با آنکه شکستهايم، برميخيزيم
گزارش بزرگداشت شهيد محمودوند
کد خبر: ۳۸۱۹۹
| | 5745 بازدید
9 سال پس از شهادت علمدار گردان تخريب لشکر 27 حاج علي محمودوند و بنيانگذار گروه تفحص شهداي بچههاي لشگر 27 مراسمي گراميداشتي در شب جمعه 1/12/87 در منزل ايشان واقع در سرآسياب دولاب تهران مراسمي برگزار گرديد که در اين مراسم دوستان آن عزيز در جمع شرکت داشتند.
شهيد علي محمودوند در 6 تير 1343 در تهران به دنيا آمد و اولين بار در سن 16 سالگي در سال 1361 به جبهه رفت و در عمليات رمضان شرکت کرد. کارش را با گردان تخريب لشکر 27 محمد رسول الله (ص) شروع کرد و در عمليات والفجر مقدماتي به همراه گردان حنظله در کانال حنظله مجروح شد و در عملياتهاي خير و بدر نيز شرکت جست. در والفجر 8 يک پايش را از دست داد. وي در سال 1367 ازدواج کرد.
شهيد علي محمودوند در 6 تير 1343 در تهران به دنيا آمد و اولين بار در سن 16 سالگي در سال 1361 به جبهه رفت و در عمليات رمضان شرکت کرد. کارش را با گردان تخريب لشکر 27 محمد رسول الله (ص) شروع کرد و در عمليات والفجر مقدماتي به همراه گردان حنظله در کانال حنظله مجروح شد و در عملياتهاي خير و بدر نيز شرکت جست. در والفجر 8 يک پايش را از دست داد. وي در سال 1367 ازدواج کرد.
شهيد محمود وند در سال 1371 با تکيه بر تجربيات خود از دفاع مقدس گروه تفحص شهدا را تاسس کرد و در نهايت در عصر روز 22 بهمن 1379 در حين تفحص شهدا با سجده خونين بر خاکهاي فکه بوسه زد و به شهادت رسيد.

در اين مراسم چند تن از دوستان شهيد با ذکر خاطراتي کوتاه از شهيد محمود وند ياد او را گرامي داشتند و سپس نماهنگي کوتاه از شهيد و فعاليت هايش پخش شد. در ادامه سردار سعيد قاسمي از همرزمان شهيد محمود وند و از بنيان گذاران واحد تفحص شهدا به ايراد سخراني پرداخت.
سردار قاسمي پس از عرض ارادت به خانواده شهيد و تشکر از دوستان وي گفت شما پس از گذشت 10 سال از شهادت محمود وند اين مراسم را با شور حرارت بر گزار ميکنيد. همه شما حاج علي را خوب ميشناختيد مردي با بيش از 80 ماه حضور در جبهه، 75 درصد جانبازي و يک پاي قطع شده و يک کليه از دست داده و فرزندي به نام عباس که معلول مادر زاد بود. حاج علي از زندگي دنيا هيچ نداشت جز همسري مهربان و دو فرزند پاک؛ هنوز گرماي جبهه و جنگ فروکش نکرده بود که غم به جا ماندن اجساد دوستانش در مناطق جنگي بر پيکر نحفش سنگيني ميکرد و تحمل ديدن ذوب شدن تدريجي خانواده شهدا در غم فراغ فرزندانشان را نداشت به همين خاطر حاج علي در حرکتي خودجوش در سال 72 به همراه تعدادي از بچههاي قديمي لشکر 27 حضرت رسول (ص) گروه تفحص شهدا را راهاندازي کرد و در منطقه فکه و طلائيه فعاليت خود را شروع کرد.
سردار قاسمي افزود: حاج علي خود تخريب چي قهاري بود و در گردان حنظله درعمليات والفجر مقدماتي به همراه تعداد زيادي از بچههاي گردان حنظله به مدت 5 شبانه روز در کانالي که بعدها به علت رشادت بچههاي اين گردان به کانال حنظله معروف شد جنگيده بود و توانسته بود پس از جراحتي سخت از کانال رهايي يابد اما دوستانش در آنجا تا آخرين نفس جنگيدند و شهيد شدند. اين شهدا درآخرين مکالمات بي سيم خود با حاج همت گفتند که: «سلام ما را به بابا بزرگ (امام خميني) برسانيد و بگوييد که ما همانگونه که سفارش کرده بود، عاشورايي جنگيديم.»
