صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر

صداي خروس جناب اوباما!

ر ـ ثرايي
کد خبر: ۳۹۱۳۵
| |
6814 بازدید
soraee@yahoo.com

خدا نكند آپارتمان نشين باشي و دور و برت پر باشد از ماشين با دزدگيرهاي جور واجوري كه با وزش بادي تند يا غرش آسمان، فريادشان به آسمان بلند شود! با آدم‌هايي كه وقتي سلام مي‌كني به جاي عليك، سنگيني سؤال «فرمايش؟» را در پشت پلك‌هايشان ببيني. اگر از اين آدم از آن دسته همسايه‌هاي مردم‌آزار باشد كه ديگر واويلاست! از همان تيپ‌هايي كه اگر با زخم زبان يا چرخش قلم يا متلك پراني يا نگاهي طلب‌كارانه كسي را از خود نرنجانند، شب خوابشان نمي‌برد. آدم‌هايي اگر شده با حساس كردن دزدگير ماشين، همسايه را بيازارند، زهرشان را مي‌ريزند! انگار نه انگار كه پيامبرشان فرموده: «آنقدر خداوند درباره همسايه سفارش كرد كه منتظر بودم بگويد همسايه از همسايه ارث مي‌برد.»

شايد در تقويم رسمي ما حالا كه حيوان، درخت، فضا، جشن و عزا و... روزي به نام خود دارند، جايي به نام «روز همسايه» خالي باشد؛ هرچند از آن نامگذاري‌هاي خوب هم تنها همين نام برجاست و از عمل خبري نيست.
پاسي از نيمه شب زمستان باراني و سرد گذشته است؛ رعد و برق‌هاي پي در پي، وزش تندبادهايي كه گويي از سرماي بيرون به ستوه آمده و با صداي زوزه‌هاي خشك و گرفته خود، مي‌كوشند از لاي درزهاي پنجره راهي به داخل اتاق پيدا كنند؛ گاهي هم پنداري جز آزار تو كاري ندارند و تا پلك چشمت روي هم مي‌افتد، ديوانه‌وار خود را به در و پنجره و شيشه‌ها مي‌زنند و داد و هوار راه مي‌اندازند تا خواب شبانه را از تو بگيرند و همسايه‌اي خواب سنگين يا بي خيال و از خود راضي كه دزدگير ماشينش آنقدر حساس است كه اگر گربه‌اي به سرش بزند، پس از نيمه شب دنبال جفت خود بالا و پايين بپرد و باد دمش به لاستيك اسپورتي ماشين اين آقا بخورد، صداي دزدگير بلند شود؛ آنگاه ديگر بايد براي فردا قيد سر كار رفتن را بزني.

