آینده تالاب زریوار در کردستان تاریک است
کارشناس محیط زیست گفت: تالابهایی چون آب شیرین زریوار در حال مرگ است و به حدی عوامل انسانی آنها را تهدید میکنند که آینده برای این تالابها تاریک پیشبینی میشود.
خبرگزاری فارس: آینده تالاب زریوار در کردستان تاریک است
به گزارش فارس، محیط زیست از جنبههای مختلف مورد تاخت و تاز انسان قرار گرفته است و دلایلی چون گسترش شهرنشینی بر این مشکلات دامن زده است.
یکی از مؤلفههایی که ارتباط مستقیم و تنگاتنگی با زیست آدمی دارد، آب و موارد پیرامون آن است، هر اندازه در راستای حفظ و مصرف بهینه این نعمت خدادادی بکوشیم برای فرزندان و آیندگان خود مثمرثمر بودهایم.
با توجه به اینکه در ایام نوروز توجهات به طبیعت بیش از گذشته جلب میشود، فرصت را مغتنم شمردیم در همین زمینه با یکی از اساتید فن، سید مختار هاشمی که دارای دکترای مهندسی عمران با مدیریت منابع آب است به گفتوگو نشستیم.
عمده مشکلات زیست محیطی در استان کردستان را چه مواردی میدانید؟
با وجودی که در این خطه از کشور نعمت آب به وفور وجود دارد، اما بسیاری از رودخانهها مانند شور در شهرستان قروه خشک میشوند. آنچه که باید گفت این است که متأسفانه به نیازهای اکولوژیکی رودخانههای استان توجه نمیشود و برای شناسایی و رفع این نیازها تحقیق خاصی صورت نگرفته است.
ما با تشکیل کارگاههای آموزشی نیاز اکولوژیکی پیکرههای آبی در کردستان تلاش کردیم گامی اساسی در راه آشنایی با این نیازها برداریم.
باید اشاره کنم تالابهایی چون آب شیرین زریوار در حال مرگ است و به حدی عوامل انسانی این تالابها را تهدید میکنند که آینده برای آنها تاریک پیشبینی میشود.
یک موضوع دیگر انتقال بین حوزهای بدون توجه به مسائل زیست محیطی و انسانی است، به عنوان مثال در انتقال آب از حوزه سیروان به دشتهای دزفول یک فاجعه بزرگ که نابودی «چشمه بل» خواهد بود به وقوع خواهد پیوست.
یکی دیگر از مشکلات عدم توجه به تنوع زیستی و مسائل مربوط به سدها است و در کمال تأسف اینکه چه بر سر تنوع زیستی آمده و گونههای مختلف گیاهی در چه وضعیتی هستند اصلا مشخص نیست.
سایر استانها با این مشکلات چگونه کنار میآیند؟
در برخی استانها مردم و سازمانهای مردم نهاد را در فرآیند سیاستگذاری آب وارد کردهاند و البته از سال 91 قرار شد، شورای سیاستگذاری آب و خاک در استان کردستان تشکیل شود تا نمایندگان سازمانهای مردم نهاد و دانشگاهیان، توسعه استان را بر اساس چشمانداز واقعی دنبال کنند.
اما هیچ برنامه توسعه استراتژیکی در این راستا در استان وجود ندارد و سند توسعه در حال حاضر با دیگر اسناد ملی تناقض دارد، البته متخصصانی در همین استان کردستان وجود دارند که توان تدوین درست سند توسعه استان با استفاده از بنیه علمی خود که پشتوانه اجرا شود را دارا هستند.
پیوست زیست محیطی و فرهنگی در پروژههای عمرانی تا چه اندازه رعایت میشود؟
من توجه شما را به یک نمونه جلب میکنم، در سد قشلاق به عنوان مهمترین منبع آبی شهر سنندج مسائل زیست محیطی در نظر گرفته نشده است و این در حالی است که رسوبات زیادی در آب این سد وجود دارد.
مطالعات اثرات زیست محیطی در بیشتر پروژههای عمرانی ما وجود دارد، اما وزن و توجه به موضوعات و حوزههای دیگر در این طرحها بیش از مسائل زیست محیطی است.
مهمترین کاری که میتوان برای محیط زیست انجام داد، توسعه ظرفیت است که در این راستا باید به چند مؤلفه که شامل آموزش و آگاهی عمومی، تحقیقات، تغییر نهادی و تشکیلاتی، تغییر جهانبینی جامعه و تقویت اخلاقیات زیست محیطی در سطوح و اقشار مختلف مردم و مسئولان توجه کنیم.
کار تحقیقاتی طی سالیان اخیر در زمینه محیط زیست تا چه اندازه مثمرثمر بوده است؟
اصولا دروس زیست محیطی تنها به صورت اجباری در دانشگاهها تدریس میشود و برای مطالعات در این زمینه ارزش چندانی قائل نیستند.
حقیقت این است که تحقیقات در زمینه محیط زیست چندان نتیجه بارزی نداشته که اعتقاد دارم علت آن نبود نیروی انسانی متخصص در ادارات به تعداد مورد نیاز است و همین موضوع موجب شده سازمانهای مسئول آنگونه که شایسته است، نتوانند در راه جلوگیری از تخریب محیط زیست عمل کنند.
در حال حاضر بیشتر توجهات بر روی مسائل اقتصادی و جلب رضایت مردم است که باید با تغییر این رویکرد آموزش و فرهنگسازی برای توجه به محیط زیست را نهادینه کرد.
شما نگاه کنید، منشأ اصلی ریزگردهای موجود در استان کردستان سدسازیهای صورت گرفته در کشورهای سوریه و عراق است، پس برای حل این مشکل نیاز به همکاری فرا استانی، فرامنطقهای و حتی فراملی داریم.
باید در تشکیلات اداری اصلاحاتی به این منظور صورت گیرد و تقویت بخش محیط زیست در استانداری و اصلاح رویکردها و تغییر دستورالعملها از موضوعاتی است که باید به جد مورد نظر قرار گیرد.
از نظر شما آیا عزم و اراده لازم برای حفاظت از محیط زیست در میان متولیان وجود داد؟
باید بتوانیم این عزم را "ایجاد" کنیم. برای نمونه ما این عزم را در خصوص دریاچه ارومیه ایجاد کردیم و معتقدم اگر بتوان موضوعات را به سطح ملی ارتقا داد، امکان ایجاد این عزم که من از آن به عنوان عزم سیاسی نام میبرم، وجود دارد.
پیش از این عزم سیاسی به این معنا در استان وجود نداشته است، سیاستگذاران ما نباید از این نوع سیاست بترسند و باید بر اساس مصالح ملی و ارزشهای اخلاقی و علمی رو به جلو حرکت کنیم.
نکته دیگر این است که همواره شکافی بزرگ بین دانشگاه و بخش اجرا وجود دارد به گونهای که معمولا متصدیان بخش اجرا چندان معتقد به استفاده و حضور نیروی دانشگاهی در عرصه عمل نیستند.
سازمانهای مردم نهاد باید فعالتر شده و کمتر احساسی برخورد کنند، متأسفانه برخی از فعالان این عرصه انسان را در زمره محیط زیست به شمار نمیآورند و علت آنکه طیف دوستداران محیط زیست کم تعداد هستند این است که انسان را در برابر خود قرار میدهند.
باید به دنبال بهرهوری از زمین با مصرف کمتر آب بود که در این رابطه استفاده از علم و فنآوری روز برای پیشبرد مقاصد زیست محیطی مورد نیاز است.