مهندس سعيد قاسمي گفت: علي محمود وند قريب 10 سال با وجود داشتن فرزندي معلول و ناراحتي شديد جسمي در مناطق آلوده جنگي که در بعضي نقاط آن عمق ميدان موانع احداث شده توسط دشمن به 3 کيلومتر ميرسيد توانست پيکر مطهر بيش از 300 تن از شهدا را با دستان خود و با وجود خطراتي که در پيش داشت در بدترين شرايط آب و هوايي جنوب کشف کند. حاج علي هيچ وقت از تفحص شهدا خسته نميشدچه روز ها؛ که با قرائت زيارت عاشورا وارد ميادين مين ميشد و چه شبهايي که به قول خودش پس از 25 روز کار هيچ جنازهاي را کشف نميکرد و بعد مجبور ميشد شهدا را مخاطب قرار داده و به آنها بگويد: «بيانصافها ميدانم که شما دوست داريد اينجا بمانيد اما قدري هم به فکر پدر و مادر خود باشيد و به آنها رحم کنيد اگر نميخواهيد ما شما را پيدا کنيم ما هم بر ميگرديم» و چقدر برايش سخت بود که شهيدي را بجويد و هيچ اثري را از هويت شخصي او نيابد.
سردار قاسمي پس از عرض ارادت به خانواده شهيد و تشکر از دوستان وي گفت شما پس از گذشت 10 سال از شهادت محمود وند اين مراسم را با شور حرارت بر گزار ميکنيد. همه شما حاج علي را خوب ميشناختيد مردي با بيش از 80 ماه حضور در جبهه، 75 درصد جانبازي و يک پاي قطع شده و يک کليه از دست داده و فرزندي به نام عباس که معلول مادر زاد بود. حاج علي از زندگي دنيا هيچ نداشت جز همسري مهربان و دو فرزند پاک؛ هنوز گرماي جبهه و جنگ فروکش نکرده بود که غم به جا ماندن اجساد دوستانش در مناطق جنگي بر پيکر نحفش سنگيني ميکرد و تحمل ديدن ذوب شدن تدريجي خانواده شهدا در غم فراغ فرزندانشان را نداشت به همين خاطر حاج علي در حرکتي خودجوش در سال 72 به همراه تعدادي از بچههاي قديمي لشکر 27 حضرت رسول (ص) گروه تفحص شهدا را راهاندازي کرد و در منطقه فکه و طلائيه فعاليت خود را شروع کرد.
سردار قاسمي افزود: حاج علي خود تخريب چي قهاري بود و در گردان حنظله درعمليات والفجر مقدماتي به همراه تعداد زيادي از بچههاي گردان حنظله به مدت 5 شبانه روز در کانالي که بعدها به علت رشادت بچههاي اين گردان به کانال حنظله معروف شد جنگيده بود و توانسته بود پس از جراحتي سخت از کانال رهايي يابد اما دوستانش در آنجا تا آخرين نفس جنگيدند و شهيد شدند. اين شهدا درآخرين مکالمات بي سيم خود با حاج همت گفتند که: «سلام ما را به بابا بزرگ (امام خميني) برسانيد و بگوييد که ما همانگونه که سفارش کرده بود، عاشورايي جنگيديم.»