امشب هم انگار يكي از آن شب‌هاست. اول انگار فلاش دوربين ملايكه خدا، در آسمان روشن شد و بعد چند تا رعد و برق پي در پي، پشت پلكم را روشن كرد و ناگهان دزدگير يكي از اين ماشين‌ها به كار افتاد. پيش خود حساب كردم، خوب دست كم تا صاحبش از خواب بيدار شود و صداي دزدگير را تشخيص دهد، بعد سوييچ را پيدا كند آن را از كار بيندازد، پنج دقيقه‌اي طول خواهد كشيد؛ البته اگر مال اون همسايه ويلانشين نباشد كه گاه براي چزوندن آپارتماني‌ها حتي روز روشن عمدا صداي دزدگير را درمي‌آورد و بعد كه همه همسايه‌ها از پنجره سرك كشيدند و ماشين وارداتي مدل بالايش را خوب ديدند و آهي به حسرت كشيدند، انگار يك سطل آب توي بوق آژير مي‌ريزد و آن را خفه مي‌كند؛ تازه‌ اين در صورتي است كه امشب حال خود باشد، اما اگر حال خود نباشد..؟ واي نه! خدا نكند! انشاءالله كه از همين آپارتمان خودمان است يا صاحبش امشب سرحال و بهوش است و قصد آزار هم ندارد. به هر حال، اگر اينجور هم باشه بيشتر از ده دقيقه به درازا نخواهد كشيد؛ ده دقيقه كه چيزي نيست؛ يادت نيست دوران نوجواني كه حال و هوات با حالا زمين تا آسمون فرق مي‌كرد، در منطقه جنگي زير آتش توپ و خمپاره كه شايد راحت‌ترين خواب عمرت را مي‌رفتي، دست كم نيم ساعت مانده به اذان صبح براي نماز شب بلند مي‌شدي، بعد نماز صبح را كه مي‌خواندي، روي يک وجب گل و لاي داخل سوله دوازده متري كه از سوراخ‌هاي نايلون بيرون زده بود و به پتوها چسبيده بود، ميان 22 نفر، صاف دراز مي‌كشيدي؟ گاه هم آنقدر خمپاره‌ها نزديك و صدايشان مهيب بود كه انگار سنگر مي‌رفت روي هوا و دوباره سر جايش برمي‌گشت، اما تو از جايت تكان نمي‌خوردي؟
حالا فرض كن يكي از آن شب‌هاست. اگر حال نماز شب نداري، ولي فكرت را به چيزي مشغول كن تا صدايش بيفتد. اصلا خوب است به همين موضوع فكر كنم؛ همين كه چرا بعضي‌ها نسبت به كار خود اينقدر بي‌خيالند، اما تا عيب كوچكي از مردم مي‌بينند، آن را در بوق و كرنا مي‌كنند؟ (ببري مال مسلمان و چو مالت ببرند، بانگ و فرياد براري كه مسلماني نيست) اين همه دستورهاي زيباي اجتماعي و انضباطي اسلام كجا رفت؟

آنقدر زيبايي‌ها در باب مسائل اجتماعي در دين ما هست و ما از آن غافليم و ديگران به آنها مايل يا عامل كه فكر كردن به آن نيز روح را مي‌آزارد. البته ‌اين آزردگي نه از باب عمل آنها كه از غفلت ما از داشته‌هاي خودمان است. راستي، چه كسي فكر مي‌كرد روزي به جايي برسيم كه كارشناسان ما در تلويزيون و روزنامه‌ها، راه‌هاي موفقيت جامعه را در الگوهاي رفتاري غرب جستجو كنند؟ حتي اين روزها در مسائل سياسي به اوباما نگاه كنيم و از او بياموزيم كه چگونه براي حفظ منافع دنيايي خود و حزبش، رقيب خود، هيلاري را وزير خود قرار مي‌دهد، اما طرفداران احزاب ما پس از هر انتخاباتي، حتي سايه رقيب خود را با تير بزنند؟ وزير و وكيل از حزب رقيب و دولت ائتلافي كه ديگر پيشكش!؟ من، در اين نيمه شب سياه و باراني به ‌اين فكر مي‌كنم كه اوباما با اين تحريك احساسات مسلمانان در آينده چند تا سخن قشنگ از دين و پيامبر ما بزند و ما يادمان رود كه مسلمانيم و تولي و تبري از فروع دين ماست! آنگاه داد بزنيم كه: آب در كوزه و ما تشنه لبان مي‌گرديم / يار در خانه و ما گرد جهان مي‌گرديم!
اينجاست كه بايد اين جمله اميرمؤمنان را با آب طلا نوشت كه: «مبادا ديگران در عمل كردن به آموزه‌هاي قرآن بر شما پيشي گيرند».

