پيروزي بهتر است یا صفر - صفر؟
حالا که نخستین برخورد اژدهاهای سه سر مهیب ایتالیایی و انگلیسی را پشت سر گذاشتهایم نیمنگاهی به عملكرد تیمهای ما (ایتالیاییها) نشان ميدهد كه خيلي هم بد نیست.
به نوشته وطن امروز و به نقل از ساكرنت، ما فقط نصف راه را طی کردهایم پس نمیتوان تعریف مشخصی درباره این برخورد عمدتاً فرهنگی و ورزشي به کار برد، به علاوه اینکه تاریخ به ما یادآوری میکند دور از خرد است که همه چیز را تمام شده تلقی کنیم یا سرسری به پیشبینی فرجام کار صرفاً براساس بازیهای هفته گذشته بپردازیم. اگرچه به نظر میرسد این داستان پروبال بیشتری بگیرد اما به هیچعنوان نمیتوان از چالش و تقابل پیشبینی ایتالیا – انگلستان صحبت به میان آورد.
درک این مبحث آسان است؛ در این نوع رویاروییها بسته نگاه داشتن دروازه در خانه حتی از پیروزی هم مهمتر است. به همین خاطر اینتر با اینکه سهشنبه هفته گذشته در سنسیرو آشکارا بخت پایینتري را نسبت به منچستریونایتد داشت، باید به طور جدی شانس خود را در اولدترافورد تعقیب کند حتی اگر بار دیگر شاهد عملکردی پیش پا افتاده از سوی زلاتان ابراهیموویچ باشیم که بیاقبالیاش در درخشش در مسابقات حساس کمکم هواداران اینتر را مجاب میکند تا فقط مقابل امثال لچه و رجینا از او توقع آقايي داشته باشند و بس.
«ژوزه مورینیو» به خاطر تمهیدات فوق محتاطانه در نقشه بازیاش که حتی میتوان لقب معروف «اول ایمنی» (و لابد تازه بعد از آن فوتبال) را بر آنها نهاد مورد انتقاد قرار گرفت ولی وقتی سرعت برتر یونایتد را در نظر میآوریم، آنوقت درک میکنیم که چرا او (مورینیو) نمیخواست شاگردان غالباً کندش تا روزی که به جزیره میرسند ته کشیده باشند. تاکتیک اصلی اینتر محدود کردن بخش موثر خط میانی بود و تنها و تنها ارسال توپهای بلند عمقی، آن هم عمدتاً برای ابراهیموویچ و آدریانو که این دو هم کار چندانی روی این ارسالها نکردند.
در نیمه اول، جریان مسابقه بشدت گویای آن بود که منچستریونایتد طوری حمله میکند انگار در خانهاش است و در اولدترافورد هم اوضاع تغییر چندانی نخواهد کرد. البته با یک فرق ترسناک برای میزبان بازی برگشت که مبادا یک گل ناغافل از سوی اینتر چشمه بخت یونایتد را بخشکاند.
یوونتوس به شکل مشابه منچستریونایتد با پشیمانی از اینکه چرا در دیدار بیرون خانه گل نزده استمفوردبریج را ترک گفت. شاید بعضی اعتقاد داشته باشند که این بهایی است که یووه باید بپردازد، چون هرگز هوادارانش اعتقادی واقعی به سرمربیشان نداشتهاند.
تیم کلودیو رانیری میخواست مردان خط میانی چلسی را از جریان بازی خارج کند. این را میشد از تمرکز غیرمعمول مهرههای طلایی آنها در ميان بازیکنان آزاد چلسی و پرس بازیکنان صاحب توپ میزبان در نیمه میهمان دریافت، اما لازم بود فشار بالای بازی یووه با پاسهایی دقیقتر حمایت شود.
هواداران آنفیلد (لیورپول) گواهی خواهند داد که هافبک سابق آنها و هافبک جدید یووه، «مومو سيسوکو»، در قابلیت ارسال پاس و مهارتهای خلاقانه هرگز با دیگر بازيكن یوونتوس در تابستان اخیر یعنی «ژابی آلونسو» شباهتی نداشته، پس بودن او در وسط زمین حتی ناامیدکنندهتر از بودن تیاگو است چون حمل توپ و گشودن حملات توسط او بهندرت به ایجاد جریان و به حرکت درآوردن توپ در اعماق زمین حریف منجر میشد. اما با آنچه چهارشنبه گذشته رخ داد، یعنی خروج زودهنگام «مائورو کامورانزی» اوضاع بدتر هم شد.
روی بال آرژانتینی... اوه ببخشید، ایتالیایی حساب میکردیم که وقتی راه میافتد حداقل یکی از آن پاسهای «دفاع ویرانکن» خود را ارسال کند. با همه اینها دست کم در نیمه دوم یووه بيشتر جریان بازی را در دست داشت که این میتواند باعث دلگرمی باشد، چیزی که نمیتوان درباره رم گفت. آنها به رقابتی پا گذاشتند که به تیم ایتالیایی این امکان را میداد تا بلکه بهترین نفوذهایشان را صورت دهند بویژه با در نظر گرفتن مشکلات آرسنال از زمان آسیبدیدگی زانوی «سسک فابرگاس» و این احساس عمومی که قدرت برتری آرسنال روبهپایان است. در عوض همه این امتیازات «جالوروسی» - سرخ و طلاییهای رم – کمخاصیتترین سر اژدهای سه سر ایتالیایی بودند.
آن طور که در بعضی گزارشها آمده بود آنها چندان با ورزشگاه امارات مشکل نداشتند اما در عوض هرگز به ریتمی پایدار دست نیافتند. نکتهای که حتی با وجود تغییر سیستم به 2-1-3-4 (آن هم پس از آنکه در اول نوامبر هنگام شکست 2-صفر مقابل یوونتوس به پایینترین سطح خود در این فصل تنزل پیدا کرده بودند) برای رمیها حیاتی به نظر میرسد.
در این سیستم جدید آنها به جای عادت همیشگیشان مبنی بر پیشرویهای بیمحابا و حمله به فضاهای خالی باید بیشتر به حفظ توپ و استفاده به هنگام از «ترکوارتیستا» یا همان فرد پشتسر دو مهاجمشان روی بیاورند. این مرد استثنایی که در لباس رم او را با عنوان معروف «فرانچسکو توتی» می شناسیم باید برای دو مهاجم نوک، حکم یک منبع خلق موقعیت را بازی کند و مسؤولیت ارسال پاسهای نهایی را به عهده بگیرد اما در مقابل آرسنال هرگز شاهد چنین خصوصیاتی در بازی رم نبودیم و این فقط به خاطر آن نبود که رم به سیستم 1-3-2-4 رجعت کرده بود یعنی سیستمی که از زمان روی کار آمدن اسپالتی به جای کاپلو در تابستان 2005 روش ممنوعه محسوب میشد.
اما با رفت و آمد همیشگی فرانچسکو توتی بین اوج و حضیض یا آمادگی و مصدومیت و ژولیو باپتیستایی که میخواهد اما نمیتواند معجزهای انجام دهد، رم به وضوح نسبت به نمایشهای درخشانش در دو ماه اخیر عقبنشینی کرده و به اینها باید بحران بیدفاعی رم را هم افزود.