مهندس سعيد قاسمي گفت: علي محمود وند قريب 10 سال با وجود داشتن فرزندي معلول و ناراحتي شديد جسمي در مناطق آلوده جنگي که در بعضي نقاط آن عمق ميدان موانع احداث شده توسط دشمن به 3 کيلومتر ميرسيد توانست پيکر مطهر بيش از 300 تن از شهدا را با دستان خود و با وجود خطراتي که در پيش داشت در بدترين شرايط آب و هوايي جنوب کشف کند. حاج علي هيچ وقت از تفحص شهدا خسته نميشدچه روز ها؛ که با قرائت زيارت عاشورا وارد ميادين مين ميشد و چه شبهايي که به قول خودش پس از 25 روز کار هيچ جنازهاي را کشف نميکرد و بعد مجبور ميشد شهدا را مخاطب قرار داده و به آنها بگويد: «بيانصافها ميدانم که شما دوست داريد اينجا بمانيد اما قدري هم به فکر پدر و مادر خود باشيد و به آنها رحم کنيد اگر نميخواهيد ما شما را پيدا کنيم ما هم بر ميگرديم» و چقدر برايش سخت بود که شهيدي را بجويد و هيچ اثري را از هويت شخصي او نيابد.

همرزم شهيد همت آنگاه چنين ادامه داد: در همان هنگام که او سالي دو سه بار پاي مصنوعيش در تفحص شهدا از بين ميرفت و براي تعويض آن به بنياد جانبازان مراجعه ميکرد، آنها در جوابش ميگفتند طي بخشنامه مجازيم که فقط سالي يکبار پايت را تعويض کنيم. حاج علي چه بسيار نيش و کنايه از دوست و آشنا که نشنيد. به او ميگفتند: مگر ديوانه اي؛ اکنون وقت گرفتن مدرک و درجه و جايگاه است. وقت گرفتن زمين است تا کي ميخواهي در خانه سازماني بماني و...
وي افزود: حتي بعد شهادت هم با جملاتي عاقل اندر سفيه ميگفتند که متاسفانه مواردي ايمني را رعايت نکرد و از اين گونه حرفهاي مزخرف. در پاسخ به آنها بايد گفت بله، آن هنگام که همه دعوت به ماندن ميکردند او در فکر رفتن بود. شما بهتر است فکري براي خودتان بکنيد " اينما کنتم يدرک کم الموت و لو کنتم في بروج مشيده" هر کجا باشيد مرگ شما را در بر خواهد گرفت حتي اگر در برجهاي بلند باشيد. شهادت هنر مرداني است که مرگ را خود انتخاب ميکنند.
سردار قاسمي در تبيين روند تفحص شهدا گفت: البته به دليل کارشکنيهاي کارشکنيهاي اشغالگران آمريکايي و انگليسي در عراق بخشي از فعاليت تفحص مختل شد اما اين دليل نميشود که ما کار را تعطيل کنيم و اين فعاليت بايد در داخل خاک ايران و عراق مستمرا ادامه يابد و اگر هم دوستاني ناراحتند که ممکن است باز هم تلفات بدهيم و ارزش ندارد بايد بدانند که بايد سعي کرد تا بچههاي تفحص را به بهترين تجهيزات حفاظتي و امنيتي مجهز نمود. وي سپس با گلايه افزود مگر ما از آمريکاييها کمتر هستيم که بعد از گذشت 4 دهه از تجاوزشان به ويتنام هنوز تيمهاي تفحصشان در جستجوي اجساد سربازانشان هستند و يا از اسرائيليها که براي گرفتن جسد دو سربازشان حاضرند آنها را با صدها اسير فلسطيني و لبناني معاوضه نمايند و يا جنگي 33 روزه را به حريف تحميل کنند. خانواده رزمنده مسلمان بايد مطمئن و دلگرم باشد که مسئولان براي جان فرزندانشان ارزش قائلند، نه اينکه فقط در وقت ضرورت و بر اساس احساس نياز، آنها را به بازي بگيرند و بعد از فروکش کردن جنگ، آنها را به فراموشي بسپارند.
