داستاني کوتاه از شياطين سرخ
عکس العمل هاي تماشايي بن فاستر 25ساله نشان داد انقلاب فرگي منحصر به زمان و مکان خاصي نيست و پيرمرد اسطوره يي پس از ايجاد سه تحول در دوران امپراتوري خود حالا دروازه بان سوم تيم را در قواره بهترين سنگربان ساليان آتي انگليس مي بيند.
به نوشته اعتماد و به نقل از بي بي سي، منچستريونايتد براي سومين بار متوالي جام اتحاديه را فتح کرد اما جشن آنها در تبريک خشک و خالي بازيکنان به يکديگر خلاصه شد؛ آنچه يادآور ولع فرگي براي فتوحات بيشتر و بي توجهي به جام اتحاديه است. مگر او نبود که در تعريف سومين جام فوتبال جزيره از اصطلاح «رقابت ميکي ماوسي» استفاده کرد؟ وقتي آخرين عناوين شياطين سرخ را مقايسه مي کنيم، روح برنده تيم فرگوسن را درمي يابيم. بله فرگوسن جام مي برد. فرقي ندارد. ج
ام باشگاه هاي جهان يا جام اتحاديه. پيروزي هدف است و در اين بين فقط نوع شادي پس از فتوحات، تفاوت اهداف دومين مربي پرافتخار تاريخ را عيان مي سازد. از خيلي وقت پيش قصه کناره گيري فرگوسن و نگراني بابت يافتن يک جايگزين مناسب کابوس شبانه دوستداران يونايتد بود. اما به نظر مي رسد بيشتر با يک بازي رسانه يي طرف هستيم تا اتفاقي قريب الوقوع.
حداقل پيرمرد اولدترافورد چنين نظري دارد. برتري بر تاتنهام ثابت کرد آنها در صورت قرار داشتن در روزهاي اوج جايي براي درخشش رقيب باقي نمي گذارند. حريف مشتاقانه حمله مي کند اما بيشتر به در و ديوار مي کوبد تا هدف.فرگوسن بايد لبخند خود را پنهان کند. فرياد شادي و قهقهه، هنگام نگاه به جدول (جايي که ليورپول تنها رقيب در راه قهرماني ليگ برتر به پله سوم سقوط کرد) و تماشاي فيلم درخشش فاستر در فينال جام اتحاديه، سر داده مي شود. همين چندي قبل سرمربي منچستريونايتد از سنگربان سوم شياطين سرخ به عنوان ضامن دروازه تيم ملي انگليس طي 10 سال آينده نام برده بود.
البته «بن» به دليل اشتباهات گذشته خيلي دير مطرح شد اما اصلاً نگران نيست چون در راه ملي پوش شدن رقيبي در قد و قواره خود نمي بيند. نه رابرت گرين، نه ديويد جيمز که به زودي 40ساله مي شود و نه اسکات کارسون پراشتباه هيچ کدام در کاپلو شور و شوق زيادي به وجود نياورده اند. حتي جوانان تازه وارد هم انگيزه چنداني ندارند.
مي ماند فاستر و فاستر. تنها يک دليل براي بي خوابي کاپلو سرمربي تيم ملي انگليس وجود دارد؛ در اختيار نداشتن يک دروازه بان مطمئن. کسي چه مي داند. شايد اگر فاستر همچنان بدرخشد، مي توان پايان تراژدي دروازه باني در تيم ملي انگليس را به نظاره نشست. کافي است شاهکارهاي او مقابل تاتنهام را به ياد بياوريد؛ دفع شوت زيباي لنون در دقيقه 70، مهار ضربه بنت در فاصله پنج دقيقه مانده به پايان وقت هاي اضافه و در نهايت درخشش در ضربات پنالتي. فرگوسن هم صحنه هايي مشابه آنچه ما ديديم را نظاره کرد و برداشت عميق تري داشت؛ «درست است فاستر اکنون زير سايه ادوين فن درسار قرار دارد اما آينده از آن اوست. تصور مي کنم در ساليان آتي به مرد اول سنگر تيم ملي انگليس تبديل شود.»
به نظر مي رسد قدرت منچستريونايتد چنان زياد شده که آدم جاه طلبي مانند هري ردنپ نيز از عدم شکست در جريان وقت قانوني خوشحال به نظر مي رسد. شايد هم حق با او باشد. تاتنهام تاکتيک جالبي داشت.
لدلي کينگ و داوسون در خط دفاعي روز خوبي را پشت سر گذاشتند. مودريچ هم موقعيت هاي مناسبي به وجود آورد و حالا اگر ردنپ بتواند از وجود لنون به بهترين نحو استفاده کند مي توان به تولد يک هافبک تهاجمي مناسب براي تيم ملي انگليس اميدوار شد.
البته ناهماهنگي بنت و پاوليوچنکو بدجوري چشم نواز بود. گزينه هاي ديگري مانند رابي کين، جرمين دفو و ويلسون پالاسيوس آماده و سرحال در اختيار ردنپ هستند اما جاه طلبي، کيميايي است که فقط در عطاري فرگوسن يافت مي شود نه در ويترين پرستاره برخي تيم هاي ولخرج مانند تاتنهام و چلسي. چلسي؟
نه. آنها هم در ليگ برتر رقيب يونايتد نيستند؛ درست مانند اکثر تيم هاي حاضر در مرحله يک هشتم نهايي ليگ قهرمانان.


