومت در غزه از نتايج اين همكاري بوده است.

بايد گفت برخلاف اظهارات دستگاه‌هاي امنيتي دشمن مبني بر اينكه حاج عماد چهره خود را تغيير داده است، اين امر صحت نداشته و وی خيلي راحت از تكنيك‌هاي مخفي شدن براي دور ماندن از چشم جاسوسان اين دستگاه‌ها استفاده مي‌كرد.

منبع: پرس تي.وي بيروت
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۳ - ۱۳۸۷/۱۲/۲۰
درود خداوند بر روح پاک حاج عماد و همه شهادای شیعه در طول تاریخ
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۱۶ - ۱۳۸۷/۱۲/۲۰
خداوند روح آن بزرگوار را قرین رحمت و نور نماید
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۴ - ۱۳۸۷/۱۲/۲۱
دروده خدا بر ایشان
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۴۷ - ۱۳۸۷/۱۲/۲۱
يادش گرامي و راهش پر رهرو باد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۴۴ - ۱۳۸۷/۱۲/۲۲
سلام و درود خداوند بر روح شهیدان اسلام ناب محمدی (ص)وشهید سرافراز حاج رضوان(عمادمغنیه).
ناشناس
|
Germany
|
۲۳:۱۴ - ۱۳۸۷/۱۲/۲۵
رحم الله روح الطیب الطاهر حاج رضوان و لعنت الله علی قاتلیه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۰۳ - ۱۳۸۷/۱۲/۲۷
با سلام. درود خداوند بر روح پر فتوح حاج عماد و شهدای اسلام که در برابر استکبار قد علم نموده و جان خود را تقدیم خدا و مردم نموده اند.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۹ - ۱۳۸۷/۱۲/۲۸
حاج عماد خداوند روحت را شاد كند. خوشا به حالت...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۶ - ۱۳۸۷/۱۲/۲۹
شهادت حاج عماد مرتبه دیگر داغ شهادت مرد جنگ و جهاد صیاد شیرازی را برای ما تازه کرد.
ناشناس
|
Cote D'ivoire
|
۰۲:۳۶ - ۱۳۸۷/۱۲/۲۹
منتظرهستیم تا هر چه زودتر خبر خوش انتقام خون به ناحق ریخته آن عزیز سر بدار,از دشمنان خدا و صهیونسیتها گرفته شود.خدایا دست انتقام خودت را از آستین فرزندان سید عباس موسوی و شهید راغب حرب خارج فرما.الهی آمین.
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟
آخرین اخبار