جامعه از درون پوسيده غربي با عمل به دستورهاي دين ما، صورت پير و چروكيده خود را بزك مي‌كند و ما از دور، آن را مي‌بينيم و افسوس مي‌خوريم و مي‌گوييم چه شد كه آنها بدينجا رسيدند. به كجا؟ به همانجايي كه ما پيش از انقلاب مي‌گفتيم، اگر به اسلام برنگرديم، ما هم به آنجا مي‌رسيم. حال در بسياري از جاها، به ويژه قوانين اجتماعي و مدني غبطه آنها را مي‌خوريم. از اين دست خبرها زياد مي‌خوانيم كه مثلا به دستور يك قاضي، خانه جواني در كشوري اروپايي به خاطر بلند كردن صداي موسيقي و آزار همسايه پلمپ شد! و يا شهردار نيويورك چهار سال پيش اعلام كرد، به صدا درآمدن دزدگير خودروها، صداي بلند موسيقي پس از نيمه شب، صداي زنگ بستني فروش دوره‌گرد و حتي صداي پارس كردن سگي در بي وقت، دست‌کم 45 تا حداكثر 25 هزار دلار جريمه دارد، اما در اينجا يعني ام‌القراي جهان اسلام، آنقدر آزادي بي در و پيكر شده است كه اگر سگ كسي نيمه شب پارس كند و تو بگويي خفه! سگ مي‌رود صاحبش را مي‌آورد و او مدعي مي‌شود؛ مي‌گويد سگ خودم است، چنجر خودم است، آژير ماشين خودم است، بلندگوي سبزي فروشي خودم است و... تا پاسي از شب بزن و بكوب و ساز و آواز و بوق و موزيك ماشين‌ها تا دلتان بخواهد زياد است. در اين گير و دار و گرفتاري مردم، دل قوه مقننه و قضائيه هم به ‌اين خوش است كه اگر شاكي خصوصي باشد به شدت! برخورد خواهد شد! مردم حال و حوصله رفتن در صف نانوايي را ندارند، شما دنبال شاكي خصوصي بگرد، بعد هي مشاور اجتماعي و كانون روانشناسي و... راه بينداز!

بيچاره برخي از آن طرف آبي‌ها كه عليه ما شبكه ماهواره‌اي راه مي‌اندازند، به ‌اينجاها كه مي‌رسند، نمي‌دانند چه كار كنند! اگر بگويند اين چيزها در ايران هست، مجبورند به آزادي! اعتراف كنند، اگر بگويند نيست، مجبورند به نظم و قانون معترف باشند. عجب تناقض آزار دهنده‌اي! و دل ما هم به‌ اين خوش است كه آنها هميشه در اين تناقض باشند، حتي اگر دستورهاي اخلاقي و اجتماعي اسلام روي زمين بماند.
يادم به داستان ثمره، پسر جندب افتاد كه وقتي رفت و آمدش در باغ، براي درخت خرمايش، اذيت يكي از انصار را باعث شد و ثمره به حرف پيامبر(ص) در مراعات حال مرد انصاري توجه نكرد، پيامبر با قاطعيت دستور داد درخت را از ريشه كندند و جلويش انداختند و سپس فرمود: حالا برو هر جا دوست داري درختت را بكار!

كدام قاضي و مأموري را ديده‌اي كه گوش يك متخلف و مردم آزار را بپيچاند و بعد بگويد، حالا برو هر كجا دوست داري شكايت كن؟ خدا نكند آن مردم آزار، از آن سوپر دولوكس‌هاي پولدار و زوردار ياشد كه ديگر فكر كردن به آن هم از محالات است.
... گمان مي‌كنم بيشتر از ربع ساعت گذشته، اما صداي دزدگير اين همسايه‌آزار هنوز به گوش مي‌رسد؛ خوب، اشكال ندارد، احتمالا شاسي كنترل را فشار داده، ولي باتري‌اش ضعيف بوده و مجبور شده لباس بپوشد، دمپايي‌اش را پيدا كند و بعد كورمال كورمال و سورت سورت بياد نزديك ماشين و آن را خفه كند؛ پنج دقيقه ديگر هم صبر مي‌كنم، مطمئنم هيچ اتفاقي نمي‌افتد و بي‌خوابي به سرم نخواهد زد و فردا صبح مجبور نيستم زنگ بزنم رئيس كارگزيني و بگويم امروز را مرخصي رد كن.

رعد و برق ديگري زد و چند ثانيه ديگر صداي مهيب غرش آسمان به دنبالش بلند خواهد شد! اي بابا، حالا اگر صداي دزدگير ماشين ديگري درآمد چه؟! به فرض اين يكي خاموش شد، بعدي را مي‌خواهي چكار كني؟ اما نه! مگر همه مردم بي‌خيال و همسايه آزارند؟ حالا دعا كن اين يكي از صدا بيفته تا بعدي خدا بزرگ است.