همرزم حاج احمد متوسليان ادامه داد: براي ما عجيب است که در همين عمليات والفجر مقدماتي و يک اسراي مصري و اردني و سوداني داشتيم و هنوز يادمان نرفته که حضرت امام نسبت به حسني نا مبارک؛ حسين اردني و فهد سعودي با چه عصبات و کينهاي سخن ميگفت و آنها را بي غيرت و بي شرف ميناميد و چه قدر جالب است که امروزه همينها را در قضيه غزه با هم و در کنار اسرائيل و در مقابل ملتي از جنس خودشان يعني فلسينيها ميبينم و خيانت هايشان را مشاهده ميکنيم. اما متاسفانه در اينجا برخي براي مناسبات سياسي بي ارزش چند روزه دنيا از بردن حتي نام اين ملعونين ابا دارند و وفقط بر اين جمله تکراري و کليشهاي مزخرف «خيانت برخي کشورهاي عربي» تاکيد ميکنند انگار مقصود از اين کشورهاي عربي بورکينافاسو است. چرا بايد کساني که سمتهاي سياسي هم دارند بخواهند به هر قيمتي ولو پايمال شدن اعتبار و آبروي انقلابي ما حاضر به کرنش در مقابل خيانتها و فحاشيهاي اشخاصي چون ابولغيظها باشند؟
وي سپس ادامه داد: اگر به دنبال بر قراري رابطه با مردم مصريد زهي خيال باطل، مگر حسني نا مبارک اجازه چنين کاري را به شما خواهد داد؟
وي افزود: بايد بدانيد که به تعبير امام، حسني براي ما کماکان نا مبارک است و ما هنوز تغييراتي در مصر و اردن براي مبارک شدن حسنيها و عبداللهها نديده ايم. اگر در سوابق مبارزاتي شما حضور در جبهههاي جنگ وجود ندارد پيشنهاد ميکنم در ايام تعطيلات نوروز در غالب يکي از کاروانهاي راهيان نور به هرکجاي اين 1200 کيلومتر خط تماس تشريف ببريد و يا از دوستان رزمنده ما بخواهيد تا مينهاي با مارک Made in Egypt را به شما نشان دهند تا شايد کمي به خودتان بياييد. البته بعيد ميدانم. شما همانهايي هستيد که اين روزها با يک نرمخويي ظاهري اوباما که گفت ايران مشت گره کرده خود را باز کند، فريب گرگ را خورديد و آنقدر ذوق زده شديد که به جاي مشت آغوشتان را براي او باز کرديد.
اين فرمانده دوران دفاع مقدس در بخش ديگري از سخنان خود با انتقاد از برخي جريانهاي استشهادي در کشور گفت نبايد کلمه استشهادي را در هر جايي مفت خرج کنيم. اين واژهاي مقدس است و بسيار ارزشمند تر از آنکه بگوييم مثلا در جنگ غزه يکصد هزار نفر از جوانان ما در گردانهاي استشهادي ثبت نام کردند، اين کار يعني چه؟
اينگونه نيست که نيروهاي استشهادي يک شبه و در اثر غليان احساسات و عواطف توليد شوند بلکه نيروي استشهادي متکي به شعور و معرفت ديني و انقلابي است. استشهادي يعني بچههاي تفحص که علمدارشان حاج علي محمود وند است که هر روز بعد از خواندن زيارت عاشورا درون ميادين خطرناک مين ميرفتند و نزديک به 10 سال اين کار را فقط براي رضاي خدا و خشنودي دل خانواده شهدا انجام ميدادند. حاج علي ديوانه نبود و ميدانست اگر به دنبال چرب و شيرين دنيا برود امروز ميتوانست همچون ما به جايي برسد اما حاج علي محمود وند دل در گرو سودايي ديگر داشت و به همين خاطر بود که دائم اين شعر را زير لب زمزمه ميکرد:
اين سفره رنگ رنگ مال خودتان آرامش بعد جنگ مال خودتان
شيريني جنگ سهم من از دنيا اين زندگي قشنگ مال خودتان
سردار سعيد قاسمي اشاره کرد: ما مفتخريم که درميان سپاه اسلام به ويژه لشکر 27 حضرت رسول چنين فرماندهان شجاعي داريم. علمداراني چون: محمود وند و مجيد پازوکي و شهبازي و غلامي و حدود 20 شهيد ديگر که در مدت زمان بيش از يک دهه عمليات تفحص را به خون خود استمرار بخشيدند و حرکت انقلابي را تداوم دادند و براي همه ما سرمشق شدند. اين حرکت با حمايت مقام معظم رهبري تا امروز توانسته با اهداي 50 شهيد از يگانهاي مختلف اجساد بيش از 30 هزار شهيد را کشف و شناسايي نمايد.
