نگاه شما: مردودی همگان در آزمون یارانهها
محمود صباغی در مطلب ارسالی برای «نگاه شما» نوشت:
پس از یک دوره نسبتآ طولانی که رسانه ملی و مطبوعات دست بدست هم دادند تا یاور دولت در انصراف هر چه بیشتر مردم دردریافت یارانه ها باشند و بدنبال آن دولت دست بازتری در رسیدن به اهداف اقتصادی و عمرانی خود داشته باشد، نامنویسی بپایان رسید.
در کنار میز گردها و تحلیلها و گزارشات مختلف، زیر نویس سیما در پر بیننده ترین برنامه های تلویزیونی بیش از همه توی چشم آمد و به زبان و ادبیات مختلف داد سخن دادند تا شاید دولت و ملت هر دو سربلند این آزمون ملی باشند.
اما نتیجه نه آن شد که همگان انتظار داشتند. بیش از 95% از مردم خود را نیازمند دریافت یارانه دانستند. نتیجه ای که در یک نگاه ساده وگذرا با واقعیت همخوانی ندارد. آیا براستی 95%مردم نیازمند 45 هزار تومان در ماه هستند؟ در این یادداشت کاری نداریم که اصولآ مسئله پرداخت نقدی به مردم اقدامی نسنجیده بود که دولت دهم اجرائی کرده و با برداشت بی حساب و کتاب از خزانه و نهادهای مالی و استقراض از بانک مرکزی، گام در این راه پرمخاطره نهاد تا امروز استخوانی در گلوی دولت یازدهم شود. اگر پرداخت یارانه در شرایط کنونی نسنجیده بود – که بود – چرا دولت یازدهم به توقف آن همت نگماشت؟
اگر اصرار به ادامه یک خطای تاریخی دراین اقدام نسنجیده دولت دهم بود،اصلآ چرا دولت راسآ شایستگان دریافت یارانه را شناسائی نکرد؟ نهادهای شناخته شده مانند کمیته امداد و سازمان تآمین اجتماعی و نهادهای کارگری و صنوف مختلف با اطلاعات جامعی که در اختیار دارند میتوانستند کمک خوبی برای دولت در شناخت نیازمندان واقعی دریافت یارانه باشند بدون آنکه این نتیجه مردود برای ملت و دولت باهم رقم بخورد.
اصلآ اگر دولتیان راسآ اقدام میکردند آیا ضریب خطای آن بیشتر از این نتیجه نا مطمئنی بود که امروز بعد از پشت سر گذاردن یک دوره تبلیغ و تشویق و حتی تهدید ( به راستی آزمایی اطلاعات ارائه شده ) به آن رسیده است؟ واقعیت تلخی که نمود عینی پیدا کرد، بدون تعارف حکایت بی اعتمادی مردم به دولت است. باز هم کاری نداریم که ریشه های این بی اعتمادی کجاست وعلل آنرا در کجا باید جستجو کرد.
آمار و ارقام درستی را هم در دست نداریم تا در یک قضاوت نظری بتوان باور داشت که چند درصد از مردم ما در رفاه و آسایشند اما اینرا میدانیم که وقتی 95% مردم خود را با حداقل درآمد و مستحق دریافت سرانه 45 هزار تومان در ماه معرفی میکنند با واقعیت فاصله زیادی دارد.این رقم نشان از یک واقعیت تلخ دارد و آن رو راست نبودن مردم ما با سیاستمدارانشان است و این هیچ نشانه خوبی نیست.روی دیگر این سکه سرخوردگی آن 5% است که صادقانه به دولتمردان خود اعتماد کردند. آیا در اینده اینها به اعتماد خود پایبند خواهند بود؟ بعید میدانم.به بیانی دیگر،اگر تا دیروز 95% مردم با سیاستمدارانشان رو راست نبودند،امروز اما 100% مردم بی اعتماد شده اند.آیا این آزمون به چنین بهائی میارزید؟
این ازمون بزرگ را پشت سر گذاشتیم اما یک دنیا معنی و مفهوم و پیام در خود نهفته دارد و سخن در خصوص نتایج نه چندان خوشایند آن بسیار است.اما در یک جمله بگوئیم که این خطائی که دولتیها مرتکب شدند – و البته خود نیز تصورش را هم نمیکردند – بار سنگین انرا در حوزه های مختلف باید به دوش بکشند.
* برای آشنایی با شرایط و نحوه همکاری با «نگاه شما» اینجا را کلیک کنید.
پس لطفا حرفی بزنید که با عدالت علی و اسلام محمدی هم خوانی داشته باشد
یارانه حق همه مردم ایران است و باید پراخت شود و یا اینکه نباید به هیچ کس پرداخت شود
فقط ثروتمند باید بر اساس دارایی خود مالیات و عوارض بدهد و فقیر بر اساس دارایی خود اما در کشور ما ثروتمندان با رانت و رشوه از دادن مالیات و عوارض فرار می کنند
موفق باشید
واقعا چرا دولت از اینکه خودش نیازمندان را شناسایی کند هراس دارد.
دوم اینکه این عدد 45500 تومان نیست برای یک خانواده مثلا 4 نفره دو میلیون یکصد و هشتاد وچهار هزار تومان در سال است! حال مقایسه کنید با خانواده های بیش از 4 نفر ، و کسانی که این روزها گرفتار حاملگی های ناخواسته به دلیل اجبار فیزیکی در تولید مثل شده اند.
کاری که با نظر مردم شروع نشد نیازی نبود به نظر سنجی کشیده شود.
اگر نظر مردم مهم بود می بایست اعلام میکردند هر خانواده ای که درخواست یارانه دارد بایستی اظهار نامه مالیاتی برای تک تک اعضا پر کند.
هنوز هم دیر نشده و به هزینه آن می ارزد.
دولت بایستی یارانه را پرداخت نکند و پرداخت آن را منوط به پرکردن اظهار نامه مالیاتی کند و دیگر آنکه دولت بایستی محاسبه کند از محل حذف یارانه جقدر عایدی دارد و آن را درصد بندی کند و آن درصدی که مخصوص پرداخت نقدی است به تناسب بین خانواده های نیازمند تقسیم کند.
به ضرس قاطع می گویم اگر دولت یارانه ها را به همین صورت پرداخت کند ، قطعا از اقتصاد کشور چیزی جز خاکستر برجای نخواهد ماند.
خوبی کار نیز به این است که دولت زمان مناسب برای جمع کردن عواقب سیاسی اصلاح نظام پرداخت یارانه ها را نیز دارد و هر ثانیه که بگذرد دولت نیز به انتخابات جدید نزدیک و نزدیکتر خواهد شد و بیم آن می رود دوباره همه چیز فدای سیاست شود.