صداي مهيب دومين غرش آسمان، آرام آرام به دورتر رفت و كم و كمتر شد، اما صداي اين دزدگير هنوز قطع نشده است! چند بار به زبانم آمد كه صاحبش را نفرين كنم، اما ياد اين جمله از پيشوايان دين افتادم كه «اگر كسي را نفرين كني كه مستحق نفرين نباشد، نفرين مي‌چرخد و مي‌چرخد و دست آخر، روي سر خود نفرين كننده فرود مي‌آيد». از كجا معلوم كه ‌اين بنده خدا، صدا را شنيده باشد كه تو خيال مي‌كني، آهسته قدم بر‌مي دارد؟ اصلا از كجا معلوم كه صاحبش خانه باشد؟ واي نه! نه! اين خيال را ديگر نكن! چون اگر خانه نباشد، مجبوري جل و پلاست را جمع كني و ماشين را استارت بزني و اين چند ساعت باقيمانده را بروي توي اداره و همانجا در گوشه‌اي از اتاق كار خودت بخوابي تا صبح شود! نه فكر بد نكن! ان‌شاءالله كه چند دقيقه ديگر، صدا خاموش شود. ممكن است صاحبش، پيرمرد يا پيرزني باشد كه گوش‌هايش سنگين است؛ ببينم اگر ‌اين گونه باشد، بهتر نيست زنگ خانه‌اش را بزنم؟ ولي از كجا بدانم اين ماشين از كيست؟ ياد همسايه‌هاي قديم كه تا چهل منزل از مرغ و خروس هم با خبر بودند به خير؛ حتي اسب و قاطر و گوسفند هم را نشان مي‌كردند؛ اگر توي گله‌اي، گوسفند سرفه مي‌كرد و آب دماغش مي‌زد بيرون، فورا ده نفر كه ‌اين زبون بسته را ديده بودند مي‌دويدند و صاحبش را خبر مي‌كردند كه ‌اي فلاني! گوسفندت سرما خورده! مي‌گفتند ما همسايه و هم محلي هستيم؛ به گردن هم حق داريم، اما امروز حتي مرگ همسايه را با پارچه مشكي كه جلوي خانه‌اش مي‌زنند، خبردار مي‌شويم!

بگذريم؛ اگر ‌اين بابا گوش‌هايش سنگين باشد، حتي اگر صاحبش را پيدا كنم و زنگ در را هم بزنم كه فايده ندارد؛ تازه از اين همه همسايه، يكي از آنها بالاخره بلند مي‌شود و ‌اين كار را مي‌كند؛ حالا تقريبا نيم ساعتي گذشته است. چند بار تصميم گرفتم بلند شوم و داد بزنم: اي جماعت، چرا اينجور مردم آزاري مي‌كنيد؟ بابا اي اهل محل، حالا اگر اين صدا از ماشين من بود كه در خانه را از پاشنه درآورده بوديد! چي شده الان هيچ كدام ككتون هم نمي‌گزه؟ چرا هيچ‌كدوم صداتون در نمياد؟ منتظريد توي جماعت بگرديد يه آدم با تيپ و تريپ ما پيدا كنيد و يه نقطه ضعف ازش گير بياريد، اون وقت هي نق بزنيد سرش كه ‌اي بابا از شما بعيده؟!