وي در پايان افزود: هنوز اين فعاليت پايان نپذيرفته و در اين مرحله ميتوان با برقراري ستادي به شکل محسوس و يا نا محسوس از فرماندهان و يا سربازان عراقي که از وضعيت شهداي ما مطلعند استفاده کرد و اين عهدي است که ما با رهبر و مقتدايمان و برادران و دوستان شهيدمان بستهايم.
وي افزود: حتي بعد شهادت هم با جملاتي عاقل اندر سفيه ميگفتند که متاسفانه مواردي ايمني را رعايت نکرد و از اين گونه حرفهاي مزخرف. در پاسخ به آنها بايد گفت بله، آن هنگام که همه دعوت به ماندن ميکردند او در فکر رفتن بود. شما بهتر است فکري براي خودتان بکنيد " اينما کنتم يدرک کم الموت و لو کنتم في بروج مشيده" هر کجا باشيد مرگ شما را در بر خواهد گرفت حتي اگر در برجهاي بلند باشيد. شهادت هنر مرداني است که مرگ را خود انتخاب ميکنند.
سردار قاسمي در تبيين روند تفحص شهدا گفت: البته به دليل کارشکنيهاي کارشکنيهاي اشغالگران آمريکايي و انگليسي در عراق بخشي از فعاليت تفحص مختل شد اما اين دليل نميشود که ما کار را تعطيل کنيم و اين فعاليت بايد در داخل خاک ايران و عراق مستمرا ادامه يابد و اگر هم دوستاني ناراحتند که ممکن است باز هم تلفات بدهيم و ارزش ندارد بايد بدانند که بايد سعي کرد تا بچههاي تفحص را به بهترين تجهيزات حفاظتي و امنيتي مجهز نمود. وي سپس با گلايه افزود مگر ما از آمريکاييها کمتر هستيم که بعد از گذشت 4 دهه از تجاوزشان به ويتنام هنوز تيمهاي تفحصشان در جستجوي اجساد سربازانشان هستند و يا از اسرائيليها که براي گرفتن جسد دو سربازشان حاضرند آنها را با صدها اسير فلسطيني و لبناني معاوضه نمايند و يا جنگي 33 روزه را به حريف تحميل کنند. خانواده رزمنده مسلمان بايد مطمئن و دلگرم باشد که مسئولان براي جان فرزندانشان ارزش قائلند، نه اينکه فقط در وقت ضرورت و بر اساس احساس نياز، آنها را به بازي بگيرند و بعد از فروکش کردن جنگ، آنها را به فراموشي بسپارند.
همرزم حاج احمد متوسليان ادامه داد: براي ما عجيب است که در همين عمليات والفجر مقدماتي و يک اسراي مصري و اردني و سوداني داشتيم و هنوز يادمان نرفته که حضرت امام نسبت به حسني نا مبارک؛ حسين اردني و فهد سعودي با چه عصبات و کينهاي سخن ميگفت و آنها را بي غيرت و بي شرف ميناميد و چه قدر جالب است که امروزه همينها را در قضيه غزه با هم و در کنار اسرائيل و در مقابل ملتي از جنس خودشان يعني فلسينيها ميبينم و خيانت هايشان را مشاهده ميکنيم. اما متاسفانه در اينجا برخي براي مناسبات سياسي بي ارزش چند روزه دنيا از بردن حتي نام اين ملعونين ابا دارند و وفقط بر اين جمله تکراري و کليشهاي مزخرف «خيانت برخي کشورهاي عربي» تاکيد ميکنند انگار مقصود از اين کشورهاي عربي بورکينافاسو است. چرا بايد کساني که سمتهاي سياسي هم دارند بخواهند به هر قيمتي ولو پايمال شدن اعتبار و آبروي انقلابي ما حاضر به کرنش در مقابل خيانتها و فحاشيهاي اشخاصي چون ابولغيظها باشند؟
وي سپس ادامه داد: اگر به دنبال بر قراري رابطه با مردم مصريد زهي خيال باطل، مگر حسني نا مبارک اجازه چنين کاري را به شما خواهد داد؟
وي افزود: بايد بدانيد که به تعبير امام، حسني براي ما کماکان نا مبارک است و ما هنوز تغييراتي در مصر و اردن براي مبارک شدن حسنيها و عبداللهها نديده ايم. اگر در سوابق مبارزاتي شما حضور در جبهههاي جنگ وجود ندارد پيشنهاد ميکنم در ايام تعطيلات نوروز در غالب يکي از کاروانهاي راهيان نور به هرکجاي اين 1200 کيلومتر خط تماس تشريف ببريد و يا از دوستان رزمنده ما بخواهيد تا مينهاي با مارک Made in Egypt را به شما نشان دهند تا شايد کمي به خودتان بياييد. البته بعيد ميدانم. شما همانهايي هستيد که اين روزها با يک نرمخويي ظاهري اوباما که گفت ايران مشت گره کرده خود را باز کند، فريب گرگ را خورديد و آنقدر ذوق زده شديد که به جاي مشت آغوشتان را براي او باز کرديد.