بابا مگه ما چه فرقي با بقيه داريم؟ گناه كرديم؟ والا ما هم مثل شماييم؛ اين چه توقع زياديه كه از امثال ماها داريد؟ اصلا فرض كن اين صدا از ماشين من باشد؛ مي‌خواهيد چكار كنيد. ‌هان؟! خوب ما هم يكي مثل شماها؛ اصلا ببينم مگر شما روزنامه نمي‌خوانيد؟ مگر تلويزيون نمي‌بينيد؟ يادتان نيست سه ماه پيش يكي از مسئولان كه احتمالا او هم يک شب مثل من اينجوري بي‌خوابي به سرش زده بود و صداي دزدگير ماشيني، خواب ناز را از چشمانش پرانده بود، فردا صبح در چند شبكه خبري با چه آب و تابي گفت به زودي دزدگير ماشين‌ها ساماندهي مي‌شوند؟ دست كم از سه تا شبكه ‌اين خبر را كه يك گزارشگر خوش ذوق هم به اون خيلي پيچ و تاب داده بود، شنيدم و ديدم؛ اصلا كو آن ساماندهي؟ اين رسانه ملي چرا پس از چند ماه، يقه آن مسئول را نمي‌گيدر و نمي‌گويد چرا اين وقت شب بايد دزدگير اين ماشين تا خروس خون صبح، بوق بزنه و هيچ مسئولي جيكش در نياد؟ در جايي كه قوانين اينجور يك شبه با تصميم‌هاي فردي توي بوق و كرنا مي‌شود و پيش از كار كارشناسي اول اعلام مي‌شود تا بعد مردم كاسه گدايي اجراي قانون و چيزي كه خودشون گفتند، به دست بگيرند و دنبال مسئول مربوطه بدوند، همين اوضاع است ديگر.

با اين فشار عصبي چشم‌هايم را باز كردم؛ با دستم اين طرف و آن طرف دنبال موبايل گشتم، ساعت موبايل دقيقا 2 بعد از نيمه شب را نشان مي‌داد؛ ديگر تقريبا مطمئنم كه صداي دزدگير قطع نخواهد شد. تصميم گرفتم تا 10 بشمارم؛ اگه صداش نيفتاد از جا بلند شده، كاري بكنم:
1، 2، 3،... هنوز عدد بعدي را نگفته بودم كه يکباره صداها دو تا شد! اما اين صدا خيلي آرامتر از قبلي است؛ اي بابا چقدر كش دار! خوب گوش دادم؛ صدا از داخل منزل خودمان بود! بسم الله الرحمن الرحيم؛ چي شده؟ گوشي آيفون را برداشتم؛ يه الو گفتم، ولي چند تا الو شنيدم!
ـ الو الو الو
ـ اي بابا يكي يكي صحبت كنيد، چي شده؟
ـ سلام
ـ خوب سلام! اين وقت شب وقت سلام و احوال پرسيه؟!
- منزل آقاي...؟
ـ بله فرماييد!
ـ آقا خواهش مي‌كنيم يه توك پا بيا پايين!
ـ پايين؟ اين وقت شب؟ براي چي؟!
ـ بابا مگر صداي دزدگير ماشينت را نمي‌شنوي؟
ـ دزدگير ماشن من؟!
ـ آره، يه نگاه به بيرون بينداز؛ ببين همه همسايه‌ها يك ساعته بيدار شده و خواب از سرشان پريده؛ به احترام شما تا حالا صبر كردند زنگ در را نزدند. بابا مردم مريض دارند، بچه خردسال دارند، چرا اينقدر بي‌خياليد؟ والاّ ما از شما انتظار بيشتري داشتيم.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تابناک ورزشی موبایل خبر
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
-
|
۱۸:۱۱ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۲
سر كاري بود؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۱۴ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
من تاحالا هرچی دزدگیر دیدم خودش بعد از 1 دقیقه قطع میشود.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۳۰ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
با سلام
بسيار جالب بود. اي كاش در اين همه روزنامه راست و چپ و ميانه و سايت و شبكه منتسب به آنها هم يك ستوني براي رعايت مسائل اسلامي - اخلاقي كه ائمه و دين به آنها اشاره كرده اند جاي داشت. واقعا پيشنهاد بسيار خوبي به عنوان روز همسايه داريد و جا دارد از سايت تابناك شروع شود كه خود به صورت ستاره اي تابناك شروع كننده ستون توصيه هاي اخلاقي- اجتماعي باشد.
با تشكر
ناشناس
|
United Arab Emirates
|
۱۰:۴۰ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
معرکه بو د
ناشناس
|
United Arab Emirates
|
۱۱:۱۸ - ۱۳۸۷/۱۲/۱۳
خیلی جالب بود. آخرش خیلی غیرمنتظره بود...
برچسب منتخب
# جام جهانی ۲۰۲۶ # آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...