اين فرمانده دوران دفاع مقدس در بخش ديگري از سخنان خود با انتقاد از برخي جريانهاي استشهادي در کشور گفت نبايد کلمه استشهادي را در هر جايي مفت خرج کنيم. اين واژهاي مقدس است و بسيار ارزشمند تر از آنکه بگوييم مثلا در جنگ غزه يکصد هزار نفر از جوانان ما در گردانهاي استشهادي ثبت نام کردند، اين کار يعني چه؟
اينگونه نيست که نيروهاي استشهادي يک شبه و در اثر غليان احساسات و عواطف توليد شوند بلکه نيروي استشهادي متکي به شعور و معرفت ديني و انقلابي است. استشهادي يعني بچههاي تفحص که علمدارشان حاج علي محمود وند است که هر روز بعد از خواندن زيارت عاشورا درون ميادين خطرناک مين ميرفتند و نزديک به 10 سال اين کار را فقط براي رضاي خدا و خشنودي دل خانواده شهدا انجام ميدادند. حاج علي ديوانه نبود و ميدانست اگر به دنبال چرب و شيرين دنيا برود امروز ميتوانست همچون ما به جايي برسد اما حاج علي محمود وند دل در گرو سودايي ديگر داشت و به همين خاطر بود که دائم اين شعر را زير لب زمزمه ميکرد:
اين سفره رنگ رنگ مال خودتان آرامش بعد جنگ مال خودتان
شيريني جنگ سهم من از دنيا اين زندگي قشنگ مال خودتان
سردار سعيد قاسمي اشاره کرد: ما مفتخريم که درميان سپاه اسلام به ويژه لشکر 27 حضرت رسول چنين فرماندهان شجاعي داريم. علمداراني چون: محمود وند و مجيد پازوکي و شهبازي و غلامي و حدود 20 شهيد ديگر که در مدت زمان بيش از يک دهه عمليات تفحص را به خون خود استمرار بخشيدند و حرکت انقلابي را تداوم دادند و براي همه ما سرمشق شدند. اين حرکت با حمايت مقام معظم رهبري تا امروز توانسته با اهداي 50 شهيد از يگانهاي مختلف اجساد بيش از 30 هزار شهيد را کشف و شناسايي نمايد.
وي در پايان افزود: هنوز اين فعاليت پايان نپذيرفته و در اين مرحله ميتوان با برقراري ستادي به شکل محسوس و يا نا محسوس از فرماندهان و يا سربازان عراقي که از وضعيت شهداي ما مطلعند استفاده کرد و اين عهدي است که ما با رهبر و مقتدايمان و برادران و دوستان شهيدمان بستهايم.
عهدي است که بستهايم، بر ميخـيزيـم با آن که شکستهايم، بر ميخيزيم
هـر وقـت کـه نـام عـشق را مـيخـواننـد هر جا که نشستهايم، بر ميخيزيم
منبع: رجانيوز
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...




